مرگ شناور در فرمالدئید

درباره دامین هیرست

سال ۱۹۸۸ در نمایشگاه فریز از دامین هیرست بسیار تمجید شد. در این سال هیرست هنوز در دانشگاه گولد اسمیت مشغول به تحصیل بود. این نمایشگاه معرف بسیاری از هنرمندان موفق بریتانیاست. هیرست ۱۹۸۹ از دانشگاه گولد اسمیت فارغ‌‌التحصیل شد و از آن زمان بعد از دیوید هاکنی به مشهورترین هنرمند زنده بریتانیا تبدیل شد. در سال ۱۹۹۱ هیرست نمایشگاه درون و بیرون از عشق (In and out of love ) را برگزار کرد.

داخل سالن نمایشگاه پر از پروانه‌های زنده مناطق گرمسیری بود پارچه‌های کرباسی به دیوار نصب شده بود که روی آنها تخم ماهی چسبانده شده بود.

With the physical Impossibility of death in the mind of someone living ( با غیر ممکن بودن به تصویر آمدن مرگ در ذهن یک فرد زنده) ۱۹۹۱ نیزه شکار کوسه او که مشهور نشد. نیزه‌ای که در یک حوض شیشه‌ای فرمالدئید که در گالری ساتچی به نمایش درآمد، با نقد، تمجید، سرزنش و تمسخر در رسانه‌های جمعی درآمد و با منظر عموم مواجه شد. اثر هیرست تصویری از مراحل مرگ و زندگی است: کنایه‌ها، آرزوها و کزبیات آنچه در وجودمان می‌گذرد و معیارهای اخلاقی که می‌پذیریم. کارهای او در سه گروه نقاشی‌ها، قفسه‌ها و حوضچه‌های شیشه‌ای است. نقاشی‌های کوچک و نقاشی‌های چرخی تقسیم می‌شود. ترتیب آثار در نمایشگاه تصادفی است.

پارچه‌های کرباسی رنگ آمیزش شده کوچک با عناوینی که به داروهای شیمیایی اشاره دارد طراحی شده‌اند. هر کدام از این آثار جدا از دیگری است و هیچ مرکزیت در آنها دیده نمی‌شود. وسایل جراحی و هزاران بطری قرص در قفسه‌هایی که هیرست طراحی کرده با نظم خاصی جای گرفته‌اند. تکه‌تکه‌های حوض شیشه‌ای تصویری از مرگ می‌سازد و در وجهی دیگر حیوانات تکه‌تکه شده – ماده گاوها،‌ گوسفند و کوسه- که با فرمالدئید حفظ شده‌اند انتظار برای مرگ را یادآور می‌شوند».

دامین هیرست با سادگی و سرعت توانست ایده‌ها و ذهنیاتش را در تصویرسازی‌های خوب به قالب بریزد و در دهه‌های (۱۹۹۷-۱۹۸۷) با طرح‌هایی که تغییرات زندگی معاصر را بیان می‌کرد کار خود را توسعه داد. او با استفاده درست و به موقع از رنگ و فرم، هنر باارزشی را خلق کرد که رمزآلودگی کمتری در ساختار خود داشت. تصویرسازی در بیلبردی که در آن گرافیک تطبیقی زیبایی به چشم می‌خورد از دور نگاه‌ها را به خود جلب می‌کند و از نزدیک خارق‌العاده است. هیرست هنر را هم از جنبه بسیار دشوارش و هم از وجه ساده آن درک کرده است. نقاشی‌های او با عناصر ساده شکل گرفته تا از رمزآلودگی انتزاعی بهره‌ نبرده باشد. او در عصر هنر و برای خلق متاعی مناسب برای فروش در بازارها و تولید پول نقاشی‌های کوچک را در اندازه یک بشقاب کوچک یا نعلبکی (ساکر) کشید. دایره‌های رنگی در زمینه سفید و با طراحی تجملاتی کالای چشمگیر ارائه داده است. هنر او منعطف، اما هرگز پوچ نبوده است در نقاشی‌های کوچک او کششی تازه وجود دارد. هیرست در این آثار تکنیک جالب و سرگرم‌کننده دیگری به کار گرفته است.

اتفاق، تصادفی بودن، انرژی و حرکت را تلقین می‌کند این عنصری است که در کارهای اخیر او به وضوح می‌توان مشاهده کرد. او با تاثیر از جف کونز به خصوص سبدهای توپ که روی آب شناور هستند از آثار این هنرمند، با چینشی خاص داروها را در قفسه‌ها جای داده بود تا زیبایی طراحی مدرن را به نمایش بگذارد در قفسه جداگانه ماهی را در فرمالدئید آویخته بود مانند نقاشی‌های کوچک رنگ، شکل و فرم با روشی نوین آرایش داده شده بود. این کار در افکار عمومی نمادی از هنر پیشرو است و با غلبه بر درک نادرست اجتماع از سادگی کارها، مردم کم‌کم با چگونگی استفاده از عناصر متداول و اشیا معمول زندگی در این کارها آشنا شده‌اند کارهایی که بیانگر زیبایی عناصر و اشیای معمولی جهان است که به سادگی یک ترانه پاپ به دل می‌نشیند.

«هیرست آثار «کولی‌شاو» را هنگامی که از زخم‌های گلوله عکس می‌گیرد احساس کرد و بر این اساس اثری خلق شد که لذت زندگی و اجتناب‌ناپذیری مرگ را تومان نشان می‌دهد. صحنه‌ای که زیبایی زندگی روستایی نشان دهد از قدرت مرگ در نگاه بیننده می‌کاهد؛ در درون و بیرون از عشق پروانه‌های آویزان با طراوت خاصی تک‌رنگ نقاشی شده‌اند و در (یک هزار سال) از کرم حشرات موجودات پرنده پرواز می‌کنند، خورده و مرده، وزوز یک حشره ریز.

طولی نمی‌کشد که در این نمایش از حیوانات در حال مرگ به تماشای حیوانات مرده می‌ایستیم. یک کوسه در حوض فرمالدئید نمایشگر تهدید آنی مرگ است که موجود زنده‌ای را به لاشه تبدیل می‌کند. جعبه شیشه‌ای، نیمی از آن به یادگاری‌های شکار، نیمی به اشیای مینی‌مالیست که از پادشاهان به جا مانده اختصاص یافته است. آرایش این کار در خانه‌ای با ابعاد عجیب به اندازه کنسولگری صورت یافت. مجسمه‌های هیرست با زیبایی آرکادیایی (بی‌‌تجمل مانند آدم دهاتی) یک گوسفند تنها و دورافتاده از گله نشان داده می‌شود. در حالی این گوسفند از ترس به خود می‌لرزد شاهد حرکت خوک‌های ماشینی است. هیرست دهشت ویران‌کننده‌ای که در هنر فرانسیس بیکن درک کرده و قرینه‌ای از آن را در طراحی ادارات مدرن یا پرونده حیوانات در هنر فرومایه سنتی یافت و برآن شد تا جذابیت‌ مکان‌های عادی را با نگاه از زاویه‌ای بهتر نمایش دهد. این چیزی است که هیرست هر روزه در آثار خلاقانه خود ارائه می‌دهد.

هر زمان که آثار دامین هیرست و راشل وایتر در نیویورک با هر شرایطی به نمایش گذاشته شده اعتبار و خوشنامی هر دو هنرمند موجبات روبه‌رویی استقبال چشمگیر را فراهم کرده است. ما مسحور و مفتون تصویرسازی‌های هیرست شده‌ایم. به خصوص در مورد کوسه او،‌ چیزی که برای سال‌ها هیچ رقیبی نداشته است.

القای سختی و دشواری آن موجود شکارچی یا نگرانی قبل از شکار که به بیننده منتقل می‌شود همچنان در آثار او نمادین باقی مانده است. در پرکار بودن هیرست شکی نیست. اما او تا سال ۱۹۹۶ نمایشگاه یک نفره حایز اهمیتی در نیویورک نداشت، تا اینکه افتتاحیه اولین نمایشگاه خود را در گاگوزین نیویورک برگزار کرد.

خب زیبایی و هیجان‌انگیز نبودن نمایشگاه‌های او فقط به خاطر کثرت آنها نیست بلکه تفاوت و تنوع غیرمنتظره‌ای که در هر کدام از نمایش‌ها مشاهده می‌کنیم در ما کشش ایجاد می‌کند؛ از تکه‌های ماده گاوها و خوک‌های مکانیکی گرفته تا نقاشی‌های چرخی و زیرسیگاری که پر از تکه‌های چوب است. اغلب حیرت‌انگیز بودن آثار تاکسیدارمی او برای بینندگان آمریکایی مشکل‌ساز محسوب می‌شود. آنها توانایی رویارویی با چنین تصاویر دهشت‌انگیزی را ندارند- همچنین بینندگان بریتانیایی با دیدن تکه‌های گوشت ماده‌گاو نسبت به بیف بریتانیایی احساس بدی پیدا کردند- با این وجود حال و هوای روز افتتاحیه خوش‌آیند به نظر می‌رسید و در ادامه نیز موفقیت‌آمیز بود.

ترجمه: فراز حسامی