نگاهی به شکل گیری خانه حراج کریستی از آغاز تاکنون از خیابان کینگ استریت تا خیابان جمیرا

چهارمین حراج کریستی شامگاه چهارشنبه ۳۰ آ وریل در دبـی بـر پـا شـد و طـی آن هـنـرمـنـدان ایـرانـی بـه رکـورد قـابـل تـوجه ۵ ۲ میلیون دلاری دست یافتند به بهانه اهمیت این حراج و تاثیری که می تواند بر بازار جهانی هنر ایران داشته باشد , مروری داریم بر شکل گیری آن از آغاز تا امروز

‌چهارمین حراج کریستی شامگاه چهارشنبه ۳۰ آ وریل در دبـی بـر پـا شـد و طـی آن هـنـرمـنـدان ایـرانـی بـه رکـورد قـابـل تـوجه ۵/۲ میلیون دلاری دست یافتند. به بهانه اهمیت این حراج و تاثیری که می‌تواند بر بازار جهانی هنر ایران داشته باشد ، مروری داریم بر شکل گیری آن از آغاز تا امروز.

‌خانه حراج کریستی، اولین بار در سـال ۱۷۶۶ در لـنـدن تـشکیل شد.در پنجم دسامبر این سال، شخصی به نام جیمز کریستی برای اولین بار در دنیا خانه حراجی بـا عـنـوان "خـانـه حـراج کـریستی" را تاسیس کرد. تلاش‌های این شخص خیلی زود به ثمر نشست و نام این خانه حراج به عنوان مـرکـزی مـهـم بـرای مـبـادلات هـنـری بـر سـر زبـان‌هـا افـتـاد.

جیمز کریستی دوست صمیمی و نزدیک توماس گینزبرگ نقاش بود و تنها پرتره‌ای که از او باقی مانده توسط این نقاش کشیده شده است. خانه حراج کریستی بعد از مرگ بنیانگذار آن همچنان به فعالیت خود ادامه داد و طی قرن های ۱۹ و ۲۰ میلادی به عنوان بزرگترین محل مبادله آثار هنری شناخته شد.

این خانه حراج از سـال ۱۹۷۳ تـا ۱۹۹۹ در قـالـب یـک شـرکـت سـهـامـی عام فعالیت می‌کرد، اما بعد از این تاریخ، یک فرانسوی به نام فرانسیس پینال، مالکیت خصوصی آن را برعهده گرفت تا در رقابت با خانه‌های حـراجـی چـون سـاتـبـی پـیروز میدان باشد.

دفتر اصلی این خانه حراج از سال ۱۸۲۳ تاکنون در خیابان کینگ استریت لندن ثابت بوده، ضمن اینکه دفتر دیگری هم در ساوت کینگستون دارد.

این خانه حراج در حال حاضر ۸۵ شعبه در ۴۳ کشور جهان داراست کــه از مـهــم تــریـن آنـهـا مـی‌تـوان بـه شـعـبـات نـیـویـورک، پـاریـس، لس‌آنجلس، دبی، آمستردام، هنگ کنگ، رم و برلین اشاره کرد. ‌حجم مبادلات این خانه حراج در سال ۲۰۰۶ چهارمیلیارد و ۶۷۰ میلیون دلار و تنها در نیمه نخست سال ۲۰۰۷ سه میلیارد و ۲۵۰ میلیون دلار بوده است!‌

اما داستان استقرار شعبه خاورمیانه این خانه حراج در دبی هم شنیدنی است. همان موانعی که سبب شد شهر دبی در رقابت با منطقه کیش، گوی سبقت را برباید، باعث شد شانس تهران برای تبدیل به محل برپایی حراج معتبر کریستی بـه صـفـر بـرسـد. هـفـت سـال پـیـش هـمـزمان با حضور عطاءا... مهاجرانی در وزارت ارشاد، رئیس خانه حراج کریستی به همراه مدیران ارشد این خانه حراج به ایران دعوت شدند تا مقدمات برپایی این حراج در تهران انجام شود.

در آن روز وزارت ارشاد حـامـی ایـن ایـده بـود و حـتـی مـهـاجـرانـی اعـلام آمادگی کرد که کریستی به ایران بیاید. مسئولان کریستی هم ابراز علاقه کردند و بعد از آن چند سفر مطالعاتی دیگر انجام شد که نهایتا نمایشگاهی از آثـار هـنـرمـنـدان مـعـاصر ایران در لندن برپا شد تا آثار ایرانی به مجموعه‌داران و خریداران دنیا معرفی شود.

تصور می‌شد این همکاری به آمدن کریستی به ایران بینجامد، اما حقیقت این بود که فعال شدن کریستی در تهران فقط به وزارت ارشاد و موزه بستگی نداشت؛ فاکتورهای دیگری هم لازم بود. ‌این فاکتورها، البته فـاکـتـورهـای پـیـچـیـده‌ای نـیـسـتـنـد؛ مـهـم‌تـرین آنها، فراهم شدن شـرایـط آسان برای حضور خریداران آثار هنری در ایران بود؛ نبود سیستم بـانکداری الکترونیکی در ایران از دیگر موانع این مساله بوده، چرا که در حال حاضر بسیاری از خریداران و فروشندگان آثار هنری از سیستم ‌ ‌E- Card و خرید الکترونیکی استفاده می‌کنند و این سیستم در ایران ناقص و محدود است. از طرف دیگر مشکل حمل و نقل آثار هنری در ایران که بر پایه یک کاغذبازی نگران کـنـنـده قرار دارد، شانس تهران را در این زمینه به صفر رسانده است. به همه اینها باید شرایط خاص ایران را افزود که تـهــرانرا از تـبـدیـل شـدن بـه مـرکـزی بـرای حـراج کـریـسـتـی در خـاورمـیـانـه بـازداشته است.

همه این موانع البته در دبی وجود ندارند و اینجاست که این شهر همچنان خود را برای حراج‌های کـریـسـتی در خاورمیانه آماده می کند.‌‌حراج کریستی از بدو تاسیس شعبه خود در دبی با برخی انتقادها هم مواجه شده است. منتقدان کریستی معتقدند توان خرید آثار هنری در تهران پایین است و یکی از تبعات حراج کریستی، بالارفتن قیمت آثار هنری در تهران است.

آنها این موضوع را به عنوان ضربه این حراج بر بدنه اقتصاد هنر ایران قلمداد می‌کنند. به این موضوع می شود از زوایای گوناگونی نگاه کرد و یک زاویه هم این است که ما با یک "سوءتفاهم" روبه رو هستیم؛ به این معنا که قیمت آثار هنری در ایران، به طرز ناعادلانه ای پایین است. سال‌های سال است که آفرینش‌های هنری هنرمندان ما به قیمت بسیار نازلی در قیاس با سایر فرآورده‌ها و محصولات داخلی کشور عرضه می‌شود و ما اندک‌اندک به سمت قیمت عادلانه حرکت می‌کنیم.

شاید بهتر بـاشد به جای این نگرانی، نگرانی‌های دیگری را مطرح کرد؛ خصوصا حالا که ایرانی‌ها در حراج چهارم به رکورد ۵/۲ میلیون دلاری دست یافته‌اند.

این نگرانی ها را می توان در قالب طرح پرسش هایی همچون پرسش‌های زیر مطرح کرد؛ از جمله اینکه چـگـونـه مـی‌توان به رقابت با چینی‌ها پرداخت که هم اکنون با فروش ۷ میلیون دلاری خود، بازار هنر آسیا و جهان را در اختیار دارند؟ از سوی دیگر آیا می توان جایی میانه اقتصاد و هنر ایستاد؟ چـه اسـتـراتـژی بـه خـرج داد تـا حـمـایت از هنرمندان چارچوب بــهــتـــری بـــه خـــود بــگــیـــرد؟ آیـــا دامــنـــه رکــوردزنــی ایــرانــی‌هــا بــه حراجی‌های معتبر لندن و نیویورک هم خواهد رسید؟