تندیس هایی در معنای سکوت

نگاه علی نادعلی, هنرمند برگزیده ناشنوا به لحظه های زندگی

سکوت چیزی بود که او را به گفتن واداشت. وقتی نتوانست بشنود و به زبان آورد، دستانش وسیله ای شدند تا او آنچه را که در جان و ذهنش می رویید به زبان آورد.

علی نادعلی ۲۴ ساله و اهل روستای جیلان شاهرود در دومین جشنواره تندیس های یخی زنجان دست به هنرنمایی از احساساتی ناگفته زد. این جوان هنرمند با ساختن دو آهوی یخی با فضای مزار امام هشتم(ع) نام خود را در میان افراد برتر این جشنواره به ثبت رسانیده است.

● چرا به تصویرسازی علاقه مند شدید

▪ از آنجایی که ناشنوا هستم و نمی توانم با زبان، کلام خود را تفهیم کنم به همین دلیل به سراغ تصویرسازی رفتم تا با آن حرف دلم را پیش روی دیگران قرار دهم. رنگ ها، خطوط حجم ها، همه و همه بیان کننده من درونی هر کسی می تواند باشد.

● از چه زمانی مجسمه سازی را آغاز کردید

▪ کار اصلی ام طراحی و نقاشی است. چهار سال پیش متوجه استعدادم در زمینه مجسمه سازی شدم و آن را آموختم. زمانی که برف شدیدی می بارید و زمین را سفیدپوش می کرد، آدم برفی های متفاوت می ساختم و کم کم سطح کارم را در ساخت مجسمه های برفی و یخی ارتقا دادم.

● نخستین مجسمه ای که ساختید چه شکلی داشت

▪ با گل آدمک ساختم، آدمکی شبیه به عروسک.

● در چه رشته ای تحصیل کرده اید و با چه هنرهایی آشنایی دارید

▪ در دانشگاه انیمیشن خوانده ام و قبل از آن نقاشی می کردم و چند سالی است که مجسمه سازی می کنم. هنر باعث رشد خلاقیت می شود و با هر هنر می توان احساس درونی خود را منعکس کرد.

● کدامیک از هنرهایی که می دانید، قدرت بیان بهتری در شما به وجود می آورد

▪ در کودکی با نقاشی و بعد از آن با انیمیشن و حالا هم با مجسمه سازی این توانایی در من بهتر شکل می گیرد. هر دوره از مرحله زندگی را با یکی از این هنرها سپری و مرور کرده ام. هنر برای فرد عادی قدرت بیان خوبی است، حال اگر فرد ناشنوا باشد، هنر ابزاری برای آشکار کردن خلاقیت او هم به شمار می رود.

● در نقاشی هایتان از چه رنگی بیشتر استفاده می کنید

▪ آبی. آبی نشان آرامش است و قرمز نماد آتش و من دوستدار صلح و آرامش هستم و آن را برای همه مردم کشورم آرزو دارم.

● خلق یک اثر چه احساسی را در شما به وجود می آورد

▪ همیشه می خواستم توانایی خود را به همه نشان دهم. می خواستم مردم بدانند که ناشنوایی دلیل از کارافتادگی نیست. شاید نتوانم صحبت کنم و با سکوت انس گرفته باشم، اما با ساختن و ترسیم کردن می توانم احساسم را بیان کنم. اطرافیان نیز صحبت هایم را بیشتر می فهمند.

● عکس العمل افراد در مقابل کارهای هنر ی تان چیست

▪ بسیاری از مردم نمی توانند باور کنند که این کارها توسط من انجام شده است. اکثر افراد تصورشان از یک ناشنوا، انسانی ناتوان است، در صورتی که این ذهنیت درست نیست.

● ایده ساخت مجسمه های برفی چه طور به ذهنتان می رسد

▪ اکثر آنها از ذهنم سرچشمه می گیرند. طرح هایم تلفیقی از واقعیت و ذهنیاتم است.

● ناشنوایی را چطور شکل می دهید

▪ شکل مجسمه ای است که گوش آن روی قلبش قرار دارد و کبوتری روی گوش نشسته است. کبوتر نماد خوش خبری است که حتی اگر گوش نتواند آن را بشنود قلب می تواند آن را احساس کند.

● در مورد تندیسی که در زنجان ساخته اید، بگویید

▪ دو طرح مجزا در مسابقات ارائه دادم. طرح اول که مقام آورد ساختن دو آهو بر مزار امام رضا(ع) بود که با برف ساختم. طرح دوم در مورد مادری بود که دو کبوتر در دو دستش قرار داشت و در کنار کبوترها دو لاله روئیده بود، اما این طرح به دلیل وقت کم و دست تنها بودن ناقص ماند. در این مسابقات اکثراً در گروه های دو یا سه نفره شرکت داشتند اما من به تنهایی کارهایم را انجام می دادم.

● چرا از وجود مقدس امام رضا(ع) در هنرنمایی تان استفاده کردید

▪ شش سال پیش وقتی برای ادامه تحصیل به مشهد می رفتم، احساس غربت می کردم به این علت به حرم مطهر امام رضا(ع) می رفتم و تنها از او می خواستم که غم غربت را از قلبم دور کند. امام رضا(ع) تنها دوست معنوی من در این مدت تنهایی بود، برای این که بتوانم از عهده بعضی مخارجم برآیم به شغلی نیاز داشتم، هر کجا می رفتم معرف می خواستند تا ضمانتم را کند، کسی را نداشتم، به حرم امام رضا(ع) رفتم و از او خواستم تا ضامنم شود، از حرم که بیرون آمدم طولی نکشید که پیشنهاد کاری مناسب به من داده شد. به همین علت همیشه خود را مدیون امام رضا(ع) می دانستم و با ساختن این طرح در مسابقات زنجان فقط قصد تشکر از امام(ع) را داشتم. امیدوارم مورد عنایت امام عزیزم قرار گیرد. او تنها ضامن آهو نیست، بلکه ضامن هر نیازمندی است که خداوند مقدر دانسته به حرم مطهرش شرفیاب شود.

● ساختن طرح مادر و امام رضا(ع) چقدر زمان برد

▪ برای مجسمه مادر دو روز وقت گذاشتم، اما متأسفانه به نتیجه دلخواه نرسیدم. برای طرح امام رضا (ع) نیز از ساعت هشت صبح تا پنج بعدازظهر کار کردم.

● چطور توانایی خود را ارتقا بخشیدید

▪ همیشه از ترحم دیگران احساس خوبی نداشتم. می خواستم به جایگاهی برسم تا همه امور خود را به تنهایی انجام دهم و تا حدودی با توکل به خداوند موفق هم شده ام. سعی می کنم روز و شب خود را با تلاش سپری کنم. کتاب می خوانم و سؤال هایم را بی جواب نمی گذارم.

حتی در دانشگاه سر کلاس هایی حضور داشتم که برای افراد عادی بود اما با لطف خدا در بیشتر موارد خلاقیتم بیش از دیگران بوده است.

● با چه مشکلاتی مواجه بودید

▪ ارتباط برقرار کردن برای یک ناشنوا مشکل است. شاید سکوت همیشگی برایم مشکل ساز باشد اما توانایی و عقل برای حل این مشکلات می تواند چاره ساز باشد.برای ادامه تحصیل باید در یک دانشگاه عادی درس می خواندم که این موضوع در پیشرفت من سرعت نمی بخشید.مؤسسات مرتبط هیچ توجهی به استعداد و هنر نمی کنند. فقط از برگزیده شدنم نام می برند. هزینه های سفر همه به عهده خودم است. دغدغه اصلی نیز به شغلم برمی گردد. هیچ شغل مرتبطی با تحصیلاتم نتوانسته ام پیدا کنم. بارها خواسته ام که برای ناشنوایان کلاس های هنری بگذارم اما هیچ مؤسسه ای حمایتم نکرد. این موضوع باعث می شود که استعدادها بی بهره باقی بماند. برای کسب علم نیز کلاس های مخصوص ناشنوایان در درجات بالای تحصیلی وجود ندارد. یک هنرمند ناشنوا نیاز به حمایت بیشتری دارد.

● تاکنون چند تندیس برفی ساخته اید

▪ بیش از ۱۰ تندیس برفی ساخته ام.

● از میان آنها به کدام علاقه مندید

▪ به طرح امام رضا(ع) علاقه بیشتری دارم.

● زمانی که رتبه آوردید چه احساسی داشتید

▪ می دانستم که رتبه می آورم، همان زمانی که کارم را شروع کردم، خیلی ها از مجسمه ام تعریف می کردند.

● تا چه زمانی به ساخت تندیس ادامه می دهید

▪ تا زمانی که نتوانم حرف دل را به زبان بیاورم تندیس یخی می سازم.

● زمانی که حاصل دسترنج تان ذوب می شد چه حسی داشتید

▪ احساس خوبی داشتم آب شدن مجسمه ام مرا درصدد می آورد تا طرحی دیگر بریزم.

● از حمایت های خانواده تان بگویید.

▪ پدرم دوست خوبی است. هر زمان که فرصت داشته باشد به درددل های من گوش می دهد، مادرم اسوه محبت و مهر است او انگیزه طرح های برفی ام است و در کنار این دو نعمت الهی برادرهایم هم، برادرانه مرا یاری می رسانند. آنها محیطی آرام و خوب برای پیشرفت من مهیا کرده اند.

● وقتی دلگیر می شوید چه کار می کنید

▪ سعی می کنم به توانایی هایم بیندیشم. اکثر اوقات با قدم زدن به توانایی هایم می اندیشم.

● حرف آخر.

▪ از این که به توانایی های یک فرد ناشنوا هم توجه کردید متشکرم. امید به حمایت های معنوی و مالی برای شکوفاسازی توانایی ناشنوایان دارم.

کتایون نصیری