خوشنویسی و دستاوردهای بصری امروز

با تأملی گذرا بر آرا و نظرات گوناگون از مخالف خوانی های تند روانه تا جانبداری های شیفته وار و جزمی می توان دریافت هنوز كه هنوز است خوشنویسی ایرانی, سیمای مسئله سازِ خود را حفظ كرده است

با تأملی گذرا بر آرا و نظرات گوناگون- از مخالف خوانی‌های تند روانه تا جانبداری‌های شیفته‌وار و جزمی- می‌توان دریافت هنوز كه هنوز است خوشنویسی ایرانی،‌ سیمای مسئله‌سازِ خود را حفظ كرده است. این‌جا مجالِ مرورِ ادعاهای طرفین نیست- كه بیش‌وكم از آن‌ها باخبریم- لیك بیان فشرده چند نكته را لازم می‌بینم.

چند پرسش ساده و دم‌دستی؛‌ آیا ما به خوشنویسی از سرِ‌دلبستگی، تعهد و... توجه داریم یا این خود خوشنویسی است كه توجه برانگیزانه پی آشكاره‌گی می‌گیرد؟ آیا تنها این صاحب نظرانند كه حیرانی‌شان به سامان نرسیده است یا دست‌اندركاران خوشنویسی نیز سرگردان‌اند.

آیا «هم این و هُم آن» بودن خوشنویسی است كه بحث‌ها را به جانب خاص می‌گستراند و هم‌زمان نیز راه بر جوانبِ دیگر تنگ می‌سازد؟

از دیرباز تاكنون خوشنویسی، به اختیار یا از ناگزیری متكلف به پاسداری از قلم‌رویی است كه بر آن اتفاق‌نظر بوده است. ما امروزه به بخش‌هایی از این قلم‌روها، با تعبیر «جنبه‌های كاربردی‌»‌ یاد می‌كنیم. كتاب قرآن مجید، احادیث و روایات از یك‌سو، نیز شعر و ادبیات و تاریخ و طب و... از دیگرسو، شأن احترام برانگیز این هنر را سبب‌ساز بوده‌اند.

پْر واضح است كه یكی از افتخارات خوشنویسی و خوشنویسان تقرب و ارادتی است كه به آستان قدس الهی داشته‌اند و بدان می‌بالند.

سخن بر سر این است كه آیا این تنها خوشنویسی است كه از این موهبت و فیض برخوردار است یا نه این مایه فروتنی در او هست تا خود را كنار در كنار هنرهای دیگر ببیند.

ما به هرچه، حتی ناچیزترین دارایی و سرمایه‌ی فرهنگی‌مان مفتخریم- خوشنویسی كه جای خود دارد- و به‌هنگام داوری و ارزیابی پروای اعدال و انصاف را به آسانی از كف می‌نهیم و مرزهای خودستایی و... را چه بی‌باكانه در می‌نوردیم! پس باید پذیرفت كه دغدغه تاباندن روشنایی به هنر ایرانی‌ای كه اتكایش به «سرشت و نهاد»‌ وجاهای خیلی دور گرم است، كار بی‌دردسری نیست اما به راستی بْردن و نشاندن این هنر كه سده‌ها دوستش داشته‌ایم، برایش كوشیده‌ایم و هم‌چنان بدان وصل‌ایم، به هزارتوهای دست نایافتنی. گره از كجای این مسئله- معما می‌گشاید؟

تاریخ‌گریزی و اتخاذ نگاهی كه به اوج و فرودهای مقوله‌ها- این‌جا خوشنویسی- بپردازد. چنان كه می‌دانیم از آن دست خصلت‌هاست كه در این روزگارِ از پرده برون شدن‌ها مْصرانه جان سختی می‌كند. تاكی؟

پیش از ادامه‌ی این سطور، می‌انگاریم كه این رویكرد، رویكردی است از اساس مغشوش و غیرقابل دفاع، نیز فرض می‌كنیم نه تنها این چیزی جز غلط مبحث نیست بل ادامه‌ی ادعاها و افاضاتیست كه طی این سال‌ها از سوی منتقدین و بعضاً معاندین خوشنویسی بارها بیان شده است، درحالی‌كه مبحث، مبحث دیگری است!‌ اجازه می‌خواهیم بپرسیم به‌راستی مبحث كدام است، بحث خوشنویسی چه‌گونه بخشی است؟ عجالتاً چند ردّیه از آن‌سو:

- این هنریست مقدس، بی‌چون و چرا، و به بعض كسان- پیشاپیش- همچون ودیعه كه قابل‌اند و هبِه شده و می‌شود.

- این هنریست ایرانی، واجد مشخصه‌هایی فرهنگی- ملی كه آبشخور آن به جایی كه شما،‌ چشم شما، توان دیدن آن را دارد وصل نیست بل كه این جا به دوردست‌های نهاد و سرشت و... متصل است.

- این نه تنها هنر، هنر محض،‌ كه گونه‌ای تمنای وصل است. شكلی از دُ‎‏عاست و ذكر. بنابراین آوردنش و قاطی چرت و پرت‌های تاریخی‌ كردن‌اش عین جهالت و كوته‌فكری است،‌ ناگفته پیداست پاسخ این‌گونه ادعا چندان شاق و پیچیده نمی‌نماید. بهتر اما آن‌كه از شركت در این گفت‌وشنود سر باز زنیم و فوریت اشاره به موارد زیر را گوشزد كنیم:

- آیا پشت این ادعاها كسی است كه به پیش‌بْرد بحث می‌اندیشد و دلسوزانه به آن یاری می‌رساند یا نه، بحث را منعقد شده، می‌بندد و حریف را از گردونه می‌راند؟

- آیا چنین بخشی، تقلیل حقیقتی- احیاناً‌- در خورتر است و آن حقیقت بایسته‌تر كدام است؟ یا این پیش كشیدن منصفانه بحثی است با همه‌ی حد و حدود آن؟

اندك شمار یا چه بسا خوشنویسان امروز از درون این گفت‌وشنودها كه با یكدیگر دارند گرم كاراند بی‌ادعا یا...

- سنتی‌نویسانی كه با تلقی ویژه‌شان از اصالت فرهنگی این هنر، خود را پاسدارِ این هویتٍ ملی و معنوی می‌دانند، می‌نویسند، خوب هم می‌نویسند و تعلق چندانی هم به نوگرایی و پیامدهای آن ندارند.

- دسته‌ای دیگر، الزاماتِ عصرِ ما را لحاظ كرده، به خوشنویسی سنتی الحاقاتی می‌افزایند برگرفته از سایر هنرهای تصویری.

- نیز گروهی كه خوشنویسی ایرانی را از منظرِ دیداری صرف نگریسته فارغ از دغدغه‌های خوشنویسانه از آن تفسیر و تأویلِ آزادانه‌تری می‌كنند و با بارِ كلیِ فرهنگی و ملی آثارشان بسنده می‌كنند.

- وسرانجام شماری از ایشان با بینشی شهودی برآنند تا آن‌چنان كه خود بدان باور دارند كُنهٍ این قلمرو را در نوردیده مستعدٍ بالا بلند پروازی‌های دیگری گردند از آن دست تا تعارضِ پایان ناپذیرِ ارزش‌های تثبیت شده‌ی سنتی خوشنویسی با دستاوردهای بصری متكّثر این دوران از میان رفته، فرصتی فراهم آید تا خوشنویسی با دستٍ بازتری جوهر وجودی خویش را عیان سازد.

نویسنده : عین‌الدین صادق‌زاده