خوشنویسی, هنری قدسی و معنوی

بنابراین ممکن است نتوانیم به تعریف حقیقی و کاملی از «هنر» دست یابیم, اما بر حسب نیاز درونی و فطرت و گرایشی که به سوی کمال و جمال, در وجودمان به ودیعت نهاده شده, و «نیز» از آن جا که موارد و مصادیق هنر, کم و بیش برای ما قابل درک و تشخیص است, توان آن را می یابیم که به شناختی اجمالی از هنر نایل آییم

● پیش درآمد

بی گمان، طرح پرسشی همچون «هنر چیست؟» بسیار تکراری به نظر می رسد، همچنان که پرداختن به تعریف هنر، به دلیل تنوع و گوناگونی آن، به تنهایی نمی تواند چندان راه گشا باشد. زیرا تعاریف عموماً «جامع و مانع» نیستند.

بنابراین ممکن است نتوانیم به تعریف حقیقی و کاملی از «هنر» دست یابیم، اما بر حسب نیاز درونی و فطرت و گرایشی که به سوی کمال و جمال، در وجودمان به ودیعت نهاده شده، و «نیز» از آن جا که موارد و مصادیق هنر، کم و بیش برای ما قابل درک و تشخیص است، توان آن را می یابیم که به شناختی اجمالی از هنر نایل آییم.

به هر حال، هیچ حرفی در این نیست که:

«هنر، قدرتی شگرف دارد و هنرمند، کاری شگفت انگیز می کند و در اوجی فراتر از دیگران قرار دارد- هم از لحاظ ادراک و هم از لحاظ بیان مدرکات و ترسیم آن ها- ... یکی از هنرشناسان فرانسوی به نام «هیپولیت تن» درباره هنرمندان گفته است:... بلندترین شاخه درخت زمان خود هستند.»(۱)

هنر، همچون آیینه ای است که می تواند انعکاس دهنده همه خوبی ها و بدی ها، زشتی ها و زیبایی ها و مادیات و معنویات باشد. اما در این میان هنر اسلامی ویژگی های خاص خودش را داراست. هنر اسلامی، در واقع وسیله ای برای شناخت ارزش هاست، که علاوه بر بهره گیری از جمال، همواره رو به سوی کمال دارد و کلیه عروج و اعتلای انسان به شمار می رود.

هنر اسلامی، زبانی الهی و کاربردی وسیع و عظیم دارد، زوال پذیری و فنا را در آن راهی نیست و صفت اصلی آن، همان بعد معنوی است که چون زبان فطرت و دل آدمی است، لاجرم بر دل می نشیند و انسان را تحت تأثیر قرار می دهد.

هنر اسلامی، افزون بر هنرهای دیگر از ویژگی هایی همچون خدامحوری، عبرت انگیزی، طرح ارزش ها و پیام های والا و مانند این ها برخوردار است و از برخی ویژگی های دیگر هنرها همچون ابتذال، تحقیر انسان و ارزش های الهی، منفی گرایی و... مبرا و به دور است. به تعبیری می توان گفت:

«هنر اسلامی، هنری انتزاعی است. همچون پروانه ای در شعله شمع حقیقت می سوزد، که هم لذت آفرین است و هم غایب از خود، از نفس و از من است، تا در آن حقیقت مطلق حضور یابد... درست عکس آن چیزی که هنر غربی، علی الاصول جستجو می کند.

هنر مدرن در جستجوی یافتن هویت شخص هنرمند است و هنر ایرانی و اسلامی در انکار هویت شخصی و یافتن آن در روح جمعی است که به نوبه خود از طریق سنت در روح ازلی مستحیل و ذوب می شود و در این صورت احساس هنری- مذهبی یعنی بی خودی، شهود معنوی و خودانگیختگی [مشهود] است. جایی که هنرمند بدل به آینه ای می شود تا انوار حق و حقیقت را از خود منعکس کند. در لحظه خودانگیختگی انسان در ساحتی قرار می گیرد که به خلق مدام، به بدیهه سازی و انتشار نور می پردازد.»(۲)

● هنر قدسی، هنر معنوی

خطاطی و خوشنویسی، همچون طاووسی بال گشوده، در میان سایر هنرها، دیدگان را به سوی خویش کشیده و با قدرت و قوتی تمام، به جلب نظرها پرداخته است، چه آن که این هنر، ریشه در عالم لاهوت و معنا دارد. در هیچ دینی مانند اسلام به هنر زیبایی خط توجه نشده و هیچ هنری در اسلام هم چون خوشنویسی مورد تأکید و تأیید و تشویق و ترغیب قرار نگرفته است.

اگر خداوند متعال، در کتاب آسمانی قرآن، به قلم- ابزار نوشتن و خوش نوشتن- سوگند یاد کرده است، اگر در نخستین آیات نازل شده بر پیامبر بزرگوار اسلام(ص) از خواندن و نوشتن و قلم، سخن به میان آمده، اگر گفته اند: «هر علمی که بر اوراق کاغذ و بر صحیفه ها نقش نبندد، پایدار نمی ماند و تباه می شود»(۳) یا: «بر شما باد به نیکویی خط که آن از کلیدهای روزی است»(۴) یا اگر فرموده اند: «کسی که قلمی بتراشد و با آن در باب علم و دانش چیزی بنویسد، خداوند درختی در بهشت به او عطا می فرماید که از دنیا و آن چه در آن است بهتر باشد.»(۵) یا: «خط، نیمی از دانایی است»(۶) یا: «هیچ گریانی را زیباتر از لبخنده قلم ندیدم.»(۷) یا: «هرکس بسم الله الرحمن الرحیم را با خط خوش بنگارد، به بهشت می رود»(۸) یا: «خوشنویسان و لباس دوزان را اکرام کنید، زیرا درآمد معاش آنان از صرف دقیق چشم و بینایی شان فراهم می شود.»(۹) و یا: «سیاهی قلم عالمان بر سرخی خون شهیدان برتری دارد.»(۱۰) و... آیا همه و همه ناظر بر اهمیت و معنویت خط و خطاطی نیست؟

همچنین توجه به این نکته که فرشتگان واجب الاکرام، به نوشتن اعمال بندگان اشتغال دارند و این که: «اول چیزی که حضرت باری تعالی خلق فرمود، قلم بود. پس بدو امر کرد: «بنویس». گفت: «خداوندا چه بنویسم؟» امر شد: «بنویس احکام مرا [برای] بندگانم تا روز قیامت.»

برخی گفته اند: اولین کسی که بعد از آموختن اسما، خط عربی و سریانی را نگاشت آدم ابوالبشر بود. بعضی هم عقیده دارند اول کسی که خط نوشت و خطاطی کرد، حضرت ادریس پیامبر بود.»(۱۱)

اهتمام بزرگان ما بر توجه دادن به اهمیت خوشنویسی نیز نکته مهمی در این زمینه محسوب می شود. برای نمونه: «سیدبن طاووس»، در کتاب معروف «کشف المحجه» به پسر خویش چنین سفارش می کند:

می بینم که خداوند جل جلاله الهام فرموده است تو را جست وجوی راه به سوی استادی برای آموختن خط و کتابت. از رحمت و رأفت او امیدوارم که بزرگواری خود را بر تو کامل نماید و تو اجابت کنی پروردگارت را. پس سفارش می کنم تو را به یاد گرفتن خط کامل که کمکی است مر تو را بر سلوک الی الله و ورود به نهایت رضایت او در دارالمقام.»(۱۲)

بدون تردید، خط، والاترین و ارزشمندترین میراث بشری است. این هنر شگفتی آفرین و حیرت زا، به خوبی توانسته است بار اندیشه و تاریخ را به دوش کشد و عامل خوبی برای انتقال مفاهیم والا و ارزش های پرمعنا به شمار رود.

احترام و اعتباری که مسلمانان برای هنر خوشنویسی، به ویژه برای نگارش قرآن کریم قایل شدند، موجب آن گردید که اسلام و قرآن، در مدت کوتاهی، در گستره زمین گسترش یابد و گواهی بر اهمیت خط و خطاطان شود.

درواقع هنر خوشنویسی به عنوان یکی از بزرگ ترین و ارزشمندترین هنرهای اسلامی، به اعتبار و امتیازی ویژه دست یافته و به عنوان یکی از اصیل ترین هنرها، وسیله کتابت قرآن مجید قرار گرفته است. به گونه ای که می توان گفت خوشنویسی علاوه بر این، به دلیل برخورداری از قابلیت ها و جاذبه های ویژه خود، همواره کاربردی فرهنگی نیز داشته است. به گفته تیتوس بورکهارت: «خوشنویسی این امتیاز را دارد که کلام الهی قرآن را در قالب فرم های بصری ارائه می کند.»

براین اساس، هنر والای خط و خوشنویسی جایگاه بسیار شایسته و برجسته ای را در زمینه انتشار معنویت و گسترش والایی ها و زیبایی ها می یابد و از پایگاهی قدسی برخوردار می شود.

«در فرهنگ خوشنویسی، کتابت مصحف، شأن خود را از امیرالمؤمنین علی(ع) گرفته است. مشهور است که حضرت علی(ع) در دورانی که انزوا اختیار کرده بود، اکثر اوقات خود را صرف کتابت قرآن می کرد...»(۱۳)

«بعد معنوی هنر خط، چنان کاتبان کلام الله مجید را دربرمی گرفت که بعضی از آنان تراشه های قلم خود را جمع آوری نموده و وصیت می کردند که آب غسل شان را با سوزاندن آن تراشه ها گرم کنند. یا بعضی از علما و بزرگان- همچون حاج سیدمحسن امین عاملی مؤلف گران قدر کتاب ارزشمند اعیان الشیعه- به احترام کتابت حدیث و معارف الهی وصیت می کردند که قلم هایشان را در کفن شان بگذارند.»(۱۴)

این جاست که درمی یابیم خوشنویسی درواقع هنری لاهوتی و معنوی است که هر سطر و هر جزء آن، بدان هنگام که از قلم هنرمند می تراود، تا آن زمان که به دیده بیننده راه می یابد و خلاصه تا هر زمان که جاودانگی می یابد، هنرمند و هنردوست و تماشاگر همه و همه را به مبدأ آفرینش و نظام معنی دار هستی رهنمون می شود و اهداف والایی را باز می نمایاند و انسان را به سوی آفریدگار فرامی خواند. همچنین به مثابه راهبردی به سمت کمال و تعالی، آدمی را به پاسداری از ارزش ها و والایی ها دعوت می کند.

«... هنر خوشنویسی اسلامی، چنان که اساسا هنر اسلامی، با خوشنویسی در فرهنگ های دیگر تفاوت ماهوی دارد. خوشنویس تنها درگیر یک مهارت فنی و تزیینی نیست، بلکه عمل او به هر روی، عملی اعتقادی است. خوشنویسی در فرهنگ های دیگر، حتی اگر جنبه های عبادی داشته باشد، یک هنر صرفا تزیینی است و به هر حال قداستی بر آن مترتب نیست، در حالی که خوشنویس اسلامی در جریان خلاقیت خود دست به نوعی عبادت، عبودیت و ذکر می زند.

غرض مرتضی علی از خط

نه همین لفظ بود و حرف و نقط

بل اصول صفا و پاکی بود

زان اشارت به حسن خط فرمود

یک خوشنویس سنتی کلام وحی را همچون معشوقی می گیرد و می کوشد با پیچش حروف و هجاها و با دمیدن روح خود بر قلم و مرکب و کاغذ، به معشوق نزدیک و نزدیک تر شود. زیبایی، در این صورت دارای روحانیتی می شود که همزمان به صورت و معنا، هر دو نظر دارد.»(۱۵)

بدین گونه است که خط، به عنوان هنر برتر با تلفیق صورت و سیرت زیبا، در اوجی شگفت آور و موثر، انسان را به دنیای معنویت ارتباط و پیوند می دهد و چنین است که خوشنویس به دلیل بهره وری از دنیای معارف و نگارش آیات وحی، کلمات معصومین(ع)، اشعار نغز، جمله های زیبا و مانند این ها، علاوه بر این که به شیوه ای هنری به تبلیغ معرفت و دانش و معنا مبادرت می ورزد، خود نیز از روحیه ای لطیف، قلبی سرشار از خلوص، اندیشه ای متعالی و دانشی سرشار برخوردار می شود. درحقیقت، خوشنویس مسلمان با ایجاد جوی معنوی، هم خویشتن خویش را فرهیخته می کند و هم مخاطبان هنری خود را. هم از این روست که کژتابی، انحراف، تباهی و سوءخلق، کمتر به سراغ هنرمند خطاط می آید.

آموزش حضوری و کسب فیض از محضر استادان فن و نیز نشست و برخاست خطاط با عالمان، دانشمندان، شاعران و هنرمندان دیگر، سبب تقویت بعد معنوی و سلوک عرفانی خوشنویس می شود و چنین است که رسیدن به مقام استادی، درواقع رهیافتی به سوی رتبه ای معنوی به شمار می آید و ناگفته پیداست که تلاش برای دستیابی به این مقام رفیع، نیاز به سلوکی ویژه و جهاد با نفس دارد. چیزی که حقیقت استادی، تأثیرگذاری هنری و ماندگاری این هنر والا را تجلی می بخشد و تضمین می کند. در چنین حریمی است که نامحرمان و نااهلان را بهره ای نیست و با چنین ویژگی هایی است که هنر قدسی خط، اعتلابخش و مددکار هنرهای دیگری همچون نقاشی، تذهیب، معماری، کاشی کاری و مانند این ها می شود و به جاودانگی آن ها نیز کمک می کند.

«هنر قدسی اسلام، در زمینه هنرهای تجسمی بیش و پیش از هر چیز در قالب معماری مساجد و خوشنویسی نمود یافته است: یکی فضایی می آفریند که کلام الهی در آن انعکاس می یابد و دیگری حروف و خطوطی خلق می کند که گویی صورت تنزل یافته کلام الهی در قالب الفبای زبان فارسی و عربی است.

هنر قدسی اسلامی قالب های بیانی دیگری را نیز دربرمی گیرد، اما هنر قدسی به معنای دقیق لفظ، شامل معماری و خوشنویسی است که با تار و پود صورت و معنای قرآن درآمیخته اند و گویی از آن جاری می شوند...

فرم ها و مفاهیم سمبلیک خوشنویسی نیز با قرآن مقدس و بیان قرآنی مرتبطند. این جا هم طبق قریحه و استعداد هر قوم، سبک دیگری پدید آمده است... ایرانیان به عنوان اساتید خط نستعلیق و شکسته شهرت یافته اند، در حالی که قوم ترک همواره در نسخ، بر دیگران سبقت جسته اند.

خوشنویسی در میان هنرهای اسلامی، مظهر پرتوان ترین هنر تزیینی است که در عین حال، شیوه ای روحانی را جلوه گر می سازد. دو شکل اصلی هنر قدسی، یعنی معماری و خوشنویسی در کنار یکدیگر معماری تزیینی مسجد، خصوصا مساجد کاشی کاری شده ایران را به وجود آورده اند که همچون بلوری در ظلمتکده خاک، پرتو نور آسمان را منعکس می نماید.»(۱۶)

به خاطر همین جنبه معنوی و الهی خط است که قرن هاست علیرغم پدیدار شدن وسایل نوین چاپ و تکثیر، همچنان خوشنویسی بر تارک کتاب ها و نوشته ها می درخشد و چونان گوهری گرانبها، دیدگان را به سوی خویش معطوف می دارد و این است که هر جا، خطی خالصانه حضور می یابد، عاطفه ها را برمی انگیزاند، چشم ها را نور می بخشد، دل ها را مشتاق و لایق پذیرش حق می کند و روح والای معنویت و تقدس را در جان آدمی می دمد. خواه این خط بر کاغذی نقش بسته باشد، خواه بر کناره سفره ای، یا بر حاشیه ظرفی یا پرده ای، خواه بر دیوار اتاقی و خواه در متن کتابی...

«در گستره خوشنویسی پرقدمت ما، هر خطی بار معنایی دارد. چه، اگر خط خوش فارسی، وقار و متانت و زیبایی اش مدیون خط نستعلیق است، اگر تار و پود کلام و کلمه را در فرهنگ خوشنویسی ما باید در خط تحریر دید، اگر یکپارچگی و پیوند کلام و کلمه را می بایست در خط تعلیق جست وجو کرد، اگر خط ثلث حکایت صلابت و استواری خط ماست، پس زبان تفکر عرفانی هنر خوشنویسی فرهنگ پرقدمت مان را هم به خط شکسته بسپاریم...[و بدانیم که] خوشنویس شیفته دل و مفتون خط، باید به دنبال جوهر و جان و معنا باشد. با کسب مهارت و به اجرا درآوردن اصول دوازده گانه خوشنویسی کاری از پیش برده نمی شود و در مقابل خورشید پرفروغ عنایت پروردگار و دعای استاد، طاقت محنت و اسباب کتابت به کمال، سایه کم رنگی از توفیق، بیش نیست...»(۱۷)

می بینیم که عرصه خطاطی و خوشنویسی همه صحنه لطف و معنا و لیاقت است. هنری است کمال آفرین و به گزین. هنری قدسی و الهی که شاگرد و استاد و مخاطب را تحت تأثیر جاذبه جادویی خویش می گیرد و همگان را رشد می دهد و اعتلا می بخشد. به تعبیری می توان خوشنویسی را به درختی ماننده دانست که همه اجزای وجودش از برگ و شاخه و میوه تا تنه و سایه و ریشه ثمربخش و مفید است و نوعا قداست و معنویت دارد و حامل پیام های مثبت و والاست و در این جاست که خط نقش واسطه ای معنوی را برای پیوند میان خالق و مخلوق ایفا می کند. نقشی که بدیع است و زیبا و روح افزا و لایق. نقشی که می تواند احیاگر فضیلت ها، پاکی ها و خوبی ها باشد و ما را با پاکان و خوبان آشنا ساخته و با آنان مرتبط مان کند.

«خط واقعا زبانی در انگشتان و تابشی از روان و پیک عقل باطنی و نمایان گر فکر و معرفت درونی و نشان دهنده شناخت نفس و مایه انس و الفت، حضور و ارتباط و اتصال از راه دور، پناهگاه رازها، خزینه وقایع و حوادث و مخزن تواریخ و معارف بشری است. هیچ خاطره ای از خاطر نمی گذرد و هیچ شناخت و ادراکی از عقلی تحقق نمی پذیرد و هیچ ره آوردی از فهم و هیچ خیالی از وهم به دست نمی آید، هیچ محسوسی که حواس، او را درک کند؛ نیست، مگر آن که با خط و کتابت و نوشتن محفوظ مانده و به دیگران منتقل می گردد. اما تمام این ها یک طرف و لذت و معنویت و هنرمندی و والایی کاتبان بزرگ یک طرف. بدون شک و بدون اغراق، خط اسلامی در زیبایی و جمال، سلامت و معنویت، در میان هنرهای اسلامی سرآمد و پیشرو و در رتبه اول است.

خط، هیچ گاه جلف و مبتذل نبوده و نشده است و هیچ گاه به خدمت طاغوت درنیامده...»(۱۸)

خط و خوشنویسی، پیوسته پایگاه پایداری و حفظ مواریث فرهنگی و معنوی بوده و به مدد زیبایی و شگفتی اعجاب آور خویش دیدگان مردم عاقبت اندیش را، سو بخشیده، به دل ها طراوت و آرامش، به جان ها راحتی و آسایش و به اندیشه ها تموج و آرامش ارزانی داشته است.

این جاست که درمی یابیم هنرمند خوشنویس، سالک صیرورتی از برون به درون، از ظاهر به باطن و از سطح به عمق است که عشق و ایمان و عرفان را به منصه تجلی و ظهور می رساند و به مرز جاودانگی سوق می دهد.

و خط... خط میدان گاه نزهت و خوش منظری، تجلی گاه اخلاق و عرفان، ساحت گسترده ذوق، تجسم بخش هنری اصیل، دیرپا، پویا و مستمر است که راه به سوی کمال و معنا و تقدس دارد.

خط، فصل الخطاب خطه جمال و کمال، هنر خطیر ابلاغ محتوا و خطبه بی کلام بلاغت است! سکوتی سرشار از فریاد و فریادی خاموش و رساست!

خط، هنری است والا و ارزشی است پایدار و پویا.

خط، نگاره ای از جمال است و شکوهی از جلال.

خط، خاطره رقص قلم، در دایره اخلاق و عرفان و ایمان و معناست!

خط، خطور اندیشه های سبز در بستری از سپیدی و انحنایی متواضعانه در پیشگاه خالق هستی است سخن راندن از خط و خوشنویسی خاتمه ندارد، بلکه همواره یک آغاز است!

آری، خوشنویسی و خطاطی پیوندی ناگسستنی با معرفت و معنویت دارد و یکی از برجسته ترین هنرهای قدسی به شمار می رود و مقدس است!

آن کس است اهل بشارت که اشارت داند

نکته ها هست بسی، محرم اسرار کجاست؟!

جواد نعیمی

پی نوشت ها:

۱- نعیمی، جواد، از صدای سخن عشق، به نقل از محدثی، جواد، هنر در قلمرو مکتب، ص۳

۲- آزادی ور، هوشنگ، بدیهه سازی شیوه بیان هنری در فرهنگ سنتی ایرانی و اسلامی، ص ۸۸

۳- راهجیری، علی، تذکره خوشنویسان معاصر، ج۱، کل علم لیس فی القرطاس ضاع.

۴- مظلومی، رجبعلی، روزانه ای به باغ بهشت، ص ۶۰ علیکم بحسن الخط فانه من مفاتیح الرزق.

۵- فضائلی، حبیب الله، تعلیم خط، ص .۱۷

۶- راهجیری، علی، تذکره خوشنویسان معاصر، ج۱، الخط نصف العلم

۷- عالی افندی، مصطفی، مناقب هنروران، ص۳۱، لم ارباکیا احسن تبسما من القلم.

۸- شیمل، آن ماری، آزاد، اسدالله، خوشنویسی و فرهنگ اسلامی، ص ۲۴۹، به نقل از گلستان هنر، ص۱۰

۹- مظلومی، رجبعلی، روزنه ای به باغ بهشت، صص ۶۰ و ۶۱

۱۰- همان

۱۱- راهجیری، علی، تاریخ مختصر خط و مسیر خوشنویسی در ایران، ص ۱۰۸

۱۲- حسینی نجومی، سیدمرتضی، عرفان هنری انسان، ص ۴۲

۱۳- آزادی ور، هوشنگ، بدیهه سازی شیوه بیان هنری در فرهنگ سنتی ایرانی و اسلامی، ص ۷۷

۱۴- مظلومی، رجبعلی، روزانه ای به باغ بهشت، ص ۶۳

۱۵- آزادی ور، هوشنگ، بدیهه سازی شیوه بیان هنری در فرهنگ سنتی ایرانی و اسلامی، ص ۷۷

۱۶- نصر، سیدحسین، آوینی، سیدمحمد، جاودانگی هنر، ص ۴۵

۱۷- کابلی، یدالله، فصلنامه هنر، شماره ۱۳، زمستان ۶۵ و بهار ۶۶، ص ۳۱۵

۱۸- مظلومی، رجبعلی، روزانه ای به باغ بهشت، مقاله آیت الله حسینی نجومی، ص ۶۳