دیدار با خود

به استناد نقاشی ها و مینیاتورهای عصر مغولان, معلوم می شود كه قالیبافی هندوستان تحت نفوذ ایرانیان گسترش پیدا كرده است

قالیبافان هندی زیرنظر ایرانیان در كارگاههایی كه اكبر و جهانگیر (امپراطوران هندی) تأسیس كرده بودند، كار می كردند. آنان از نقوش قالی و تكنیك قالیبافان ایرانی تقلید می كردند. تعدادی از این قالی ها هم اكنون در موزه ها و مجموعه های مختلف از جمله در مجموعه «مهاراجه جایپور» وجود دارند و آنها را «قالی اصفهان هندی» می نامند. تفاوت این قالی ها با قالی اصیل ایرانی، در استفاده از رنگ هایی مثل قهوه ای متمایل به قرمز و پرتقالی تیره است كه در قالی های «اصفهانی ایران» دیده نمی شود.

در قرن هفدهم میلادی كاشان آنچنان مرجعیت بین المللی داشته است كه یك پادشاه اروپایی برای جهیزیه دخترش به قالیبافان كاشی سفارش بافت دو قالیچه را داده بود.

ماجرا از این قرار بوده است كه در سال ۱۶۰۱ میلادی معادل ۱۰۱۰ هجری، یعنی حدود ۴۰۰ سال پیش شاهزاده خانم «آناكاترینا» با دو قالیچه كاشانی كه توسط هنرمندان مشرق زمین ساكن درشهر كویری كاشان بافته شده بود، به خانه بخت می رود. تحقیقات در این باره توسط دانشمندان لهستانی موسوم به «مانكوفسكی» Mankowski انجام گرفته است. این دانشمند مورخ با استناد به دو قالیچه در موزه «رسیدنز» Residinz شهر مونیخ آلمان و نوشته ای كه بر گوشه قالی بافته شده، موضوع را مطرح كرده است. نوشته بافته شده بر قالی حاكی از قیمت، محل بافت و تاریخ بافت قالی هاست. یكی از قالی ها تصاویری ازمناظر شكار را نشان می دهد و دیگری كه نقش علایم خانوادگی یك خانواده اشرافی لهستانی را دارد.

مراجع ومآخذ تاریخی گواهی می دهد كه خلفای اموی برای ساختن مساجد و قصرها و شهرهای جدید، كوشش بسیار كردند تا از كلیه بلاد اسلامی معمار وصنعتگر وهمچنین مصالح و مواد و ابزار كار فراهم سازند. حاصل آنكه یك معمار ایرانی مسجد دمشق را طرح ریزی كرد.

«طبری» مورخ معروف می گوید كه در تأسیس بنای شهر بغداد عباسیان از ایران صنعتگران و استادكاران و هنرمندان بسیاری را دعوت كردند. همچنین از موصل و كوفه و بصره نیز كارگران بسیاری را به خدمت گرفتند.به تدریج یك اسلوب اسلامی پدید آمد. این اسلوب اسلامی از دو منبع هنری الهام می گرفت:

الف: ساسانی ب: مسیحیت شرقی یا بیزانتین. برای مثال می توان كاشیكاری های بیت المقدس (۱۰۲ - ۶۹ه-) و تصاویر قصر «المشاتا» Mashatta را مطرح ساخت كه بسیار از موتیف ها و تزیینات هنری ساسانی و بیزانتین بهره گرفتند.

صنایع و هنر ایرانی قبل از اسلام، شامل آثار وساخته های دوره «اشكانی» و «ساسانی» است كه در موزه ها هم اكنون وجود دارند. اسلوب هنری اشكانیان تركیبی است از اسلوب یونانی و شرقی. اسلوب هنری ساسانیان نیز ایجاد سبك جدیدی بود كه از مشخصات آن تزیین خیالی و گل و گیاه استیلیزه شده است. این اسلوب ساسانی متأثر ازهنر آشوری و هخامنشی بود. بعدها و در دوره اسلامی، به استناد شواهد تاریخی، مواردی قابل مشاهده است كه نشان می دهد هنرمندان مسلمان تزیینات ساسانی را بدون هیچ تغییر وتبدیلی اقتباس می كرده اند. از جمله اقتباس آشكار شكل برگ نخل و اشجار است كه از مشخصه های معروف هنر ساسانی بوده است.

از دیگر موتیف های مشهور ساسانی شكل «بال» بود.

شكل «بال» درهنر ایرانی به عنوان علامت سلطنت و شاهی به كار می رفت. از دیگر كاربردهای «بال» استفاده آن بر روی ظروف نقره و سكه ها بوده است. در ضمن در بالای تاج بعضی از پادشاهان ساسانی نیز مورد استفاده قرار می گرفته است. تداوم شكل بال در برخی از آثار دوره اسلامی صرفاً به دلیل رواج این نقش و متداول بودن آن در میان آثار مختلف بوده و مطلقاً جنبه مضمونی نداشته و خالی از مقاصدی بودكه ساسانیان به كار می بردند. (۱)انحصار تجارت ابریشم میان چین واروپا در دست ایرانیان عصر ساسانی بود.در آن زمان ایرانیان خود دستگاه های بافندگی پارچه ابریشمی ایجاد كرده بودند.پارچه های ایرانی به سرعت در تمام خاورمیانه شهرت پیدا كرد. مراكز عمده ابریشم بافی و پارچه حریر در خوزستان (شوش سابق) قرار داشت. در شوشتر و شوش و جندیشاپور انواع مختلف پارچه حریر و ابریشم بافته می شد كه هم به مصرف داخلی می رسید و هم به سایر كشورها صادر می شد.بعضی از پارچه های ابریشمی كه در كلیساهای اروپا باقی مانده به طور یقین متعلق به دوره ساسانی است. این نكته با مقایسه طرح این پارچه ها و طرح لباس هایی كه در نقوش طاق بستان نزدیك كرمانشاه دیده شده و مربوط به خسرو دوم (۵۹۰ تا ۶۲۹ میلادی) است.خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی، مورخ و وزیر غازان خان و الجاتیو (از سلاطین مغول) بود.این وزیر خردمند ایرانی كه صاحب كتاب معروف «جامع التواریخ» است، كتابی كه در آن تاریخ مغول و رابطه مغولان با سایر ملل را شرح داده است؛ در خارج شهر تبریز محلی به نام «ربع رشیدی» احداث كرد كه دارای خانه و دكان و كاروانسرا و بیمارستان و كارخانه كاغذسازی و كتابخانه ای بود كه متجاوز از شصت هزار مجلد كتاب داشت. در این كتابخانه آثار علمی و هنری به زبان های مختلف وجود داشت.هنرمندان و پیشه وران ملل مختلف در این محل گرد می آمدند و بیش از شش تا هفت هزار طلبه وعده زیادی استاد در این محل زندگی می كردند. كتب و آثار بسیاری در این محل توسط خوشنویسان و نقاشان استنساخ می شد.نقاشان بزرگ ایرانی، از دیرباز مایل بوده اند كه شاهنامه فردوسی را مصور كنند. این اثر عظیم كه قرنها سرچشمه الهام هنرمندان ونقاشان ایرانی بوده ، یكی از آثار ادبی مشهور زبان فارسی است كه بخشی از آن براساس تاریخ مستند و بخش دیگر برمبنای افسانه های باستانی است. یكی از قدیمی ترین نسخه های شاهنامه به شاهنامه «دیموت» Dimotte معروف است. این كتاب به احتمال قوی در سال ۱۳۲۰ میلادی (۷۲۰ ه-) در شهر تبریز استنساخ شده و تصاویر آن كار چندین نقاش است.

این تصاویر كه جمعاً پنجاه و پنج اثر و ابعاد آنها تقریباً بزرگ است، از شاهكارهای بی رقیب و بزرگ عالم به حساب می آیند. عالی ترین تصاویر شاهنامه دیموت هم اكنون در موزه هنرهای زیبای بوستون و «فریرگالری» واشنگتن «Freer Gallery» و مجموعه های خصوصی متعلق به «راكفكر»، «هانری وور» ، «ادواردز» و «فوربز» نگهداری می شود. درشاهنامه دیموت عناصر چینی و ایرانی در كنار یكدیگر ظاهر شده اند. مناظر طبیعی با رنگ های «كم رنگ» و به سبك نقاشی چینی كشیده شده است.در حالی كه تصاویر اشخاص و البسه و عمارات با رنگ های «پررنگ» و به سبك ایرانی كشیده شده اند. یكی از تصاویر استثنایی شاهنامه دیموت، منظره به خاك افتادن اسفندیار است. این نقاشی حیرت انگیز هم اكنون در موزه متروپولیتن نیویورك محفوظ است.در این تصویر حركت مختلف عزاداران به قدری بامهارت اجرا شده كه نظیر آن به ندرت در هنر نقاشی ایرانی دیده شده است. این عزاداران از عالی ترین نمونه های شخصیت های نوع ایرانی آن زمان هستند.یكی از دوره های درخشان نقاشی ایرانی در شهر هرات و در زمان سلطنت سلطان حسین میرزا (۹۱۲-۸۷۳هجری) آغاز شد.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.