لزوم قواعد و اهمیت آن در خطاطی

اگر قانون در علوم و صنایع نباشد و ضابطه های آن رعایت نشود, عدم پیشرفت و رکود, بیم زوال و فنا آنرا تهدید می کند

همانگونه که قوانین برای اداره ی اجتماعات بشری اهمیت و ارزش دارد، برای علوم و صنایع و حرفه ها نیز بسیار حائز اهمیت است. از قوانین موضوعه ی بشری، چه اجتماعی و چه فنی آنچه که بر پایه و اساس علمی استوار و مترقّی و مفید باشد، دوامش بیشتر خواهد بود.

اگر قانون در علوم و صنایع نباشد و ضابطه های آن رعایت نشود، عدم پیشرفت و رکود، بیم زوال و فنا آنرا تهدید می کند. لذا وجود قوانین و رعایت اجرای آن ضامن بقا و دوام علوم فنون و موضوعات آن می شود.

فنّ خط هم که از نظری علم و از نظر دیگر صنعت و هنر است متکی به قوانین علمی و فنّی ابن مقله و ضابطه ها و اصطلاحات نوابغ فنّ است که تا امروز دوام یافته و قابل تعلیم و تعلّم می باشد.

شالوده ی قواعدی که ابن مقله برای خط ریخته مورد پسند همگان و زمینه ی مساعدی برای ترقی و پیشرفت آن گردید، که استادان توانستند بر آن اساس، پایه و مایه ی خط را بحد نهایی برسانند و آن را یکی از بهترین هنرهای زیبا جلوه دهند.

از این رو قواعد خط ابن مقله مثل شَجَرَهٍ طَیبهٍ اَصلُها ثابتٌ و فَرعُها فِی السّماء است که وصف آن تُؤتیُ اُکَلَها کُلَّ حین ٍ را به دنبال داشته است.

نکته ی دیگر آنکه چون تعلیم و تعلمّ خط فنی، به وسیله ی قواعد و ضوابط حاصل می شود و راه آن آسان می گردد، تردیدی نیست که از همین طریق ترویج شده، دوام پیدا می کند و با پشتیبانی قواعد خود استعدادها را شکوفا ساخته دوستدار نظم و اعتدال بار می آورد و از سوی دیگر باز به وسیله همین قواعد ارزش و اهمیت هنر شناخته و روشن می گردد.

آقای جلال الدین هُمایی استاد دانشمند دانشگاه تهران در مقدمه ی لغت نامه دهخدا چنین فرموده است:

«هر نوع علم و فنّی اگر چه در فطرت و نهاد انسان نهفته باشد، چون جامه ی اصول وضوابط پوشید جلوه و رونقی خواهد داشت.

و فهم آن برای کسی که نشانی از دانش و فرهنگ دارد یعنی از دانستن لذت می برد و از نادانی آزرده می شود، موجب نشاط و شکفتگی خاطر خواهد بود.»

از این مختصر گفتار لزوم و اهمیّت قواعد خط به خوبی دانسته شد و اکنون وارد بحث آن می شویم:

● قواعد خطوط اسلامی

برای خطوط اسلامی دو دسته قواعد است:

قواعد عمومی و کلّی، قواعدِ خصوصی. قواعد خصوصی یا ویژه ی هر خط در فصول آینده گفته خواهد شد. امّا قواعد عمومی و کلّی بدین شرح است:

۱) قواعد عمُومی

۲) کلّی

می دانیم همه خطوط اسلامی به یک اصل و ریشه منتهی می شود و آن اصل الفبایی است که تقریباً از اَشکال هندسی یا اشکالی که در طبیعت موجود است گرفته شده و به منزله ی پیکری در جامه های گوناگون جلوه کرده است. این جامه های گوناگون خطوط متنوعی است و از این رو می تواند تحت یک قاعده ی عمومی و کلی بررسی شود؛ زیرا همه در اصل و ریشه شریکند و به عبارت دیگر همچون خانواده هایی هستند در یک جامعه و کشور و تحت یک قانون.

نگارنده پس از مطالعات و دقت و تجزیه و تحلیل ها به این نکته برخورده ام که قواعد دوازده گانه، به اضافه ارسال و صعود و نزول حقیقی و تشمیر و سواد و بیاض با ملحقات و لوازم آنها، همه به چهار قاعده ی (اصول، نسبت، ترکیب، کُرسی) بازگشت کرده و در این چهار خلاصه می شوند. و به عبارت دیگر تمام آنها مندرج در تحتِ این چهار و از اجزای آنها و یا ملحقات آنها محسوبند.

اصول و نسبت بیان حُسن ِ تشکیل، و ترکیب و کرسی، بیان حُسن وضع می کند. و این دو «حُسن» از حُسن و زیبائی خداداد انسانی الهام یافته است.

فهرست و خلاصه ی قواعد کلّی خطّ :

▪ اصول

▪ نسبت

▪ ترکیب

▪ کرسی

۱) اُصول(که شامل یازده جزء است):

قوّت، ضعف، سطح، دور، صعود مجازی (تشمیر)، نزول مجازی، صعود حقیقی، نزول حقیقی، رعایت سواد و بیاض حلقه ها و گره ها، ارسال، دسته بندی الفبا

۲) نسبت (که شامل چهار جزء است):

یکسان نویسی در مفردات همجنس، یکسان نویسی در مرکبات مشابه، اعتدال و تناسبِ اندام مفردات و مرکبات ، اندازه گیری با موازین مُعیّنه

۳) ترکیب (که شامل ده جزء است ):

ترکیب در حرف و کلمه، ترکیب در جمله و سطر، ترکیب در سطور و صفحات، رعایت فواصل (سواد و بیاض در زمینه ی خط)، سنجش قلم با زمینه ی آن، رعایت حُسن مجاورت و نظم و اعتدال، رعایت مدّات و قرار آنها، دانستن طریقه ی مرکبات (مقطّعات) برای تمرین، رعایت حرکات و ضوابط، رعایت نشانه گذاری دستوری.

۴) کُرسّی (که شامل دو جزء است):

رعایت کرسی بالا و وسط و پائین، قرینه سازی

ـ تذکُّر :جزء دیگری که ا زملحقات و لوازم دو قاعده ی (اصول و ترکیب) محسوب است، طرز قلم گرفتن و قلم راندن و برگرفتن مرکّب می باشد که بیان آن خواهد آمد.

۱) المضمون : ألیس الله بکاف عبده

۲) الشــکل : تکوین ذو خط خارجــی غیر منتظم

۳) نوع الخط : الثـــلـث

۴) تاریخ الانتاج : لایوجد