تعریف هنرهای تجسمی

پویایی و تحول هنر باعث می شود روز به روز تاریخ مصرف تعاریف هنری کوتاه تر و کوتاه تر شود

امروزه مرز هنر از هر سو شکسته شده است. هر هنرمندی از گوشه ی قاب کهنه سنت، روزنی برای خروج جسته و راه تازه ای پیدا می کند. این حقیقتی است که به اجبار واقعیت، باید پذیرفت. اما تجربه ای که به مناست های شغلی دارم، مرا قانع کرده است که مخاطب امروزی هنر، هنوز هم بی نیاز از تکرار تعاریف نیست. بد نیست گاهی به این یقین تعریف ناپذیری هم با چشم تردید نگاه کرده و دوباره مجالی برای تعریف بعضی مفاهیم هنری گذاشت. حدود و ثغوری تعیین کرد. چرا که شکست خطوط دست و پاگیر کهنگی در اولین مرحله، نیازمند شناخت آن است. چه استعدادها و فرصت هایی که به واسطه ناآگاهی در توهم ابداع و نوآوری چیزی گذشته که قرن های پیش به کرات تجربه شده و یا اصولاً در مقوله هنر نبوده است. بارها و بارها شاهد بوده ام؛ کسانی سال های عمرشان را، به گمان دست یابی به هنری جدید و بی بدیل، حرام پنهان کاری شیوه ای کرده اند که هرگز ارزشی از منظر هنر نداشته است. فلزکاری که چهار سال زمان برای ساخت اثری گذاشته بود تا اثرش را بدون ابزار برش و فقط با استفاده از سوهان، از دل تکه ای آهن خارج کند تا به گمانش اثری منحصر به فرد و هنری تولید کرده باشد، یکی از این بسیار کسان است. یا کسی که تصور می کرد استفاده از لوازم آرایشی برای طراحی، خرق عادتی است شایسته مهمترین جوایز جهانی. سرگرمی هایی مثل گل خشک و... را هم باید به این فهرست اضافه کرد.

اگرچه می دانم کسی نمی تواند مدعی تعریفی جامع یا دائم از مقولات هنر داشته باشد، اما تصور می کنم آنچه در پی می آید کوششی است تا نظر موافق و مخالف را به عرصه یادگیری و یا توهم زدایی هنرجویان تازه کار هنرهای تجسمی درآورد.

پویایی و تحول هنر باعث می شود؛ روز به روز تاریخ مصرف تعاریف هنری کوتاه تر و کوتاه تر شود. به طوری که با وجود گفتارهای نظریه پردازان بزرگ تاریخ هنر، لزوم ارائه تعاریف جدید، جامع و مانع، به ویژه تعاریف منطبق بر جغرافیای فرهنگی، این روزها ناگزیر است. شمردن مصادیق هم با وجود کارآیی، نمی تواند منشاء یک تعریف علمی و ماندگار باشد.

در هر حرکتی، زمان مستتر است. چرا که هر حرکتی با یک نقطه آغاز تعریف می شود و برای رسیدن به نقطه ی پایان احتیاج به صرف زمان دارد. البته این بردار زمان ممکن است حسب نوع حرکت، تعابیر متنوعی پیدا کند. پس ادراک هر اثری وابسته به زمان است. دریافت معماری بدون حرکت مخاطب و صرف زمان متصور در حرکت، امکان پذیر نیست. یک میزان موسیقیایی در لحظه ای قطعی شروع و در یک لحظه قطعی دیگر تمام می شود. یک اثر نمایشی در حد فاصل دو نقطه ی قطعی زمانی شکل می گیرد. البته شاید یک پرفورمنس یا ویدئوآرت و... به اندازه یک برنامه سینمایی و یا تئاتر، مقید به حفظ یک محدوده و پرانتز دقیق زمانی در شروع، پیشرفت و پایان نباشد.

تقریباً باید پذیرفت درک هیچ اثر هنری در لحظه اتفاق نمی افتد. حتی در آثاری مثل نقاشی، مجسمه، عکس و...، که ظاهراً زمان دخالتی ندارد، توالی دریافت عناصر و اجزاء و جابجایی زوایای دید،‌ تحلیل و... بستگی به یک ترتیب زمانی دارد. اگرچه این ترتیب زمانی، برای همه ی مخاطب ها قانونمند، ثابت، مشترک و قطعی نباشد. به نظر می رسد؛ همین جمله اخیر می تواند به عنوان کلیدی ترین وجه تمایز بین هنرهای تجسمی و دیگر هنرهای مشابه بصری، مورد توجه قرار گیرد.

تعیین حوزه های هنرهای تجسمی، پیش از هر چیزی متأثر از تعریف خود هنر است. هنر پدیده ای است سیال و پویا که دائماً متناسب با عرضه آثار هنری، منویات هنرمندان و درک و برداشت جامعه مخاطب دگرگون می شود. بنابراین در وهله نخست، ‌تعریف هنرهای تجسمی مبتنی بر یک پیش فرض و اصل متغیر به نام هنر خواهد بود. همچنین تعریف "هنرهای تجسمی" باید به گونه ای ارائه شود که؛ اولاً مشتمل بر رشته های مرسوم و منتسب به این حوزه (مانند نقاشی، طراحی، کاریکاتور، تصویرسازی و...) باشد. ثانیاً [درحالی که ویژگی یادبودی بنایی مانند برج آزادی، گنبد کاوس و... را می پذیرد] مرز مشخصی با گروه های معماری و... داشته باشد. همچنین ضمن قدرت تمیز مصادیق تولیدات صنعتی، کاردستی، هنرهای سنتی، ‌صنایع دستی و...، حدود کاربردی گرایش هایی مثل گرافیک، طراحی صنعتی، تذهیب و... را ترسیم کند. ثالثاً دایره تعریفی آن برای رشته های جدید و ابداعی در قالب هنرهای جدید، پرفورمنس و... قابل تعمیم باشد.

در کارهای دستی، هنرهای سنتی و صنایع دستی، غلبه بر اصالت انحصار تکنیکی و اجرایی و یا نوعی مهارت منطقی و تکراری است در حالی که در هنرهای تجسمی روز به روز؛ فردیت، بروز احساسات و روحیات شخصی، خلاقیت و اصالت ایده و تعلق به خاستگاه های اجتماعی و پایگاه های فکری، ارزش بیشتری پیدا می کنند. به طوری که نتیجه نهایی هنرهای تجسمی، برخلاف گروه اول، اغلب تا آخرین لحظه خلق، غیرقابل پیش بینی است.

به این ترتیب می توان گفت؛ هنرهای تجسمی به آثار هنری غیرکاربردی اطلاق می شود که ادراک آن ها مبتنی بر بینایی بوده و [برخلاف هنرهایی مثل نمایش، موسیقی و...] ارزش بردار زمان [علی الخصوص مبداء، مقصد و اندازه معین و قطعی زمانی] برای دریافت آن ها در حداقل سطح ممکن قرار دارد.

"نقاشی" هنری است مبتنی بر؛ تجسم و تصویر کردن دو بعدی ذهنیات، برداشت ها و دیده های هنرمند نقاش بر روی بوم، کاغذ و مانند آن. نقاشی معمولاً مستقل از شرح و متن است.

ابزارهای نقاشی دامنه وسیعی از یک مداد ساده،‌ انواع رنگ، مواد رنگین غیرمعمول، لعاب، کولاژ قطعات و... تا امکانات پیشرفته دیجیتالی را شامل می شود. از نظر موضوعی هم ممکن است تقلید ساده ای از طبیعت و چهره ها، بازتولید تصاویر بیرونی و یا حتی خیال و وهم باشد.

نقاشی علاوه بر فضاهای نمایشگاهی، جشنواره ها،‌ چاپ کتاب، تلفیق با هنرهای دیگر و... در ابعاد شهری و نقاشی های دیواری هم طرفداران زیادی دارد.

"طراحی" و یا به عبارت بهتر؛ طراحی نقاشی، در واقع نقش پایه و اولیه ای است که نقاشی بر اساس آن تکمیل می شود و شکل می گیرد. از این جهت معمولاً به کلیات تصویر و ترکیب بندی اثر، [حتی اگر با رنگ های مختلف باشد] بدون توجه به ارزش های رنگی [در مقابل نقاشی که حتی آثار تک رنگ هم تابع ویژگی های رنگی است.]، می پردازد. در مواردی هم مراد از طراحی، همان ایده اولیه تصویری، برای خلق آثار دیگری هنری مثل مجسمه، پوستر و... است.

اما از آنجا که گونه ای از طراحی، به خودی خود، حاوی خصوصیات هنری و خلاقانه است، گاهی به عنوان یکی از رشته های مستقل هنرهای تجسمی شناخته می شود.

طراحی با ساده ترین ابزاری که می توانند بر روی سطوح موردنظر اثری قابل مشاهده به جا بگذارند، اعم از: مداد، ذغال، ابزار برنده، رنگ، قلم و... و یا حتی ابزار نامعمول مثل مفتول فلزی، خاک، نخ و... قابل اجراست. موضوعات طراحی دامنه وسیعی از فیگور، طبیعت، طبیعت بی جان، معماری و... را در بر می گیرد. نوع کاربردی طراحی در معماری، اسکیس و راندو است.

"گرافیک" به گروهی از هنرهای دیداری اطلاق می شود که با استفاده از بیان و شیوه سایر هنرهای تجسمی قصد دارد؛ پیام و یا حس مشترک و مشخصی را حسب سفارش به عموم مخاطب القاء نماید. در مثلث هنرمند، اثر و مخاطب،‌ گرافیک بیش از سایر رشته های تجسمی، مخاطب محور است. گرافیک مستعدترین گرایش هنرهای تجسمی در برخورداری تلفیقی از خوشنویسی، عکاسی، کاریکاتور، نقاشی و... برای رسیدن به مقصود خود محسوب می شود.

گرافیک امروزه در شکل ها و شاخه های متنوعی به کار می رود. از جمله؛ طراحی پوستر، لوگوتایپ، نشانه، بسته بندی، تابلوهای تبلیغاتی،‌ طراحی صفحات تحت وب، جلد کتاب،‌ صفحه بندی، معماری و مبلمان شهری و...

در گذشته گرافیک عمدتاً در قالب کالاهای تولیدی و تبلیغاتی اعم از پوسترهای تبلیغاتی، بیل بردها، نشریات، پوشش ها و بسته بندی های تبلیغاتی و تجاری و... عرضه می شد. اما در سال های اخیر، نمایشگاه ها و جشنواره های متعددی با موضوع آثار مستقل گرافیکی و مبتنی بر خلاقیت های هنری برگزار می شود. تنوع شیوه های سفارشی (به شکل خود سفارش و یا موضوعات مسابقه ای و مناسبت ها و...) مهمترین ویژگی این دوره از آثار نمایشی گرافیک است.

"تصویرسازی" نوعی نقاشی روایی و موضوعی است که معمولاً برای تجسم بهتر و تصویر داستان ها، روایات، اشعار و حتی تشریح تصویری مطالب علمی و... به کار می رود. تصویرسازی امروزه علاوه بر کتب کودکان،‌ به بسیاری از مجلات و کتاب های علمی و داستانی و... بزرگسالان نیز سرایت کرده و گاهی نیز به شکل نمایشگاهی ارائه می شود. برخی رشته تصویرسازی را، به خاطر ساختار سفارشی،‌ القاء موضوعی مشخص و تکنیک های رایج اجرایی ،‌زیرمجموعه گرافیک می دانند.

" نگارگری" یا مینیاتور، گونه ای تصویرسازی و نقاشی است مبتنی بر برخی قراردادهای سنتی و مکتبی بین مخاطب و هنرمند از جمله در؛ پرسپکتیو، تناسبات، سایه ـ روشن ها، رنگ گذاری ها، نشانه ها و... . اغراق در پرداخت دقیق ریزه کاری ها و بعضی جزئیات، لطافت و ظرافت خطوط، وفاداری به ادبیات روایی در موضوع، محدودیت در ابعاد و... از دیگر مشخصه های نگارگری است.

نگارگری عمداتاً در طول تاریخ برای مصور کردن کتب داستانی، دیوان شعرا، وقایع تاریخی دربارها و البته گاهی حتی برای تکمیل کتب علمی و... به کار رفته است. اما امروزه از استقلال بیشتری برخوردار بوده و جشنواره ها، نمایشگاه ها، کتاب های هنری و... جولانگاه این هنر پرکار و ظریف است.

"عکاسی" معادل کلمه فتوگرافی و به معنای نورنگاری است. اصطلاحاً به روشی گفته می شود که با اتکا به قوانین فیزیک نور و واکنش شیمیایی مواد در مقابل نور، تصویر ثابتی [بر روی سطح حساس به نور] تشکیل می دهد. این تصویر ممکن است توسط دوربین عکاسی و یا روش های خاص آتلیه ای و احیاء شیمیایی تولید شود. عکاسی در آغاز یک فن و ابداع علمی محسوب می شد اما به تدریج برای خلق آثار هنری توسعه پیدا کرد. "عکاسی هنری" در آغاز به هنرهای بصری دیگر، به خصوص نقاشی، وابسته بود و با رواج این هنر، به تدریج صاحب بیان و هویتی مستقل شد. در روش های اولیه، عکاسی محدود به ثبت عکس بر روی شیشه و کاغذهای عکاسی بود. در حالی که امروزه در مواردی چاپگرها و نمایشگرهای الکترونیکی دو بعدی و سه بعدی نیز برای ارائه تصاویر عکاسی به کار می روند.

عکاسی ممکن است در هریک از ژانرهای؛ اجتماعی، فتوژورنالیسم، مستندنگاری، جنگ، ورزشی، معماری و میراث فرهنگی، حیات وحش، طبیعت، منظره، نجوم، تئاتر، سینما، پرتره، قوم شناسی و مردم شناسی، فاین آرت و... باشد.

از نظر تکنیکی عکاسی را به؛ سیاه و سفید، تک رنگ، رنگی، اسلاید، مادون قرمز، ایکس ری، آنالوگ، دیجیتال، فتومونتاژ، تک عکس و مجموعه تقسیم می کنند.

آثار عکاسی به صورت برگزاری نمایشگاه، نمایشگاه مجازی، شرکت در مسابقات و جشنواره ها، درج در رسانه های کاغذی و دیجیتال، کتب مصور، استفاده در اقلام تبلیغاتی و پوستر، تابلوهای شهری و تزئینی، تلفیق با هنرهای دیگر و... قابل ارائه است.

عکس هایی که فقط جنبه کاربردی، یا تاریخ مصرف محدود و مخاطب شخصی دارند (اعم از عکس های خبری، علمی، پزشکی، صنعتی و فنی، تبلیغاتی، پرتره های پرسنلی، یادگاری و...)‌ زیرمجموعه عکس های هنری و در حوزه هنرهای تجسمی محسوب نمی شوند. مگر با قصد خلق اثر هنری و حائز ویژگی های منحصر به فرد در خلاقیت و زیبائی شناختی باشند.

"کاریکاتور" روشی از طراحی، نقاشی و حتی مجسمه سازی و عکاسی است که مبتنی بر اصل بزرگنمایی و اغراق و با تکیه بر نکته سنجی، لطافت و ظرافت به موضوعات فرهنگی، اجتماعی و... می پردازد. این شیوه طنز تصویری ممکن است منجر به آثار مضحک و خنده دار و یا نقد تلخ و گزنده شود.

نشریات را باید خاستگاه اصلی کاریکاتور دانست. اما امروزه این هنر در نمایشگاه ها و جشنواره ها، به صورت مجموعه های چاپی، طراحی پایه انیمیشن و... عرضه می شود.

کاریکاتور در شاخه های؛ کارتون و کمیک استریپ،‌ چهره، شخصیت پردازی، مسکات و... به کار گرفته می شود و برای خلق آن انواع ابزارها و شیوه های مرسوم در هنرهای تجسمی، حتی ابزار دیجیتال، مرسوم است.

"خوشنویسی" هنر خلق آثار تجسمی با استفاده از حروف نگاری است در اجزاء و ترکیب متناسب عناصر نوشتاری. در سال های اخیر گونه ای از خوشنویسی انتزاعی به عنوان "خط نقاشی" نیز رواج پیدا کرده که در آن؛ فرم، رنگ و بافت کلی اثر بر استقلال و خوانایی حروف و کلمات غلبه دارد. در این شیوه حروف و کلمات بیشتر از این که بار معنایی و نوشتاری داشته باشند، به عنوان نقش مایه به کار می روند.

معمولاً نوشته هایی که فقط مبتنی بر تقلید اسلوب تکراری، تبعیت از قواعد متقدمین و به دور از خلاقیت های فردی و یا تنها به منظور انتقال صریح کلام انجام گرفته باشند، در گروه هنرهای کاربردی خوشنویسی، خطاطی و کتابت دسته بندی می شوند.

خوشنویسی به واسطه چشم آشنائی اجزاء و البته ارجاعات کلامی، با انواع هنرهای دیگر نیز ترکیب و تلفیق می شود.

"مجسمه" به گروهی از هنرهای تجسمی اطلاق می شود که غیرمسطح و غیر مستوی باشند. به عبارتی به آثاری گفته می شود که بیشتر از دو بعد داشته باشند.

مجسمه ها ممکن است سه بعدی کامل (حجمی که بتوان دور تا دور آن گردش کرد)، سه بعدی ناقص و یا همان دو و نیم بعدی (احجامی مثل مجسمه های دیواری که اجزای آن دارای طول و عرض و تقریباً ارتفاع و ضخامت متنوع باشند، اما امکان گردش در حول آن وجود نداشته باشد) و یا به صورت نقش برجسته (احجامی که در تمام طول و عرض، ضخامت تقریباً یکنواخت دارند) و یا حتی احجام مجازی ( مثل احجامی که از تقاطع پرتوهای نوری به چشم می خورند) باشند.

مجسمه ها ممکن است (مثل مجسمه های سنگی) شکل و حجم ثابت داشته و یا به خاطر طراحی خاص، نوع مصالح و یا خواص مواد به کار رفته در آن، نرم و متغییر باشد.

تندیس و پیکره، سردیس، فرم های انتزاعی و یادمانی، حجاری، نقش برجسته و...، انواعی از مجسمه هستند که ممکن است از سنگ،‌ فلز، سفال، چوب، شیشه و آبگینه، پارچه، یخ، مصالح بنایی، مواد مصنوعی و ترکیبی، ‌جلوه ها و ابزارهای مدرن و... در ابعاد رومیزی تا ابعاد شهری ساخته شوند.

در چهارچوب نظام تعریف شده هنرهای تجسمی و با رعایت محدوده های پذیرفته شده می توان به رشته های دیگری هم اشاره کرد؛ هنرهای جدید با گرایشات ویدئوآرت (جلوه های تصویری ویدئویی)، چیدمان (انتخاب و ترکیب معنادار عناصر غیرهنری به منظور ایجاد و القاء معنا و جلوه ای هنری)، پرفورمنس (نوعی اشتراک نمایشی، فضایی و معنایی بین هنرمند و مخاطب) و... همچنین بخش هایی از تذهیب (تصاویری که از ترکیب ظریف موتیف های گیاهی و هندسی به وجود می آیند)، طراحی صنعتی (در حیطه طراحی هنری ابزار و لوازم کاربردی) منوط به نوعی استقلال در بیان زیبائی شناختی و ارائه و... نیز می توانند در حوزه هنرهای تجسمی قرار بگیرند.

سعید فلاح فر