برگ ریزان در باغ تاریخی فین

نگاهی به تاریخچه و تهدیدات پیش روی باغ فین کاشان در آستانه ثبت جهانی آن

روزی که میرزا تقی‌خان فراهانی معروف به امیرکبیر در بازگشت از اصفهان، در قریه فین و در باغ مشهورش بر تخت آرمیده بود و سروهای کهنسال باغ، چشم از او می‌ربودند، هیچکدام از همراهانش و حتی شاید خود او نیز گمان نمی‌برد، چندی دیگر، به مکری ننگین و در حمام همین باغ مصفا رگش زده می‌شود و ردی از خون سرخش تا ابد بر تاریخ کشورش امتداد می‌یابد. حالا پس از ۱۵۹ بار گردش چرخ گردون بدون حضور امیرکبیر، قتلگاهش می‌رود که ثبت جهانی شود؛ اتفاقی که البته با اما و اگرهای فراوانی روبه‌روست.

وقتی پای در پردیس‌های اصیل ایرانی مانند باغ‌های باشکوه اصفهان، شیراز، کرمان و... می‌گذاریم، سوای نوع معماری، عواملی هست که سبب می‌شود، آرامشی عمیق را احساس کنیم. این عوامل در ارتباط مستقیم با روان ما هستند و از طریق تاثیری که بر ناخودآگاه ما می‌گذارند سبب واکنش‌هایی در مغز می‌شوند که نتیجه آن احساس آرامش است. مهم‌ترین عوامل یاد شده، ۲ عنصر آب و درخت هستند که حساب شده و با در هم پیچیدنی معجزه‌وار باغ‌های کهن ایرانی را از سایر باغ‌های دنیا متمایز می‌کنند.

باغ‌های ایرانی نمادی از بهشت هستند که در زمین جای داده شده و گنجینه‌ای از نمادهای تداعی‌گر دنیای آرمانی، پاکی و پاک‌کنندگی را در بر می‌گیرند. حتی نوع معماری، تنظیم زوایای ردیف درختان در باغ، مسیر و جهت عبور جوی‌های آب و حجم یا دبی آب روان در آنها هم اتفاقی نیست و بر پایه حساب‌های دقیق است تا برترین نمادسازی آفریده شود و بهترین نقش را بر روان باقی گذارد.

بر پایه برخی گفته‌ها طرح جویبارها، محاسبات حجم آب و زوایای مختلف آن را غیاث‌الدین جمشید کاشانی، ریاضیدان برجسته ایران زمین در باغشاه قدیم (باغ فین قدیمی) اجرا کرد که بعدها صفویه آن را در باغشاه فعلی نیز به کار بردند. در نظر گرفتن ریزترین مسائل روان‌شناسانه در باغ‌های ایرانی با استفاده از نما، آب و درخت، گواهی بر آگاهی نیاکان ما از پیچیدگی‌های روان آدمی است. بسیاری بر این عقیده‌اند که باغ‌های چهلستون اصفهان و فین‌ کاشان آینه تمام‌نمای باغ‌های ایرانی هستند که تا حد زیادی نمادهای گذشته را حفظ کرده‌اند و در کوران تاخت و تاز بیگانه، کمتر رنگ باخته‌اند. شاید به همین خاطر است که سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری اصفهان این دو باغ را برای ثبت جهانی معرفی کرده است. در خردادماه یا تیرماه امسال و احتمالا در کشور بحرین که اجلاس دوره‌ای یونسکو را میزبان خواهد بود، پرونده باغ فین و چهلستون همراه با ۹ باغ دیگر کشور روی میز می‌رود، آیا استان اصفهان با همه شکوهش، به دومین و سومین اثر ثبت شده جهانی‌اش بعد از میدان نقش‌جهان دست خواهد یافت؟!

● باغ ۷ هزار ساله؟

شاید به این دلیل که فاصله میان باغ فین تا تپه‌های سیلک کاشان و برجا مانده‌های تمدن ۷هزار ساله آن، فقط ۲ کیلومتر است. عده‌ای بنای اولیه باغ فین را هم به آن زمان یعنی ۷ هزار سال قبل نسبت می‌دهند. عده‌ای هم شکل‌گیری‌اش را به دوران آل‌بویه نسبت می دهند و توسعه‌اش را مرهون عهد ایلخانان می‌دانند. دکتر جعفری زند، نویسنده کتاب «اصفهان پیش از اسلام» و سرپرست هیات کاوش تپه اشرف اصفهان در گفت‌وگو با «جام‌جم» در پاسخ به این پرسش که کدامیک از این گفته‌ها درباره تاریخچه باغ فین پذیرفتنی‌تر است؟ می‌گوید: به دلیل نزدیکی باغ فین به تپه‌های سیلک و این که چشمه سلیمان منبع تامین‌کننده آب در دشت سیلک و منطقه فین است، مباحثی درباره هم قدمت بودن این دو مطرح می‌شود.

البته هنوز هیچ کاوشی در منطقه فین برای اثبات هم قدمت بودن باغ فین و تپه‌های سیلک انجام نشده و آثاری که تاییدکننده این نظریه باشد کشف نشده است. با این وجود بر اساس نوشته‌ها در قرن چهارم هجری نیز در اینجا باغی مصفا با خصوصیات فین وجود داشته که البته به دلیل عدم کاوش تا به امروز آثاری از آل‌بویه هم در آن یافت نشده است. به دلیل آن‌که منطقه کاشان همواره متاثر از زلزله‌های سهمگین بوده است، از بقایای احتمالی پیش از صفویه هم خبری نیست. حتی در زمان قاجار هم باز زلزله مهیبی در این منطقه روی داد. از آنجا که صحبت‌های ما درباره قدمت مکان‌های تاریخی باید بر اساس واقعیات باستان‌شناسی باشد، نمی‌توانیم درباره قدمت پیش از صفوی باغ فین با قاطعیت اظهارنظر کنیم.

● فین در گذر زمان

اما چه نقشی در خاطرها باقی مانده و از قرن‌ها پیش سینه به سینه به مردم امروز کاشان رسیده است که آنها باغ فین را دارای قدمتی دیرین‌تر از صفویه می‌دانند. به نظر می‌رسد اینجا یک اشتباه کوچک اما قابل چشم‌پوشی به وجود آمده؛ اشتباهی که فاصله‌ای ۵۰۰ متری سبب آن شده است! در واقع آنچه از شواهد بر می‌آید، باغ فین قدیمی که مردم از تاریخ پیش از صفوی آن صحبت می‌کنند با باغ فین فعلی حدود ۵۰۰ متر فاصله دارد! و به باغشاه قدیمی معروف است و باغ فین فعلی نیز به باغشاه جدید.

در اواخر حکومت شاه طهماسب صفوی زلزله سهمگینی در کاشان رخ داد که علاوه بر قریه فین، باغشاه قدیمی را نیز ویران کرد. بعدها نیز ناآرامی‌های اطراف کاشان بر ویرانی‌ها افزود تا این‌که شاه عباس صفوی که کاشانه‌های بسیار و آبادانی‌های فراوانی در سراسر ایران زمین گسترده بود، به فکر بنای باغشاه جدید افتاد. از آنجا که باغشاه قدیم برای تامین آب جویبارهایش از آب چشمه سلیمان استفاده می‌کرد، شاه عباس ورودی آب چشمه باغشاه جدید را ۵۰۰ متر بالاتر یعنی در مکان فعلی قرار داد و باغ جدید را در مکان فعلی به سبک باغ قدیمی ساخت. همچنین برای محافظت باغ در برابر سیلاب‌های کوه دندانه در سمت غربی باغ، سدی محکم با سنگ و ساروج ساخت که هنوز باقی است و به سد شاه عباسی معروف است.

در این میان آثار باغشاه قدیمی نیز هنوز باقی است. در نزدیکی باغ فین فعلی زمینی است که در آن ویرانه‌هایی از طویله‌ای قدیمی، آثار خشتی حوضخانه، استخر و حتی سروی چند صدساله موجود است. بنا به استنادات تاریخی، یعقوب لیث صفاری در سال ۲۵۶ هجری قمری در باغ فین اردو می‌زند. همچنین در کتاب محاسن اصفهان آمده است شاه اسماعیل صفوی در ابتدای دوره صفویه جشن‌های باشکوهش را در این مکان برگزار می‌کرد.

● چالش‌های پیش روی ثبت جهانی فین

مدتی قبل بود که کارشناسان یونسکو برای بازدید از باغ فین و ارزیابی آن جهت ثبت جهانی به کاشان آمدند. این مرحله اول ثبت این اثر بود که انجام شد. اما مدتی بعد در رسانه‌ها بحث معضلات بوجود آمده در این باغ، مانند خشک شدن درختان کهنسالش و مرمت غیر اصولی آن بالا گرفت. اسفندیار حیدری‌پور، رئیس سازمان میراث فرهنگی صنایع‌دستی و گردشگری استان اصفهان اما معتقد است خشک شدن برخی از درختان باغ به کهنسال بودن آنها و سرمای کم‌سابقه سال‌های ۸۷ ـ۸۶ باز می‌گردد و بعد از آن تاریخ تا به الان هیچ درختی خشک نشده است.

نکته: خشک شدن چند درخت کهنسال، تغییر سامانه آبرسانی، مرمت‌های غیراصولی، به‌کارگیری مصالح جدید در کوشک‌ها و نوسازی پیاده‌روهای باغ فین‌ کاشان از عواملی است که آسیب زیادی به این اثر تاریخی زده و ثبت جهانی آن را با چالش روبه‌رو گردانده است

به گفته وی خشکیدن درختان امری طبیعی است که با مطالعات آزمایشگاهی و بررسی واحد تحقیقات مرکز گیاه پزشکی کرج این موضوع تایید شد که خشک شدن درختان باغ فین بر اثر قلیایی بودن آب یا مشکل خاک نبوده است. او در واکنش به انتقادها می‌گوید: متاسفانه کسانی که درحال حاضر بحث خشکی درختان باغ فین را مطرح می‌کنند تنها قصد کارشکنی و مانع‌تراشی برای ثبت جهانی این اثر تاریخی را دارند. حدود ۵ ماه است که به صورت مستمر و مداوم درگیر باغ فین هستیم و این موج مخالفتی که به راه افتاده در تلاش است به هر نحوی مانع از ثبت جهانی این باغ تاریخی شود.

او عدم اطلاع‌رسانی شفاف و به هنگام از سوی سازمان میراث فرهنگی را هم در به راه افتادن موجی که به زعم او برای جلوگیری از ثبت این اثر ایجاد شده دخیل می‌داند و می‌افزاید: این موضوع سبب شده تا این تردید برای دوستداران میراث فرهنگی به وجود آید که سازمان میراث فرهنگی صنایع‌دستی و گردشگری برای حفظ درختان باغ تلاش مناسبی نداشته است.

اگرچه وی کمی بیش از یک سال است که بر مسند این سازمان در اصفهان نشسته و تخریب‌های اصلی باغ به زمان پیش از او باز می‌گردد، اما در این مدت روابط عمومی سازمان نتوانسته ارتباط درخوری با اهل رسانه داشته باشد.

حیدری‌پور درخواست می‌کند در آستانه ثبت جهانی باغ فین از منفی گرایی درباره آن پرهیز شود و ادامه می‌دهد: برخی از درختان باغ فین عمر مفید خود را کرده‌اند ومطرح کردن خبر و گزارش در این خصوص و ایجاد موج مخالفت دراین فضا فقط مانع ثبت جهانی این مجموعه می‌شود.

اگرچه مدتی است که باغ فین بیش از گذشته به جمع رسانه‌ها آمده و از آن انتقاد می‌شود، اما نباید از نظر دور داشت که انتقاد به نحوه مدیریت باغ فین از سال‌ها قبل شروع شده بود و دلسوزان میراث ایران زمین، درباره اتفاقات ناخوشایند در باغ فین هشدار می‌دادند. حتی سایت بنیاد جهانی باغ‌های تاریخی مشهور به HGF نیز ۲ سال پیش، باغ فین‌ کاشان را در معرض خطر معرفی کرد و در بیان وضعیت این باغ و مشکلات آن نوشت: این باغ تاریخی در کاشان که با درجه بالایی از اهمیت، بازدیدکنندگان بسیاری نیز دارد، چرا باید مورد غفلت قرار بگیرد؟

ری استوارت، نویسنده این مقاله هشدار داده بود: دراین باغ کهن با کوشک‌های زیبا، درختان کهن سروی وجود دارد که بویژه در شعر و ادبیات و هنر ایرانی نماد زیبایی و کمال تلقی می‌شود. اما امروزه بسیاری از این درختان کهنسال یا به کلی خشک شده‌اند یا در حال مرگند و برخی دیگر نیز در وضعیت رقت‌باری قرار گرفته‌اند که پوسیدگی شاخه و ریشه برخی از این درختان و خطر افتادن آنها به طور بالقوه تهدیدی برای خانواده‌ها و مردمی است که اغلب برای تعطیلات آخر هفته به این باغ می‌آیند.

● مرمت‌ها غیراصولی

شاید یکی از بزرگ‌ترین انتقادات وارده به سازمان میراث فرهنگی، شیوه مرمتی باشد که کارشناسان کم‌تجربه آن در بناهای تاریخی به کار می‌برند. وقتی در یکی از اندرونی‌های باغ فین نظر رئیس سازمان میراث اصفهان را نسبت به سرامیک زیر پایش که در مرمتی غیر اصولی به جای کف اصلی به کار رفته و اصالت بنا که در باغ فین و در شیوه غلط مرمت به مخاطره افتاده، می‌پرسیم، حرفمان را تایید می‌کند و می‌گوید: متاسفانه یک‌سری از مرمت‌ها اصالت بنا را از بین برده است. برای چنین جایی به کار بردن پارکت و سرامیک کاملا اشتباه است.

متاسفانه در این باغ هر مدیری بسته به سلیقه خود تغییراتی اعمال کرده است. برخی حتی در فضای باغ از سنگ‌های تراورتن استفاده کرده‌اند. تمام تلاش ما بر اینست که این مصالح را تغییر دهیم و از مصالح شبیه به اصالت اثر استفاده کنیم. یکی از مزایای ثبت جهانی همین است که دیگر هر گونه تغییری باید سلسله مراتبی را طی کند و مورد تایید قرار بگیرد.دکتر جعفری زند، سرپرست هیات کاوش تپه اشرف اصفهان هم از شیوه مرمت در کشور و از جمله در باغ فین شکایت دارد و می‌گوید: باغ فین نسبت به دیگر آثار ما استحکام و پایداری نسبتا خوبی دارد، اما تکنیک مرمت بیشتر آثار ما نوسازی است نه مرمت. متاسفانه در کشور ما روش علمی مرمت جایی ندارد و بازپیرایی و نوسازی در فین هم مانند بسیاری از مکان‌های دیگر جای مرمت اصولی را گرفته است.

● لیلی و مجنون

خوشبختانه حالا دیگر برای شستشوی جوی‌ها و استخرهای باغ فین از آب آهک استفاده نمی‌شود و کارشناسان مستقر در آن نیز از نزدیک رخدادهای آن را رصد می‌کنند. اما شاید تغذیه درختان باغ از آب چشمه سلیمان نیاز به آزمایش دائمی کیفیت آب این چشمه داشته باشد، چرا که به زعم نویسنده، تغییرات ph آب چشمه در فصول مختلف و از جمله در خشکسالی‌ها می‌تواند سبب خشک شدن درختان یا بیمار شدن آنها شود. از یاد نبریم که در خشک شدن یک درخت ده‌ها عامل پیدا و پنهان دخیل هستند.

اگرچه بتازگی اقدامات مناسب و همه جانبه‌ای برای جان بخشی دوباره به باغ فین انجام شده است و حتی سر بر آوردن شاخه‌های جوان و کوچکی را بر پیکره درختان کهنسال به چشم دیده می‌شود که خود نوید روزهای خوشی برای این باغ است و اگرچه ۲ سرو مورد علاقه جهانگردان معروف به لیلی و مجنون هم با ۴۰۰ سال قدمت، دوشادوش همدیگر، بی‌مهری‌ها و سرمای خزان را از سر گذراندند و از پای نیفتاده‌اند، اما از امروز باید به فکر آن باشیم که نه تنها باغ فین که باغ‌های ایران زمین را از سرمای خزان ناآگاهی‌ها و غفلت‌ها برهانیم و دغدغه دلسوزان میراث فرهنگی را جدی بگریم، مبادا آنچه را که امروز می‌توانیم به آسودگی انجام دهیم، فردا مجبور شویم به سختی و با سرافکندگی انجام دهیم!

احسان مرادی