اکسیدهای فلزات در لعابکاری

کاشیپز یا کوزه گر برای لعاب دادن ظرفی که یک آتش شده یک بار پخته شده خمیر شیشه را با رنگیزه مخلوط می کند تا رنگی که می خواهد بدست آورد و سپس خاک رس خالص سفید , قلیا , دوشاب شیره انگور و یا سرکه به آن می افزایند

● سرب

ارزنده ترین فلزی كه در تهیهٔ لعاب به كار برده می شود سرب است . سرب به خمیر شیشه افزوده می شود تا به عنوان ماده گدازنده عمل كند و به شكل مردار سنگ (خاك سرب) و اكسید سرب یا شنگرف زاولی و سرنج و یا اغلب به صورت سپیدهٔ زنان به كار برده می شود . كوزه گران امزور باطریهای كهنه را زیاد می خرند ، سرب این باطریها به نام سرب ماشینی یا سرب ماشینی یا سرب باطری مشهور است . پس از شستن تركیبات سربی صفحه ها را مستقیماً به كار می برند و شبكه های فلزی صفحه های باقیمانده را چون سرب معمولی عمل می كنند به گونه ای كه در زیر می آید .

در كوره گداز شنگرف زابلی ، بالای آتشخانه یك بوتهٔ نسوز تخت كاسه شكلی است كه سرب را در آن تا دمای تقریباً قرمز گداخته تابیده می كنند بالای جایگاه گداز سوراخی است كه هوای تازه در جریان اكسید شدن فلز به آن برسد . اكسیدی كه روی فلز بسته می شود با سیخ آهنی سركج مرتب كنده می شود تا اینكه همهٔ فلز تبدیل به اكسید گردد (خاك شود) .

● قلع

شنگرف زابلی به هر شكل كه باشد برای به دست آوردن لعابهای شفاف به كار برده می شود اما اگر بخواهند لعاب مینایی كدر تهیه كنند قلع (رصاص) به شكل قلع سپید آب به خمیر شیشه اضافه می شود . چون بیشتر لعابها سرب دارد ، عادت بر این جاریست كه سرب و قلع را با یك عمل اكسید می كنند . در كوره ای كه بالا شرح دادیم سه قسمت از سرب را گداز می كنند و این كار با آتش ملایمی انجام می شود سپس یك یا دو قسمت قلع به آن می افزایند وقتی كه این قلع آب شد گرما را زیاد می كنند ، هر دوی آنها را به طریقی كه برای سرب گفتیم اكسید می نمایند . آمیخته شنگرف زابلی و سپیداب را نیز سفیداب می نامند برای ساختن لعابهای بی سرب (مصمت) سپیدآب خالص را در همان كوره می سازند .

● مس

در ساختن لعابهای قلیایی و لعابهای سربی فیروزه ای روشن ، مس یكی از عوامل مهم در به دست آوردن رنگ آبی است . مس را به شكل اكسید مس به عنوان رنگیزه به خمیر شیشه اضافه می كنند . كورهٔ اكسید كردن مس را پر از تفاله مس (رندش) كه از مسگری آورده اند ، می كنند . آتش كوره ، مس را سرخ و گداخته می كند به هنگام گذشتن شعله از میان تفالهای مس ، از سوراخ بالای كوره هوای تازه به درون كشیده شده و رفته رفته مس اكسید می گردد . كوره ذكر شده تقریباً ۵۰ كیلو مس می گیرد و هشت ساعت طول می كشد تا كار زنگاری تمام شود . وقتی كه خنك شد اكسید آن را به دقـت جـمع آوری كـرده و به نام مـس مـحرق (نحـاس یا مـس سوخته) در گوشـه ای می گذارند .

● آهن

اكسید آهن در لعاب یكدست ، رنگ زرد یا تریاكی درست می كند و هنگامی كه با اكسید مس آمیخته شود رنگ سبز روشن به دست می آید . نیازی نیست كه كوزه گر زنگار آهن را تولید كند زیرا آهنگران در اطراف سندان خود توبال (حـدیدهٔ محرق) زیاد بیش از نیازمندیهای كوزه گر دارند .

● زر

كوزه گر ایرانی برای ساختن سفالهای درجه یك زر را به كار می برد تا رنگ قرمز پرپر (یاقوتی) بدست آورد و یا اینكه زر را به صورت سریشم به كار برده و رویهٔ سفال را با لعاب یكدست مـطـلا می كند . برای هر كدام از این كارها زر را در آمیختهٔ اسید نیتریك ، اسید سولفوریك . اسید كلریدریك حل می كنند . این آمیخته را كوزه گر در انبیق ، كه احتمالاً آخرین باقیماندهٔ كارهای كیمیاگری قرون وسطی است ، درست می كند .

قلب دستگاه كیمیاگری قرع است و آن عبارت از كوزه شیشه ای است كه دوا (ادویه جات) ساخته شده پیرتیها زاج زرد (زاق) ، نمك و شوره و شوره خالص (نمك تركی) در آن ریـخته می شود . روی قـرع روپـوشی از گل مـخلوط با تـخمهای بـوریا به نـام گل لـویی دار (گلپیزر دار) می مالند تا از شعله مستقیم كوره آسیبی نبیند . جوهر تیزاب كه در داخل قرع هست بخار می شود (عرق می كند) و در انبیق كه در پایین آن قرار گرفته می چكد و از آنجا به شیشه منتقل می شود . این شكل ابتدایی تیزاب می تواند طلا را در خود حل كند . هنگامی كه محلول طلا را به خمیر شیشه اضافه می كنیم رنگی كه گفتیم بدست می آید .

● کبالت

اكسید این فلز كه در گذشته نقش بزرگی بازی می كرد هنوز در نزدیك كاشان و قم به ویژه در كوهستان كهرود میان ده گوجار و كهرود استخراج می شود . این معدن قرنها جزو املاك یك خانواده محلی بود : افراد خانواده در معدن كبالت كار كرده و اكسید كبالت را از شكاف كوچك سنگها بر می دارند . كه به اصـطلاح آن را لایی كبالت می گویند .

اكسید كبالت یا به اصـطلاح خـاك لاجورد (گل و با سنگ لاجورد) با ناخالصی ها به ویژه خاك رس مغنسیا (اكسید منگنز) آمیخته می شود . كبـالت را به صـورت قـُمچه (گـوله) كه وزن آن یك چـارك است درآورده و آن را به اسـفرجـانی (كیمیاگر) می فروشند و كیمیاگر ناخالصی آن را شسته و اكسید كبالت نسبتاً خالص را به كوزه گر فروخته و یا اینكه خمیر شیشه ای كه محتوی كبالت آن زیاد باشد تهیه می كند تا كوزه گر بتواند آن را با لعاب یكدست رقیق كرده و به استحكام مورد نظر در آورد .

رنگیزه های دیگر به جز كبالت ، تعدادی رنگیزه هست كه به صورت اكسید و با تركیبات دیگر استخراج شده و مستقیماً برای تهیه لعاب به كوزه گر فروخته می شود .

ارزنده ترین آنها سنگ آنتیموان (اشیمید ، اوشمود) است كه به شكل سورمه و یا كحُل زرنیخ (ارسنیك) و مغنسیا (اكسید منگنز) است . یكی از مواد كانی به نام سیاه قلم هست كه ۸۵ درصد آن كرومیت و ۱۰ درصد منگنز و ۵ درصد سیلیكات منیزیم است . این سیاه قلم برای رنگ كردن خطوط بعضی از طرحها به كار برده می شود كه پس از پخت سیاه سیر می شود . دیگر از رنگیزه ها ، زنگار و لاپیلازولی یا ماوراء آبی است كه آن هم لاجورد خوانده می شود . لاجورد اصل به ندرت به عنوان رنگیزه به كار برده می شود و اگر هم به كار برده شود برای اینست كه رنگ آبی دریایی سیری درست كند . پاره ای از رنگیزه ها روی سنگ مالش تخت یا كمی كاس به نام سنگ مشكی یا سنگ سه لایه كوبیده می شود .

● لعاب

کاشیپز یا کوزه گر برای لعاب دادن ظرفی که یک آتش شده (یک بار پخته شده) خمیر شیشه را با رنگیزه مخلوط می کند تا رنگی که می خواهد بدست آورد و سپس خاک رس خالص سفید ، قلیا ، دوشاب (شیره انگور) و یا سرکه به آن می افزایند . کوزه گران کشورهای غربی ممکن است از کاربرد قلیا و دوشاب و سرکه به شگفتی درآیند اما شومان وقتی که روش رنگ آمیزی گلدانهای یونانی را بررسی می کرد به تجربه فهمید که یونانیها قلیا را به خاک رس و آب اضافه می کردند و قلیا عاملی است که از به هم چسبندگی ودلمه شدن دانه های بسیار ظریف گِل جلوگیری می کند . اضافه کردن شیرهٔ انگور ، سرکه و یا ادرار سبب می شد که بنا به گفته شومان سریشمی محافظ درست شود و تا آنجا که ممکن باشد ذرات ریز را به حال تعلیق نگاه دارد .

تمام مواد لعاب را به دقت وزن می کنند و نسبت آنها در طی قرون و از روی سنتها و تجربه ها شناخته بود . لعاب را با آب در آمیخته و از آسک چندین بار می گذارنند . و سرانجام مقداری کتیرا به آن افزوده می شود که مانند سریش ذرات لعاب نرم را به هم می چسباند . این آمیخته را در قدح می ریزند . کاشیـپز رنگ لـعاب را روی کاشی می ریـزد (می زند) و این کار را با یـک پیـاله انجام می دهد .

کاشی را با زاویه نگه می دارد و سعی می کند که لعاب روی آن حباب (جوش) نداشته باشد . ظرفهای دیگر را به همان طریق لعاب می زنند یا در لعاب فرو می برند .

پس از کاربرد لعاب خام ، اشیاء را در کورهٔ رنگپزی (کورهٔ رنگ یا کورهٔ لعابی) و یا در کورهٔ کاشیپزی می گذارند . دیگر سفالکاران کوره های معمولی به کار می برند و ظروف ظریفتر و نازکتر را در قالب سفالین در (مکعبه) دار می گذارند . بسیاری از ظروف فقط یک بار پخته می شود بعضی دیگر دوبار و برخی نیز سه بار ، مثلاً کاشیهای تزیینی نخست خام پخت می شوند و سپس با لعاب قلع مصمت مات هـشت ساعت پـخته می شـود و دو روز در کوره می ماند تا خنک شود و بعد به نقاش (منقش) داده می شود تا روی آن نقش کند .

طرح این نقشها با کاغذ سوراخ شده به نام نقشه منتقل می شود و یک کیسهٔ کوچک که خاک ذغال دارد و خاک ذغال از سوراخهای آن بیرون می آید روی کاغذ نقشه تکان داده شده و زغال به صورت نقطه های کوچک روی کاشی می چسبد . نقاش ، لعاب دو آتیشه یا لیقه دو آتیشه را با قلم موی نازکی می زند و طرح را دنبال می کند پخت سوم در همان کوره ، نقشهای روی لعاب را ثابت می کند .