آزادی و اسطوره در آثار دیوید اسمیت

برای كسانی كه به مجسمه سازی معاصر علاقه مند هستند, شخصیتی مانند دیوید اسمیت فردی متشخص و شناخته شده است

برای كسانی كه به مجسمه‌سازی معاصر علاقه‌مند هستند، شخصیتی مانند دیوید اسمیت فردی متشخص و شناخته شده است. كمتر علاقه‌مندی به (مجسمه‌سازی) وجود دارد كه مجموعه مكعب‌های استیل اسمیت را ندیده باشد. با این اوصاف و با توجه به سیاست كلی نشریه مبنی بر عدم معرفی مجدد هنرمندان تثبیت شده كه احیاناً چند دهه از فوت آن‌ها می‌گذرد و این‌كه در كتاب‌های تاریخ هنر به‌اندازه‌ی كافی به آنان پرداخته شده است، شاید چاپ مطلبی درباره‌ی دیوید اسمیت چندان تازگی نداشته باشد.

اما به‌نظر می‌رسد كمتر منبعی اطلاعات كاملی‌ از عقاید و یا آثار دیگر او معرفی كرده است. به همین دلیل مطلبی را كه در ذیل می‌خوانید جهت آشنایی با گوشه‌ای از زوایای ناشناخته‌ی زندگی و آثار این مجسمه‌ساز است كه از قلم Michael Brenson ترجمه شده است:

اسمیت، كار هنری خود را با نقاشی شروع كرد. در این هنر بود كه وی نشان داد اسطوره و آزادی همیشه در هم آمیخته است. او هر روز ساعت‌های متوالی نقاشی می‌كرد. اما این كار فقط در آتلیه نبود بلكه در مكان‌های مختلف از جمله هتل‌ها، قطارها، تختخواب بیمارستان‌ها و در هر جای دیگری كه او آن‌جا بود و بر روی كاغذهای مختلف كشیده می‌شد.

نقاشی‌های او اما در هر حالت، جستجوگر، آرامش بخش و رویایی بود. این نقاشی‌ها گفته‌ی «نیومن»(۱) را تایید می‌كند كه: «اولین بشر، هنرمند و اولین گریه، موسیقی بوده است» چرا كه اسمیت نیز گفته است: «اولین خطوطی كه بر دیوارها پیدا شد، نوعی ابداع آزادی بوده است.» در حقیقت دیوید اسمیت یكی از رهبران بزرگ آزادی هنر در آمریكا است، چیزی كه او درباره‌اش بسیار صحبت كرده و بسیار نیز نوشته است و آن را همیشه در زندگی و هنر خود لحاظ كرده است. او از این‌كه به وسیله‌ی قوانین و كلیشه‌های خاصی در بند باشد امتناع می‌ورزید. اسمیت كاملاً خود را در انتخاب، آزاد گذاشته بود. او برای همه روشن ساخت كه هر كاری بخواهد انجام می‌دهد.

وابسته به هیچ مكتب و یا قانون هنری نیست. اسمیت، ساخت و تجربه در كار هنری را با آزادی و رهایی مشخص می‌كرد. در سال ۱۹۵۰ در گفتگویی درباره‌ی تدریس مجسمه از قول «گرینبرگ»

(۲) گفت: «نقاشی به وسیله‌ی امپرسیونیسم از مجسمه رها شد، مجسمه به وسیله‌ی كوبیسم از انحصار درآمد، و آزادی فكر انسان هم به وسیله‌ی كار هنری است كه در بند نیست.» در سال ۱۹۵۹ تاكید او در رها شدن از بند رسومات و حیطه‌ی قدرت بود. تاكیدی كه بعدها در سال ۱۹۶۱ در محدود قلمداد كردن آتلیه و بازار هنری در مصاحبه‌ای با «دیوید سیلوستور»(۳) مطرح شد. زمانی‌كه یكی از دوستان او تابلویی با اندازه‌های غیر متعارف (۲۶ فوت طول و ۱۰ فوت عرض) كشید باعث تشویق او در جهت آزادی شد. این تابلو برای هیچ سطحی مناسب نبود ولی اشتیاق هنرمند در انجام این كار بود.

پافشاری اسمیت در طول سال‌های كاری‌اش برای داشتن حق امتیاز برای تصمیمات خود به‌طور آزادانه بود. اگر به كارهای او نگاه كنیم متوجه این هدف می‌شویم. قرار دادن اشیا قالب‌گیری شده در كنار هم بیانگر این هدف است. او در جستجوی مكان‌هایی بود كه فلزات متروكه و از كار افتاده را روی هم می‌ریختند.

تشخیص و جمع‌آوری این اشیا و انتخاب دوستانی كه با توجه زیاد هر چیزی را كه پیدا می‌كردند تحویل او می‌دادند راه‌های اولیه‌ی كار برای او بود. قرار دادن وسایل كشاورزی و صنعتی قالب‌گیری شده در كنار هم و اصرار او در این‌كار یكی دیگر از كوشش‌های او بود. در طی مراحل ذوب وقتی اشیا فلزی به‌صورت دیگری درمی‌آمدند او از آن سمبل جدید می‌ساخت. او هرگز به این كارها خاتمه نداد، و حتی در هشت سال آخر عمرش مجسمه‌هایی در كنار كارگاه و منزلش ساخت كه كاملاً متفاوت بودند.

پی‌نوشت:

۱- New Man

۲- Clement Greenberg

۳- DavidSylvester

نویسنده : ژیلا مبصر

منبع: Sculpture/January /۲۰۰۶