وقتی آهنها حرف می زنند

برای ژازه تباتبایی مجسمه سازی که رفت

سال کم کم دارد به پایان می رسد، اما هنوز یک ماه و چند روزی مانده. مرگ به پشت سر نگاه می کند و در آن جمع انبوه با خود بردگان، تنها دو هنرمند می بیند: «اکبر رادی» و «قیصر امین پور»...

تنها دو نفر؟!! چه کم...!

به سراغ دفترش می رود و به فهرست نام هنرمندان نگاه می کند و آن گاه توپی را بالا می اندازد... گوی می چرخد و می گردد و بر نام «منصور برمکی» می نشیند...

دیروز دو نفر بودند، اما امروز سه نفر: «اکبر رادی»، «قیصر امین پور» و «منصور برمکی».

هنوز آرام نگرفته... این بار دو گوی می اندازد که بر نام دو عکاس می نشیند: «قدرت ا... کسرائیان» و «نیکول فریدنی»...

و در یک روز سرد زمستانی، مرگ در دفترش نام پنج هنرمند را می بیند که بر آنها خط کشیده: «اکبر رادی»، «قیصر امین پور»، «منصور برمکی»، «قدرت ا...کسرائیان» و «نیکول فریدنی»...

اما هنوز چشمش به دنبال دیگران است... دوباره همان داستان گوی چرخان و هنرمندان... این بار«ژازه تباتبایی»

اولین بار نام «ژازه» را از «گیزلا وارگا سینایی» شنیدم، آن زمان در خانه اش مجسمه هایی کوچک دیدم که ساخته شده از چرخ دنده و هزار و یک خرده ریز فلزی دیگر بود و چقدر از آنها خوشم آمد. همیشه آرزو می کردم یکی شان را داشته باشم، مدتی هم دنبالش گشتم، ولی نیافتم و اگر درست به خاطرم بیاید یک بار هم یکی از آنها را پیدا کردم، اما مطمئن نبودم که حتماً ساخته خود «ژازه» باشد، به نظرم زمخت تر از آن چه در خانه «سینایی» ها دیده بودم، آمد.

« ژازه تباتبایی»، مجسمه ساز، نقاش و نمایشنامه نویس؛ متولد ۱۳۰۹ ؛ از نخستین ترویج کنندگان هنر مدرن در ایران به شمار می آمد. در نوجوانی فعالیت ادبی خود را آغاز کرد و اولین داستان خود را به نام «شن و نی» در دوازده سالگی نوشت.

نمایشنامه هایی چون «شکوفه های پژمرده»، «لرد چی چی یانف»، «جای پا» و «آقاموچول» را نوشت و کارگردانی کرد. در سال ۱۳۲۵ داستان «پسر کوچک» را چاپ کرد و تاکنون بیش از ۴۰ جلد کتاب شامل داستانهای فولکلور، رمان، شعر، نقدهای هنری و نمایشنامه از او منتشر شده.

در سال ۱۳۲۹ از هنرستان هنرپیشگی دیپلم گرفت و اولین نمایشگاه نقاشی خود را که نقاشیهایی با سبک مینیاتور بودند، برپا کرد. در ۱۳۳۳ در رشته کارگردانی و مبانی تئاتر دانشکده ادبیات ایران، شاگرد اول شد و نمایش «پیراهن ملوانی» را به صحنه برد.

در ۱۳۳۴ گالری «هنر جدید» را به منظور معرفی هنر پیشرو و برپایی نمایشگاه از هنرمندان نوپرداز تأسیس کرد و تنها پنج سال بعد، یعنی در ۱۳۳۹ بود که از دانشکده هنرهای زیبای تهران، در رشته نقاشی، دانش آموخته شد. در۱۳۴۰ نمایشگاهی از آثار نقاشی و مجسمه هایش را در گالری «رضا عباسی» برگزار کرد. در سه بی ینال تهران شرکت کرد و در هر سه، جوایزی به دست آورد.

از سوی دیگر در سالهای دهه چهل، مجسمه هایش در بی ینال های پاریس، و نیز و سائوپائولو به نمایش درآمد و سپس چندین نمایشگاه انفرادی در وین، فرانکفورت، لندن، مادرید، توکیو و... برگزار کرد. چندین سال بود که در اسپانیا اقامت گزیده و گهگاهی به ایران می آمد.

یکی از آخرین نمایشگاه های او در تهران به سال ۱۳۷۳ باز می گردد. در سال ۱۳۴۶ «خسرو سینایی» فیلمی به نام «شرح حال» از آثار ژازه تهیه کرد و در ۱۳۷۶ نیز فیلم دیگری با نام «کوچه پاییز» درباره زندگی این هنرمند ساخت. آثار نقاشی و مجسمه ژازه در موزه ها و کلکسیون های شخصی همانند موزه لوور پاریس، موزه مترو پلیتن نیویورک، موزه هنرهای معاصر تهران، پریوات کلکسیون آلمان، گالری سیحون تهران و مجموعه شخصی جیمی کارتر قرار دارند. گالری هنر جدید در تهران که در حال حاضر شاید بیش از پنج هزار مجسمه از ژازه در آن نگهداری می شود، یکی از استثنایی ترین مکانهای فرهنگی و هنری ایران در دوران مدرن است.

ژازه تباتبایی چه در نقاشی و چه در مجسمه هایش از فرهنگ غنی و فولکلور ایران مایه می گرفت و به نحوی گذشته را به حال و بخصوص امروز پیوند می زد. تخیل قوی و طنز فوق العاده او در مجسمه هایش به خوبی نمایانگر است. او زباله های فلزی چون قطعات خودرو، دوچرخه، وسایل خانه، ساعتهای شکسته و... را با وسواس انتخاب می کرد و به هم جوش می داد تا آدمها، مرغها، حیوانات تخیلی و افسانه ای خود را بسازد. شهرت امروز ژازه بیشتر برای به وجود آوردن فیگورهای خلاقانه و مجسمه های فلزی است که حاصل جفت کاری (اَسمبلاژ) قطعات فلزی ماشین آلات صنعتی و خودروها هستند.

علی شعار