هر دست بافته ایرانی ترانه ای است

خط همواره پ ُراهمیت ترین مسئله برای کاوش در فرهنگها به شمار می آید از این جهت برخی از اندیشمندان به هنگام بررسی جوامع مختلف تاریخ تکامل تمدن هر جامعه را به تاریخ اسناد و کتیبه های خطی آن جامعه مربوط می دانند همان گونه که در مورد تاریخ خط در ایران اسنادی را تا سه هزار سال پیش یافته اند و بر آن استناد دارند

خط همواره پ‍ُراهمیت‌ترین مسئله برای کاوش در فرهنگها به‌شمار می‌آید. از این جهت برخی از اندیشمندان به هنگام بررسی جوامع مختلف تاریخ تکامل تمدن هر جامعه را به تاریخ اسناد و کتیبه‌های خطی آن جامعه مربوط می‌دانند. همان گونه که در مورد تاریخ خط در ایران اسنادی را تا سه هزار سال پیش یافته‌اند و بر آن استناد دارند.

اما بهر مهمی که در خط ایرانی هرگز مورد بررسی هوشمندانه و دقیق قرار نگرفته است، مسئله‌ای است به نام «خط‌ّ پنهان» یا «قلم پنهان».

در اکثر جوامع امروز جهان، به‌ویژه، جوامع شرقی مبحث «زبان پنهان» مورد توجه قرار گرفته است، در حالی که اینک به جرئت باید بگویم که به مسئلة خط‌ّ پنهان باید توجه داشت و آن را حتی در مقام اول اهمیت قرار داده و مورد کاوش و پژوهش صاحب‌نظران آورد.

تا جایی که می‌توان ردیابی خط‌ّ پنهان را در ایران دنبال کرد، باید این کار انجام پذیرد، چون خط‌ّ پنهان در فرهنگ مردم ایران می‌تواند تاریخ بس کهن‌تری را درباره تکامل تمدن ایرانی به ما نشان دهد. در این زمینه، تاریخ نخستینی که دربارة گونه‌ای از خط‌ّ پنهان در ایران به دست داریم مربوط به زمانی است که کاتبان سامی، هُزوارش ویژه‌ای را در خط‌ّ ایرانی وارد کردند که تا جایی که می‌دانیم، واژگان را به خط‌ّ آرامی می‌نوشته‌اند و به پارسی می‌خوانده‌اند. نمونه‌ای از این خطها را در کتیبة تنگی‌ور در منطقة پالنگان و نمونة دیگر در تنگة واشی و نمونه‌های دیگر در خوزستان وجود دارد.

اما هنگامی که وارد مقولة خط‌ّ پنهان در جامعه ایرانی می‌شویم، به حدود هفتاد گونه خط‌ّ برمی‌خوریم. که نه می‌دانیم از چه زمانی شروع شده‌اند و نه می‌دانیم که چگونه از آن بهره می‌گرفته‌اند. گرچه ریشه‌هایی از خطّ پنهان در ایران را می‌توان پای سنگ‌نگاره‌ها و کتیبه‌های مصر، هند، یونان و چین پیدا کرد.

در خلال پژوهشهایم در باب فرهنگ مردم ایران و مبحث موسیقی نواحی و مناطق به این مسئله بر‌خوردم که هر صنف از فن‌آوران ایرانی دارای خط ویژة خود بوده‌اند. آنها حتی یادداشتهای روزانة خود را با خط‌ّ پنهان ویژة خود می‌نوشته‌اند، گونه‌های خط‌ّ پنهان در ایران پس از اسلام کاربردهای فراوان اجتماعی، علمی، نظامی، سیاسی و مذهبی داشته است که معلوم نیست به چه دلیل به‌آرامی و در طی قرون، این‌گونه‌ها به میان صنفی از ساحران و رمالان رسیده که امروزه با نام «فال‌بین» و «دعانویس» آنان را می‌شناسیم.

آشنایی با این‌گونه از خطها در درسی جامع به نام «علوم غریبه‌» جای می‌گیرد که این حقیر درگاه الهی نمی‌دانم امروزه هم این علوم در حوزه‌های علمیه تدریس می‌شود یا خیر؟

به هر سان آنچه که باید مورد کاوش قرار گیرد و به لحاظ فرهنگی در حوزة فرهنگ مردم و موسیقی به آن توجه گردد، شناخت این‌گونه‌هاست چون، موسیقی‌پژوهی که می‌خواهد رسالات قدیمی‌ نوشته‌شده را در باب موسیقی بررسی کند باید از فرهنگ خط‌ّ پنهان باخبر باشد، باید بداند که حروف ابجد به همین سادگی نیست. ابجد صغیر، ابجد کبیر و ابتث و علم جفر چیست؟ باید با یک‌صد و یازده صفتِ حروف آشنا شود.

یکی از رموز مهم در علم جفر این است که گاهی حرف را درجه و سطر را اسم و گاهی زمام و گاهی برج و در جایی دگر حصه می‌خوانند. به همین سیاق باب را در جایی بیت و در جایی دیگر سهم می‌نامند. علاوه بر این در صورت تکرار رخوه آن را معجم می‌نامند، این از رموز علم جفر است.

در این علم قسمتی بسطی است یعنی یک حرف دو تا سه تکه حرف می‌شود؛ به طور مثال، اگر نوشته باشند الف= ال‌ف= الف لام فا صورتهای آن می‌شود.

قسمت دیگر عددی است؛ به طور مثال، لفظ الف عدد ۱۱۱ را در برمی‌گیرد در حالی که در بسطی ۲۶۲ می‌شود. بحث مهم دیگر در شناخت خط‌ّ پنهان در علم جفر مبحث شناخت طرح، عناصر، کواکب، افلاک و بروج است. علاوه بر آن مبحث شناخت حروف ابجد و موازین شش‌گانه و انواع و قوائد بسائط، نظیر بسط مساعد حرفی، بسط مساعد عددی و بسط طبیعی را باید بشناسد. به طور مثال، در بسط طبیعی بحث ارتفاع طبیعت حروف مطرح است که آن را از خاکی به آبی، از آبی به بادی و از بادی به آتشی ترفیع یا تنزل می‌دهد، حال اگر در یک رسالة موسیقی مانند رسالة موسیقی بنایی «د» را با جوهر قرمز نوشته و به عنوان نت به کار برده چه نتی منظور نگارنده بوده است؟! علاوه بر این بسط عددی به لفظی با ابدال، بسط مضاعف، بسط تقویت حروف، بسط زب‍ُر‌ُ و ب‍َی‍ِن‍ّات، بسط تنصیف، بسط مداخل به سه شکل اکبر (کبائر)، وسیط و صغیر، بسط تمازج و بسط ت‍َر‌َف‍‍ّع، نیز مطرح است.

بحث تعریف و تکسیر، به‌ویژه، تکسیر منصوب و تکسیر مقلوب تکسیر تسخیر و تکسیر انکشاف بخش دیگری از رموز خط پنهان است. از سوی دیگر چون می‌دانیم که برخی از نویسندگان رسالات موسیقی با علم نجوم و جفر آشنایی کامل داشته‌اند، باید این حقیقت را نیز باور کنیم که آنان با مسائل حروف فصلی، غریزه، طبیعت حروف و مبحث موکلین حروف به‌خوبی آشنا بوده‌اند.

به همین سبب، به‌راحتی، نمی‌توان در مورد رسالات قدیمی موسیقی نظر داد و از آن راحت‌تر، آن را به نت امروزین در آورد، چون فقط کمی بی‌دقتی باعث می‌گردد تا یک قطعة کهن تبدیل به یک موسیقی مطربیِ مجلسی شود و یا به شکلی ناپسند به اجرا در آید، به دلیل آنکه در تحلیل امروزین مشخص نیست که دستور نوشته‌شده حتی در کدام ترف‍ّع، تنز‌ّل، تر‌ّقی و قاعده نوشته شده است. حال هنگامی که این تبدیل به روز به مسئله دور و دوایر می‌رسد کار بسیار پیچیده‌تر می‌گردد. دوایر اربعه، دایره اجهزی یا برجی۳۰/۳۰ و دایرة احستی ۷/۷ و دایرة افلاک۹/۹،‌ دایرة بروج۱۲/۱۲ و دایره منازل ۲۸/۲۸ تحلیل نوشته‌ها را سخت‌تر می‌کند.

حال از مبحث دور کبیر و دور صغیر می‌‌گذرم.

با توجه به آنچه که نوشته آمد به جرئت می‌گویم که اکثر تبدیلها و تحلیل و تجزیة رسالات کهن موسیقی که با استفاده از گونه‌هایی از «خط‌ّ پنهان» در ایران نوشته شده و در زمان ما این اتفاق روی داده نه تنها دارای اشکال که اشتباه فاحشی است که نگارندگان باید آن را دوباره مورد مداقه و تحلیل قرار دهند. سویی از بحث حرمت موسیقی به همین مبحث سحرِ نهفته در آن باز می‌گردد که نباید آن را ساده‌ گرفت و نت نوشته‌شده به حروفی که حتی صفتهای آن را نمی‌دانیم و یا طبیعت آن حروف را به هنگام نوشتن توسط رساله‌نویس نمی‌شناسیم به این سادگی نیست.

خط‌ّ پنهان همواره چون زبان پنهان عمل می‌کند و با آنکه در فرهنگ عامه جریان دارد از آن غافل مانده‌ایم. اینکه نوشته‌ام هر دست‌بافتة ایرانی ترانه‌ای است، از همین مسئله نشئت می‌گیرد. نخست آنکه، این خط‌ّ پنهان در گونه‌های مختلف دارای درون‌مایة باورمدارانه بوده است و آغاز نگارش آن باید در «ساعت حکمت» انجام می‌شده.

شناخت دادن در مورد ساعت حکمت به نسل جوان نیز ا‌ز آن فراموش‌کاریهای دستگاههای فرهنگی در قرن کنونی است. ساعت حکمت در دیرینة این سامان ایمانی جزء زمان مقدس محسوب می‌گردید و از واجبات زندگی مردم ایران به شمار می‌آمد. به همین دلیل هنگامی که می‌خواستند فرشی یا پارچه‌ای را از هر نوع ببافند به دنبال ساعت مناسب و خوش‌ی‍ُمن می‌گشتند.

شاید در آخرین نسلهای بازمانده، علت این امر بر جوانان معلوم نشده اما کمی کاوش در گذشتة فرهنگی و آشتی با داشته‌های ایرانی، رموز پنهان را آشکار و دوست‌داشتنی خواهد کرد. به حاشیة معرق‌کاریها در اماکن بنگرید، به متن و حاشیه دست‌بافته‌های منطقة خود بنگرید با نگاهی دقیق در خواهید یافت که پیشینیان ما چقدر زیبا علاوه بر آنکه ما را به دیدن و تفکر به جهان فرهوری و مینوی دعوت کرده‌اند، به هر شکل ممکن خواسته‌اند تا حرف دل خود را به ما بگویند، آن هم به خط‍ّی رمزگونه که آن را خط‌ّ پنهان نام داده‌ام.

یکی از گونه‌های این خط‌ّ پنهان، قلم شجر (درخت) نام دارد و یکی از خطوطی است که بر کنارة اکثر کتیبه‌های کهن ایران فرهنگیِ باستان نیز یافت می‌شود. زنان ایران این خط ـ نقش را سینه به سینه و بدون آموزش معنوی آن یاد گرفته و بر دست‌بافتهای خود نقش زده‌اند، اما، متأسفانه علم خواندن آن را به فراموشی سپرده‌اند و فقط نقشی بر فرش می‌زنند بدون آنکه رمز درون آن را بدانند.

قلم شجر به حساب حروف ابجد به شکل زیر نوشته‌ می‌شود و یکی از زیباترین و کهن‌ترین خطهای پنهان ایران است که در نقوش پارچه‌ها و فرشهای دستباف به کار می‌رود و واژة لا که به شکلهای هم نوشته می‌شود و هم بسیار زیبا بر گوشه و کنار دست‌بافته‌های کهن، به‌ویژه، گلیمها و جاجیمها نقش زده شده، حال اگر بحث هارمونی رنگها را با این خطوط و سیستم مرکزگرایی یا دایره‌الشمس، که در نقوش قالیها حرف اول را می‌زند، در هم آمیخته و بدان با آگاهی بیندیشیم می‌بینیم که چه ترانة زیبایی سروده شده که زیر پای ما سالهاست در سکوت برای ما زمزمه می‌شود و ما از شنیدن آن عاجزیم.

نشانة دیگری که از خط‌ّ پنهان در دست‌بافته‌های ایرانی کاربرد فراوان دارد، بدون آنکه بافندگان از رموز آگاه باشند، «قلم کاشفی» یا قلم «اسرار قاسمی» است.

قلم شجر در ردة دوم و قلم کاشفی در ردة چهل و چهارم خطّ پنهان در فرهنگ ایران قرار دارد. قلم دیگری که در کتیبه‌ها و دست‌بافته‌های ایرانی در بیشتر مناطق و نواحی ایران کاربرد دارد قلمی است به نام «حضوری» که در ردة پنجاه و دوم خط‌ّ پنهان در ایران قرار می‌گیرد.

خط‍ّ پنهان در جامعة ایرانی شکلی به نام حروف مقط‍ّعه نیز دارد که خود دارای اشکال گوناگون است در ساده‌ترین شکل آن است که هر واژه مقطع می‌شود؛ به عنوان مثال، اگر بخواهیم بنویسیم مقام بدین‌گونه‌ها می‌شود آن را نوشت:

۱) م ق ا م

۲) میم قاف الف میم

این حروف در دوره‌ای از تاریخ ایران جزء رموز سری و محرمانه دولتی ـ نظامی قرار می‌گیرد و بعد در صنف رمالان وارد شده و دارای شاخه‌های بسیار می‌گردد که یکی از آن شاخه‌ها حروف مقطع «خالدار الر‌َم‍َل» نامیده می‌شود. این قلم هم در دست‌بافته‌های کهن ایرانی کاربرد داشته هم در نوشتن رساله‌های موسیقی از آن بهره برده‌اند؛ به عنوان مثال، نوشته شده [ی . ///] که می‌شود: یب، یا، ی ب ، یا، یاء ب که اکثر کسانی که به کار برگردان رسالات از حروف به نت وارد شده‌اند بدون توجه به قسمت حروف رمل خالدار فقط حرف ابجدی یا ابتثی را به نت روز گردانده‌اند که اشتباهی فاحش است به همین سبب نمی‌شود به ترجمه و تفسیرهای کسانی چون رابینودی برگوماله و یا موسیقی‌شناسان داخلی که بر رسالات موسیقی شرح و تفسیر نوشته‌اند اعتماد کرد و آنها را دقیق و درست نامید، چون درونیات حروف و رمل حروف و قواعد صفتی و تکثیری آن را در نیافته‌اند. حروف مقطع خالدار الرمل گرچه در رده‌های شصتم به بعد خط‌ّ پنهان در ایران قرار می‌گیرد اما کاربرد خوبی، به‌ویژه، در دست‌بافته‌های ایرانی پیدا کرده است. این قلم به حساب حروف ابجد به شکل زیر نوشته می‌شده است:

یکی از ویژگیهای زیبا و قابل بررسی در خط‌ّ پنهان ایران، این است که تمامی قلمها را می‌توان از چپ به راست و از راست به چپ، از پایین به بالا و یا از بالا به پایین نوشت به همین دلیل اکثر کسانی که به کار ک‍َنز و رموز آگاه بودند از تمامی قابلیتهای آن بهره می‌برده‌اند. نوع دیگر از اشکال خطّ پنهان در ایران، قلم عددی است که در اشکالی چون قلم الودی، قلم زهره، قلم تهجی زبور و قلم عباز و عبراز از آن استفاده می‌شود و همین مسئله در رساله‌های موسیقی نیز کاربرد داشته است و بر اساس صفت قلمها اشکال و درون‌مایه‌های گوناگون به خود می‌گیرد و سخت‌تر نیز می‌شود. به عنوان مثال در قلم عباز حرف ح و حرف خ هر دو معادل ۶۰ هستند، یا در قلم الودی حروف ت و ث معادل عدد ۲ نوشته می‌شوند که فقط از روی سرکش و نقطه‌ای که روی آن قرار می‌دهند می‌شود آنها را تمایز داد که به شکل ۲ و ۲ است، در قلم ته‍ّجی زبور نیز همین مسئله وجود دارد که ب، ت و ث به شکل عدد ۲ هستند و از روی نقطه‌ها تفاوت آن را می‌شود شناخت که به شکل ۲ ۲ ۲ است. به این دلیل نمی‌توان به هیچ یک از تفسیرهای نوشته‌شده در مورد رسالات موسیقیِ کهن اعتماد کرد و آنها را درست دانست، چون نه از زمان و ساعت حکمت نوشته شدن این ادوار آگاهی کامل وجود دارد و نه مفسران به طور کامل به علوم غریبه آشنایی داشته و دارند به همین سبب، بازنمایی و بازنگری جدی در این رسالات از نیازهایی است که باید برای آگاهی بر آن متخصص پرورش داد و در کنار آنان از اصحاب سر‌ّ نیز بهره گرفت تا بتوان به رموز دقیق و درست نوشته‌ها پی برد وگرنه آنچه که تا کنون نوشته شده حرفی از روی شتاب است و جز این نیست. حال با این پرسشها مقاله‌ام را به پایان می‌برم:

۱) چرا در رسالات موسیقی بر پرده‌بندی بر اساس کواکب و بروج تأکید شده؟

۲) چرا اکثر موسیقیدانانی که رساله نوشته‌اند به این مسئله اشاره دارند که در ساعت حکمت و روز مقدس کار خویش را آغاز کرده‌اند؟

۳) چرا بر مسئلة ت‍َر‌َّف‍ُع و ت‍َن‍َز‌ُّل در جملات موسیقی در رسالات اشارات اکید دارند و امروزه ته‌ماندة آن را با عنوان بالارونده و پایین رونده می‌شناسیم.

۴) آیا تا به حال به نقوش دست‌بافته‌های منطقة خود نگاه درستی داشته‌اید و از خود پرسیده‌اید که چرا بر روی فرشهای دست‌بافت نباید با کفش راه می‌رفتیم و یا از دادن دستمال به دست آدمی که به فساد و شر‌ّ و پلیدی و یا کفر مشهور بود خودداری می‌کردند؟

۵) چرا استادان قدیم موسیقی از آشکارسازیِ ماوراء نغمه جز برای یک یا دو شاگرد خود، برای همگان خودداری می‌کردند؟

هوشنگ جاوید

مأخذ:

۱. سر‌ّ المستتر، نوشتة حجة‌الاسلام حاج سق‍ّازاده واعظ شهیر.

۲. گوهر شب چراغ، نوشتة حاج ملا محمدحسین نائینی.

۳. کلیات اساطیر، نوشتة آصف ابن برخیا، به کوشش حاج غلام علی کمالی.

۴. طلسمات طمطم هندی، نوشتة ملا محمد جوزی.

۵. مجمع العلوم و الحروف، نوشتة استاد سید محمدتقی مقدم.

۶. نقش سلیمانی، ناشر حاجی فقیر محمد، چاپ پیشاور پاکستان

هُزوارش همان تفسیر واژگان است و به گونه‌های متفاوتی تقسیم می‌شده است.ابراهیم میرزای ناظر در کتاب خودآموز زبان پهلوی می‌نویسد: به پهلوی هُزوارشن، از مصدر هُزوارتن به معنی تفسیر و شرح دادن است و بنابراین اسم مصدر هُزوارش در پهلوی به معنی شرح، تفسیر و توضیح آمده است.