حال ببینید ما كجاییم

گفت وگو با پرویز تناولی, مجسمه ساز

روی پنجه پاهای خود كمی كه بلند شوید از پشت همان در سبز رنگ، «هیچ»ها را خواهید دید. «هیچ‌»های برنزی، فایبر گلاس، بزرگ، كوچك یا رنگی هر كدام در گوشه‌ای نشسته‌اند؛ برخی رو به دیوار و برخی رو به مسیری كه پرویز تناولی از آن می‌گذرد تا از كارگاه خود بیرون بیاید و به در ورودی سبزرنگ برسد. در حیاطی كه تنه درخت‌های چنار عظیم آن از پیچك‌ها پوشیده شده‌اند و از گوشه و كنار آن شیرهای سنگی به ما خیره شده‌اند به گفت‌وگو با پرویز تناولی می‌پردازیم كه عضو هیات انتخاب اولین سمپوزیوم بین‌المللی مجسمه‌سازی تهران بود.

اولین سمپوزیوم بین‌المللی مجسمه‌سازی تهران از همان ابتدا با این شرط آغاز شد كه آثار خلق‌شده در فضای عمومی شهر تهران نصب شوند. با وجود آنكه خبرهایی درباره تصمیم‌گیری برای نصب این‌ آثار شنیده می‌شود، اما به نظر می‌رسد كه موانعی سر این كار وجود دارد.

● آیا هیات انتخاب در زمان شروع سمپوزیوم دراین‌باره تصمیمی گرفته بود؟

همان موقع كه در حال قضاوت آثار بودیم به این مساله پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم كه بهترین راه این است كه منطقه‌ای در نظر گرفته شود و مجسمه‌ها در آن نصب شوند، نه در میادین و نه جدا از هم. برای اینكه تفرق اینها كمی از بار فرهنگی‌شان كم می‌كند.

نزدیك بودن این مجسمه‌ها به یكدیگر باعث می‌شود مردم بتوانند ارتباط بهتری با‌ آنها برقرار كنند و به مقایسه و بررسی مجسمه‌ها بپردازند. می‌دانید كه یك منطقه فرهنگی از ۳۰، ۴۰ سال پیش برای تهران در نظر گرفته شده كه از دانشگاه،‌ موزه هنرهای معاصر و موزه فرش آغاز می‌شود و تا تئاتر شهر ادامه پیدا می‌كند. قرار بر این بود كه این منطقه به عنوان منطقه فرهنگی تهران درنظر گرفته شود كه هرچند سال یك بار هم توجهی به آن می‌شود، اما اجرای این طرح هیچ‌وقت عملی نشد.

● این طرح چه سالی تدوین شد؟

تا جایی كه یادم است، وزارت فرهنگ و هنر سابق چنین برنامه‌ای داشت كه به سال‌های قبل از انقلاب برمی‌گردد. اما بعد از انقلاب، این پروژه سال‌ها مسكوت بود تا اینكه در دوره ریاست‌جمهوری آقای خاتمی دوباره مطرح و قرار شد این منطقه فرهنگی – هنری گسترش بیشتری پیدا كند و به آن توجه شود.

حالا اگر فرض را بر این بگیریم كه مجسمه‌های سمپوزیوم در این منطقه فرهنگی – هنری نصب شوند، به منطقه كمك بزرگی می‌كنند. علاقه‌مندان، جوانان و هنرمندانی كه به تئاتر یا موزه می‌روند و از كنار این آثار می‌گذرند، به آنها بیشتر توجه خواهند كرد. مردم عادی ما هم كه كمتر فرصت دارند مجسمه ببینند از نزدیك با آثاری با ارزش مواجه خواهند شد و با آنها ارتباط برقرار خواهند كرد.

● چرا با نصب مجسمه‌ها در میادین شهر مخالف هستید؟

چون میادین فضای مناسبی برای نصب مجسمه نیستند. ماشین‌ها با سرعت از كنار میادین می‌گذرند، مردم هم به دلیل خطراتی كه در دسترسی به خود میدان وجود دارد به آن نزدیك نمی‌شوند و آثار را از دور می‌بینند. اروپاییان كه بنیانگذار نصب مجسمه در میدان‌ها بودند، از اوایل قرن بیستم و با پیدایش ماشین، نصب مجسمه در میادین را متوقف كردند و مجسمه را به میان مردم در پارك‌ها و گذرهای عمومی بردند.

حال ببینید ما كجاییم؟ امروزه در كشورهای دیگر، باغ‌ها و پارك‌های مجسمه درست كرده‌ و در چنین فضاهایی نمونه‌هایی از آثار هنرمندان معاصر خود را نصب كرده‌اند. این كار برای جذب توریست هم خیلی خوب است؛ چون برای مثال اگر فردی از كشوری دیگر بیاید، می‌تواند در چنین فضایی با مجسمه‌سازی معاصر ما آشنا شود و حتی آثاری از هنرمندان خارجی را ببیند. در هر حال، اعضای هیات انتخاب سمپوزیوم به این نتیجه رسیده بودند كه مجسمه‌ها در یك منطقه نصب شوند و پراكنده نشوند.

اما من شنیدم كه مجسمه‌ها در همان محل ساخت‌شان باقی مانده‌اند كه دور از دسترس مردم هستند و احتمالا بعضی از آنها صدماتی دیده‌اند و شاید بیشتر از این هم صدمه ببینند. باعث تاسف است كه بعد از این همه برنامه‌ریزی و صرف وقت و هزینه، مجسمه‌ها عاقبت خوبی نداشته باشند.

منطقه‌ای كه شما از آن یاد كردید، كه شاید بهترین فضا برای نصب مجسمه باشد، در حال حاضر با توجه به وضعیت شهرسازی در شرایطی است كه نصب تعداد زیادی مجسمه در آن تقریبا غیرممكن است.

مجسمه می‌تواند در فضاهای مختلفی نصب شود و حتی می‌توان آن را به پیاده‌رویی برد كه وسیع است. می‌تواند در محل‌هایی كه نیمكت‌هایی برای استراحت مردم گذاشته شده در اطراف موزه هنرهای معاصر، پارك لاله، پارك tدانشجو و حتی دانشگاه تهران نصب شود.

این پروژه‌ای نیست كه آن را به سرعت بتوان به ثمر رساند. خانه هنرمندان چند سال پیش مصمم شد كه یك باغ مجسمه درست كند و حتی مجسمه‌هایی را خریداری كردند و سفارش دادند، ولی آن هم متوقف شد و به نتیجه مطلوب نرسید. در هر حال، این كمبود در شهر ما وجود دارد؛ برای مثال، پارك ملت برای تبدیل شدن به یك پارك مجسمه فضای بسیار مناسبی دارد، اما در منطقه فرهنگی شهر قرار ندارد و از آن دور است.

شما اگر یك شب تئاتر ببینید یا بخواهید به كنسرتی بروید و بعد از آن، در مسیر شما مجسمه‌هایی با نورپردازی مناسب وجود داشته باشند، اثرات بیشتری پیدا می‌كنند. حالا این تصمیم با شهرداری است كه مجسمه‌ها را كجا نصب كند. شنیدم كه نقاط مختلفی را برای نصب این مجسمه‌‌ها در نظر گرفته‌اند.

من اصلا با این امر موافق نیستم. این مجسمه‌ها تاریخچه هستند؛ شوخی نیست كه اولین سمپوزیوم بین‌المللی مجسمه‌سازی تهران سال گذشته برگزار شد. این برای خودش اهمیتی دارد. سمپوزیومی كه توانست توجه جهانیان را به خود جلب كند. این مجسمه‌ها اگر نزدیك هم باشند، برگی از تاریخ مجسمه‌سازی ما را شكل خواهند داد.

شاید دلیل توجه نكردن به این مسائل به ذهنیت مدیریت شهری برمی‌گردد كه هنوز نصب مجسمه‌ها را در شهر، موضوعی تفننی و فرعی می‌داند.

به طور كلی مجسمه‌سازی ما هیچ‌وقت جدی گرفته نشده. اگر هرازگاهی هم كسی آمده و به مجسمه‌سازی توجهی كرده، دوره‌ای كوتاه و موقتی را سپری كرده و باز هم به جای اول خود بازگشته است. دست‌اندركاران ما كه در تشكیلات فرهنگی و هنری هستند به‌خصوص در شهرداری، هیچ‌ كدام تخصص لازم را در مجسمه‌سازی ندارند.

شهرداری در حال حاضر، دو موسسه خیلی بزرگ دارد كه سازمان فرهنگی - هنری و سازمان زیباسازی هستند و با بودجه‌های كلان خود می‌توانند به این هنر پر و بال بدهند و آن را شكوفا كنند. اما عملا می‌بینیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد. این سمپوزیوم قدم بسیار موثری بود كه شهرداری برداشت و هرچند با كمبودها و نواقصی همراه بود اما تداوم آن می‌تواند از نقص‌ها كم و بار مثبت آن را بیشتر كند.

نكته دیگری كه درباره سمپوزیوم وجود داشت این بود كه سمپوزیوم‌های دنیا تا این اندازه جامع نیستند و همیشه یك تم مشخص دارند؛ یعنی یا از لحاظ موضوعی یا جنس كار طبقه‌بندی می‌شوند و مثلا می‌گویند سمپوزیوم مجسمه‌های چوبی، برنزی، سنگی یا برفی. اما این شرایط را برنامه‌ریزان سمپوزیوم در نظر نگرفته بودند و حالتی بسیار عمومی داشت. هرچند به دلیل آنكه اولین تجربه بود، زیاد ایرادی ندارد و هنرمندان آمدند و كارهای خود را اجرا كردند. اما امیدوارم سمپوزیوم، آرام‌آرام راه خود را پیدا كند. به عقیده من، چون سمپوزیوم را شهرداری برگزار می‌كند، آثار باید برای فضاهای شهری طراحی و اجرا شوند و مجسمه‌سازان بدانند كه‌ آثارشان در فضاهای عمومی شهری نصب خواهد شد.

این مساله در فراخوان سمپوزیوم عنوان شده بود كه آثار برای فضاهای شهری خواهند بود.

عنوان شده بود، اما برخی از هنرمندان مصالحی كه انتخاب كرده بودند با این هدف سازگاری نداشت.

یكی از بحث‌هایی كه از سوی مجسمه‌سازان مطرح می‌شد همین بود كه چرا یك مجسمه چوبی برای اجرا در سمپوزیوم پذیرفته شده است، چون مطمئنا باران و برف و هوای آزاد به این آثار آسیب می‌زند.

مساله این است كه یكی از مصالحی كه سمپوزیوم اعلام كرد، چوب بود كه نباید ذكر می‌شد. خود سمپوزیوم باید مسیر را روشن می‌كرد.

● یعنی طرح این بحث از عهده هیات انتخاب خارج بود؟

بله. هیات انتخاب در این مساله مقصر نبود؛ چون در فراخوان سمپوزیوم از چوب هم نام برده شده بود و عده‌ای هم آثار چوبی خود را شركت دادند كه برای مرحله نهایی هم انتخاب شدند. اما این مجسمه‌ها مطمئنا باید در فضای بسته نصب شوند؛ چون آسیب می‌بینند و بیشتر از یكی، دو سال دوام نمی‌آورند.

ببینید، وقتی مجسمه‌ای قرار است در فضای عمومی نصب شود، تمام مسائلی كه با فضای شهری مرتبط است باید در نظر گرفته شود. ما حتی درباره مجسمه‌ای بحث كردیم كه می‌توانست خطر ایجاد كند. مجسمه از تیغه‌های متحركی ساخته شده بود كه اگر بچه‌ها مثل تاب آن را حركت می‌دادند، می‌توانست ایجاد خطر كند.

این اتفاق در بی‌ینال چهارم مجسمه‌سازی روی داد و كارهایی كه در فضای باز خانه هنرمندان نصب شدند، به اسباب‌بازی بچه‌ها تبدیل شدند.

از این موضوع خبر ندارم ولی اینها نكاتی است كه من مطرح كردم، اما چون در فراخوان ذكر نشدند، هیات انتخاب راهی نداشت. این مسائل باید ذكر شود كه مجسمه‌ها خطرآفرین نباشند و دوام كافی داشته باشند، آن هم در آب‌ و هوای تهران كه زمستان‌های سرد و تابستان‌های گرمی دارد. بسیاری از مصالح طاقت این هوا را ندارند. نكته دیگری هم درباره هیات انتخاب مطرح بود.

هرچند اعضای هیات انتخاب هر كدام در كار خودشان تبحر داشتند و افراد درجه یك بودند، اما عملا از هیات پنج نفره، فقط دو نفر مجسمه‌ساز بودند؛ یعنی مجسمه‌سازان اقلیت هیات انتخاب را در اختیار داشتند. در هیات انتخاب یك نوع دموكراسی و احترام برای فرد فرد اعضا وجود دارد، اما اگر كارشناسان غیرمجسمه‌ساز، اثری را انتخاب كنند كه مسائل فنی مجسمه‌سازی در آن در نظر گرفته نشده باشد، كاری از دست مجسمه‌سازها برنمی‌آید. اگر این نكات در نظر گرفته شوند، با توجه به سختی‌هایی كه مثل تهیه ابزار و فراهم كردن مكان سمپوزیوم پشت سر گذاشته شده، دوره‌های بعدی می‌تواند چشمگیرتر برگزار شود.

هنرمندان مجسمه‌ساز این بحث را مطرح می‌كردند كه برای پذیرفتن آثار در یك چنین سمپوزیومی باید به سوابق كاری هنرمندان نیز توجه شود؛ چون ممكن است اجرای یك ماكت به راحتی امكان‌پذیر باشد اما كنترل آن در ابعاد بزرگ كار هركسی نیست؛ حتی عده‌ای مثال می‌زدند كه یك دانشجوی مجسمه‌سازی در سمپوزیوم پذیرفته شد كه برای اجرای كار خود از دستیاران مختلفی كمك گرفت. آیا نباید توان اجرایی هنرمندان هم در نظر گرفته شود؟

ببینید، ایده‌آل این است كه هنرمند بر كار خود مسلط باشد و بتواند آن را اجرا كند. من البته آغازگر این سمپوزیوم نبودم و مشورتی با من انجام نشده بود. من در آخرین لحظه برای انتخاب دعوت شدم، اما همیشه در سمپوزیوم‌ها، سابقه كار اهمیت دارد. توانایی و تسلط مجسمه‌ساز باید در نظر گرفته شود و لااقل چند نمونه از آن كار را باید در ابعاد بزرگ ساخته باشد. مجسمه‌ساز اگر كمك بگیرد، هیچ ایرادی ندارد، چنانكه همه مجسمه‌سازهایی كه به سمپوزیوم راه یافتند از كمك دستیارانی كه در اختیارشان قرار گرفتند، استفاده كردند.

اما در زمان قضاوت ما از سوابق كار هنرمندان چیزی نمی‌دانستیم و قرار بود كه آنها اول گزینش شوند و سوابق آنها در نظر گرفته شود تا اگر حائز شرایط نبودند، اصلا به مرحله انتخاب راه پیدا نكنند كه باعث خجالت شود؛ این اتفاق نیفتد كه اگر كاری براساس طراحی و ماكت خوب انتخاب شد، بعد بگویند كه این آقا یا خانم سابقه كار ندارد یا مثلا دانشجو است.

آن زمان دیگر كار از كار گذشته. برگزاركنندگان سمپوزیوم باید شرایط و مقدمات كار را فراهم می‌كردند. گویا جزو شرایط سمپوزیوم هم بود كه هنرمندان باید سابقه چند كار اجرایی را داشته باشند ولی خب، حالا چطور كار بعضی‌ها به مرحله انتخاب رسید باید از سوی برپاكنندگان سمپوزیوم با دقت بیشتری پیگیری شود.

یك موضوع دیگر در ارتباط با سمپوزیوم به همان بحث برمی‌گردد كه از ابتدا عنوان شده بود آثار برای نصب در فضاهای عمومی شهر تهران انتخاب شده‌اند. اما هنرمندان خارجی راه یافته كه بیش از نیمی از شركت‌كنندگان در سمپوزیوم را تشكیل می‌دادند هیچ ذهنیتی از فضاهای شهری ما نداشتند.

چنگیز محمودزاده


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.