شب یلدا, مهر و مسیح را پیوند زد

وقتی به مطالعه ریشه سنت های هر ملتی می پردازیم, می بینیم هیچ رسم و عادتی بی حكمت نبوده است و پشت هر گزینشی فلسفه خاصی نهفته است شب چله در واقع شب تولد ایزد مهر, یكی از بزرگترین و فراگیرترین ایزدان هند و ایرانی بوده و این مراسم, به مناسبت جشن تولد مهر برگزار می شده است

در زمان كودكی، وقتی مدرسه ها باز می شد، هر روز كه به مدرسه می رفتیم،‌ پشت پنجره خانه ها هندوانه هایی جلب توجه می كرد كه مردم بنابر سنتی دیرینه برای شب چله (یلدا) نگه می داشتند. امروز دیگر كسی هندوانه نگه نمی دارد اما موسم شب چله كه فرا می رسد، سر و كله هندوانه هایی كه معلوم نیست از كجا آمده در میوه فروشی ها پیدا می شود و مردم برخود واجب می دانند كه آنها را بسیار گران تر از تابستان خریداری كنند تا زینت بخش مراسم شب چله شان باشد.

راستی چه اصراری بود در گرد آوردن سرخی های تابستانی و زمستانی برای مراسم شب چله؟ هندوانه تابستانی در كنار لبو و انار زمستانی و جمع شدن خانواده به دور هم تا با گرمی مهر و محبت خود بر سرما و تاریكی درازترین شب سال فائق آیند! امروزه دیگر كسی مناسبت اصلی این جشن را به خاطر نمی آورد و شاید اصراری هم به دانستن آن نداشته باشد. نفس جشن و بهانه ای برای گردهم آمدن اعضای خانواده و صرف میوه های خوشمزه و آجیل و در قدیم قصه گویی بزرگترها به دور كرسی و امروزه قصه گویی تلویزیون و خیره شدن همه نگاه ها به صفحه جادویی، تمام اینها برای دوام آوردن این جشن باستانی كفایت می كنند.

اما این همه تاكید بر میوه های سرخ به چه علت بوده است؟ چرا مثلا خربزه را از تابستان نگه نمی داشتند؟

وقتی به مطالعه ریشه سنت های هر ملتی می پردازیم، می بینیم هیچ رسم و عادتی بی حكمت نبوده است و پشت هر گزینشی فلسفه خاصی نهفته است.

شب چله در واقع شب تولد ایزد مهر، یكی از بزرگترین و فراگیرترین ایزدان هند و ایرانی بوده و این مراسم، به مناسبت جشن تولد مهر برگزار می شده است.

ایزدمهر،‌ ایزد نگاهبان پیمان ها و نظم و راستی و پشتیبان سرزمین های آریایی و حامی جنگاوران آریایی، ایزدی است همیشه بیدار كه همراه با خورشید از مشرق به مغرب می رود و پس از فرو رفتن خورشید نیز به زمین می آید و بر پیمان ها نظارت می كند. او سرخی پیش از طلوع خورشید و پس از غروب آن است و بدین گونه است كه سرخی در شب تولد مهر معنای خاصی می یابد. در این شب، ایرانیان جلوه هایی از این ایزد را در محفل خود گرد می آورند و تولد او را درست در انقلاب زمستانی گرامی می دارند كه پس از آن، روزها به سمت بلند شدن یعنی به سمت نور و گرمی بیشتر پیش می روند.

اما این عجیب نیست كه ایرانیان جشن تولد مهر را در روز ۲۱ دسامبر (اول دی) و مسیحیان جشن تولد حضرت عیسی (ع) را در روز ۲۵ دسامبر (پنج دی) یعنی تنها با چند روز اختلاف برگزار می كنند؟

شاید امروزه تعصب های دینی مسیحیان مانع پذیرفتن این امر باشد اما حقیقت آن است كه روز تولد حضرت مسیح مشخص نیست و جشن كنونی مسیحیان ادامه جشن كهن تولد نمادین مهر بوده است.

«فرانس كومون» ‌دانشمند فرانسوی، ثابت كرده است كه در دوران قدیم روز تولد خورشید در مصر و شام روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته می شد و مفسری سریانی ما را آگاه می كند كه این جشن با روشن كردن شمع ها برگزار می شد.

به گفته كومون،‌ به طور قطع این جشن همان جشن نوئل مسیحیان شده است كه در آن،‌ شمع روشن می كنند و درخت سرو آریایی را با تزیینات رنگین بر پا می دارند. مهرپرستی به صورت آیینی جدا از دین زردشتی پیش از میلاد مسیح وارد سرزمین های اروپایی شد و در امپراتوری روم گسترش یافت.

این آیین در سده های نخستین میلادی در اروپا به چنان درجه ای از مقبولیت رسید كه مدت زمانی این تردید را به وجود آورد كه ازمیان این دو آیین مهر و مسیحیت،‌ پیروزی با كدام است. وسعت قلمرو مهر، اروپا و آسیا (به استثنای كشورهای زرد نژاد) و آفریقا (تا حدود صحرا) را فرا می گرفت. در هیچ قرنی هیچ ایزد یا پیامبری به شهرت مهر نبوده است و به قول فیلسوف و مورخ معروف فرانسوی، ارنست رنان، «اگر علت و حادثه ای روی داده،‌ ترقی مسیحیت را باز می داشت،‌ هر آینه جهان از آن مهر بود.» اما سرانجام آیین مسیح، دین نوپایی كه حتی از طرف موسس خود، حضرت عیسی (ع) هیچ آداب و دستور و كتابی نداشت، به پیروزی رسید و آداب و رسوم یا به عبارتی شكل ظاهرش را از آیین كهنسال مهر،‌ كه بیشتر از سیصد سال در امپراتوری روم دوام آورد، به عاریت گرفت.

برخی از پژوهندگان در تفسیر پیروزی دین مسیح، بر آنند كه آیین مهر دینی مردانه بوده و زنان را به آن راهی نبوده است، حال آنكه زن در انتقال دین و فرهنگ به خصوص به نسل بعدی نقشی اساسی دارد. دین مسیح چنین محدودیتی نداشت، اما آن هم در آغاز بیشتر مردانه بود و تقدیس حضرت مریم، بعدها به منظور بقای دین وارد آداب آن شده است. به هر حال مسیحیت پیروزی خود را می تواند ابتدا مدیون حمایت زنان و سپس مدیون حمایت كنستانتین، امپراتور روم باشد. كنستانتین كه به دین مسیح گرویده بود، در سال ۳۲۴ میلادی به سلطنت رسید و به كشتار مهرپرستان و نابود كردن آثار آنان پرداخت. با روی كار آمدن كنستانتین و جسور شدن مسیحیان، مهرپرستان چنان قلع و قمع شدند كه امروزه آثار اندكی از آیین ها و رسوم آنان به جا مانده است. هنوز هم آثار معابد مهری كه از زیر خاك كشف می شود، دلیل شكستن و سوختن به وسیله دشمنان آن است.

با این حال، مهرابه ها (معابد مهری) و نقش برجسته هایی كه در اروپا از این آیین كشف شده، از جمله نقش برجسته ای در كونییك (Konjic) یوگسلاوی، بسیاری از رازهای این آیین را كه شباهت ها و تفاوت های در خور توجهی با پرستش مهر در ایران دارد، گشود و تحقیقات بیشتر آداب مهری دین مسیح را روشن ساخت. از جمله بسیاری از اصول این آیین مثل فدیه و نیاز و عقیده به رستاخیز و پل صراط و برزخ و بهشت و دوزخ و حساب و میزان و ثواب و گناه. به علاوه بسیاری از آداب و جشن های آن چون جشن تولد مهر به صورت عید نوئل، غسل تعمید، جشن بهارانه مهرپرستان به صورت عید پاك، نامگذاری روزهای هفته با نام ستارگان و مقدس بودن روز یكشنبه (Sunday) كه روز مخصوص خورشید بوده است.

در هنگام ستایش و سرودن دعاهای مهر، آهنگ می نواختند و در مواقع مخصوصی از زنگ استفاده می كردند و به هنگام ستایش زانو می زدند. استفاده از ارگ و ناقوس و زانو زدن را در مراسم كلیسایی نیز می بینیم. در آیین زردشتی، موبدان نان و آب تقدیس شده و آمیخته با گیاه هوم را به هنگام مراسم مذهبی می خوردند. این رسم ایرانی نیز به اروپا منتقل شد و جای گیاه هوم را شاخه های درخت انگور و تدریجا شراب گرفت و نان و شراب مظهر گوشت و خون مسیح شد.

باید گفت این وام گیری ها ابتدا از سوی مسیحیان آسیای صغیر و ارمنستان صورت گرفت، یعنی همان دو منطقه ای كه مهر از زمان های بسیار قدیم پرستیده می شد. از تیرداد، شاه ارمنستان نقل است كه در سال ۶۶ م به روم رفت تا تاج شاهی را از نرون دریافت كند. در آن هنگام،‌ خطاب به امپراتور گفت: «من نزد شما آمده ام، گویی كه به نزد خدای خود آمده ام تا شما را بپرستم،‌ همان گونه كه مهر را می پرستم و چنان خواهم بود كه شما تصمیم بگیرید، زیرا شما «تقدیر» من و «بخت» من هستید. به این ترتیب،‌ پس از رواج دین مسیح در این منطقه، آداب مهری وارد دین مسیح شد و تدریجا در این دین فراگیر شد تا جایی كه از قرن چهارم میلادی، رسما ۲۵ دسامبر به روز تولد حضرت مسیح تغییر یافت.

حتی در ساختمان كلیساها هم آثاری از معابد مهری به جا مانده است. كلیساها طوری ساخته شده اند كه همه مسیحیان جهان به طرف مشرق یعنی محل طلوع خورشید می ایستند و می دانیم كه مهر و خورشید به خصوص در آیین های مهری ارتباط نزدیكی با یكدیگر دارند و این نزدیكی چنان بوده كه در ایران، مهر معنای ثانویه خورشید یافته است.

از طرفی، فضای دالانی و غار مانند كلیسا بی شباهت به معابد مهری كه در غارها یا زیرزمین ساخته می شد، نیست. بر دیوار مهرابه ها تصاویری از ایزدمهر با هاله نوری دور سر آن در حال كشتن گاو وجود داشت،‌ امروزه در كلیساها تصاویری از حضرت مسیح و حضرت مریم با همان هاله های نورانی دیده می شود. در كنار در ورودی كلیسا ظرف پایه داری پر از آب متبرك قرار دارد كه بازمانده معابد مهری است. مهرپرستان یكدیگر را برادر خطاب می كردند و پیروان دین مسیح نیز در آغاز یكدیگر را برادر می گفتند.

در آیین مهر درجات مذهبی وجود داشته، به ترتیب: كلاغ، عروس، سرباز، شیر، پارسی، پیك خورشید و «پدر» عالی ترین مرتبه. مشابه این رتبه بندی روحانی در دین مسیح نیز وجود دارد، القابی چون كشیش،‌ اسقف و پاپ (عالی ترین مرتبه) و از همه مهمتر آنكه پیروان دین مسیح مظهر شكنجه و آلت قتاله پیامبر خود را ستایش می‌كنند. صلیب نماد قدیمی خورشید است كه در فارسی به آن چلیپا می گویند و در نقش برجسته های به جا مانده از آیین های مهر از جمله همان نقش برجسته كونییك به عنوان تصویری مقدس به چشم می خورد و این نماد خورشید امروزه به نمادی از حضرت مسیح تغییر یافته و مورد تقدیس و پرستش همه مسیحیان جهان شده است.

منابع:

- بهار،‌ مهرداد؛ از اسطوره تا تاریخ؛ تهران: نشر چشمه، ۱۳۷۶.

- پور داود،‌ ابراهیم؛ یشت ها، ج ا؛ تهران: طهوری، ۱۳۴۷. - كریستن سن، آرتور؛ نمونه های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه ای ایرانیان؛ ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار _‌ احمد تفضلی؛ تهران: نشر چشمه، ۱۳۷۷.

- هینلز، جان؛‌ شناخت اساطیر ایران؛ ترجمه ژاله آموزگار _‌ احمد تفضلی‌؛ چاپ چهارم، تهران‌: نشر چشمه، ۱۳۷۵.

آرزو رسولی