دیدگاه دین درباره نقاشی و مجسمه سازی

شماری از علما, بین مجسمه و نقاشی فرق گذارده اند اینان, ساخت و نگهداری مجسمه را حرام و عكس و نقاشی را جایز دانسته اند, چه بر روی لباس و غیر آن باشد و چه برای استفاده در امور زندگی, آویختن بر دیوار و… به كار رود

●بررسی آیات

اینك, پس از بررسی روایات, به آیات می نگریم, تا ببینیم آیا در قرآن كریم, دلیل و یا شبه دلیل بر حرام بودن نقاشی و مجسمه وجود دارد, یا خیر؟

۱ . برخی كلمه (الانصاب) را در قول خداوند متعال كه می فرماید: (انّما الخمر و المیسر والانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه.)۲۱

همانا شراب و قمار و بتها و گروبندی با تیرها, پلیدی و كار شیطان است, از آن اجتناب كنید. به (اوثان) تفسیر كرده اند. با این كه این تفسیر, روشن ترین دیدگاه در تفسیر (الانصاب) نیست, بلكه روشن ترین تفسیر آن است كه (انصاب) سنگهایی بوده كه نصب می كرده اند و بر آنها قربانی می كرده اند.

هیچ كس مخالفت نكرده كه بت گرفتن مجسمه و ساختن بت, ترویج شرك است و حرام بودن آن مورد اتفاق, لكن صحیح نیست كه حكم به تحریم را بگسترانیم و همه گونه مجسمه را در زیر پوشش آن قرار دهیم, حتی آن مواردی كه قصد ترویج بت پرستی نیست و این معنی از آن فهمیده نمی شود.

۲ . خداوند در سوره سبأ از سلیمان و آنچه را كه به او داده بود, چنین خبر داده است: (یعملون له ما یشاء من محاریب و تماثیل و جفان كالجواب و قدور راسیات اِعملوا ال داود شكراً وقلیل من عبادی الشكور.)۲۲

برای وی هر چه می خواست از بناهای بلند و تندیسها و كاسه هایی چون حوض و دیگهای محكم بر جای, می ساختند. ای خاندان داود برای سپاسگزاری كاری كنید و اندكی از بندگان من سپاسگزارند.

پیش از این, بیان كردیم كه شماری از عالمان, با استناد به همین آیه, ساخت تمام گونه های مجسمه و صورتگری را جایز می دانند. كسانی كه آن را منع می كنند, در تفسیر آیه می گویند:

(حكم جواز صورتگری, مربوط به شریعت دیگر, غیر از شریعت ما بوده است و در دین اسلام, صورتگری حرام است.)

حق این است كه نمی شود به همین آسانی, ازموضوع گذشت و به استناد روایاتی كه شرح دادیم و نظر علما را درباره آن بررسی و تفسیر كردیم. بر حرام بودن حكم كرد.

سیاق آیه كریمه, كه این مطلب را در مورد سلیمان بیان می كند, دلالت دارد بر ستایش نعمتهای الهی كه برای او مقرر شده و شمارش جلوه های تمدن و ترقی صنعت, در عصر وی. آن گاه, این آیه, غرفه ها, مجسمه ها, كاسه ها و دیگها را یادآوری می كند, همان گونه كه پیش از این, از تسخیر باو سخن گفت: (ولسلیمن الرّیح غدوّها شهر و رواحها شهر.)

و باد را مسخّر سلیمان كردیم. بامدادان یك ماهه راه می رفت و شبانگاه یك ماهه راه.

و پیش از این از نعمتهایی كه به به داود,پدر سلیمان, بخشیده بود, سخن به میان آورد: (ولقد اتینا داود منّا فضلاً یاجبال اَوّبی معه والطَّیر والنّاله الحدید.)

داود را از سوی خود فضیلتی دادیم كه: ای كوهها و ای پرندگان, با او هماواز شوید. و آهن را برایش نرم كردیم.

و تمام این سخنان را, با این یادآوری, پایان بخشید: (اعملوا ال داود شكراً وقلیل من عبادی الشكور.)

ای خاندان داود, برای سپاسگزاری, كاری كنید و اندكی از بندگان من, سپاسگزارند.

بسیار بعید می نماد, چیزی را برای پیامبری از پیامبران, مباح كند و آن را چنین مورد ستایش قرار دهد و از جمله نعمتهایی بر شمارد كه سبب سپاس عملی می شود و در پایان بگوید: اینها از اموری است كه شریعت اسلام آنها را نسخ كرده! زیرا شریعت اسلام,نیامده مانند این موارد را نسخ كند.

اسلام آمد, تا بار سنگین و بندهایی كه بر گذشتگان بود, از امت برگیرد. صورتگری, از جمله بارسنگین و بندها نیست, تا بگوییم برداشته شده, بلكه از قبیل ترقی صنعت و هنر است. روشن است, مجسمه هایی كه برای حضرت سلیمان ساخته می شد,مجسمه های بت و شرك نبودند و گرنه, در هیچ دینی و در هیچ لحظه ای, جایز نمی شدند.

خلاصه كلام: دلالت این آیه, برجواز روشن تر است, تا بر حرمت. این, همانند است با آنچه كه در قرآن, از حضرت عیسی(ع) حكایت شده است: (انی اخلق لكم من الطّین كهیئهٔ الطّیر فانفخ فیه فیكون طیراً باذن اـ.)۲۳

من برای شما, از گل, چیزی چون پرنده می سازم و در آن می دمم, به اذن خدا, پرنده ای می شود.

ایشان, پیامبر بزرگوار است و جایز می داند كه با اراده پروردگار بیافریند,مجسمه ای چون پرنده.

اگر این كار, از انسانها زشت بود, خداوند, به پیامبری از پیامبرانش اجازه نمی داد كه انجام دهد. گفته نشود كه این معجزه است و در خور شخصیتی چون حضرت عیسی(ع), زیرا, می گوییم, ساختن گِل به صورت مجسمه پرنده, معجزه نبود, بلكه دمیدن و تبدیل مجسمه, با اجازه خداوند, به پرنده, معجزه بود.

هر كسی كه به روش قرآن, در اثبات وجود خداوند و بزرگی او, بیندیشد, می یابد كه این روش, كمك می كند به اندیشیدن درباره آنچه خداوند در آسمانها و زمین, بیافریده است و دقت آفرینشی كه در گیاهان و جانداران و جمادات جلوه گر است.

خداوند دستور می دهد: (قل انظروا ماذا فی السموات والارض.)۲۴

بگو: بنگرید كه چه چیزهایی در آسمانها و زمین است.

و می فرماید: (قل سیروا فی الارض ثم انظروا.)۲۵

بگو: در زمین بگردید و بنگرید.

چگونه خداوند از مردم می خواهد كه به شگفتیهای آفریده ها و به آفرینش دقیق و استوار, كه در همه آفریده ها, جلوه گر است, بیندیشند و بنگرند, تا به ایمان به خداوند و یگانگی او دست یابند و سپس, تصویرگران را از به تصویر كشیدن این چیزها, یا نقاش را از نقاشی و مجسمه سازان را از ساختن مجسمه آنها باز می دارد؟

آیا تمام اینها, ستایش آفریدگاری خداوند و جلوه گر ساختن زیباییها, به قلم موی هنرمند و ابزار پیكرتراش نیست؟

آیا تمام اینها, با بیان شگفتیهای آفرینش خداوند به وسیله شعر, كه خود نیز هنر است, فرق می كند؟ اینها جز گفت وگو با عاطفه و احساسات نیست كه یا از راه شنوایی صورت می گیرد, هرگاه شعر و نثری بگویید, یا از راه تصویر حاصل می شود, اگر نقاشی و مجسمه سازی و صورتگری كنید و از راه چشم پدید می آید, اگر در زمین سیر و درنگ كنید. دیدگاه محمد عبده

ایشان می گوید:

(این مردم, اشتیاق بسیار شدید در نگهداری نقاشی دارند كه بر روی كاغذ, یا پارچه نقاشی شده است.

در موزه آثار ملتهای بزرگ, چیزهایی یافت می شود كه در نزد ملتهای كوچك, چون صقلیها دیده نمی شود.

آنان, در مورد تاریخ نقاشیها و نقاشان, تحقیقات گسترده ای انجام می دهند و در نگهداری این آثار كمیاب, به رقابت می پردازند, تاجایی كه به عنوان مثال: یك قطعه از آثار نقاشی كوب رواییل, در برخی از موزه ها صدهزار قیمت دارد. شناخت واقعی قیمت اینها مهم نیست, آنچه اهمیت دارد, رقابت ملتها در مورد مانند این نقاشیهاست و به حساب آوردن نیكوترین آنها را از بهترین میراثی كه گذشتگان برای آیندگان بر جای نهاده اند.

وضعیت در مورد مجسمه نیز, همین گونه است. هر چه قدیمی تر باشد, ارزش بیشتری دارد.

دیده می شود, مردم شوق وذوق بسیار شدید در مورد آنها دارند. آیا می دانید چرا؟ اگر تو, عاملی را شناختی كه گذشتگان تو شعر را حفظ و در دیوانها ضبط كردند و در نوشتن آن, بسیار كوشیدند, بویژه اشعار جاهلیّت و عنایتی كه درصدر اسلام, به جمع آوری و تنظیم آن داشتند, می توانی, بشناسی ودریابی كه چرا مردم در حفظ آثارنقاشی و مجسمه این اندازه می كوشند; زیراكه نقاشی, نوعی از شعر است كه دیده می شود و شنیده نمی شود و شعر, قسمتی ازنقاشی است كه شنیده می شود و دیده نمی شود.

این نقاشی و مجسمه ها, چگونگی زندگی افراد را در زمینه های گونه گون حفظ كرده است و بیانگر چگونگی جامعه ها, در موقعیّتهای گونه گون است.

سزاوار است كه ما آن را دیوان شكل زندگی و حالات بشر بدانیم; چرا كه انسان و حیوان را در چگونگیهای گوناگون: خوشحالی, خوشنودی, آرامش, تسلیم و… به تصویر می كشند.

می بینید كه این معانی در الفاظ شبیه به هم گنجانیده شده اند و تشخیص یكی از دیگری, برای شما آسان نیست, ولی به نقاشیهای گوناگون نگاه می اندازید و ببینید فرق آنها بسیار آشكار است.

به عنوان مثال: صورتگران, فردی را در حال جزع, فزع, خوف و خشیت نقاشی می كنند, در صورتی كه جزع و فزع, دو معنای جدای از هم دارند.

من هم این دو را در این جا نیاوردم تا خواسته باشم, هر دو را در یك خط بگنجانم, بلكه هر كدام, حقیقت جدای از دیگری دارد.

برای ذهن شما, مشكلی ندارد كه بتواند بین خوف و خشیت فرق نهد.

برای شما سخت است كه بشناسی فزع در چه زمانی و جزع, در چه زمانی است. چگونگی كه افراد, در این حالت, یا در آن حالت به خود می گیرند, چگونه است. لیكن, هرگاه به نقاشی, كه شعر ساكت است, نگاه می اندازید, می بینید كه حقیقت برای شما روشن است. ذهن شما لذت می برد, همان گونه كه حس شما, با نگاه كردن لذت می برد.

در این جا گفته می شود كه حفظ آثار هنری, در حقیقت حفظ علم و دانایی و سپاسگزاری از كسانی است كه این تكنیك را اختراع كردند.

اگر از این مطلب كه بیان شد,چیزی فهمیدی كه در این صورت, هدف من, همین بوده است و امّا اگر نفهمیدی, من بیشتر از این وقت ندارم كه بفهمانم. لازم است به یكی از واژه شناسان, نقاشان و یا شاعران زبردست مراجعه كنید, تا آنچه برای تو پیچیده ا ست, شرح دهد, آن هم اگر در توانش باشد.)۲۶

نویسنده:عبدالمجید وافی

پی نوشتها ۱ . (صحیح مسلم), شرح نووی, ج۸۱/۱۴ ـ ۸۲.

۲ . مقریزی در رساله (نقود) می نویسد:

(عمر, در هم و دینارهای را سكه زد كه نقش خر و رومیها را داشت. وی, هیچ تغییری در نقاشی آن نداد, جز آن كه در برخی كله (لا اله الاّ وحده, اللّه احد, محمد رسول اللّه) را افزود.

آیا می دانید كه نظر فقها در مورد این كار عمر چه بود؟

۳ .تفسیر (قرطبی), ج۲۷۵/۱۴.

۴ . سوره (سبأ), آیه ۱۳.

۵ . سوره (آل عمران), آیه ۴۹.

۶ . (تفسیر قرطبی), ج۲۷۴/۱۴.

۷ . سوره (نساء), آیه ۵۹.

۸ . (سنن نسائی), ج۲۱۴/۸.

۹ . (مسند احمد), ج۲۴۱/۶.

۱۰ . (سنن نسائی), ج۲۱۳/۸; (مسند احمد), ج۲۴۱/۶

۱۱ . (همان), ج۲۱۴/۸, (همان), ج۱۷۲/۶.

۱۲ . (تفسیر قرطبی), ج۲۷۴/۱۴.

۱۳ . (مسند احمد), ج۳۰۵/۲.

۱۴ . (همان), ج۳۰۸/۱.

۱۵ . (صحیح بخاری), ۱۳۶/۲۱.

۱۶ . همان) ۱۴۰/.

۱۷ . سوره (فاطر), آیه ۱.

۱۸ . سوره (عنكبوت), آیه ۴۱.

۱۹ . سوره (اعراف), آیه ۱۵۲.

۲۰ . (صحیح بخاری), ج۱۳۴/۲۱.

۲۱ . سوره (مائده), آیه ۹۰.

۲۲ . (سوره سبأ) آیه ۱۳.

۲۳ . (سوره (آل عمران), آیه ۴۹.

۲۴ . سوره (یونس), آیه ۱۰۱.

۲۵ . سوره (روم), آیه ۴۲.

۲۶ . (تاریخ الأمام السید رشید رضا), ج۴۹۸/۱.


شما در حال مطالعه صفحه 3 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.