یک تردید ساده

نگاهی به فیلم «به همین سادگی» ساخته رضا میرکریمی

«به همین سادگی» فیلمی است زاده ذهنیات شادمهر راستین با روکشی از سینمای رضا میرکریمی.

«به همین سادگی» شاید رنگ و بویی از آنچه که رضا میرکریمی در کارهای اخیرش به عنوان سینمای مورد علاقه‌اش در اذهان جا انداخته، داشته باشد، اما بیش از رد پای میرکریمی می‌توان نگاه شادمهر راستین را در این فیلم حس کرد.

روایت فرازی از زندگی زنی که در آستانه تصمیمی مهم است. این را می‌توان ساده‌ترین تعریف از داستان «به همین سادگی» دانست.

شادمهر راستین که در اغلب فیلمنامه‌هایش (چند روز بعد، این زن حرف نمی‌زند، آفساید) سراغ روایت داستان زنان در اجتماع تهران می‌رود این بار از طاهره‌ای می‌گوید که با دو فرزند، شوهر و همسایگانش زندگی می‌کند.

نکته قابل توجه در مورد این زن بیگانگی‌اش نسبت به محیط اطرافش است. هرچند که طاهره با همسایگان خود ارتباط برقرار می‌کند، در بازی فرزند خود شریک می‌شود و او را در آموزشش همراهی می‌کند اما همه اینها بیگانه از طاهره به نظر می‌رسند، زیرا لایه داخلی و بیرونی شخصیت این زن تفاوت بسیاری با یکدیگر دارند.

طاهره شعر می‌گوید، به نظر می‌رسد به دنبال یافتن ارتباطی تازه در زندگی‌اش است اما در ظاهر، او زنی دیده می‌شود که حتی کودکش از اینکه مادر، او را تا مدرسه همراهی کند، شرمسار است.بنابراین تماشاگر نه با یک زن خانه‌دار عامی روبه‌رو است و نه با زنی شاعر و روشنفکر.

این دوگانگی در ابعاد دیگر رفتار طاهره نیز نمود پیدا می‌کند. او از گروه زنانی است که به نظر می‌رسد قصد ندارند هویت خود را از دست دهد. این مساله زمانی که طاهره از دوران کودکی خود برای فرزندش می‌گوید درک می‌شود، اما حفظ هویت در جامعه کنونی کار ساده‌ای نیست. این است که طاهره در برخورد با همسایه تازه وارد خود به نوعی گیج به نظر می‌رسد.

زیرا این زن هم که چندان ظاهر شهری ندارد، به خوبی توانسته قاعده بازی و زندگی شهری را بیاموزد؛ اما طاهره در گیرودار حفظ زندگی شخصی و تغییر و تحولات اطرافش است. در اینجاست که شخصیت زن، از آنچه که تاکنون در فیلم‌هایی که فیلمنامه‌اش توسط شادمهر راستین نوشته شده فاصله می‌گیرد و به آثار میرکریمی نزدیک می‌شود.

طاهره شک خود را نزدیک به یقین می‌بیند، از ابتدای فیلم احساس می‌شد او به روابط همسر خود شک دارد اما تصورات او تا پایان فیلم از مرحله شک می‌گذرد و به یقین می‌رسد.

اما این شک و یقین‌ها و تصمیم‌گیری‌ها در فیلم میرکریمی به واسطه استخاره‌ای که زن از ابتدای فیلم در صدد آن بود، نمود پیدا می‌کند. گویا استخاره‌ای که طاهره در پایان فیلم برای همسایه خود انجام می‌دهد پاسخ سوالی است که او از ابتدای فیلم به دنبالش بوده.

آنچه در هیچ یک از بخش‌های فیلم از نگاه کارگردان و نویسنده دور نمانده، حفظ ابهام در نوع روایت است. تماشاگر از آغاز با هیچ نکته قطعی روبه‌رو نمی‌شود، او حتی به قطعیت نمی‌رسد که بالاخره همسر طاهره به او خیانت کرده یا نه، طاهره خانه را رها می‌کند یا نه و....

مساله انکارناپذیر در این فیلم نوع نقش زنان در زندگی است. گویا راستین و میرکریمی هر دو به این قطعیت رسیده‌اند که در تهران کنونی زنان نقش بسیار تاثیرگذاری در کنترل و تداوم زندگی‌ها ایفا می‌کنند. این نکته در عین حال که به واسطه جریان موجود در زندگی طاهره دیده می‌شود، از زندگی همسایه او که قصد عروس کردن دخترش را دارد مشخص است.

«به همین سادگی» فیلمی آپارتمانی و شهری است. المان‌های زندگی شهری از سرگرمی‌های کودکان، ارتباط با همسایگان و مسائلی از این دست دیده می‌شود اما آنچه فیلم میرکریمی را به اثری خاص بدل نمی‌کند، گاهی اوقات دور شدن از سادگی و روانی و یکدستی است که می‌توانست پس از «چهارشنبه سوری» فیلمی ارزشمند، شهری و به روز را به سینمای ایران عرضه کند.

سمیه علی پور