خط و خوشنویسی , انواع آن و ارزشهای بصری هر یك

پیدایش خط در آغاز به صورت تصویری و ترسیمی بوده و هر تصویر نمایندهٔ یك اندیشه و یا یك واقعه محسوب می شده است سپس مرحلهٔ رمزی آن پیش آمده كه هر حرف نشانگر كلمه و تصویری بوده است

● خط و خوشنویسی

نقش سازنده و مؤثر هنر خط در پیشبرد علوم و پایه گذاری تمدن و فرهنگ اصیل چنان مؤثر عمیق و بنیادین و آن چنان گسترده و نامحدود بوده است كه در وصف نمی گنجد .

ارتقاء سطح دانش بشری در همه موضوعات مرهون هنر خط و نگارش و كتابت است اعجاز این هنر ، توانست اندوخته های بشری را طی تاریخ در اختیار سراسر این جهان و همهٔ مردمان قرار دهد .

خط توانست فراتر از زمان و مكان و مرزها و فرهنگ ها ، حاضران را با گذشتگان پیوند و اتصال دهد و انتقال علم و اندیشهٔ انسانها را میسر نموده و تداوم بخشد نگارش و كتابت در طول حیات خود توانسته است افكار ، احساسات ، معلومات و تجربیات گذشتگان را در تاریخ ثبت كند و از دستبرد ، تباهی ، تاراج و زوال محفوظ دارد . تا نسل حاضر از اندوخته های نیاكان خود برخوردار و بهره مند شود .

هنوز از زمان پیدایش و یا اختراع خط ، اطلاع دقیقی در دست نیست . اما آنچه بدون تردید مشخص است این است كه خط و یا اختراع علائم نگارش و ترسیمهای قراردادی در بین نوع بشر از مفیدترین و مهم ترین اختراعات و باعث شكوفائی تمدن بشری شده است .

هنر خط ، همانند دیگر دستاوردهای اندیشهٔ بشری ، دورانهای مختلفی را طی نموده است و پس از سپری نمودن اعصار و قرون طولانی به مرحلهٔ كنونی خود رسیده است . پیدایش خط در آغاز به صورت تصویری و ترسیمی بوده و هر تصویر نمایندهٔ یك اندیشه و یا یك واقعه محسوب می شده است . سپس مرحلهٔ رمزی آن پیش آمده كه هر حرف نشانگر كلمه و تصویری بوده است .

در آن روزگار ۲۴ الفبای قراردادی بوجود آمد كه همگام با بكاربردن آنها ، از علامتهای پیچ در پیچ هیروگلیف نیز استفاده می شده است .

از آثار آن دوره ؛ اهرام مصر ، كتیبه ها و نوشته های فراوان در كشور مصر است . پس از مصریان ، فنیقیان آن حروف اولیه را به درجهٔ عالی تری رسانده و سپس یونانیان به آن كمال مطلوب را بخشیدند . آنگاه خط آسانتری بنام خط هیراتیكی در حدود ۱۹۰۰ سال قبل از میلاد مسیح بوجود آمد . پس از آن یك نوع خط مورتیكی جانشین آن گردید كه این خطوط را برروی سنگهای نازك و سفید حك می كردند .

گرچه نوشتن و حك كردن بر روی اینگونه اجسام سفت ، امری بسیار مشكل بود ، لكن این دشواری مانع از تحریر نمی شد . كتیبه ها و سنگ نوشته های زیادی از كتابخانه های بابل و ایلام بدست آمده است .

بطور خلاصه در ایران در عهد هخامنشی خط میخی در عهد ساسانی خط پهلوی و از عهد ورود اسلام به ایران خطهای كوفی و نسخ و سپس نستعلیق رایج بوده است .

در مورد زمان پیدایش خط تاریخ ، مشخصی نمی توان قائل شد ، چون امری تدریجی بوده و طی سالها یا قرنها به صورت مشخص تجلی و ظهور پیدا كرده است ، لكن تشخیص اصل و بنیاد و ریشهٔ هر خط ، با استناد به آنچه در دست است ، تا حدودی میسر است .

۱) كوفی

۲) نسخ

و خطوط دیگر ، از تأثیر گذاری نوعی بر نوع دیگر پدیدار شده اند .

پیدایش خط كوفی را چنین آورده اند :

لذا می توان دریافت كه خط كوفی ، نتیجه ای از نظم و ترتیب خط حجازی می باشد . ( لازم به ذكر است كه در آغاز ، خط كوفی در كنار خطوط عِبری و سریانی ، جزو خطوط در امپراطوری بزرگ ایران و روم ، حائز اهمیت نبود و وقتی نامدار شد كه خط رسمی دین اسلام گردید و مورد توجه رسول اكرم ( ص ) و مسلمانان صدر اسلام قرار گرفت . )

خط عربی قبل از اسلام ، منحصر به شبه جزیره عربستان بود و توسعهٔ آن با انتشار دین اسلام انجام پذیرفت و در سرزمینهای فتح شده همپای دین اسلام منتشر شد و مشرق و مغرب را پر نمود و بر زبانهای اصلی ممالك غیر عرب ، غلبه كرد .

بعد از آن پیوسته سلیقه ها و ذوق های اقوام مختلف كه در شهر كوفه گرد آمده بودند ، دست به كار شدند تا آنكه شیوهٔ كوفی از حجازی فاصله پیدا كرد و صورت خط حجازی تقریباً به حال ابتدائی خود باقی ماند . ولی خط كوفی ، جلوهٔ بهتری پیدا كرد و در نیمهٔ اول قرن اول هجری ، به آخرین صورت مستقل خود ، رسید و حروف آن از حروف نسخی آن زمان هم از حیث جلوه ، و هم از جهت ، حروف بهتر شد .

همان طور كه عبریان ، خط مربع ، و سریانیان خط سریانی و نسطوریان خط ستر نجیلی را مخصوص كتابهای دینی و علمی خود قرار داده بودند ، مسلمانان نیز ، خط كوفی را كه صورت و هیأتی بهتر یافته ، و مشابه خط ستر نجیلی شده بود ، خاص نوشتن قرآن قرار دادند و بعدها آن را در تزیین مساجد و سكه ها و كتب ، مورد استفاده قرار دادند و به دلیل احساس نیاز هویت برای معماریهای اسلامی ، مساجد و بناهای اسلامی ، كاربردی در كتیبه ها پیدا كرد كه پس از مصرف و كاربرد در كتابت به روی دیوارها و ستونها و مناره ها خود را بالا كشید و هم زمان تزئینی تر شد و به دلیل اجتناب طراحان از ایجاد نقوش تحریم شده ، نقش و نگاره هایی به آن اضافه شد و فضاهای خالی ، با گردش های قلم ، فرهنگی جدید را در مقاطع مختلف به وجود آورد . خط عربی به تبعیت از دین اسلام ، در ممالك دور و نزدیك نفوذ كرد تا جایی كه ناحیهٔ وسیعی از جهان ، یعنی آن قسمت از میان شط فرات ، از مشرق و سواحل اقیانوس اطلس از مغرب ، و سواحل شمالی مدیترانه از شمال و خط استوا از جنوب واقع است ، به این زبان تكلم كرده و به آن خط كتابت كردند . و بعضی با خط و زبان خود صحبت و به خط عربی كتابت كردند ، مانند ایران .

سلسله فتوحات اسلامی ، از راه آسیای صغیر به مصر و به طرف شمال آفریقا و ممالك مغرب ( تونس ، الجزایر ، مراكش ) كشیده شد و تمدن اسلامی و خطوط اسلامی به دنبال آن در این سرزمینها جایگزین گردید .

خط در این نواحی كه احتمالاً از اوایل قرن دوم باید متداول شده باشد ، نوعی كوفی و مشتق از آن است و به خط مغربی معروف ، و از قدیمی ترین خطوط اسلامی است كه در تمام آفریقای شمالی ، به جز مصر و قسمتی از سایر نقاط آفریقای شرقی و مركزی و با جزئی تغییر ، معمول گردیده است .

● خط كوفی :

چون اسلام در ایران انتشار یافت ، خط كوفی جایگزین خط پهلوی ساسانی و دین دبیرهٔ اوستایی شد و ایرانیان تقریباً از اواخر قرن اول و اوایل سدهٔ دوم هجری كم كم در نوشته های خود خط كوفی را معمول داشته و آنرا جایگزین خط پهلوی نمودند .

خط كوفی ابتدا ، بی نقطه و بدون حركات ( ضمه و كسره و فتحه ) و اِعراب بود . این نقیصه خواندن این خط را مشكل می ساخت .

ابوالاسود الدؤلی كه از فضلا و ادبای معروف كوفی بود ، و در خدمت حضرت علی ( ع ) به اكتساب علوم پرداخته و در جنگ صفین ملتزم ركاب بود ، و از آن بزرگوار اخذ نحو كرده بود ، از برای تسهیل امر خوانندگان قرآن ، نقطه را وضع نمود و گمان می رود وی این طریقه را از خطوط كلدانیان و سریانیان اخذ كرده باشد ، زیرا این طوایف از همسایگان بین النهرین و بابِل بودند ، و در كتابت آنها نقطه استعمال می شد . به خلاف خطوط میخی و پهلوی ایرانیان . و هیروگلیف مصریان و فنیقیان كه در كتابت آنان نقطه مستعمل نبود .

صاحب الفهرست می نویسد : (( ابوالاسود به كاتب چنین می گفت : نویسنده ، در موقع نوشتن به هوش باش و مرا ببین ، چون به خواندن در آمدم ، نظر به لبان من نما ، اگر به فتحه و گشوده خواندم ، نقطه را بالای حرف بگذار ، و اگر به پیش خواندم ، نقطه را بگذار بین حرف ، و اگر به زیر خواندم نقطه را در زیر بگذار . ))

صاحب اللمعه الشهیمه می آورد : (( در صدر اسلام نقطه برای حركات استعمال می شد و واضع او یعقوب رهاوی بود و این نقاط به جای حركات به كار می رفت . )) خط كوفی در عـصر دولـت عبـاسی ( ۱۳۲ ـ ۶۵۶ هـ . ق ) به مرتبهٔ رفیعی از زیبائی در رسم و شكل رسید ، و انواع خط كوفی از پنجاه نوع متجاوز شد . مشهورترین آنها ، كوفی محرر ، مشجر ، مربع ، مدور و متداخل بود . نكتهٔ مهم در استفاده از خط كوفی در كتیبه نویسی این است كه تابع قواعد اكیدی نبود ، بلكه عملاً دست هنرمند را در ابداع و اجرای شكلهای تزئینی آن باز می گذاشت . در ابتدا ، حروف به آذین های سادهٔ برگ و گل منتهی می شد . این خط بنا بر سلیقه و توانایی طراح ، به روی اصل آن فرعیاتی اضافه می شد ، به این معنا كه قواعد مفروض به عنوان محور قرار گرفته می شد و دست هنرمند ، نقوش و گل و برگهای منشعب از آن فضاهای خالی را پوشش می داد . شكلهای عمدهٔ این تزیینات عبارت بودند از : ادامهٔ حروف به صورت برگ ، گل ، بافته ، گره خورده ، به هم تابیده ، در هم پیچیده شده ، شكـل سر انسان ، یا حیوان .

با همه این تفضیلات خط كوفی از نظر تاریخ نگاران ، به دو دستهٔ بزرگ تقسیم می شود :

۱) كوفی مغربی

۲) كوفی مشرقی

كوفی مغربی خود به انواع : قیروانی ، تونسی ، جزایری ، سودانی تقسیم می شد .

كوفی مشرقی عبارت است از شیوهٔ عربی و شیوهٔ ایرانی و شیوهٔ مختلط . ( كه شیوهٔ عربی به اقسام مكی ، مدنی ، كوفی ، بصری ، شامی ، مصری ، منقسم می گردد . )

خط كوفی ویژگیهای مهمی در هنر ایران دارد . یكی از آن ویژگیها این است كه هیچ هنری تاكنون به این حد نه فقط در تزئین معماری آثار مقدس و مهم ، بلكه در اشیاء كاربردی زندگی روزمره از خط و تزئینات خطی استفاده نكرده و اصلاً هیچ خطی به اندازهٔ رسم الخط كوفی برای مقاصد تزئینی به این حد ، مناسب نیست .

▪ كوفی بنایی (معقلی)

نوعی كاربردی از خط كوفی است كه در بناها و معماری ها جلوه گر شده است ، و به دلیل استفادهٔ آن در روی بناها ، خط بنائی لقب گرفت و به صورتهای مختلف پدیدار گشته كه به شكل آسان و متوسط و مشكل ، دسته بندی می شود ، ولی می توان نامهای منحصر ، مربعی یا مستطیلی و متداخل تطبیق نمود . خط معقلی در كتابت مستعمل نبود ، اگر چه مولانا سلطانعلی مشهدی ، معتقد است كه به این خط كتابت نیز می شد . و آنرا جزو خطوط می آورد .

چون اساس این خط روی خانه بندی خط كشی می شود ، به این ترتیب كه اول كاغذ مانند صفحهٔ شطرنجی خط كشی و خانه بندی می شود ، و بعد از تقسیم خانه ها ، حروف آن مرتب می شود ، و چون این خط به ترتیب فوق نوشته می شده ، آنرا با آجر روی عمارات به آسانی می چیدند تا هم عبارتی از آن خوانده شود و هم دیوار عمارت را تزئینی باشد . به این نسبت آن را خط معماری یا خط بنایی نامیده اند .

معقل در لغت به معنی حصین ( پناهگاه و كوه بلند آمده است ) این معنی با این نوع خط بنایی مطابقت دارد و این نظریه منطقی است كه خط بنایی پس از اینكه به كمال مطلوب رسید ، معقلی نامیده شده باشد . به نظر می رسد خط معلقی بعد از خط كوفی و از روی آن استخراج شده باشد ، و قطعاً این خط برای تزئین بناها از روی خط كوفی استخراج شده كه در كوفی یك دانگ دور است و پنج دانگ سطح ، و در خط معلقی دور نیست و همه سطح است و چنانچه فرض كنیم این خط قبل از اسلام به وجود آمده ، باید كه از خط سترنجیلی كه مادر خط كوفی است استخراج شده باشد .

بهترین خط معلقی آن است كه سواد و بیاض آن ، هر دو خوانده شود ، مانند نمونه زیر ، یعنی سیاهی آن ، چیزی خوانده شود و سفیدی آن چیزی دیگر ، كه هنر طراحی این خط در آن است ، والا نوشتن معلقی آسان است .


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.