استعاره در معماری

نیم نگاهی به مبانی نظری بنیادی معماری

بکار گیری عناصر به شیوه ای است که از جمع جبری فراتر رفته وبا خود لایه های معنایی زیاد شونده را به همراه میآورد.بواسطه بیان استعاری اثر واجد ابعاد زیاد شونده وگسترده معنایی میگردد که اثر را قابل تاویل تر ومانا تر میکند.

ما استعاره را در معناهای زیر بکار میبریم:

▪ زمانیکه تلاش میکنیم تا اشارات را از موضوعی-ذهنی یا عینی-به موضوع دیگر معطوف کنیم.

▪ زمانیکه سعی میکنیم موضوعی-ذهنی یا عینی -را طوری بنگریم که انگار موضوع دیگری بوده است.

▪ زمانیکه تمرکز خود را از عرصه ای به عرصه دیگر معطوف کنیم(با این امید که از طریق بسط موضوع بتوانیم آنرا روشن کنیم.)

در میان معماران قرن حاضر استفاده از استعاره به عنوان راهبر دی بسوی خلاقیت معماری بسیار مورد توجه بوده است.

● طبقه بندی استعاره:

استعاره را میتوان به سه دسته کلی طبقه بندی کرد:نامحسوس ,محسوس وترکیبی.

۱) استعاره نامحسوس:

هنگامی پدید میاید که سر چشمه نخستین خلق اثر نوعی مفهوم , ایده, حالت انسانی یا کیفیتی ویژه(مثل فردیت, طبیعی بودن, عمومیت , سنت یا فرهنگ)باشد.

۲) استعاره محسوس:

هنگامی خلق میشود که منشا آغازین خلق اثر بعضی از ویژگی های بصری یا مادی باشد.

۳) استعاره ترکیبی:

آنی است که شامل این هر دو سر منشا به گونه ای توامان است.در این استعاره ویژگی بصری –مادی دستاویزی است برا ی آشکار شدن بر تر یها,کیفیات وخصوصیات قالب بصری خاص.(بعنوان مثال کامپیوتر وکندوی عسل هر دو جعبه هایی هستند با تناسبات خاص ودر عین حال از کیفیاتی چون نظم وسازماندهی بهره دارند.)

در استعاره محسوس توان بالقوه استعاره وابسته به میزان کشف پذیر بودن ویژگی های بصری است.سطحی بودن استعاره ما را از مقصود استعاره ونیز از خلق اثر دور میکند. دیر یافت ترین , طاقت فرساترین ودر عین حال کاراترین نوع استعاره ,استعاره ترکیبی است.این موضوع هنگامی صادق است که اثر خلق شده ضمن قطع ارتباط با خاطرات بصری وعینی سر منشا استعاره, ویژگی های بنیادین آنرا حفظ نموده وارتقا بخشد.

● رهیافت به استعاره:

راهبرد استعاری تبعات مثبت ومنفی خاص خود را داراست واستعاره ممکن است شاعرانه باشد اما مفهومی که از ان بوجود میاید باید با معنا وملموس باشد استعاره های ساده بسیار بیش از درگیری های افراطی ذهن تخیل برانگیز وسودمند است.

از انجا که پست مدرنیسم وبویژه مدرنیسم تاریخ گرا برای بیشتر تاویل های انتقادی وتئوریک خود به استعاره وزبان شناسی متوسل شد. جایی برای بکار گیری استعاره بعنوان راهبردی بسوی خلاقیت معماری باقی نگذاشت واین به دلیل عدم جامعیت زبان و راز گرایی اصطلاحات خاصی است که نظریه پردازان پست مدرن بکار برده اند.

استعاره یکی از متداول ترین راهبردها درمعماری بوده است.ظاهری بودن در برابربنیادی بودن استعاره, برای استفاده مناسب وصحیح از استعاره, تحت هر شرایط خلا قانه ای بسیار مهم ,واساسی ست .

زهرا غیور