تختی برای اسطوره

نام بهرام توکلی بر فیلم مستند گونه 'غلامرضا تختی' کافی است تا اطمینان خاطری برای مخاطب فراهم آورد امید آنکه چنین بماند فیلم 'غلامرضا تختی' به شیوه سیاه و سفید به نمایش درآمد تا حالت مستندگونه آن بیشتر جلوه نماید

نام بهرام توکلی بر فیلم مستند گونه "غلامرضا تختی" کافی است تا اطمینان خاطری برای مخاطب فراهم آورد. امید آنکه چنین بماند. فیلم "غلامرضا تختی" به شیوه سیاه و سفید به نمایش درآمد تا حالت مستندگونه آن بیشتر جلوه نماید اما همانگونه که راوی فیلم -گزارشگر ورزشی خیالی– ابراز می کند تخیل چسبی است که پاره هایی از اخبار، روایت ها و گفته های پراکنده و گزیده شده را بهم می چسباند تا نمایی مشابه به اسطوره واقعی معاصر را شکل دهد. فیلم شامل روایت هایی از دوران کودکی و نوجوانی غلامرضا تختی و سپس ورود او به عرصه ورزش کشتی و اوج گرفتن وی تا بالاترین سکو های آن است. فیلمساز در کنار این همه افتخارات جهانی تختی چگونگی راه باز کردن او به قلوب مردمان را با دست گیری و همدردی با آنان در سختی ها ومصیبت های زندگی، با تمام وجودش را به تصویر می کشد.

اهمیت فیلم در آنچه که به آن پرداخته نیست ، بلکه در آنچه به آن نپرداخته وبه کناری گذاشته است می باشد و آن قسمت های مبهم و مشکوک و شایعه های مورد پسند رسانه های زرد می باشد و این نزدیک تر به اخلاق شریف است. یک اسطوره واقعی زمینی نمی تواند بی اشتباه و نقص باشد اما آنچه او را در قلب مردمان و تاریخ جای می دهد نیکی ها و بزرگواری ها، گذشت ها، صداقت های قابل لمس، مشاهده و ثبت است و فیلم چه موفق یا نه، سعی در نشان دادن این خصلت های جهان پهلوان را دارد و اوج آن یاداوری تقدیرنامه مرحوم محمد مصدق اسطوره دیگر تاریخ معاصر از تختی است.

به نظر می رسد بین حجب و حیا، آرامش قلبی و خضوع خشوع تختی در مقابل خانواده و مردم، با جنگندگی، شور و تحرک او در میادین ورزشی و زندگی، فیلمساز اولی را برگزیده و همت خود را صرف آن نموده است در حالی که ترکیب و نمایش این خصلت ها تضاد و تناقضی با یکدیگر ندارند و می توانست از دو پارگی شخصیت فیلم جلوگیری نماید. خودکشی واژه ی مرسوم و متداولی است برای حذف کم حاشیه ی مخالفان و مزاحمان اگر چه باور پذیر نباشد اما می تواند هاله ای از ابهام برآن واقعه بکشد و ای کاش فیلمساز محترم همانگونه که به مسایل شخصی و خصوصی این اسطوره در "غلامرضا تختی"نپرداخته است از کنار چگونگی وفات وی نیز می گذشت و اگر نه دست کم تمامی احتمالات را به نمایش می گذاشت تا از این بابت خدشه ای به این شخصیت بزرگ و محبوب وارد نمی شد. روشن هست که برای طراحی، بازسازی شخصیت تختی و مکان های رویدادها وقت و انرژی زیادی صرف شده تا "غلامرضا تختی" از مستند سینمایی فاصله گرفته وبه فیلم سینمایی نزدیک شود و شاید به همین دلیل است که حتی یک پلان از سیمای واقعی و دوست داشتنی تختی در فیلمی به نام خودش وجود ندارد.

زهره نبی زاده – کارشناس ارشد سینما

چاپ شده در روزنامه آفتاب یزد – 27 فروردین 1398