گنجینه موزه در یک تلگراف

به بهانه نمایشگاه «جلوه هایی از آثار هنرمندان بزرگ جهان»

سلام تاریخ هنر، حتم خبر شده یی بعد از برگزاری نمایشگاه جنبش «هنر مدرن» در سال ۱۳۸۴ در این یکی دو ماه گذشته موزه هنرهای معاصر تهران باز هم هوای همان ایام را کرده است. این بار هم همان آثار و شاید هم بیشتر (البته به گمان برگزارکنندگان این نمایشگاه) به نمایش درآمده است. خودت خوب می دانی صحبت ها بر سر این گنجینه زیاد است و هر وقت یکی از راه می رسد بی آنکه دستی بر سر و روی آن بکشد آن را تاب می دهد میان نشست های خبری و وعده های نمایش اش و چه کارهای دیگر. می دانی طی سال های گذشته و تنها دو بار این آثار به نمایش درآمده اند و خود شماغتاریخف ارزش گذار این آثار هستید. اما غرض از مزاحمت همان عریضه یی است از نمایشگاه پیش رو که هر کس در این ایام از ظن خود بر ارزش آن نوشته یی درخور یا ناجور پیوست کرده است. به حتم می دانی آدم ها عوض شده اند.

اما می گویند موزه یی که در آن نمایشگاه دایر است، با چنین گنجینه یی یکی از ۱۰ موزه برتر دنیاست. به همین خیال ورقت زدم تاریخ،اما جز یکی دو اثر، شاید در نهایت به اندازه انگشتان دست (اینجا البته در کتاب های ترجمه و تالیف شده با چاپ بد آنها را می بینیم) اثری ندیده ایم که ارجاعش داده باشند به وجود در موزه هنرهای معاصر تهران. اما فی الواقع قرعه به نام ما افتاده و در پنجم خرداد همین سال گوشه یی از این گنجینه ۴ هزار اثری که نهایت ۱۵۰ اثری می شد با عنوان «جلوه هایی از آثار هنرمندان بزرگ جهان» در گالری های موزه به نمایش درآمد. تمدید قرار شد و حالا با ۶۰ اثری که به حتم جای ۶۰ اثر دیگر را گرفته اند تا ۲۵ مرداد ادامه دارد.

اما غرض از مزاحمت شکوائیه یی که خواندی، نبود. گفتم گزارشی بنویسم تا حق مطلب را ادا کرده باشم و به قولی نانی که می خوریم حلال از آب درآید. فضای ورودی گالری همان است که از ابتدا بوده و همه هنرمندان حاضر در این نمایشگاه را معرفی می کند. دیوارها را رنگ کرده اند و موسیقی هم به راه است. نورً روی شیشه ها اذیت می کند تا اگر بخواهی جلو بروی یکی آنجا باشد تا بگوید آقا از خط رد نشوید. نگران نباش هنوز مترویی از زیر موزه رد نشده است.

تازه پرده یی هم به پنجره ها زده اند تا مبادا نور بیرونی در اندرون یکی را بیازارد. گفته بودند از هر هنرمند یک تا سه اثر به نمایش درخواهد آمد. اما چه کار کرده یی با ما که پیکاسو و وارهول را با هشت اثر و ۱۳ اثر و بلکه بیشتر به ما نشان می دهند. بیچاره «براک» یا حتی «روئو» و «انسر». دلم گرفت وقتی دیدم شان. کز کرده بودند لابه لای عریض و طویل ها و آنهایی که بیشتر نام شان را در ایران در کتاب ها و گویش های بین عام حتی برده اند. به «پل گوگن» هم رحم نکرده اند که می گویند کارش (طبیعت بی جان با چاپ ژاپنی- ۱۸۸۹) گران ترین اثر این گنجینه است. حتی به ویلم دکونینگ و فرانسیس بیکن که آثارشان در اینجا بد است. پاپ آرت ها و سوپررئالیست ها هم هستند و الحق خوب هم جلوه می کنند.

ما که خسته شدیم موزه را همیشه از بالا به پایین آمدیم، این بار اما در این عریضه فقط شرحی بر آثاری که روی دیوارند، می نویسیم و نام شان را تا مبادا بعدها یکی از آنها جایی از قلم بیفتد و گوش شما کر سر از جای دیگری دربیاورند. الباقی آثار همین هاست که در پی می آید؛ کریس کراس با «دوج مسخره»، دان اًدی با «قسمتی از گلگیر شماره ۲۰»، «آقای پله شما یک هنرمند هستید» از مایک گورمن، «تفریح پاسادنا» و تابلوی بدون عنوان دیگری از ریچارد مک لین. اثر «بدون عنوان» مورلی مالکل، دو اثر سازه یی سل لوییت هم که یکی شان «سازه مکعبی» است و دیگری «دسته یی از خطوط در چهار جهت». راستی آقای تاریخ اثر «بدون عنوان» دانالد چاد وقتی از گالری هشت بیرون می روید یا داخل می شوید یادتان نرود. بعد از گالری هشت جوزف کیسوت با «هنر اندیشمندانه به اندازه اندیشه»، برنار ورنه با «گزارش هواشناسی»، تری اتکینسون و مایکل بالدوین (هر دو با هم) با «هنر و زبان» را هم حتماً ببینید. شاهراه اًد راینهارت که سطحی سیاه است جالب توجه است. کریستو را با ماکت بسته بندی شده رایشتاگ ببینید.

یکی می گفت سال های سال او ماکت های بسته بندی شده اش را به نمایشگاه ها می فرستاد و آنها هم که آن را باز می کردند چیزی در آن نمی دیدند. بیچاره حق دارد کسی نشناسدش. اگنس مارتین بدون عنوان است. اثر ندو ام. یی. کارکاس را Riversambit نوشته اند که درستش همان Rivers ambit (تداوم رودخانه ها) است. بوکسورهای دوان هانسن در اتاق کوچکی در راهرو است، روبه رویش برنار ونه با «حالت دو زاویه» و بقیه سه اثر از وازارلی که سال های خلق شان از نام شان جالب تر است. (مجموعاً برای این سه کار ۲۷ سال وقت صرف شده است.) رابین دنی با «سفر شماره پنج»، باز هم دو اثر «بدون عنوان» این بار از بریس ماردنو. دوباره وازارلی. این یکی «بازیلون ۱۱» است که هفت سال طول کشیده. وازارلی هم کارستان کرده در این نمایشگاه. «شکافتن قرمز» از ریچارد آنه سکیه ویچ باعث می شود چهار کار دیگر را نبینید و بعد هم هنری مور با «بیضی با دو گوشه اش» و این بار مجسمه نه تابلو که همیشه همین جای موزه لمیده است. ژان آرپ با «ترکیب انتزاعی اش»، بن نیکلسن با «رژه سیروس»، فرانک استلا با دو اثر «گوناگونی سینجرلی» و «بدون عنوان» و باز هم اثری «بدون عنوان» دیگر از کارل اشلامینگر. جاکوب بیل با «انتزاع هندسی» اش و موریس لوییس با تابلوی «شماره ۳۴» و بعد از آن نوبت اثر «فانتوم ۱۱۱، شمال، جنوب، شرق، غرب» جیمز روزن کوییست است.

تابلو آنقدر بزرگ (تابلو) هست که اثر دیگر او یعنی «میله آتش نشانی» دیده نشود. دیوید هاکنی با «پسری با یک آینه قابل حمل». بیچاره پسرک، هاکنی که بماند. وارهول با اثر بلندبالایش «خودکشی (مرد ارغوانی در حال پریدن)» (که البته گفته شد برای اولین بار به نمایش گذاشته می شود). لاری ریورز و ریچارد همیلتون و میکل آنجلو پیستولتو هم که با آثارشان هنوز سر جایشان بودند و هستند. اما ریچارد اسمیت با چهار اثرش از سه گانه های آبی و سبزش، برنار کوهن با «اشیای دیدنی»، «اره سیاه»، جیم داین و رابرت رائوشنبرگ با سه اثر «گواهینامه»، «استخوان بندی- اسکلت» و «کیتی هاوک» هم در کنار همین آثار است. باز هم اثری «بدون عنوان» این بار از داریو ویلالبا، همان دو اثر که بد نیستند از فرانسیس بیکن و «چهره یک مرد» خوان مارتینز را هم حتماً ببینید.

ویلم دکونینگ و جکسون پولاک هنوز هم سر جایشان هستند، حتی «نقوش روشن» کاندینسکی هم همین طور، اما دو اثر از مارک روتکو با عنوان های «زرد تیره، نارنجی و سیاه بر زمینه قهوه یی تیره» و «شماره ۲ (مرکز زرد)» در کنار آنهاست. کاش کارهای اولیه روتکو را، شما که نه، دیگران دیده بودند تا نظر بینندگان راجع به این کارها و کارهای دیگر روتکو در همین مایه ها کمی عوض شود. ژان پل ریوپل با «بïبًس ۱۱» و ژان دوبوفه با «زندگی روزمره» با تاپیس کنار همند. کنار آنها «ترکیب بندی» پی یر سولاژ هم هست.

هانس هارتونگ با «تی-۱۹۷۳- ای-۱۳» و مجسمه «هایمن». ژرژ براک است و «چهره یاناهارا»ی جاکومتی که حول و حوش موزه هم از کارهایش هست. اینجا دیگر نوبت سوررئالیست ها و کوبیست هاست. «پنجره یی رو به شهر» روبر دلونه، «منظره» فرنان لژه، «پنجره یی باز رو به خیابان پانتی اًور» پیکاسو، «گیتار، میوه و پارچ آب» ژرژ براک، باز مجسمه پیکاسو، دو مجسمه دیگر با نام های «قفس» و «بالاتنه بزرگ» از جاکومتی، «پرندگان غار» خوان میرو و دو اثر «تاریخ طبیعی» و «جنون ماه» (این یکی مجسمه است) ماکس ارنست و «راه آسمان» رنه مگریت. دالی هم هست؛ این بار با نسخه صد و یکم از ۱۹۵ نسخه لیتوگرافی اش به نام «رویا». امبرتو بوتچونی با مجسمه «صور یگانه استمرار در فضا» از همان ورودی به گالری یک موزه خودش را نشان می دهد.

هنوز ون گوگ با «خسته و کوفته نشسته بر صندلی بر دروازه ابدیت»،جیمز انسر با «ازدواج ماسک ها» و ژرژ روئو با دو اثر «سه دلقک» و «حومه فلسطین». هانری دولوز لوترک هم با همان «دختری با سنجاق سر مخصوص موهای بوکله»، «ترینیدا فرناندز» از کیس وان دانگن، پل گوگن با همان «طبیعت بی جان با چاپ ژاپنی» که شرحش رفت، کامی پیسارو هم با همان اثرش یعنی «خانه های کنوک در بلژیک» و «ظرف سوپخوری» آندره دونوایر دً سگنزاک، ادووارد وïیار با «ورودی ویلا»یش و کلود مونه با «منظره یی از ژیورنی» هم هنوز سر جایشان هستند. زیاده عرضی نیست. مجسمه های بیرونی و دور و بر موزه را دیگر خودتان حتی از روی نقشه های هوایی می توانید ببینید.

علی مطلب زاده