نگاهی به چند فیلم در حال اکران

بد ندانستیم برای پایان هفته تان به چند فیلم در حال اکران در سینماهای کشور بپردازیم, تا شما نیز از چگونگی روند سینما غافل نمانید

بد ندانستیم برای پایان هفته تان به چند فیلم در حال اکران در سینماهای کشور بپردازیم، تا شما نیز از چگونگی روند سینما غافل نمانید.

سینماگران و عاملان تصویر، کاری کردند که این روزها ما به سینمای تجاری و گیشه نیز راضی راضی هستیم، به گونه ای که دلمان لک زده برای فیلمی که مخاطب پسند باشد و با فروش بالایی پیش برود به طور کلی از بحث کیفیت و محتوای آن صرف نظر کرده ایم.

این روزها متاسفانه در اکران سینماهای کشور نیز با فروش بالا و قابل توجهی مواجه نیستیم و گذشته از کیفیت پایین با مشکل بیننده کم نیز درگیریم.

البته به مرور و گذشت زمان این امر بدیهی است و این دو لازم و ملزوم هم می باشند.

زیرا بر خلاف نگرش بعضی سینماگران مخاطبان سینما رو به رشد چشم گیری دارند و همگی به سمت خاص شدن رفته و شعور بالایی در امر دیدن پیدا کرده اند.

جماعت علاقه مند به فیلم دیدن روز به روز افزایش می یابد، اما متاسفانه با روند موجود، سینمای ایران نمی تواند این جماعت مشتاق و البته تحلیل گر را جذب کند.

در هر صورت سه فیلمی که ما در این شماره می خواهیم به آن بپردازیم در سه گونه و شکل متفاوت روایت شده اند، دل شکسته فیلمی که از اسمش می توان به محتوا و چگونگی اش پی برد، فیلمی در ژانر درام عاشقانه، احضار شدگان نمی دانم این چه رسمی است که کل فیلم را در نامش خلاصه می کنند، این فیلم نیز از اسمش کاملا مشخص است در ژانر وحشت ساخته شده است.

اما فیلم قابل تامل و دوست داشتنی آتش سبز که همان طور که انتظار می رفت از اسمش چیزی مشخص نیست و فیلم عرفانی، فلسفی که هر چند دیر اما بالاخره به اکران عمومی رسید.

● دل شکسته (قصه ای تکراری با حضور مجدد بازیگری قدیمی و در حاشیه)

سینمایی دل شکسته به کارگردانی علی روئین تن به علاقه پسری مومن می پردازد که به واسطه عشق در تقابل با اعتقادات درونی اش قرار می گیرد.(اگر داستان ارمیا و یا کتاب بی وتن رضا امیرخانی را خوانده باشید، باید این تضاد و تقابل برایتان قابل درک باشد، البته امیدواریم به زیبایی آن نگاشته و به تصویر کشیده شده باشد) گذشته از ادبیات داستانی، فیلم دل شکسته نیز مانند دیگر آثار درام این روزها دچار آفت فیلم فارسی می باشد و از آن جایی که مرز بین ملودرام و فیلم فارسی بسیار ناچیز و باریک است این فیلم نیز از این قاعده مستثنی نیست و در بعضی از سکانس ها خاطرات فیلم فارسی را زنده می کند.

کلی گویی ها و پرهیز از نکته سنجی یکی دیگر از مشکلات فیلم می باشد که از آن اثری سطحی و بدون تعمق ساخته است. بیتابادران در فیلم نقش دختر مورد علاقه کاراکتر مومن را بازی می کند، بادران را همه با بازی او در نقش زن مشهدی در سینمایی برجسته و خاطره انگیز آژانس شیشه ای می شناسند، بعد از بازی اش در این سینمایی همه منتقدان و مخاطبان کشف یک استعداد جدید را نوید دادند، البته با بازی درخشان او در آژانس شیشه ای بی راه و نامربوط نیز نمی گفتند، اما مسیر حرفه ای بادران عوض شد و به گونه ای دیگر پیش رفت و از او چهره ای در حاشیه ساخت.حاتمی کیا بعد از موفقیت او در آژانس شیشه ای تصمیم داشت برای نقش محبوبه در روبان قرمز نیز از او استفاده کند، اما گویا عمل جراحی زیبایی که بادران بر روی صورتش انجام داده بود تصورات و نقشه کارگردان را که ادعا کرده بود نقش محبوبه را بر اساس همین تصورات نوشته، نقش بر آب کرد.(چه می کند این بلای خانمان سوز) و به این ترتیب سرنوشت بادران در دنیای تصویر عوض شده است.و اما بعد از چندین سال در حاشیه بودن بالاخره با حضور در دل شکسته دوباره به عرصه سینما پا گذاشت، او تلاش کرد تا برگشت قابل قبول و تاثیرگذاری داشته باشد، اما متاسفانه دل شکسته عرصه ای مناسب برای حضوری چشم گیر و قابل توجه نمی باشد.

شما هم باید حدس زده باشید نقش مقابل بادران را چه کسی بازی کرده است.

درست است شهاب الدین حسینی، کاراکتر مقابل او می باشد که همان پسر مومن است.

او از بازیگرانی می باشد که با حضور پر تعداد و غیر سنجیده عمل کردن هم چنان جایگاه مخصوص خودش را بین کارگردانان و در سینما دارد.

سکانس های اغراق آمیز و غلوآمیز روی بازی شهاب الدین حسینی نیز تاثیر گذاشته و با بازی احساسات گرایانه اش به نوعی به کاراکتر غیر ملموس و درک نشده بدل شده است.اما گذشته از نکته سنجی ها و ایرادهای اندک بازی حسینی، هر دو بازیگر با تلاشی مثال زدنی به بازی پرداخته اند که تا حدودی نیز موفق بوده اما متاسفانه بر خلاف بازی قابل تحمل این دو کاراکتر به علت ضعف در داستان و فضاسازی ماجرا، فیلم موفق نبوده، به تعبیری تلاش بیتابادران و شهاب الدین حسینی در قالب دو نقش محوری کارساز نبوده و نتوانسته فیلم را از کشیده شدن به سمت فیلم فارسی و سقوط محض نجات دهد.

● احضار شدگان فیلمی که خواسته ترسناک باشد

شما نیز باید شاهد پخش تیزرهای تبلیغاتی این سینمایی از تلویزیون باشید، فیلمی که با تبلیغ جذاب و بدیع خودش، تا حدودی توانست جالب و دیدنی فرض شود.تهیه کننده و طراح تیزر خوش ذوق این فیلم در ابتدا و شروع تبلیغاتشان با این جمله جلو رفتند «دیدن این فیلم برای افراد بالای چهل و پنج سال توصیه نمی شود» اما گذشته از بدعت و نوآوری در امر تبلیغ، نمی دانیم عوامل فیلم این قشر را از دیدن کدام صحنه وحشتناک منع می کنند، زیرا فیلم بر خلاف نام و روندی که پیش گرفته اصلا و ابدا فیلم ترسناک و خشنی نمی باشد و فقط با چندین صحنه غافلگیر کننده و موزیک های دلهره آور سعی کرده بیننده را به زور بترساند.

احضار شدگان به کارگردانی آرش معیریان به هر موضوع و مضمونی در این فیلم پرداخته است یا به تعبیری از دور دستی بر آتش داشته است.

در این فیلم علاوه بر ژانر وحشت غیر واقعی و نا مانوسش به مسائل اجتماعی و مشکلات جوانان نیز به طور گذرا اشاره کرده و اثرات قرص های روان گردان بر عقل و شعور نیز بررسی شده است.

البته از آن جایی که معیریان در فیلمش (در مدت کوتاه ۹۰ دقیقه) پی در پی از این شاخه به آن شاخه پریده است، نتوانسته به طور جامع و کامل، یک مضمون مشخص را در فیلم روایت و پیگیری کند، به همین دلیل موجه فیلم دچار سردرگمی و از هم پاشیدگی قابل لمسی می باشد.

فیلم نامه نیز نتوانسته فضا را قابل لمس و تشریح کند، از آن جایی که داستان و فیلم نامه دچار نقص می باشد طبیعی است شخصیت پردازی ها و معرفی کاراکترها نیز کامل و مشخص صورت نمی پذیرد.

و اما بازیگران فیلم:

چه انتظاری می توان از یک بازیگر داشت وقتی شرایط به این منوال باشد.

بازی شهرام حقیقت دوست کاملا تیپیک و کلیشه ای می باشد (با این که او یکی از برجسته های صحنه های تئاتر و نمایش است) کارگردان با بی رحمی خاصی فقط از او بازی کلیشه ای و تکراری همیشگی اش را خواسته است.

از آن جایی که می دانید این بازیگر چهره همیشه عصبی و برون گرای دنیای تصویر می باشد، کارگردان نیز با شناخت قبلی انتظار تکرار مجدد تیپ و کاراکتر تکراری اش را داشته است.

مطمئنا حضور مهدی سلوکی نیز بعد از مدت ها دوری از تصویر بهانه ای بوده برای جذب مخاطب و جلب نظر طرفداران او و به نوعی سلوکی در فیلم نقش سوپاپ اطمینانی را بازی می کند که شاید بتواند فیلم را از سقوط حتمی نجات دهد، اما ضعف فیلم نامه چنان زیاد و غیر قابل چشم پوشی است که از دست هیچ کدام از بازیگران کاری ساخته نیست.

● آتش سبز فیلمی متفاوت و جذاب در عرصه اکران

آتش سبز یکی از متفاوت ترین تجربیات سینمایی ما در زمینه بازیگری می باشد. این فیلم علاوه بر جنبه سینمایی جنبه های حاشیه ای نیز داشته است.در این فیلم علاوه بر تاریخ، افسانه ای نیز روایت می شود، حال و هوای عرفانی فیلم قابل درک و سهل الهضم می باشد، اما با تمام تفاسیر از سری فیلم هایی می باشد که قشر خاصی را راضی خواهد کرد و مورد پسند معدود مخاطبان سینما قرار خواهد گرفت یا به تعبیری فیلم سرگرم کننده ای نخواهد بود و بیشتر حالت مفهومی داشته و احتیاج به فکر و تامل دارد.

عزت ا... انتظامی در مورد این فیلم اظهار داشته: تاکنون با گذشت سالیان زیاد از عمر حرفه ای ام چنین فیلم و نقش متفاوتی را بازی نکرده بودم، او دراین سینمایی نقش کاتب را بازی می کند که نظاره گر اتفاقات رخ داده می باشد البته بازی ها در این سینمایی از چارچوب و روند خاص و خطی پیروی نمی کنند و دچار فراز و نشیب های مطابق با فضا می باشند.علاوه بر عزت ا... انتظامی، مهتاب کرامتی نیز در این سینمایی جایگاه ناظر را دارد و با بازی فوق العاده و قابل تحسینش توانسته عرفان در جریان تاریخ را به خوبی به تصویر بکشد.

(جالب است بدانید گزینه اولیه کارگردان برای این نقش هدیه تهرانی بوده است) کرامتی در این فیلم نقش ناردانه را بازی می کند، البته کرامتی و انتظامی علاوه بر یک نفش واحد نقش های متفاوت و متعدد دیگر با گریم های مختلف را بر عهده دارند و بیشتر روایت گر تاریخ می باشند که گاهی به جای شخصیت های اصلی در خیالشان نیز حضوردارند. آتش سبز تجریه متفاوت و جذاب، محمد رضا اصلانی می باشد که توانسته نظر منتقدان زیادی را جذب کند.

پگاه آهنگرانی در این فیلم نقش کنیزکی را بازی می کند که با حضور کنجکاوانه و پر شور و تملک خواهش در همه سکانس ها و موقعیت های زمانی و مکانی درخشیده است.

اگر به خاطر داشته باشید این بازیگر سر صحنه فیلم برداری دچار حادثه شده بود، و باز هم اگر به خاطر داشته باشید بیرجند و قلعه آن یکی از لوکیشن های این فیلم بوده است، البته قابل ذکر است آهنگرانی در همین لوکیشن دچار حادثه شده است.

● (یک خاطره بد در ذهن او)

در هر صورت در شرایطی که سینماها در محاصره فیلم هایی چون دل شکسته و دلداده و چهار چنگولی می باشد و سینمادار نیز بر اساس سلیقه مخاطب تعیین می کند چه فیلمی را نمایش دهد.ساخت چنین فیلمی علاوه بر شاهکار بودن مستلزم ریسک و خطری بزرگ می باشد و باید گفت عوامل فیلم با صرف نظر از فروش بالا و به جان خریدن هر گونه ضرر مالی و مادی دست به این عمل زده اند و این موضوع قابل ستایش و تحسین می باشد (به گونه ای یک مبارزه فرهنگی با اوضاع سینمای ایران)علاوه بر نوع روایت و شکل بازی در آتش سبز بازی کرامتی نیز قابل توجه می باشد، کرامتی یکی از برجسته ترین بازی های سینما را داشته است او در این فیلم از تمام قابلیت های نهفته و نامکشوفش استفاده و عرصه را برای شکوفایی استعدادهایش فراهم و از این فرصت به نحو احسن استفاده کرده است.