ترك بر قامت شكسته

هنر خوشنویسی با فرهنگ اصیل ایرانی و مخصوصاً شعر و عرفان آن چنان گره خورده كه نمی شود خوشنویسی را جدای از این موارد بررسی كرد

● پس از سی‌سال فعالیت مستمر در عرصه‌ی هنر خوشنویسی، چه نكته و لطیفه‌ای را در جان این هنر دشوار و دیریاب، می‌بینید كه خط هم‌چنان عاشق و شیفته دارد؟

▪ هنر خوشنویسی با فرهنگ اصیل ایرانی و مخصوصاً شعر و عرفان آن‌چنان گره خورده كه نمی‌شود خوشنویسی را جدای از این موارد بررسی كرد. خوشنویسی و شعر ایران كه سرشار از عرفان، عشق و معنا است در طول تاریخ همیشه شانه به شانه هم حركت كرده‌اند و در جایگاه رفیع و بلندی از هنر ایران قرار داشته‌اند همین قرابت شعر و خط، خوشنویسی را دارای معنایی عرفانی كرده است و به عبارتی خوشنویسی نوعی تصوف شخصی است یعنی خوشنویس باید مراحل سیروسلوك و مناسك خاصی را انجام دهد تا خطش به «صفا و شان» برسد و خوشنویس باید دارای صفای باطن باشد تا خطش باصفا شود و همه این‌ها باعث می‌شود تا خوشنویس كه كارش بسیار سخت و توام با ریاضت است با عشق مسیرش را طی كند. یعنی عاشق باشد چون عشق و عرفان در جان خوشنویسی جاری است. عاشق ساخته شده است تا كارهای سخت و غیرمعقول را با رضایت كامل و شیرینی تمام انجام دهد.

● پیش از پیدایش خط شكسته، به شهادت تاریخ، بیش از چهل نوع خط كوفی تزئینی، هشت خط رسمی (نسخ، ثلث، محقق، ریحان، رقاع، توقیع، تعلیق و نستعلیق) و اقلام متنوع تفننی با كاربردهای مشخص وجود داشته، در این میان به نظر شما چه عاملی، سبب ایجاد خط شكسته شده است؟

▪ فلسفه پیدایش تمام هنرهای سنتی ایران براساس كاربردهایی بوده است كه در ابتدا این هنرها داشته‌اند. همان‌طور كه خط برای مكتوب كردن و ثبت اندیشه، فكر و علوم ابداع شده است و كم‌كم به‌طرف زیبا نوشتن و خوشنویسی رفته است.

خوشنویسی بعد از اسلام تحت تأثیر خط كوفی است كه خطی عربی و زمخت و بی‌انعطاف بوده است. ایرانیانی مانند ابن‌مقله و دیگران از این خط خطوط بسیاری را ابداع كردند و تحت قواعد در آوردند كه هم بار زیبائی‌شان زیاد شد و هم روح ایرانی در آن‌ها دمیده شد.

این تسلط و نفوذ روح ایرانی در خط اسلامی تا به جایی رسید كه خط زیبا و با طراوت نستعلیق به‌وجود آمد. نستعلیق علاوه بر كاربرد در مكتوب كردن آثار ادبی و هنری ایرانیان مانند دواوین شعرا، جُنگ‌ها و كتاب‌های نثر بسیار زیبا، كامل و ایرانی بود. ولی اجرای دقیق نستعلیق باید با صبر و تأنی و دقت همراه باشد این خصوصیت موجب شد محرران، كاتبان و منشیان ایرانی به خطی كه سرعت بیشتری در تحریر داشته باشد نیاز پیدا كنند و قسمت‌هایی در خط نستعلیق كه زمان بیشتری در تحریر می‌طلبید را تعدیل كردند و شكسته نستعلیق به وجود آمد و بعد از آن می‌توان گفت خط شكسته شد خط تحریر تمام آدم‌های باسواد، محرران، منشیان و فضلا و ادبا و حتی سیاستمداران. این خط جدید بعد از مدت كوتاهی با ورود بزرگانی مانند مرتضی قلی‌خان شاملو و شفیعا طبق اصول و ضوابطی قاعده‌مند شد.

قواعدی كه گستردگی و رهایی بیشتری را به خوشنویس شكسته، نسبت به سایر خطوط می‌‌داد و هنرمند شكسته‌نویس با آزادی بیشتری می‌توانست عواطف و احساسات درونی‌اش را در خطش وارد كند. با ظهور درویش عبدالمجید طالقانی خط شكسته به نقطه اوج خود رسید. درویش قابلیت‌ها و گنجایش وسیع خط شكسته را بیشتر كشف كرد و شكسته به خطی كاملاً هنری و پویا بدل شد و با نشر و ادبیات ایران كه رمزآلود و پیچیده و دارای استعارات و ایهام است هم‌خوانی پیدا كرد و شد خطی كه فقط ایرانیان می‌توانند بخوانند و بنویسند و در هیچ‌كدام از ممالك اسلامی خط شكسته نستعلیق نه نوشته می‌شود و نه خوانده.

● بعد از تجدید حیات و گسترش خط نستعلیق در دوره‌ی قاجار و پس از آن دوران حاضر به نظر می‌رسد اقلامی غیر از نستعلیق در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارند و مدرسین سعی دارند كه صاحبان استعداد را بیشتر به خط نسعتلیق علاقه‌مند كنند، نظر شما درباره این موضوع چیست؟

▪ خط شكسته با كاربردهای فراوانی كه داشت گسترده و شایع شد و تقریباً همه افراد باسواد شكسته می‌نوشتند با ظهور درویش عبدالمجید طالقانی خط شكسته در قله‌های رفیع هنر ایران قرار گرفت و به وسیله پیروان مكتب درویش اشاعه پیدا كرد. دامنه گسترش خط شكسته چنان بود كه تا مدت‌ها رواج و اقتدار خط نستعلیق كمرنگ شد تا اوایل دوران قاجار فتحعلی‌شاه و محمدشاه بنا به علاقه‌ای كه به نستعلیق داشتند حمایت‌های گسترده‌ای از هنرمندان نستعلیق‌نویس كردند.

و دوباره نستعلیق اوج گرفت تا در اواخر دوران قاجار كه با ظهور بزرگانی مانند میرزا غلام‌رضا اصفهانی، كلهر، میرحسین و... به یكی از دوران‌های طلایی نستعلیق بدل شد. این وضعیت ادامه داشت تا دوران پهلوی كه دوران ضعف خط و خوشنویسی است از شكسته خبری نبود و نستعلیق‌نویسان هم اندك و عموماً از پیروان مكتب چاپ‌نویسی كلهر. همه استادان اندك خوشنویس دوران پهلوی نستعلیق نویس بودند.

استادان میرخانی، كاوه، زرین‌خط، بوذری و... با كمك‌ها و مساعدت دكتر مهدی بیانی تصمیم به ایجاد كانونی برای جذب و جلب علاقه‌مندان به خوشنویسی گرفتند و انجمن خوشنویسان ایران تأسیس شد. در انجمن تنها خط نستعلیق آموزش داده می‌شد. و بعد از گذشت ۳ دهه آموزش خط شكسته شروع شد و به عنوان خط دوم‌ و انتخابی و نه یك خط مستقل كه متأسفانه این روش تاكنون ادامه دارد.

به‌نظر من همه خطوط دارای قوانین كامل و الفبای خاص خود هستند و باید كلاس‌های ویژه این خطوط از همان ابتدا تشكیل شود چرا كسی كه علاقه‌مند به خط نسخ است باید حتما چهارسال نستعلیق بنویسد یا كسی كه علاقه‌مند به خط شكسته است چرا نتواند از اول شكسته را انتخاب كند و این نگاه انجمن خوشنویسان به مقوله آموزش به نظر من نیازمند تجدیدنظر و اصلاح است.

● به نظر شما- كه از احیاكنندگان خط شكسته در دوران معاصر هستید- وضعیت خط شكسته از دو منظر آفرینش آثار و آموزش و تربیت علاقه‌مندان، چگونه ارزیابی می‌كنید؟

▪ نسل اول شكسته‌نویسان معاصر همگی بدون استاد و معلم و در واقع یتیم بزرگ شده‌اند. بعد از فوت آقاسیدعلی‌اكبر گلستانه در ۱۳۱۹ قمری متأسفانه استادی وجود ندارد كه تجربیات تاریخی را در اختیار نسل بعد از خود بگذارد و این در هنرهای سنتی ضایعه‌ای بزرگ است یعنی حلقه‌ای از زنجیر هنر شكسته‌نویسی مفقود شده است.

شكسته‌نویس معاصر مجبور بود با تكیه بر منابع محدود خطوط قدما راه پرپیچ‌وخم و پر از رازورمز خط شكسته را به تنهایی طی كند و راهی بدون مرشد و پیری كه بتواند ضعف‌ها و اشكالات را گوشزد كند و متأسفانه طالب شكسته‌نویسی مراسم و مناسك را هم نمی‌دانست و هركدام از شكسته‌نویسان معاصر با تكیه بر استعداد، اندیشه و احساس خود برداشتی متفاوت از سنت داشته‌اند كه قضاوت در مورد آن‌را باید به تاریخ سپرد.

● در مورد آموزش خط شكسته عرض كنم كه باید در انجمن خوشنویسان ایران كه مهم‌ترین مركز خوشنویسی كشور است تغییرات بسیاری صورت گیرد انجمن امروز بیشتر كمیت گرا شده است و به آمار توجه زیادی دارد.

▪ آموزش در انجمن نه سنتی است و نه علمی و معلم انجمن بیشتر مایل است كه شاگردش مانند خودش بنویسد و شاید ناخواسته اجازه نگاه دیگر و متفاوت را به او نمی‌دهد. امروز تعداد زیادی هنرجو در دوره‌های بالا داریم كه به‌علت سختی و مشكل بودن كار معمولاً از استادان معاصر تقلید می‌كنند و خود چیزی برای گفتن ندارند ولی این موضوع را نباید نادیده گرفت كه در سال‌های اخیر انجمن با چاپ منابع زیادی از خطوط اصیل و قدیم گام بزرگی داشته است و حق انتخاب هنرجویان را بیشتر كرده است.

● با لحاظ این نكته كه به نظر می‌رسد با حذف بار كاربردی هنرهای ایرانی، ممكن است از حافظه‌ی جاری جامعه پاك شوند، چه باید كرد كه در عین حفظ مرتبه‌ی آن‌ها، مثل گذشته هم‌چنان در بین هنرها فعال باشند و رو به تعالی؟

▪ هنرهای سنتی ایران میراث گران‌قدری هستند نه تنها برای ایران كه برای جهان تقریباً هیچ موزه، مجموعه شخصی و كتابخانه‌ای در دنیا نیست كه آثاری از هنر ایران در آن وجود نداشته باشد. این هنرها چنان فاخر و با عظمت و اصیل هستند كه پاسداری و مراقبت از این هنرها در حال حاضر وظیفه اصلی هنرمند هنرهای سنتی است.

به‌نظر من خط شكسته مانند كاسه چینی بسیار زیبا و عتیقه‌ای است كه از پدران‌مان به ما به ارث رسیده و متأسفانه ترك برداشته، وظیفه اصلی ما حفاظت و مراقبت از این كاسه است كه خدایی نكرده آسیب بیشتری به او نرسد و در مرحله بعد اگر عنایات حق یار باشد نهایت آمال و آرزوی شكسته‌نویس این است كه گل‌وبرگی به آن كاسه اضافه كند البته در راستای اصالت و قواعد این هنر شریف و در نهایت تحویل دادن آن كاسه به افراد اهل و مستعد نسل بعد.

در این راستا شاید هنرمند به تنهایی نتواند این مهم را انجام دهد در این‌جا باید دولت‌ها برای حفظ و اشاعه این هنرها كه به واقع میراث بسیار ارزشمندی هستند وارد عمل شوند و با حمایت‌های به‌جا و حساب شده از هنر اصیل ایرانی حمایت كنند و نگذارند خدایی ناكرده هنرهای سنتی كه هویت ملی و شناسنامه فرهنگی ما هستند به فراموشی سپرده شوند.

● استاد با خود این روزها، چه نخجوایی دارید و حرف دلتان چیست و آخرین كلام...

▪ تمام فكر و نگرانیم این است كه راهی را كه ما رفتیم آیا به جاده اصلی كه ادامه منطقی و تاریخی خط شكسته اصیل است منتهی می‌شود یا نه و به عنوان یك شكسته‌نویس كه میراث دار فرهنگ عظیم و سترگی است و باعث بسی افتخار، آیا وظیفه‌ام را درست انجام داده‌ام و باری را كه برداشته‌ام به منزل می‌رسد یا نه.

و آخرین كلام را به جوانانی كه در آغاز راه هستند عرض كنم كه با فكر و اندیشه وارد شوند چون راه بسی دشوار و سخت است به قول داستا یوسكی كه جوانی از او خواهش كرد توصیه‌ای به او بكند، گفت: اگر می‌توانید ننویسید ننویسید یعنی فقط در صورتی بنویسید كه نیاز و كشش درونی راهی به جز نوشتن برای شما باقی نمی‌گذارد و به قول سنایی كه فرمود:

عاشق مشوید اگر توانید

تا در غم عاشقی نمانید

نویسنده : امید محكمی