دایرهٔالمعارف خط در انتظار

«استنساخ» یك پدیده رایج گذشته بود اگر كتابی می خواستید, كتابخانه ای نبود كه به آن مراجعه كنید, بلكه باید نزد كاتبی می رفتید و سفارش می دادید كه این كتاب را برای شما بنویسد, به همین خاطر مثل همیشه در این پدیده فراگیر, افراد شاخصی ظهور می كردند

در طول تاریخ هزار سال گذشته ما «خط» نقش كلیدی داشته است. علت ساده آن هم این بود كه فرهنگ با كتابت انتقال داده می شد.

«استنساخ» یك پدیده رایج گذشته بود؛ اگر كتابی می خواستید، كتابخانه ای نبود كه به آن مراجعه كنید، بلكه باید نزد كاتبی می رفتید و سفارش می دادید كه این كتاب را برای شما بنویسد، به همین خاطر مثل همیشه در این پدیده فراگیر، افراد شاخصی ظهور می كردند. در واقع وضع خوشنویسی در گذشته را شاید بتوان به كامپیوتر در زمان حال تشبیه كرد. آشنایی با كامپیوتر یك امر فراگیر است، اما در برخی از موارد پدیده هایی در این زمینه ظهور می كنند كه زبانزد خاص و عام می شوند. به همین خاطر بسیاری از كاتبان یا خوشنویسان در گذشته به عنوان برترین های این رشته معرفی می شدند.

متأسفانه به علت نبود تبلیغ یا تحقیق درست در این باره، همیشه اساتید این هنر ناشناخته و مهجور مانده اند. با آن كه خوشنویسی یكی از هنرهای ملی این سرزمین است. بسیاری از بزرگان آن هنوز برای ما ناآشنا هستند. خوشنویسی چیزی كمتر از نقاشی یا هنرهای دیگر ندارد. بسیاری از افراد به خاطر كار تبلیغی وسیعی كه درباره خط از دوران ابتدایی انجام شده، با این مقوله آشنا هستند، اما با بسیاری از نوابغ در سطوح بالاتر آن آشنایی ندارند.

از جمله مواردی كه ناآشنایی وحشتناكی در آن فراگیر است، هنر خوشنویسی است. به طور مثال می توان با جرأت ادعا كرد در خط شكسته، درویش عبدالمجید طالقانی به لحاظ سطح و عیاركاری، چیزی كمتر از داوینچی ندارد؛ یا خواجه اختیار منشی گنابادی در خط تعلیق، آثار و نبوغ هنری اش كمتر از میكل آنژ نیست و یا در نستعلیق نبوغ هنری «میرعلی هروی» از بتهوون كم نیست.

اما این كه چرا كسی این بزرگان را نمی شناسد، علت های متعددی وجود دارد؛ یكی این كه اصلاً چه كسانی و با چه ابزاری باید این افراد را به دیگران معرفی كنند. به نظر می رسد این بزرگان باید در مدارس، دانشگاه ها و محصولات فرهنگی مثل فیلم ها و كتاب ها معرفی شوند. این در حالی است كه ما می دانیم اصلاً منابعی برای معرفی این افراد وجود ندارد، یا بسیار انگشت شمار است.

حتی پژوهشگرانی كه در این باره پژوهشی انجام داده باشند، تعدادشان انگشت شمار است. از طرفی، تشكل غیردولتی بزرگی مانند انجمن خوشنویسان ایران هم، یا توانایی این كار را ندارد یا سازماندهی لازم را برای پژوهش در خوشنویسی - آن هم به صورتی كه بتوان حاصل این پژوهش را در مواد درسی در مدارس یا دانشگاه ها ارائه داد - نداشته است.

در حال حاضر رشته ای به نام خوشنویسی در دانشگاه وجود ندارد، در حالی كه برای بسیاری از هنرها، مثل فرش به صورت تخصصی رشته ای به همان نام وجود دارد. ما حتی كارشناسانی كه در دانشگاه ها حضور داشته و عمیقاً با این هنر آشنا باشند، هم نداریم.

هنر خوشنویسی زیرمجموعه هنرهای تجسمی دیده شده است. البته برای این كه آیا به مبحث خوشنویسی بپردازیم یا نه باید تأمل و بحث و بررسی های لازم صورت بگیرد. در بسیاری از مواردی كه بحث تهاجم فرهنگی مطرح می شود، همیشه نباید به دنبال مقصر در فراسوی مرزها بگردیم، بلكه باید به داشته هایمان و معرفی آنها نیز نگاهی داشته باشیم. این كه چقدر ما توانسته ایم داشته هایمان را به فرزندانمان معرفی كنیم و گذشته خود را به آنها بشناسانیم، نیز در به فراموشی نسپردن فرهنگ مؤثر است.

از سویی همه می دانیم كه مجمل انتقال ادبیات، خط بوده است. ابعاد زیبایی شناختی را قطعاً می توان الهام بخش اذهان جست وجوگر دانست. این ذهن های جست وجوگر از سنین كودكی فعال می شود. وقتی از كودكی این امكان در اختیارشان قرار بگیرد كه در زمینه خاصی فعالیت كنند، حتماً به طور خارق العاده ای در آن حوزه نوابغی پدید خواهند آمد. البته ممكن است واقعاً نیازی به تولید انبوه هنرمندان این رشته نداشته باشیم اما نباید نیاز جامعه را به خوشنویس نادیده گرفت. به راستی كتیبه هایی را كه در حال حاضر در مساجد با شمارگان بالا ساخته می شود، چه كسی باید بنویسد؟!

در حال حاضر ما حتی یك منبع خام كه بتوانیم برای پژوهش در اختیار خوشنویسان یا پژوهشگران این رشته قرار بدهیم، نداریم. در جریان طرح پژوهشی تاریخ خوشنویسی كه رویدادی در حوزه هنرهای تجسمی به شمار می رود، بسیاری از نسخه ها و كتیبه ها، برای خود پژوهشگران و اساتید ناآشنا بود و شاید برای نخستین بار نسخه مورد نظر را مشاهده می كردند، در حالی كه با ارائه منابع در دسترس آن هم در سطح مطلوب می توان بسیاری از مشكلات را در زمینه خوشنویسی حل كنیم. فراگیر بودن رشته خط، یا بدیهی بودن این رشته در زندگی افراد را نیز می توانیم از علت هایی بدانیم كه مانع رشد كیفی این هنر شده است؛ به علت بدیهی بودن این امر در زندگی، نیازی برای رشد و گسترش آن در دوران های مختلف احساس نشده است.

سال ،۱۳۸۲ همزمان با دوران مدیریت دكتر «محمود احمدی نژاد» در شهرداری تهران، طرح «گردآوری احوال و آثار نوابغ خوشنویسی ایران» را تقدیم كردم. كلیات طرح پذیرفته و به معاونت هنری سازمان ارجاع داده شد. در نهایت طرح در قالب ۲۵ جلد كتاب مصوب و اجرای آن به نگارستان هنر پارس با مدیریت حمیدرضا قلیچ خانی واگذار شد.

برخی از اسامی این ۲۵ كتاب، بعدها به عللی تغییر كرد، چرا كه بعضی از بزرگان را حتی خودمان باور نمی كردیم كه در این حد اثرگذار باشند. مثل «محمدحسین شیرازی». بسیاری از بزرگان معاصر كه آثارش را دیده بودند، باورشان نمی شد كه آثار این فرد این قدر زیبا باشد.

طرح احوال و آثار نوابغ خوشنویسی در واقع دایره المعارف بزرگی از آثار هنرمندان تاریخ خط و خوشنویسی در دوره اسلامی است. انتشار این كتاب ها می تواند دیدگاه صاحبنظران دیگر هنرها را در باب اهمیت و جایگاه كتابت و كتاب آرایی دگرگون سازد و حتی تجدیدنظر منتقدان را درباره بسیاری از خوشنویسان به دنبال داشته باشد. این مجلدات در واقع مرجعی بزرگ برای پژوهش های بعدی خواهد بود.

در این مجموعه از ۲۵ هنرمند سده سوم هجری تا دوره پهلوی، به همراه شاگردان و معاصران، یاد شده است. یعنی در مجموع مجلدها، بیش از یك صد هنرمند خطه خط معرفی شده اند. هر جلد از این مجموعه در بر گیرنده دو بخش پژوهشی و تصویری است كه حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ صفحه دارد. از میان ۲۵ هزار تصویر تهیه شده، ۴ هزار و ۵۰۰ تصویر از آثار برجسته، كارشناسی و گزینش و در مجلدات ارائه شده است. این در حالی است كه بیش از ۸۰ درصد این تصاویر برای نخستین بار معرفی و منتشر می شود.

در این طرح از مجموعه های مجموعه دارانی چون مهدی ابراهیمی، سیدمحمد احصایی، غلامحسین امیرخانی، مظفر بختیار، علی اكبر پگاه قزوینی، مرتضی تدین، ناصر جواهرپور، ابوالوفا حسینی، صادق خرازی، اكبر ساعتچی، سعید شمس، محمود طاووسی، امیر عاملی، مهدی عتیقی، یدالله كابلی، رامین قدیمی، غلامرضا مشعشعی، غلامعلی محلاتی، عزت ملك ملك و حاج محمود وطنچی استفاده شده است.

علاوه بر آن از آرشیو ملی كابل، آرشیو انجمن خوشنویسان ایران، كتابخانه بنیاد تاریخ معاصر ایران، كتابخانه جامع سلیمانیه استانبول، كتابخانه دانشگاه استانبول، كتابخانه دانشكده های ادبیات والهیات دانشگاه فردوسی مشهد، كتابخانه مركزی دانشگاه تهران، سازمان اسناد و كتابخانه ملی ایران، كتابخانه و موزه ملی ملك، كتابخانه كاخ موزه گلستان، كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شورای اسلامی، سازمان كتابخانه ها، موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوی مشهد، موزه چهلستون قزوین، موزه رضا عباسی، موزه ملی ایران، موزه میرعماد و موزه هنرهای تزئینی اصفهان نیز استفاده شده است. تشخیص اصالت و گزینش آثار نیز از سوی اساتیدی چون سیدمحمد احصایی، غلامحسین امیرخانی، سیدمحمد حسینی موحد و غلامرضا مشعشعی انجام گرفته است.

اكنون كه با تلاش طاقت فرسای گروهی، این مجموعه بزرگ به پایان رسیده است، جامعه هنری امیدوار است بزودی شاهد انتشار مجموعه ۲۵ جلدی احوال و آثار خوشنویسان باشیم.

محمدرضا سرودلیر