گفت وگو با شعله هژبر ابراهیمی هنرمند مجسمه ساز

من ”شعله هژیرابراهیمی“ متولد سال ۱۳۳۳ تهران و فارغ التحصیل رشتهٔ مجسمه سازی از دانشکدهٔ هنرهای تزئینی در سال ۱۳۵۸ هستم در یک خانوادهٔ هنری متولد شدم

▪ لطف کنید کمی در مورد بیوگرافی خود بگوئید

ـ من ”شعله هژیرابراهیمی“ متولد سال ۱۳۳۳ تهران و فارغ‌التحصیل رشتهٔ مجسمه‌سازی از دانشکدهٔ هنرهای تزئینی در سال ۱۳۵۸ هستم. در یک خانوادهٔ هنری متولد شدم. پدرم از پیشکسوتان هنر مجسمه‌سازی و فارغ‌التحصیل رشتهٔ مجسمه‌سازی از دانشکدهٔ هنرهای زیبائی دانشگاه تهران است. سه خواهر و دو برادر دارم که همهٔ آنان مجسمه‌ساز هستند. خواهرم، نقاش پارچه، برادرم، معمار و دخترم، گرافیست می‌باشد. همسرم نیز استاد طراحی من در مقطع کنکور بوده است.

▪ کمی در مورد کارتان و موفقیت‌هائی که کسب کردید، بگوئید

ـ در اولین نمایشگاه مجسمه‌سازی ایران، شرکت کردم و نفر اول رشتهٔ فیگوراتیو و برندهٔ تندیس طلائی به همراه ۵ سکه شدم. بعدها مسئول طرح مجسمه‌های زیباسازی یکی از منطقه‌های شهرداری تهران شدم. در یکی از پارک‌های منطقهٔ ۱۲، مجسمه‌ای ساختم که ارتفاع آن ۳ متر بود. بعد منطقه‌های دیگر نیز یکی پس از دیگری به من پیشنهاد کار دادند. در منطقه ۲۰، مجسمهٔ ”مادر و فرزند“ نصب شد که از جنس بتون بود. بعد از آن، از شهر اصفهان درخواست مجسمه شد که مجسمه‌ای ساختم به نام ”مهر مادری“ که در حاشیهٔ زاینده‌رود نصب شد و بعد در شهرک غرب مجسمهٔ ”مادر، بچه، دوچرخه‌سوار“ نصب شد.

▪ در مورد پیشرفت و عامل‌های پیشرفتتان بگوئید

ـ عشق به این هنر و تشویق همیشگی پدرم، باعث پیشرفت من در این‌کار بوده و همچنین فضای متنوع و آزادی که در این کار نهفته است و تکنیک‌های مختلفی که این رشته دارا است.

▪ در حین کار با چه مانع‌هائی مواجه بودید؟

ـ مشکل اساسی هنرمندان در ایران، نبود کارگاه‌های خصوصی است. بیشتر هنرمندان در فضای منزل مسکونی خود مانند آشپزخانه، نسبت به ساخت آثار خودشان اقدام می‌کنند. من همیشه وقتی کاری را قبول می‌کنم، باید به فکر اجازهٔ یک کارگاه نیز باشم که این خود، هزینهٔ سنگینی برای من به دنبال دارد.

▪ به‌عنوان یک زن در جامعه چه‌قدر می‌توانید به هدف‌های خود دست یابید؟

ـ من از مردان مجسمه‌ساز موفق‌تر هستم، زیرا تعداد مجسمه‌سازان حرفه‌ای خیلی کم است و همین تعدادی هم که فعالیت دارند و اجازه دارند مجسمه‌هایشان را در معرض نصب و نمایش بگذارند، معدود است. به همین دلیل، من خود را موفق‌تر از همکاران مرد خود می‌بینم.

▪ مشوقین شما چه کسانی بودند؟

ـ در دورهٔ دانشگاه، استاد عزیزم سرکار خانم ”تریان“ مرا بسیار تشویق کردند. من مسیرم را ادامه دادم و به حمد خدا و یاری او موفق شدم. در ضمن، من هیچ‌وقت برآورد نکرده بودم که زمانی در کارم موفق شوم و این به‌علت عنایت خداوند و پشتکار بسیار من بوده است.

▪ پیام و توصیهٔ شما به جوانانی که می‌خواهند وارد این رشته شوند، چیست؟

ـ فقط می‌گویم ”خواستن، توانستن است“ من با تمام مشکل‌هائی که داشتم، توانستم به هدف نهائی خود برسم. البته دوباره می‌گویم که فقط در سایهٔ لطف خدا و پشتکار بوده است و بس.

▪ آیا در هنر مجسمه‌سازی مانند نقاشی یا هنرهای دیگر، سبک‌های مختلفی وجود دارد؟

ـ بله، سبک‌های مدرن، رئال، فیگوراتیو که بیشتر آثار من، فیلگوراتیو ساده است.

▪ لطف کنید کمی از شیوهٔ اجراء برگزاری نمایشگاه بگوئید

ـ برای برگزاری نمایشگاه باید تمامی گالری‌های دنیا را از قبل رزرو کرد، نمونهٔ آثار را نشان داد و بعد به نمایش گذاشت.

▪ اگر پدر شما مجسمه‌ساز نبود و موسیقیدان بود، آیا باز هم شما مجسمه‌ساز می‌شدید؟

ـ من در اصل، حرفهٔ مجسمه‌سازی را بسیار دوست دارم و فکر می‌کنم که باز هم به این هنر روی می‌آوردم؛ چون حس می‌کنم یک علاقهٔ درونی است که مرا به آن سو می‌کشاند. در حین ساخت مجسمه، به دنیای عجیبی پا می‌گذارم که بسیار فراتر از آن است که بتوانم برای شما بگویم؛ دنیای خلق، بسیار عجیب است.

▪ از فعالیت‌های هنری خود بگوئید

ـ در ایران و خارج از ایران، نمایشگاه‌های متعدد گروهی و انفرادی داشته‌ام. در ایران در شهرهای تهران، اصفهان، کرمان، اراک و در خارج از ایران نیز در کانادا و ویرجینیای آمریکا و هم‌اکنون در ونکوور و کانادا و به زودی نیز در دالاس نمایشگاه خواهم داشت.

تهیه و تنظیم: گیتا طاهرنژاد