تاریخچه خط و خوشنویسی

همایش لوح تا لوح در فاصله روز های سیزدهم تا پانزدهم تیرماه به همت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مركز مطالعات و تحقیقات فرهنگی در موزه فرش ایران برگزار شد این همایش كه به موضوع «خط و كتابت» می پرداخت تلاشی بود برای درك نسبت ایجاد شده توسط خط در پیوند های فرهنگی میان اقوام و ملل

همایش لوح تا لوح در فاصله روز های سیزدهم تا پانزدهم تیرماه به همت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مركز مطالعات و تحقیقات فرهنگی در موزه فرش ایران برگزار شد. این همایش كه به موضوع «خط و كتابت» می پرداخت تلاشی بود برای درك نسبت ایجاد شده توسط خط در پیوند های فرهنگی میان اقوام و ملل. جمع كثیری از اساتید ایرانی به همراه برندگان جایزه جهانی كتاب سال در این همایش حضور داشتند. آنچه در پی می آید تقریر سخنان آیدین آغداشلو در این همایش است.خوشنویسی ایرانی عمری هزار و دویست ساله دارد؛ عمری طولانی و سراسر آكنده از تجلی اندیشه و ابداع و مهارت، عمری كه در آن هزاران خوشنویس چیره دست و مشهور از حد ساده كتابت یك متن یا یك قطعه بسیار فراتر عمل كرده اند و معنایی خاص و متفاوت را پدید آورده اند كه در مرزی بسیار ظریف و باریك و حساس میان «صناعت» و «خلاقیت» حركت كرده و پیش رفته است. خوشنویسی ایرانی همیشه _ و برخلاف موسیقی و مجسمه سازی و نقاشی _ از بستری مقبول و مطلوب برخوردار بوده است. ارادت و اتصال آن به عالم وحی- به یمن و به صرف كتاب كلام الله مجید- اسباب چنان اعتبار و مشروعیتی را فراهم آورد كه خوشنویسان برخلاف نقاشان با مباهات و فخر تمام و در كنار فروتنی هایی از قبیل «العبد المذنب الحقیر الفقیر» امضای كامل خود را در پای اثرشان باقی بگذارند. اگر آگاهی ما نسبت به نقاشان گذشته ایران بسیار اندك و درباره موسیقیدانان و مصنفین بزرگ تا پیش از قرن یازدهم هجری تقریباً در حكم هیچ است، خوشبختانه فهرست طویلی از نام و آثار خوشنویسان بزرگ و كوچك این هزار و اندی سال را در اختیار داریم كه در تذكره های متعدد گردآوری شده و باقی مانده اند. خوشنویسان همیشه بر یكی از مهم ترین اركان تمدن و فرهنگ بشری یعنی متون مكتوب تكیه داشته اند و الزام حضور و وجود و مشاركت شان چنان قطعی بوده است كه بی یاری و همكاری آنان امكان انتقال دانش و معرفت و ادبیات در حدی كه در جهان اسلام گسترش و جایگاه یافت، ممكن نمی شد. به همین خاطر بود كه خوشنویسان اهمیتی خاص و منحصر به فرد یافتند و نه تنها به عنوان كاتبان كلام خداوند كه به عنوان یكی از عوامل اصلی رشد فرهنگ اسلامی شناخته شدند؛ جایگاهی كه خود از آن بسیار آگاه بودند و شغل بسیار پراهمیت «دبیر»ی و منشی گری می توانست در ادامه و امتداد خوشنویسی قرار گیرد و بسا خوشنویسان كه مشاغل پراعتبار دیوانی خود را از همین طریق به دست آوردند كه مشهور ترین مثال آن «ابن مقله بیضاری فارسی» ایرانی تبار و واضع خط نسخ و ثلث است كه سه بار در دستگاه خلفای عباسی به وزارت رسید و مثال هایی از این گونه بسیارند. جایگاه خط و كتابت و خوشنویسی در طول تاریخ خوشنویسی اسلامی و ایرانی چنان عمده و گسترده بوده است كه تقریباً بر روی هر شیء مورد استفاده ای نقش می بسته است؛ از ظروف سفالی و فلزی و فرش و پارچه تا زره و كلاهخود و قاب آینه تا هر شیء كوچك و بزرگ دیگری.خوشنویسی از قرن سوم هجری به صورت بخش عمده ای از تزئینات معماری درآمد و چه در بنا های مذهبی و چه بنا های حكومتی و عادی، به صورت كتیبه ها و خطوط معقلی و تزئینات گچ بری جزء جدایی ناپذیر معماری اسلامی شد.خوشنویسی به صورت مهم ترین- و اگر نگوییم تنها _ شكل رسمی و مورد قبول هنر در جهان اسلام شناخته شد و اگر هنر های دیگر در طول قرون، پیاپی آرام آرام جایگاه خود را ساختند و به دست آوردند، اما خوشنویسی نیازی به سعی چندانی در این زمینه نداشت و هنری بود كه- برخلاف هنر های تجسمی و موسیقی و نمایش _ همراه با اسلام و به صورت هدیه خاص آن سراسر متصرفات اسلامی را درنوردید و مستقر شد و مورد استقبال قرار گرفت.پدید آمدن قلم ها و خطوط مختلف بر اثر همان جریان همیشگی ابداع و ایجاد شیوه ها و مكتب های تازه صورت می گرفت و گاه به خاطر پیچیدگی و عدم امكان قرائت خطوطی نظیر كوفی، تزئینی و كتابتی قرن های سوم و چهارم هجری. طبیعی می نمود كه به جای چنان خط زیبایی كه گاه اصلاً قابل قرائت نبود و در نمونه های نخستین آن حتی اعراب و نقطه گذاری وجود نداشت و باعث اشتباه در خواندن می شد _ كه اشتباهی غیرقابل تصور و گذشت در متون قرآنی بود _ و حتی اضافات و الحاقات ابوالاسود دولی نیز نتوانست آن را سهل القرائه كند، نیاز به خطوطی ساده تر و راحت تر را الزامی كند و سبب شود تا قلم های ساده تری مانند نسخ و ثلث تنظیم _ و نه ابداع- و اقلام سته یا شش گانه در دنبال و حاصل آنها بیاید. از آن جایی كه خوشنویسی هیچ گاه هنری مجرد نبود و بر مبنای نیاز مردمان شكل می گرفت و عمل می كرد، ناچار برحسب و براساس نیاز های جدید، قالب و شكل آن هم تغییر می یافت و انواع معینی از قلم ها در خدمت نیاز هایی گوناگون قرار می گرفت، مانند قلم های نسخ و محقق و ریحان كه در متون قرآنی و كتاب های علمی و فقهی به كار می رفتند و قلم ثلث كه به كتاب های مجلل و كتیبه نگاری اختصاص یافت و قلم تعلیق كه در فرمان ها استفاده شد و قلم نستعلیق كه مختص متون فارسی شد و شكسته نستعلیق كه در نامه نگاری و جنگ های اشعار جای خود را یافت.سهم ایرانیان در این میان سهم عظیمی بود؛ جز ابن مقله و ابداع قلم نسخ و بعضی از اقلام سته به وسیله او نستعلیق را ایرانیان _ و مهم ترین شان میرعلی تبریزی _ در قرن هشتم هجری تنظیم كردند و باز همچنان میرعماد قزوینی بود كه پیرایش آن را به اوج كمال و تعالی رساند.قلم شكسته نستعلیق را نیز از قرون دهم و یازدهم هجری قمری ایرانیان ابداع كردند و حد نهایی زیبایی و آراستگی آن به دست درویش عبدالمجید طالقانی در قرن دوازدهم هجری صورت پذیرفت.از قرن یازدهم هجری شیوه سیاه مشق از صورت یك تمرین ساده ابتدایی به صورت زبان و بیانی تازه و شگفت انگیز درآمد؛ زبانی كه تا به زمان امروز تداوم یافته است و همچنان می تواند معنایی شایسته و درخشان را به نمایش بگذارد و از هر سمت و سویی دریافت و تحسین شود.خوشنویسی ایرانی می تواند نمونه و مثالی كامل باشد از تعادلی حیرت انگیز میان تمامی اجزا و عناصر متشكله آن: تعادل میان مفید و مورد مصرف بودن از یك سو و پویایی و تغییر شكل یابندگی آن از سوی دیگر؛ تعادل میان قالب و محتوا كه با آراستگی و ملایمت تام و تمام می تواند شكل مناسب را برای معانی مختلف فراهم آورد. اگر در نظر داشته باشیم كه خوشنویسی ایرانی براساس قالب ها و قواعد و نظام های بسیار مشخصی شكل می گیرد و هر یك از حروف قلم های مختلف از نظام شكلی خاص، و تا حدود زیادی غیرقابل تغییر، برخوردارند. آنگاه درمی یابیم كه ایجاد قلم های تازه و یا شیوه های شخصی خوشنویسان بر مبنای چه ابداع و رعایت حیرت انگیزی پدیدار می شود. در خوشنویسی اندازه هر حرف براساس نقطه ها تعیین می شود و هر حرف به صورت یك «مدول» ثابت درمی آید كه تخطی از آن به منزله الغای توافقی هزارساله است كه همیشه میان خوشنویس و مخاطب برقرار بوده و با رضایت طرفین حاصل می آمده است. حتی ترتیب شكل كلمات نیز براساس مبانی مشخصی تعیین می شده كه در «رسم الخط» ها و «آداب المشق» ها از جانب اساتید بزرگ تنظیم و ارائه می شده است.قرارگیری كلمات نیز- یعنی «كرسی»- هر سطر هر چند نه به صورت كاملاً پیش بینی و تكلیف شده _ كه ناممكن بوده است _ اما به شكل «سلیقه مطلوب» زمینه زیبایی شناختی پیشنهادی خاص خود را دارا بوده است.به نظر بیننده امروز باید امری شگفت انگیز حادث شده باشد كه از درون و دل هنری چنین منظم و منضبط و به دقت تعریف و پیش بینی شده، شعله خلاقیت هایی پرتب و تاب و پرحركت و متفاوت و متغیر، سر بر كشد و در عین نمایش و انتقال جهان متغیر و شیوه های گوناگون دوران های متفاوت، اساس و بنیان آن نظام و انتظام همچنان دست نخورده بماند.شگفتی خوشنویسی ایرانی در كار با تیغه نازكی است كه ساختار و استحكام فولادین آن غیر قابل شكستن می نماید و در عین حالی كه هنرمند می تواند، تا حد دلخواه، آن را خم كند و بتاباند، اما همچنان حرمت و هراس آن را دارد كه با خم شدن بیش از حد آن می تواند تیغه در هم بشكند و بازی به انتها برسد.از همین رو درك و دریافت ماجرا های به ظاهر مستور و مبهم و نامرئی اما در باطن توفانی و تپنده و خلاقه خوشنویسی كار چندان ساده ای نیست.تحمیل قالب ها و چهارچوبه های به عاریت گرفته شده از جا ها و دوران های دیگر بر آن پاسخ مناسبی در پی نخواهد داشت و به خاطر یكنواختی ظاهری آن ، چه زود و چه آسان می توان آن را تنها در حد صنعت و مهارت فنی قابل توجه دورانی سپری شده به شمار آورد، كه چنان نیست.خوشنویسی ایرانی با از دست رفتن مصرف اصلی آن یعنی كتابت از قرن سیزدهم هجری شكلی دیگر یافت. جنبه های خلاقه و روش های شخصی و شیوه گرایانه آن نمود بیشتری پیدا كرد و با رواج «سیاه مشق » ها دوران تازه ای فرا رسید كه معنای متن و انتقال كتابت مفهوم و اهمیت اصلی خود را- كه همیشه مهم ترین وجه مقرر و اسباب اتصال خوشنویس و مخاطب بود _ از دست داد و قرائت شدن یا نشدن یك قطعه خوشنویسی سیاه مشق چندان اهمیت و اجباری نیافت.از همین جا بود كه خوشنویسی توانست در جست وجوی خلاقیت و خلوص تجریدی خود برآید و زمینه برای تجربه های جدیدی چون «نقاشی _ خط» معاصر ایران فراهم آید. جست وجویی كه با فاصله گرفتن از «الزام ادبی» همیشگی خود به سوی افق تازه ضرباهنگ های تازه تركیب شده و مفهوم به بیرون جهیده از قالب های معین و مكرر قدیمی روانه شده است و همچنان حتی با حذف و تغییر بسیاری از قرارداد های الزام آورنده هزارساله توانسته روح اصلی و همیشگی خود را زنده و تابناك نگاه دارد و حرفی تازه برای جهانی تازه داشته باشد.