وظیفه یك دولت بر دوش یك سازمان

سازمان میراث فرهنگی, صنایع دستی و گردشگری كشور به هر میزان كه دارای بودجه و امكانات باشد كه غالبا فاقد آن یا بی بهره از مدیریت صحیح منابع انسانی و مالی است نمی تواند به تنهایی از عهده حفاظت از ده ها هزار اثر تاریخی برآید و این مهم باید در سطح تمام سازمان های دولتی پیگیری شود اما متاسفانه روند رویدادها در سال های اخیر نه تنها نشانی از این پیگیری ندارد, بلكه بی توجهی نهادها, سازمان ها و وزارتخانه های مختلف به قوانین و مقررات مربوط به حفاظت از میراث فرهنگی, در كنار اعمال نفوذ برای جلوگیری از پیشبرد روندهای قانونی و فقدان حمایت های قضایی موثر, آثار تاریخی را به شدت دچار آسیب كرده است

سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری كشور به هر میزان كه دارای بودجه و امكانات باشد (كه غالبا فاقد آن یا بی‌بهره از مدیریت صحیح منابع انسانی و مالی است) نمی‌تواند به تنهایی از عهده حفاظت از ده‌ها هزار اثر تاریخی برآید و این مهم باید در سطح تمام سازمان‌های دولتی پیگیری شود اما متاسفانه روند رویدادها در سال‌های اخیر نه تنها نشانی از این پیگیری ندارد، بلكه بی‌توجهی نهادها، ‌سازمان‌ها و وزارتخانه‌های مختلف به قوانین و مقررات مربوط به حفاظت از میراث فرهنگی، ‌در كنار اعمال نفوذ برای جلوگیری از پیشبرد روندهای قانونی و فقدان حمایت‌های قضایی موثر، آثار تاریخی را به‌شدت دچار آسیب كرده است.

برای مثال در تهران و در جایی كه سازمان میراث فرهنگی استان خود را مواجه با انبوه سازمان‌های قدرتمند و ذی‌‌نفوذ می‌یابد، نهادهای نظامی و انتظامی، سازمان اوقاف و امور خیریه و تولیت برخی بقاع متبركه، ‌وزارت آموزش و پرورش، ‌وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت امور خارجه، ‌شهرداری تهران و حتی وزارت دادگستری از جمله نهادها و سازمان‌هایی هستند كه اختلافات بسیاری میان‌ آنها و سازمان میراث فرهنگی، بر سر مداخله در بافت تاریخی بروز كرده است.

برای نمونه در بخش اوقاف و تولیت اماكن متبركه، ‌برنامه‌ای كه در سال‌های اخیر برای نوسازی و گسترش بقاع متبركه در محدوده تهران بزرگ به اجرا درآمده، انتقاد و اعتراض سازمان میراث فرهنگی را برانگیخته است. در شهر ری، ‌اقدامات تولیت آستانه امامزادگان عبدالعظیم حسنی، حمزه و طاهر (ع) برای گسترش ساختمان حرم ـ كه با توجه به ازدیاد زائران یك ضرورت تلقی می‌شده ـ عملا به دگرگونی شدید و تغییر ماهیت بافت تاریخی حرم به عنوان مجموعه‌ای غنی از آثار سده سوم تا چهاردهم هجری قمری، ‌انجامیده است.

به‌ویژه مقابر موجود در حرم كه مدفن مفاخر بزرگی چون ابوالفتوح رازی (مفسر بزرگ شیعه)، ‌میرزا ابوالقاسم فراهانی (صدر اعظم مقتول محمدشاه قاجار)‌، قاآنی (شاعر سده سیزدهم)، ‌بدیع‌الزمان فروزانفر (ادیب برجسته معاصر)، ملاعلی كنی (از علمای متأخر قاجار)‌، ‌امیری فیروزكوهی (شاعر معاصر)‌ و... است، ‌ضمیمه ساختمان حرم شده و ماهیت آن به عنوان یكی از ارزشمندترین مجموعه‌های آرامگاهی تهران از میان رفته است. آنچه بر جای مانده، ‌اسامی حجاری شده مفاخر مذكور، ‌بر سنگ‌های كف حرم است كه هیچ تناسبی با مقام نامداران دیانت، فرهنگ، ادب و هنر ایران ندارد.

كارشناسان میراث فرهنگی، همچنین از تغییر بافت تاریخی امامزاده صالح در منطقه تجریش ابراز نگرانی می‌كنند و از عدم همكاری مسوولان مربوطه با كارشناسان سازمان میراث فرهنگی گلایه‌مندند.

در حوزه تصدی آموزش و پرورش نیز، در سال‌های گذشته اقدامات سازمان توسعه، تجهیز و نوسازی مدارس كشور، موجب بروز اختلافاتی با سازمان میراث فرهنگی شده است.

یكی از این اقدامات، ‌تصمیم سازمان نوسازی مدارس به تخریب بنای تاریخی موسوم به «كوشك فخرالدوله» ‌است كه در سال ۷۶ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و از بناهای حائز اهمیت دوران انتقال در معماری تلقی می‌شود.

در حالی كه سازمان میراث سازمان میراث فرهنگی تهران بر نگهداری این بنا اصرار می‌ورزد و كارهایی را برای مرمت آن صورت داده است‌، ‌سازمان توسعه، ‌تجهیز و نوسازی مدارس، ‌تخریب آن را برای احداث ساختمانی بزرگ‌تر، اجتناب‌ناپذیر می‌داند و مسوولان میراث فرهنگی اعلام داشته‌اند كه ترجیح می‌دهند هرگونه اعتباری را به جای هزینه پرداخت نگاهداری كوشك فخرالدوله، ‌برای تعمیر سرویس بهداشتی مدارس هزینه كنند.

در همین حال برخی از بناهای تاریخی و فرهنگی تحت تملك وزارت آموزش و پرورش، وضعیت نگران‌كننده‌ای دارند. مهم‌ترین این بناها ساختمان مدرسه دارالفنون در خیابان ناصرخسرو است كه نخستین بنیاد آموزش نوین در ایران به حساب می‌آید. ساختمان این مدرسه با قدمت بیش از ۱۵۰ سال، ‌هم‌اكنون به حال خود رها و به شدت دچار آسیب شده است و آموزش و پرورش بودجه كافی برای اتمام مرمت‌هایی كه از چند سال پیش آغاز شده، اختصاص نمی‌دهد.

بنای دارالفنون گاه نیز برای ساخت فیلم در اختیار گروه‌های تلویزیونی و سینمایی قرار می‌گیرد كه صحنه‌پردازی‌ آنها موجب انباشت انبوهی از زباله در ساختمان و وارد آمدن خسارت به بخش‌هایی از آن شده است. اگر چه چند سالی است كه قرار است بنای دارالفنون با همكاری سازمان میراث فرهنگی مرمت و به موزه آموزش و پرورش بدل شود، ‌لیكن تاكنون اقدام مشهودی در این خصوص صورت نپذیرفته است.

چنین مشكلی، ‌به نوعی دیگر برای دانشگاه تهران نیز به وجود آمده و ساخت و ساز‌های روزافزون و ناهمگون در محوطه دانشگاه كه در فهرست ‌آثار ملی به ثبت رسیده‌، موجب تغییر فضای تاریخی آن شده است. گفته می‌شود، مكاتبات سازمان میراث فرهنگی برای جلوگیری از این اقدامات تاكنون نتیجه روشنی را در بر نداشته است.

این موارد، تنها نمونه كوچكی از عدم هماهنگی نهادهای دولتی با سازمان میراث فرهنگی و بی‌توجهی آنان به وظیفه همگانی حفاظت از میراث فرهنگی است كه نمونه‌های دردناك تری از آنها را می‌توان غیر از تهران در مناطقی چون اصفهان، خوزستان، مشهد و تبریز نظاره كرد. با این وجود می‌توان پرسید كه آیا سازمان میراث فرهنگی با هر میزان بودجه، امكانات و نیروی انسانی از عهده حفاظت میراث فرهنگی كشور برخواهد آمد؟