امانت داری زبان و فرهنگ

هنر مجسمه سازی قدمتی به اندازه تعلق انسان برای جاودانگی دارد, اما امروز, روز تندیس ها به خودی خود حامل فرهنگ یا هنر یك ملت نیست , بلكه نگاهی كه در پس این تندیس ها نهفته است, مهم تر دانسته می شود

امروزه هنر سینما یا تئاتر همان نوع مدیریت و جریانی را می طلبند كه نقاشی، خطاطی یا حتی هنرهای دستی كه گاهی فقط فن شناخته می شود.

هنر مجسمه سازی قدمتی به اندازه تعلق انسان برای جاودانگی دارد، اما امروز، روز تندیس ها به خودی خود حامل فرهنگ یا هنر یك ملت نیست ، بلكه نگاهی كه در پس این تندیس ها نهفته است، مهم تر دانسته می شود.

اخیراً گروهی از هنرمندان تجسمی ایران، ۲۲ تندیس از اسب ایرانی را كه ریشه در تاریخ و فرهنگ كهن ما دارد، دستمایه خلق آثاری بدیع و نو در فرهنگ ایرانی كرده اند.

۲۲ تندیس در اختیار ۲۱ هنرمند گذاشته شده تا آنان بر اثر نگاه و روش خود اثری دگرگونه بیافرینند.

به انگیزه چنین حركتی كه در آن هنر فردی ساخت تندیس و نقاشی و خطاطی در حركت جمعی طراحی روی تندیس اسب به كاخ موزه نیاوران جلوه ای دیگر داد، با دو هنرمند مطرح معاصر، یدالله كابلی شكسته نویس و كریم نصر نقاش گفت و گویی درباره این حركت انجام دادیم.

خوشنویسی شما روی بدن یك اسب، تصویری زیبا و نو از جلوه های هنر ایرانی است. چطور به این نگاه رسیدید و خوشنویسی را به یك سطح دوبعدی انتقال دادید؟

اسب در نگاه ما ایرانیان همواره سمبل نجابت، زیبایی و شكوه بوده و نقش نمادین این حیوان نجیب، در فرهنگ و هنر ایران، بالاخص در نگارگری حضوری ویژه دارد و به خوبی جلوه پیدا كرده است. از طرفی شما می توانید این تأثیرات را در سروده های شاعران بزرگ فارسی، از جمله حكیم طوس، فردوسی ببینید. او درحالی كه این حیوان نجیب و دوست داشتنی را در كمال زیبایی به تصویر كشیده، در عین حال در اشعارش به بیان دلاوری ها و شجاعت اسب را به تصویر كشیده است. به طوری كه می توانیم اسب را دارای معنایی اسطوره ای در شاهنامه بدانیم.

اگر ما هنر شعر را نبوت كلام منظوم در ادب فارسی بدانیم، حكیم ابوالقاسم فردوسی سرچشمه این فیض الهی است. فردوسی باغی از بهشت و باغ دلگشایی از حكمت را به روی بشریت گشوده و به نوعی عزت و شرف و سربلندی ملت ما در گرو اندیشه بلند و مفاهیم ماندگار شعر او بوده است. همان طور كه جلوه های تاریخی و باستانی ما ایرانیان از هزاران سال پیش لبریز از جمال و زیبایی بصری و معنایی بوده، شاید برگزاری این جشنواره جهت بروز خلاقیتهایی بوده است كه تأثیر محتوایی شاهنامه و اشعار نغز فردوسی در جان شیفته هنرمندان كشورمان ریخته است. هر كدام از هنرمندان كشورمان خواسته اند احساس خود را در بیان تصویری و مفهومی از زیبایی ها و دلاوری های این موجود استطوره ای بیان كنند. من نیز تمام تلاشم را به كار بردم تا بیان و احساسم را از این موجود نجیب، زیبا و اسطوره ای به زبان فهم به تصویر بكشم.

به هرحال تندیس سه بعدی اسب، نگاهی تازه در خوشنویسی شما بوده است و شما به فضای متفاوتی با آثار قبلی تان پا گذاشتید. قبول دارید؟

▪بله. حضور من در این نمایشگاه حضور غریبانه ای بود، چرا كه چند دهه ای است كه به عنوان یك هنرمند سنتی ابزار كارم قلم، كاغذ و مركب بوده ولی این بار خواسته ام به دور از همه عادت ها و شگردهای گذشته برای بها دادن به تلاش آرمانی و كوششی كه دست اندركاران جشنواره در راه احیای فرهنگ دیرپای دوستی با اسب و ارزش های هنری و نمادین آن داشته اند، شركت كنم. تندیس هایی كه به لحاظ ساختار و جنسیت در نگاه اول هیچ قرابتی با كار من نداشتند و هیچ گونه باوری را در من زنده نمی كردند، ولی از آنجا كه همیشه به دنبال كار تازه در كار هنر بوده و هستم و اعتقاد بسیاری به توانایی های هنرمند در كار بداهه و كاربردهای انتزاعی و متنوع هنر داشته ام و نیز با یاری جستن از ابیات مفهومی شعر فردوسی، به همراه قلم و رنگ چند روزی پیكره تندیس ها صفحه مشق و تلاش شورانگیزی شد كه با همه كارهایی كه در طول عمرم كرده بودم، متفاوت بود. با وجود وقت كم دو اثر را با نام های «رخش» و «پیلتن» آماده و تحویل دادم و امید كه چشم انداز این نگاه فرهنگی و هنری كه نگاه دوباره ای است به زیبایی های پیرامون زندگیمان جاری و ساری بوده و به كلی فراموش شده است.

سطح بدن اسب برای شما كه همیشه با كاغذ و قلم سروكار دارید، مشكلی ایجاد نكرد؟

عشق، اعتقاد و توكل سه اصل عمده در آفرینش آثار هنری است به كمك من آمد و حس كردم كه این بار باید جدا از هر ابزاری كار كنم كه نیمی از عمر من را به خود اختصاص داده بود. باید روی بدن این اسب بلورین به امانت بگذارم. حتی در شروع كار قلمو و رنگ نیز یاری نمی كردند ولی با مدد گرفتن از اشعار حكیم طوس، این كار انجام شد. این بیت از شعر فردوسی به شدت مرا به وجد آورد: «زسم ستوران در این پهندشت ‎/ زمین گشت هفت، آسمان گشت هشت.»

حالا كه این نگاه تازه با ابزار متفاوت را مورد استفاده قرار داده اید، فكر می كنید چه امكانات جدیدی وارد كارتان شده است؟

▪ اعتقاد من بر این است كه هنرمند بیانگر ژرف ترین گفت وگوی احساس آمیخته با عشق است و بر این گمانم كه باید امید داشت تا این نگاه های تازه و چشم اندازهای نو كه در جریان هنر معاصر در حال اتفاق افتادن است، تداوم داشته باشد. هنرمند در هر اثرش باید دستمایه هایی از لایه های پنهان وجودش بهره ببرد و به وسیله آن سبب قوت گرفتن اثرش شود. او باید برای بروز آنچه كه در دنیای بیرونش است، باید نگاهی به درونش داشته باشد. در مورد این كارم نیز، با این كه در ابتدا گمان می كردم سنخیت چندانی با فعالیت هایم ندارد، اما در انتها دستاوردهای خوبی برایم داشته است. همیشه با جوان ها در این مورد صحبت می كنم كه هنرمند باید بیانگر رویدادها و وقایع پیرامون زندگی خودش باشد. ما در دنیایی زندگی می كنیم كه شاید ارتباطات گسترده رسانه ای هستیم. باید در این دنیا، با توجه به همه وابستگی هایی كه با سنت و بافت سنتی كشورمان داریم، باید نگاهی تازه به دنیای هنر امروز داشته باشیم. هنرمند تواناتر از این است كه در مقابل رویدادهای اجتماعی بی تفاوت بماند و این قدرت و توان در هنرمند هست كه تا با هر پدیده ای احساس نزدیكی كند و با ناممكن ها آن چنان رفتار كند كه ممكن شوند.

زمانی كه دست و دل هنرمند در مسیر یگانگی حركت كند، اصولاً به سمت هنر برتر كشیده می شود. این نمایشگاه به عنوان نمایشگاهی نمادین از اسب، رویدادی مهم در هنرهای تجسمی ما است و امیدواریم متولیان فرهنگی كشور نسبت به این حركت های نو، بها قائل شوند. این اتفاق های هنری در هر گوشه جهان می تواند توجه علاقه مندان هنر را به خود جلب كند و برگزاری چنین جشنواره هایی می تواند زیبایی معنایی و تصویری كشور ما را به جهانیان معرفی كند.

یعنی هنری اصیل و سنتی مثل خوشنویسی را می توان با دنیای نو همگام كرد؟

▪ بله. اعتقاد من بر این است كه این حروف و كلمات، با نهایت امانتی كه به ما سپرده شده، مثل نتی كه به دست ما رسیده تا خودمان آهنگش را بسازیم، می تواند بیانگر نیازهای امروز باشد. چندان دور از دسترس نیست كه با هنر خوشنویسی غنی و كهنسالی كه ما داریم بتوان با قابلیت ها و خاصیت های دنیای امروز، همگام و همسو شویم.