آب حیات قلم

خط کوفی تنها شیوه نگارش مسلمین در قرون اولیه اسلام نبود در مجموع, این شیوه برای نگارش متون مقدس و کتیبه ها به کار برده می شد و بر روی کاغذ پاپیروس نگاشته می شد

«پاکی و صفا در نگارش، نشانه پاکی و صفای روح است.»

بر اساس این ضرب المثل عربی، اهمیت نگارش- به خصوص خوشنویسی- در فرهنگ اسلامی دیده می شود. اسلام اولین دینی است که مرزی میان طوایف صاحب کتاب آسمانی و اقوامی که دارای کتاب آسمانی نیستند، قرار داده است.

بنابر این، اهمیت نگاهداری و حفظ کتاب آسمانی- قرآن کریم- در بهترین حالت و فرم، چه از نظر هنری و چه از نقطه نظر مذهبی، در رأس قرار داشت. از این گذشته، اجتناب از کشیدن تصاویر و نقاشی در اسلام- در عین حال که صراحتاً هم ممنوع نشده است- مسلمانان را به هر چه پربارتر کردن هنر بی نظیر خوشنویسی در شاخه های مختلف سوق داد.کلام وحی که بر پیامبر اسلام(ص) طی سالهای ۶۱۰ میلادی تا ۶۳۲ میلادی، سال وفات حضرت رسول(ص) نازل شده بود، به صورت یادداشت بر روی مواد مختلف- از استخوان گرفته تا برگ درخت خرما- نگاشته می شد.در زمان خلیفه سوم

(۵۶-۶۴۴ میلادی)، کیفیت این مواد ارتقا یافت و نسخه هایی کامل از قرآن کریم تهیه شد تا به مراکز مختلف امپراطوری اسلامی فرستاده شود.از آن زمان هزاران مسلمان مؤمن دست به استنساخ قرآن کریم زدند، چرا که نگارش کلام وحی امر مقدسی بود و می بایست به زیباترین حالت نگاشته می شد. مسلمانان بر آن باور بودند که نگارش قرآن کریم یا بخشی از آن، مستوجب ثواب و پاداش از طرف خداوند است. نسخه هایی از این دست که با حروف عربی که تا حدودی نازیبا بودند و همانند دستنوشته های سامی، از راست به چپ نگاشته می شدند، طی قرون اولیه اسلام تهیه شده بود. حروف در این نوشته ها زاویه دار هستند و بینشان فاصله می باشد. البته این امر بیشتر به خاطر زیبایی لحاظ شده است تا به خاطر نشان دادن نکته های گرامری.

هر کدام از بیست و هشت حرف- بنابر موقعیت خود در کلمه، چه ابتدا، وسط و یا آخر کلمه قرار می گیرند- قابلیت تغییر شکل را داشتند. اعراب حروف که در زیر و زبر آنها قرار داده می شد- بیست و پنج حرف بی صدا و سه حرف صدا دار کشیده- فضاهای خالی صفحه را پر می کرد و این نشانه ها بر روی حروف صدا دار با رنگ های سبز، قرمز و یا طلایی گذاشته می شد.در خطوط تزئینی کوفی اشکال گل مانند در انتهای حروف دیده می شود، به نظر می رسد قدرت خلاقیت در این هنرمندان بی انتها بوده است؛ آنها گاهی فضای خالی بین حروف بلند را با تزئینی به نام «مشق» پر می کرده اند.

پس از مدتی هنرمندان حروف را به صورت تا شده و بافته شده مابین نقاط طراحی می کردند. این نوشته ها به طوری پیچ در پیچ بودند که هر کسی گمان می کرد نقطه ها قبل از نوشتن حروف طراحی شده است. این مسئله خصوصاً در مورد کتیبه های معماری و کتیبه های بر روی فلز بیشتر صادق است.

قرآن های اولیه اغلب در سه و یا پنج سطر در صفحه نگاشته می شد. این امر باعث می شد قرآن در حجم وسیعی از کاغذ نگاشته شود. بنابراین قرآن کریم که شامل یکصد و چهارده قسمت (سوره) می باشد به سی قسمت (جزء) تقسیم شد، که هر قسمت (جزء) برای خواندن هر روز از سی روز ماه اختصاص داشت؛ برای نگهداری این جزء ها جعبه هایی از فلز ساخته می شد که معمولاً بر روی خود آنها نیز با نوشته های عربی تزئین می شد.طی سه قرن اولیه اسلام، شیوه خط کوفی در سبکهای مختلف به کار برده می شد. به خصوص کشور ایران، زمینه بسیار مستعدی در ابداع این شیوه ها داشت. در اواخر قرن دهم، حروف بلندتر نگاشته می شد و به طور کلی شکل حروف از حالت عریض به حالت کشیده تغییر پیدا کرد.در همین دوره کاغذ جایگزین مواد دیگر شد. در قرن یازده و دوازدهم میلادی در ایران کتیبه هایی در معماری با مضامین آیات قرآن نگاشته شد. جالب توجه اینکه در همین زمان، پیشرفتهای قابل توجهی در زمینه کتیبه نگاری به خط کوفی در دیگر سرزمینهای اسلامی دیده می شود. این امر شاید به خاطر تسهیلاتی بود که هنرمندان می توانستند به راحتی در سراسر سرزمینهای وسیع اسلامی از اسپانیا گرفته تا تراسوکسیانا مسافرت کنند.بعد از قرن سیزدهم، خط کوفی از رواج افتاد؛ امروزه از خط کوفی به خصوص- فرم راست گوشه ای آن- در کتیبه های تزئینی و برای نوشتن سر سوره های قرآن استفاده می شود. همچنین امروزه برای نقاشی،خط مدرن نیز استفاده می شود. در مجموع خط کوفی، محدود به متون عربی است، اما نمونه های کمی در شمال و شرق ایران یافت می شود که متون فارسی به خط کوفی نگاشته شده است.

خط کوفی تنها شیوه نگارش مسلمین در قرون اولیه اسلام نبود. در مجموع، این شیوه برای نگارش متون مقدس و کتیبه ها به کار برده می شد و بر روی کاغذ پاپیروس نگاشته می شد.

در سال ۷۵۱ میلادی،مسلمین بعد از سیطره بر آسیای مرکزی، استفاده از کاغذ را کشف کردند و در همان زمان نه تنها کاغذ چینی را به صورت انبوه وارد می کردند، بلکه کارگاه هایی در نقاط مختلف ممالک اسلامی برای تهیه کاغذهای پارچه ای وجود داشت.کاغذ کمک بزرگی برای زیبا تر نوشته شدن متون داشت.

منابع عربی حاکی از وجود نسخه های نگاشته شده بر روی کاغذ نازک چینی و کاغذهای کلفت خانبالیق می باشد که متأسفانه، آن نسخه ها از بین رفته اند.زیبایی خط زاویه دار توسط یاقوت (وفات ۱۲۹۸ میلادی) به تکامل رسید؛ کسی که نامش مترادف «استاد خوشنویسی» است. او قوانین خطوط شش گانه را توسعه داد؛ «ثلث، نسخ، محقق، ریحانی، رقاع، توقیع» .

بر طبق تاریخ، او شش شاگرد بلندپایه تربیت کرد که یکی از آنها احمدالسِّهروردی (وفات بعد از ۱۳۱۸ میلادی) است که تحت تأثیر سنت های عربی _ ترکی بود.این شش شیوه نگارش، بلافاصله بعد از یاقوت، قرن ها مورد استفاده قرار گرفت.

شیوه محقق- که شیوه ای «خشک» همراه با گوشه های نوک تیز با تضادی چشمگیر میان درازی «الف» های بلند و نوک تیزی آنها در انتها است- خط مورد علاقه نسخه نویسان قرآن کریم طی قرون سیزدهم تا پانزدهم بوده و در سرزمین های «مملوک مصر» و کشور ایران رایج بود.این سبک باشکوه خوشنویسی برای نوشتن قرآن های تزئین شده و مجلل به کار برده می شد. حروف نگاشته شده در این نسخه ها در اندازه های بزرگ نوشته می شد.

برای مدارک و متون غیرادبی از «توقیع» - خط اداری _ یا خط «رقاع» استفاده می شد. بعدها، برای استنساخ قرآن عموماً از خط «نسخ» استفاده می شد و متون غیرمذهبی عربی و ترکی و چاپ عربی نیز با این شیوه نگاشته می شد.این شیوه در کشور ترکیه به دست «شیخ حمدالله» (وفات ۱۵۱۹م) پرورش داده شد.

هر کسی نسخه های قرآن مربوط به کشور ترکیه را که در حدود سال ۱۵۰۰ میلادی به بعد نگاشته شده است ببیند، سطرهایی مایل در آن خواهد دید که به خط ریز نگاشته شده است. این شیوه طی قرن ها به وسیله شاگردان حمدالله زنجیروار ادامه یافت که می توان «عزیز رفاعی» استاد بزرگ متأخر را نام برد که وی در توسعه مدرسه مدرن «خوشنویسی مصری» سهمی بسزا داشت.

از طرف دیگر در ایران، خط نسخ رفته رفته لطیف تر، زیباتر و به شکلی فاخر، عمودی شکل تر از سبک تعلیق ایرانی شد. استاد مسلم این رشته در اوایل قرن هجدهم «احمد نیریزی» بود.در آن زمان خط نسخ ایرانی به راحتی از نوع عثمانی آن قابل تمییز است. خط نسخ هندی- پاکستانی که تحت تأثیر فرهنگ ایرانی بود، حتی در انتها، حروف گردتر و نزدیک تر به هم بودند و تا حدودی به نظر محدودتر می آمد.شماری از خطاطان مبرّز در غرب سرزمین های اسلامی، از شیوه های سنتی خوشنویسی دور بودند.یک پیشرفت متفاوت در سرزمین ایران به وقوع پیوست؛ از آنجا که پایه گرامر زبان فارسی، هندی _ آلمانی بود و برخلاف گرامر سامی عربی، بسیاری از حروف در آخر کلمات خوانده می شدند، با این حال استفاده از حروف مدور عربی برای نگارش لازم بود.

بسیاری از هنرمندان، بعد از وقوع آشوب و ناامنی که در پایان دوره تیموریان در سال ۱۵۰۶ میلادی به وجود آمد، ایران و هرات را ترک گفتند؛ آنها وطن خود را به قصد هندوستان ترک گفتند تا شاید تحت حمایت های امپراتورهای مغول قرار گیرند که در میان آنها خوشنویس های خوبی به چشم می خورد. در حقیقت، خط نستعلیق، شیوه مورد علاقه و مطرحی طی دوران مغول شد.

سکه و اشیائی مانند «دوات جهانگیر» نمونه هایی هستند که با خط نستعلیق بر آنها نگاشته شده است و همچنین کتیبه های خط نستعلیق در معماری نیز عجین شد. زیبایی این خط با نگارش آن روی کاغذهای رنگی قیمتی و کاغذهای زرافشان چشمگیرتر شد.مهره کردن کاغذ- هنوز نیز- در میان خوشنویسان از اهمیت بالایی برخوردار بود. در ایران، پیشرفت خط نستعلیق در همه زمینه ها ادامه پیدا کرد. خوشنویسان هیچ گاه از ابداع فرم های جدید خسته نشدند. شیوه خط کوفی مدور در اوایل قرون میلادی در معماری به کار برده می شد؛ بدین صورت که کتیبه ها با این شیوه خوشنویسی به وسیله آجر و خشت طراحی می شد و خصوصیت زاویه دار بودن حروف کوفی، این اجازه را می داد تا با مواد مذکور به راحتی کتیبه در فضایی محدود نگاشته شود. خطوط زاویه دار نیز قابلیت استفاده در ساختن کتیبه هایی با دوام قابل ملاحظه را داشتند. در هندوستان، هنر بومی سنگ تراشی در خدمت نگارش کتیبه _ به ویژه در طبقه هندوها- پیشرفت قابل ملاحظه ای کرد. یکی از فرم های هنر خوشنویسی که در ابتدا در خدمت طبقه شاهزادگان بود، خط «طغرا» است. اساساً از «طغرا» جهت امضای پادشاهان، آرم یا در مطلع یک سند معتبر استفاده می شد. در ترکیه عثمانی، طغراها برای پادشاهان به طوری منحصر به فرد و بغرنج طراحی می شد؛ به طوری که هریک از آنها طغرایی منحصر به خود داشتند. شکل تمامی طغراها از سه خط بلند عمودی به همراه دو خط بیضی شکل که به طرف چپ تمایل دارد، تشکیل می شد و نام پادشاه و اجداد او نیز تقریباً در مرکز شکل نگاشته می شد. خوشنویسی بارزترین هنر در میان هنرهای اسلامی است. زمانی که نظری به انواع سبک های خوشنویسی و شیوه ابداع شده آن می اندازیم- آثار خوشنویسان مسلمان از غرب آفریقا گرفته تا خوشنویسان مالزیایی که در آثار همگی حالت تقدس و روحانیت وجود دارد- مسلماً با نویسنده ایرانی قرن شانزدهم- قاضی احمد- هم عقیده خواهیم شد که می گوید: «اگر کسی- چه با سواد و چه بی سواد- یک قطعه خط زیبا را ببیند، مسلماً از نگاه کردن به آن لذت خواهد برد» .وی نظریه اش را با اطلاع از عدم توانایی بسیاری از هموطنانش در خواندن و نوشتن ارائه داده است. خوشنویسی، هنری والا، گسترده و مقدس بود و بی شک ارائه آن نیازمند ابداع چشمگیر، روحیه لطیف و عشق بوده است. فقط عده قلیلی از هنرجویان این رشته به مراحل بالا در این فن دست می یافتند. اما هرکسی که زیبایی های حروف عربی را درک کرده باشد، شاید با نظر این خطاط گمنام ساکن کناره رود سند در قرن هفدهم میلادی همنوا شود که می گوید: «هرکسی که در میان آب حیات قلم زندگی کند، نخواهد مرد بلکه تا حیات باقی است، زنده باقی می ماند».

نوشته: آن ماری شیمل ‎/ ترجمه: سید محسن کشفی