احوال و آثار و افکار رازی دکتر مهدی محقق بخش چهارم

مکتوب زیر مقاله ای از دکتر مهدی محقق رئیس هیأت مدیره انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در باب احوال و آثار و افکار رازی در ادامه بیشتر بخوانید

عقل وخرد

رازی به عقل اهمیت بسیار می دهد و آن را بهترین راهنما و هادی می داند. او فصل اول از کتاب الطب الروحانی خود را اختصاص به بیان «برتری خرد و ستایش آن» داده و چنین می نویسد: «می گویم: آفریدگار که نامش بزرگ باد، خرَد از آ ن به ما ارزانی داشت که به مددش بتوانیم در این دنیا و آن دیگر، از همه بهره هایی که وصول و حصولش در طبع چون مایی به ودیعت نهاده شده است، برخوردار گردیم. خرد بزرگترین مواهب خدا به ماست و هیچ چیز نیست که در سودرسانی و بهره بخشی بر آن سر آید. با خرد بر چارپایان ناگویا برتری یافته ایم، چندان که بر آنان چیرگی می ورزیم، آنان را به کام خود می گردانیم و با شیوه هایی که هم برای ما و هم برای آنها سودبخش است، بر آنان غلبه و حکومت می کنیم. با خرد بدانچه ما را برتر می سازد و زندگانی ما را شیرین و گوارا می کند، دست می یابیم و به خواست و آرزوی خود می رسیم. به وساطت خرد است که ساختن و به کاربردن کشتی ها را دریافته ایم چنان که به سرزمین های دورمانده ای که به وسیله دریاها از یکدیگر جدا شده اند، واصل گشته ایم.

پزشکی با همه سودهایی که برای تن دارد و تمام فنون دیگر که به ما فایده می رساند، در پرتو خرد حاصل آمده است. با خرد به امور پیچیده و چیزهایی که از ما نهان و پوشیده بوده است، پی برده ایم، شکل زمین و آسمان، عظمت خورشید و ماه و دیگر اختران و ابعاد و جنبش های آنان را دانسته ایم، و حتی به شناخت آفریدگار بزرگ نایل آمده ایم، و این از تمام آنچه برای حصولش کوشیده ایم، والاتر است و از آنچه بدان رسیده ایم، سودبخش تر. بر روی هم خرد چیزی است که بی آن وضع ما همانا وضع چارپایان و کودکان و دیوانگان خواهد بود. خرد است که به وسیله آن افعال عقلی خود را پیش از آنکه بر حواس آشکار شوند، تصور می کنیم و از این رهگذر آنها را چنان درمی یابیم که گویی احساسشان کرده ایم، سپس این صورت ها را در افعال حسی خود نمایان می کنیم و مطابقت آنها را با آنچه پیشتر تخیل و صورتگری کرده بودیم، پدیدار می سازیم.

چون خرد را چنین ارج و پایه و مایه و شکوهی است، سزاوار است که مقامش را به پستی نکشانیم، از پایگاهش فرودش نیاوریم و آن را که فرمانرواست، فرمانبر نگردانیم، سرور را بنده و فرادست را فرودست نسازیم، بلکه باید در هر باره بدان روی نماییم و حرمتش گذاریم، همواره بر آن تکیه زنیم، کارهای خود را موافق آن تدبیر کنیم و به صواب دید آن دست از کار کشیم. هیچ گاه نباید شهوت را بر آن چیرگی دهیم؛ زیرا شهوت آفت و مایه تیرگی خرد است و آن را از سنت و راه و غایت و راست روی خود به دور می راند و خردمند را از رشد و آنچه صلاح حال اوست، باز می دارد. برعکس، باید شهوت را ریاضت دهیم، خوارش کنیم، و وادارش سازیم که از امر و نهی خرد فرمان برد. اگر چنین کنیم، خرد با ما هویدا می شود و با تمام روشنایی خود ما را نورباران می کند و به نیل آنچه خواستار آنیم، می کشاند. از بهره ای که خدا از خرد به ما بخشیده و بدان بر ما منت گذاشته است، نیکبختیم.۷۸

سیره فلسفی

افکار فلسفی رازی را می توان از کتابهای او که برخی از فقرات آنها به وسیله مخالفان رازی نقل شده به دست آورد؛ از جمله کتاب او که در علم الهی است و خود او در «السیره الفلسفیه» از آن نام می برد. این کتاب را بیرونی به عنوان کتاب «العلم الالهی الکبیر»۷۹ و ناصر خسرو به نام «شرح العلم الالهی و کتاب علم الهی»۸۰ و موسی بن میمون به عنوان «الالهیات»۸۱ خوانده است، و محتمل است کتابی را که مسعودی به رازی نسبت می دهد که در سه مقاله بنا بر مذهب فیثاغورس نوشته شده،۸۲ همین کتاب باشد و از آنجا که رازی عقیده خود را درباره قدمای خمسه در کتاب العلم الالهی بسط داده، تصور می رود کتابی را هم که طوسی و جرجانی به عنوان «القول فی القدماء الخمسه» یاد کرده اند، همین کتاب باشد. با اینکه دانشمندان بسیاری همت بر رد کتاب «العلم الالهی» گماشته اند، مع ذلک از اصل کتاب چیزی برای ما نمانده است و منقولات کتبی که بر رد آن نوشته شده، ما را تا اندازه ای به مضامین آن کتاب رهبری می کند.

ابن حزم اندلسی (ف:۴۵۶ق)، در کتاب «الفصل فی الملل و الاهواء و النحل»، آرا و اقوال گروهی را که معتقد بودند به اینکه عالم را مدبری ازلی است و نفس و مکان مطلق که خلأ باشد و زمان مطلق همیشه با او بوده و هست و خواهد بود نقل می کند، و سپس نام سه تن را می برد که او با آنان در این مسئله به مباحثه پرداخته و در پایان می گوید: این قول از محمدبن زکریا الرازی الطبیب اخذ شده و ما کتابی جداگانه در نقض کتاب او که معروف به العلم الالهی است نوشته ایم.۸۳

و در جای دیگر از کتابش می گوید که در کتابی که در نقض کتاب العلم الالهی رازی نوشته است، ثابت کرده است که در عالم خلأ وجود ندارد، و هر چه هست کرهٔ مصمته است و تخلخلی در آن نیست، و از پس آن خلائی و ملائی و چیزی نیست و مدت هم از آن وقتی است که خدا فلک را احداث کرده است.۸۴

و در جای دیگر اشاره به مذهب تناسخ می کند و می گوید محمدبن زکریای رازی در کتاب العلم الالهی تصریح کرده است که منظور از قتل و ذبح حیوانات این است که ارواحی که در اجساد بهیمی مصور شده اند، منتقل به اجسادی شوند که مصور به صورت انسانی باشند، و گرنه کشتن حیوانات جایز نیست.۸۵

حکیم ابومعین ناصر خسرو قبادیانی (ف:۴۸۱ق)، در کتاب «زادالمسافرین و جامع الحکمتین» اشاره به برخی از افکار رازی که در کتاب العلم الالهی نقل شده کرده است. در کتاب زادالمسافرین، آنجا که سخن درباره عناصر چهارگانه به میان آمده است گوید: «از این چهار قسم جسم، آنچه سخت تر است و فراز هم آمده است، خاک است که بر مرکز است و آب از او گشاده تر است که برتر از اوست و باد از آب گشاده تر است که برتر از آن است، باز آتش از هواگشاده تر است که برتر از هواست و محمدزکریای رازی گوید اندر کتاب خویش ـ که آن را شرح علم الهی نام نهاده است ـ که: این جواهر این صورت ها از ترکیب هیولی مطلق یافته اند با جوهر خلأ و اندر آتش جوهر هیولی با جوهر خلأ آمیخته است، ولیکن خلأ اندر او بیشتر است از هیولی، و باز اندر هوا گوید: خلأ کمتر است از هیولی. و اندر آب گوید: خلأ کمتر از آن است که اندر جوهر هواست؛ و باز اندر خاک، خلأ کمتر از آن است که اندر جوهر آب است.۸۶

و در کتاب «جامع الحکمتین» در فصلی که درباره فرشته و پری و دیو نوشته است، نخست قول فلاسفه را درباره پری و دیو نقل می کند و سپس می گوید: چنانک محمد زکریای رازی گفته است اندر کتاب علم الهدی خویش که: «نفسهاء بدکرداران که دیو شوند، خویش به صورتی مر کسانی را بنمایند و مر ایشان را بفرمایند که رو مردمان را بگوی که سوی من فرشته ای آمد و گفت که خدای تو را پیغامبری داد ومن آن فرشته ام، تا بدین سبب در میان مردمان اختلاف افتد، و خلق کشته شود بسیاری به تدبیر آن نفس دیو گشته»، و ما بر رد قول این مهوّس بی باک، سخن گفته ایم اندر کتاب بستان العقول، اکنون به جواب این هوس مشغول نشویم بر اینجا که از مقصود بازمانیم.۸۷

ابن میمون اسرائیلی قرطبی (ف:۶۰۱ ق)، کتابی به نام «دلاله الحائرین» نوشته و در فصلی از آن بدین نحو به نقض کتاب رازی می پردازد و می گوید: رازی را کتابی مشهور است که آن را الهیات نامیده و هذیانات و جهالات خود را در آن گنجانده است؛ از جمله آنکه در عالم وجود شر بیشتر از خیر است، و اگر راحتی و لذایذ حال راحتی انسان را با دردها و رنجهای او مقایسه کنیم، می بینیم که وجود انسان برای نقمت و شر خواسته شده.

ابن حزم می گوید رازی با این عقیده به مقاومت با اهل حق پرداخته؛ زیرا آنان معتقد به افضال وجود آشکار خداوند هستند، و هرچه از او صادر گردد، خیر محض می دانند، و سبب این غلط این است که او و مانند او، وجود را به خاطر شخص خود می دانند، و اگر امری برخلاف اراده آنان واقع شود، تصور می کنند که وجود همه آن شر است.۸۸

آنچه بیش از هر چیز رازی بدان مشهور است، عقیده به قدمای پنجگانه است، به طوری که میر سیدشریف جرجانی در کتاب «شرح المواقف» و خواجه نصیر طوسی در کتاب «تلخیص المحصل»، کتابی به نام «القول فی القدماء الخسمه» به او نسبت می دهند.۸۹

ادامه دارد

پی نوشت ها:

۷۸٫رسائل فلسفیه، صص۱۷ـ ۱۹ ۷۹٫ رساله للبیرونی، ص۳

۸۰٫ زادالمسافرین، ص۵۲؛ جامع الحکمتین، ص۱۳۷

۸۱٫ دلاله الحائرین، قطعه۶ (به نقل از رسائل فلسفیه، ص۱۶۵)

۸۲٫ التنبیه و الاشراف، ص۱۳۸ ۸۳٫ الفصل، ج۱، ص۱۰

۸۴٫ الفصل، ج۵، ص۴۴ ۸۵٫ الفصل،ج۱،ص۷۶

۸۶٫ زادالمسافرین،ص۵۲ ـ ۵۳ ۸۷٫ جامع الحکمتین، ص۱۳۷

۸۸٫ رسائل فلسفیه، ص۱۷۹ ۸۹٫ شرح المواقف، ج۱، ص۴۳۸