هفت نگاه دریک نگاه

تحلیلی بر یک رویداد تجسمی

پای زنان به هنر تجسمی پیش از این‌ها راه یافته بود. هر وقت دفتر تاریخ را ورق بزنیم حضور زنان را در نگاه نقاشان و شاعران و نویسندگان می‌بینیم. همواره زنان سوژه بودند! این روایت بانوانی است که در یک حرکت ملی قدمی بزرگ برداشته‌اند.

از همانجا که تاریخ هنرهای تجسمی ورقی دوباره خورد و نام زنان هنرمند در میان ورق‌های به هم چسبیده آن گشوده شد دیدیم که تاریخ هنر از حضور آنان خالی نبوده است و در عرصه هنر خوش درخشیدند و صرف نظر از این ضرب‌المثل معروف که پشت هر مرد موفقی زنی کاردان قرار دارد عرصه هنر از قیمومیت آنان خالی نیست.

● ورود آقایان ممنوع نیست

این‌که جشنواره و همایشی با نام بانوان شکل می‌گیرد چون تجلی احساس که حق مسلم را به زنان می‌دهد و احساس و مردان را از اریکه هنر خارج می‌کند داعیه هفت نگاه نیست بلکه این بار هفت هنرمند، البته هفت هنرمند گالری‌دار دست به دست هم سپردند تا حرکتی بزرگ را که طی این چند سال البته به غیر از سال گذشته که برگزار شده بود بار دگر به عرصه حضور رسانند اما نه با علامت ورود ممنوع برای آقایان بلکه حرکتی سازنده برای تمامی چهره‌های هنر؛ چهره‌های درخشان در سه نسل استعدادهایی که بی‌واسطه این هفت تن در پردیس ملت رونمایی می‌شود.

● استقبال از نوروز هنر

سال گذشته حرکت کیفی خوبی را در عرصه تجسمی شاهد بودیم. برگزاری چندین بی‌ینال جشنواره‌های تهران و استان، همایش سهراب سپهری و برگزاری نمایشگاهی از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران و همین‌طور حرکت‌هایی امیدبخش در عرصه بین‌المللی که به سبب تومار در این مقوله نمی‌گنجد.

زمستان نرم نرمک جای خود را به بهار می‌سپارد، زمستانی که از الطاف آسمانی بی‌نصیب بود به لطف متولیان عرصه تجسمی از فعالیت‌های فرهنگی و هنری خوش نقش و رنگ بود. برقراری دو اکسپو یکی در خانه هنرمندان دیگری در پردیس ملت کرکری شیرینی بود که این بار به نفع هنرمندان تجسمی شکل گرفت و عیدی شیرین به دستان آنان بخشید. هر چند همواره اما و اگرها و بود و نبود زمزمه می‌شود و چرا که عرصه تجسمی در این چند سال آنچنان مملو از هنرمند شد که حتی هنرمندان سینما نیز سرکی به آن کشیدند و فیضی بردند اما متأسفانه هستند هنرمندانی که از حضور در چنین عرصه‌هایی بی‌نصیب می‌مانند.

● بری به باغ می‌رسد

این‌که جشنواره‌های تجسمی با چه کیفیت و کمیتی برگزار می‌شود ید طولایی دارد اما چشم امید هنرمندان به همین عرصه‌هاست تا هنرمندان جوان و مستعد در آن بدرخشند و سری تو سرها در بیاورند. بطور حتم برگزاری نمایشگاهی از این جنس علاوه بر یک حرکت ملی و هدیه به اهالی تجسمی دق‌الباب تازه‌ای به فرهنگ و هنر ایران‌زمین وارد می‌‌کند و آن خرید آثار هنری است.

آخر سال که می‌شود خانم و آقا در پی عوض کردن مبلمان و اثاثیه منزل هستند اما هرگز این فرهنگ جا نیفتاده است که به جای ارائه چند عکس و کوبلن بر در و دیوار پر زرق و برق خانه‌ها چند تابلو ارزشمند هنری نصب شود؛ آثاری که دستاورد هوش و توانمندی و تجربه هنرمندانی است که محل درآمدی جز از روایت عشق و شور به واسطه رنگ و فرم ندارند و به قول آیدین آغداشلو چون ون‌گوگ که خود رنگ می‌ساخت و خود نقش می‌زد، آرزومند باشند که ای کاش خود نیز توان خرید آثارشان را داشته باشند. اینک حضور این اکسپو محملی برای هنردوستان می‌آغازد تا با خرید وسایل سال نو در فرهنگ و هنر ایرانی را به خانه‌های خود بگشایند و این حرکت ملی را پاس بدارند.

● دیگران هم یاد بگیرند

۱۵۰ گالری در تهران وجود دارد که از این تعداد ۹۰ گالری بطور دائم فعالیت دارند. در این یک سال که امور نگارخانه‌ها را دنبال می‌کردم استعدادهای درخشانی را می‌دیدم که در برخی گالری‌ها حضور می‌یافتند، هنرمندانی که حاصل چندین ماه خود را ظرف یک هفته به چشمان علاقه‌مندان هدیه می‌دهند بسیاری از این آثار بدون هیچ خریداری ناامیدانه در گوشه انبار یا در خانه دوست و فامیل خاک می‌خورند و هنرمند دل‌خسته و عاشق حتی توان پرداخت هزینه‌های صرف شده برای نمایشگاه را نیز ندارد و این بار با دل و دماغی نه‌ چندان زنده به امید نمایشگاه بعدی و فروش آثار دست به قلم می‌شود و بسیارند استعدادهایی در این خسته بازار دست می‌شویند.

حرکت بزرگ هنرهای تجسمی که با همت متولیان زیادی صورت گرفته نقاب از این استعدادهای درخشان بر‌ می‌دارد و با هنر کم و بیش پر رنگ آنان محملی برای رقابت، چه برای هنرمندان و چه برای گالری‌داران می‌گشاید که چون دو بازوی پرتوان در حرکتی تعاملی به غایت رشد هنرهای تجسمی بکوشند.

در این آزرده بازار چشم امید هنرمندان به همین رویدادهاست و بنابراین اهالی هنر دست یکایک بانیان این حرکت ملی را می‌فشارند و امید آن دارند جای تنگ هنرهای تجسمی در کنار اهالی سینما و تئاتر و موسیقی اندکی باز شود و اثر تجسمی چون یک رویداد پرارزش پاس داشته شود. آن روز دیر نیست.