بوم‌شناسی منطقه حصارک بالا و پایین (کرج)

از دیدگاه جامعه‌شناسان بوم شنا‌سی شاخه‌‌ای است از زیست‌شناسی که زندگی گیاهان و جانوران را در زمینهٔ محیط رشد یا بوم ( habifat) آنها مطالعه می‌کند.

از دیدگاه جامعه‌شناسان بوم شناسی شاخه‌ای است از زیست‌شناسی که زندگی گیاهان و جانوران را در زمینه ی محیط رشد یا بوم ( habifat) آن ها مطالعه می کند. ولی بوم شناسی انسانی ( humanecology) علمی است که انسان را در زمینه ی محیط زندگی او مورد تحقیق قرار می دهد و بنا بر این به اجتماعات ا نسان نظر دارد. لذا از این حیث می با شد که آن را اجتماع شنا سی نیز نا میده ا ند. موضوع بوم شناسی می توا ند از محیط های گوناگون زندگی ا نسا نی با شد و مقصود ا ز محیط زندگی هم محیط طبیعی است و هم محیط اجتماعی. بوم شناسی انسانی روابط گروه ها را با محیط طبیعی خود ( خاک و آب و هوا و مواد خوراکی وغیره ) و نیز روابط گروه ها را با محیط اجتماعی خود ( فرهنگ ) جست و جو می کند. بوم شناسی انسانی از جهاتی به جامعه شناسی مرتبط است. چه اینکه هر دو درباره ی انسان و مناسبات متقابل او و محیط زندگی اش مطالعه می کنند , با این تفاوت که بوم شناسی انسانی اساسا زندگی انسانی را از لحاظ ارتباطی که به محیط خود دارد , مورد بحث قرار می دهد , ولی جامعه شناسی طبعا زندگی انسانی را در زمینه محیط اجتماعی مد نظر دارد. از دیدگاه بو شناسان بوم شناسی انسا نی را به دو بخش تقسیم کردند : نخست بوم شناسی فردی و دیگر بوم شناسی گروهی. بوم شناسی فردی روابط متقابل افراد انسانی و محیط زندگی آنان را مطالعه می کند. و بوم شناسی گروهی روابط متقابل گروه های انسانی و محیط زندگی آن ها را می جوید. اکولوژی ( بوم شناسی ) به معنی مطالعه ی رابطه ی میان صور زندگی با محیط طبیعی اطلاق می شود. کار بوم شناس تاثیر انسان را بر محیط زیست و تاثیر محیط زیست را بر انسان بررسی می کند. علاوه بر این می توان علم بوم شناسی را چنین تعریف نمود: بوم شناسی علمی است که روابط متقابل بین فرهنگ ها و آداب و رسوم افراد را با روحیه و تیپ منطقه برقرار می سازد. بوم شناسی واژه ای است ترکیبی که شامل بوم و شناس می شود. بو در فرهنگ لغات فارسی به معنی جا – ما وا – زمین – سرزمین – شهر – ناحیه بکار رفته است. و شناس نیز به معنی شناختن و یا آگاهی نسبت به یک شیء و یا موجود زنده. بنابر این می توان گفت بوم شناس یعنی کسی که شناخت و آگاهی لازم را از مکان و یا سرزمینی بومی داشته با شد و البته در این مکان یا سرزمین مطالعاتی کاربردی را به منصه ی ظهور برساند. علاوه بر مواردی که ذکر آن رفت , واژه ی بوم در فرهنگ لغات فارسی به معنای دیگری نیز اعمال شده است. چه اینکه بوم به معنی زمینه و متن , زمینه ی چیز دیگری که بر روی آن نقاشی می کنند و بوم به معنی جغد , بوف و ابوام نیز بکار رفته است. به تعبیر ساده بوم یا بومی می تواند به معنی مال آن منطقه یا ناحیه و یا سرزمین نیز باشد , چرا که در ادبیات عامیانه متداول است که می گویند: " فلانی بومی این منطقه می باشد." یعنی مال این خاک است. لذا آنچه که مهم و اساسی به نظر می آید مناطق بومی شهرستان کرج می باشند که از لحاظ بو شناسی و جامعه شناسی مورد وارسی و کنکاش لازم قرار نگرفته ا ند. هر چند علم جامعه شناسی و بوم شناسی از مهمترین مقولات اجتماعی در جهت رشد وتعالی فرهنگ و زندگی اجتماعی جامعه به شمار می آیند ولی نیاز اساسی به تحقیق و تفحص کارآمد در این دو زمینه از عوامل سازنده و منتج خواهد بود. لذا این قلم بر اساس مشاهده و تحقیقات میدانی و البته اسکان چند ساله ای که در این منطقه دارم این فرایند را عاملی مطلوب در جهت پرداختن به مقوله ی بوم شناسی و ارزیابی جامعه شناسی این مکان قلمداد نمودم . امید است در حد وسع و توانایی خویش استعانتی مفید وسازنده باشد. واژه ی حصارک می تواند به معنی حصار کوچک باشد. در فرهنگ لغات فارسی حصار به معنی دیوار – بارو – دژ – دیوار دور قلعه، جایی که از دشمن برآن پناه برند , آمده است. در تعریف جامعی از حصار می توان گفت به معنی دیواری که فضایی را در درون خود جای می دهد،.به گونه ای که حصار بدون محتوا بی مفهوم است. منطقه حصارک نیز از مناطقی است که از دیرباز مورد توجه و تا مل بوده وبراساس نقل قول از معمرین این منطقه حصارک حصار کوچکی بوده که در منطقه حصارک بالا واقع گردیده و البته زندان قزل حصار می توانددر زمینه هایی از عوامل مؤثر درشکل گیری تمدن این منطقه محسوب شود. حصارک از قدیمی ترین مناطق کرج به شمار می رود. این منطقه دارای موقعیت آب و هوایی و محیط طبیعی و اقلیمی ویژه است. منطقه حصارک را به دو قسمت تقسیم کرده اند: یکی حصارک بالاست و آن دیگری حصارک پایین . اگر چه این دو منطقه از لحاظ تعامل فرهنگی و معاشرت اجتماعی باهم اختلاط تنگاتنگ دارند , ولی در خیلی از زمینه ها هیچگونه اشتراک فرهنگی مشاهده نمی شود.و شاید گفت تنها خیابان ( جاده ) قدیمی قزوین مرز بین این دو منطقه را مشخص کرده است. می توان گفت که حصارک بالا از لحاظ فرهنگی تقریبا دارای فرهنگی واحد وتعریف شده می باشد. این مهم بدین سان است که بخش عمده ای از این منطقه را بومیان تشکیل می دهند ونکته مهم ترآداب و رسوم و زبان و رفتار های جمعی مشترک این منطقه می با شد که تقریبا معانی و اعتقادات مشترکی را هم ایجاد کرده اند. این منطقه دارای امکانات فرهنگی و کانون های آموزشی است. مدارس مختلف و کانون های دانشگاهی بخصوص دانشکده تربیت معلم در میدان حصارک بر پیشرفت فرهنگ و منش اجتماعی این منطقه افزوده است . تیپ و روحیه ی منطقه ی حصارک بالا کاملاً با شکل و محتوای حصارک پایین در تضاد است. اگرچه این دو منطقه دارای بستری مناسب و تقریباً هموارند , ولی با توجه به مناطق توسعه یافته در شرق و شمال این منطقه که تا میدان کرج ادامه دارد , طبعاً در رفتار و عملکرد فرهنگی و اجتماعی مردمان این منطقه مؤثر افتاده است. مضاعف بر اینکه سلسله جبال البرز و دامنه ی زیبای این سلسله جبال بر رفتار های روحی و روانی مردمان این منطقه افزوده است . می توان گفت تا ثیر محیط زیست و محیط طبیعی منطقه حصارک بالا بر مردمان این منطقه از مهمترین عوامل در رشد وتعالی فرهنگ این منطقه قلمداد می شود. مردمان حصارک بالا تقریباً از اقوام مختلف بوده که پیشینه ی تاریخی آنها نیز بالاست. هر چند جمعیت این منطقه از اقوام مختلف تشکیل شده ولی بر اساس قدمت و تمدن سرزمین , فرهنگی واحد به چشم می خورد . شاید بتوان گفت اکثر مردم حصارک بالا شمالی هستند و البته از قومیت دیگر ایران نیز به مانند یزدی , کرمانی , اصفهانی و ... نیز دیده می شود. ساخت و ساز جدید و امکانات رفاهی و بهداشتی و عریض بودن خیابان ها از عواملی است که در رشد فرهنگی این منطقه مؤثر افتاده است . با توجه به بیکاری و تورم در جامعه شاید بتوان گفت منطقه حصارک بالا از مناسب ترین مناطق در جهت سکونت به شمار می آید. چه اینکه این منطقه دارای آب و هوایی معتدل و وضعیت مسکن و زمین آن نیز نسبت به دیگر مناطق کرج مناسب تر است. مواد غذایی و تره بار این منطقه با توجه به بازار معروف حصارک , مهمترین عامل در جهت انتخاب این منطقه به شمار می آیند. به طوری که میوه و تره بار و حتی گوشت مرغ و گوسفند آن از دیگر مناطق کرج هم ارزانتربوده و هم می توان گفت مرغوب تر است. نکته دیگر تشتت فرهنگی و رفتار های جمعی این منطقه است که در بیشتر موارد موجب بروز ناهنجاری هایی اجتماعی و کج روی های فرهنگی می شود و این مهم نیز در زمینه هایی ریشه در تبادل افکار و تعامل فرهنگ و زبانی است که با منطقه حصارک پایین برقرار می نمایند. عدم توجه فرهنگی به این منطقه باعث شیوع برخی هیستر های جمعی و اضطراب ها و رفتار های غیر مشروع نیز می شود که این مهم نیز ریشه در ضعف بستر سازی فرهنگی و سازگاری و همسازیهای لازم اجتماعی است. منطقه حصارک بالا دارای مردمانی اصیل – دلسوز – عاطفی و خوش مشرب است , به گونه ای که در ارتباطات اجتماعی نیز خوب ظاهر می شوند. با توجه به تغییر و تحول رفتار ها و منش ها ی اجتماعی که در سطح شهرستان کرج دیده می شود , شاید بتوان گفت مردمان این منطقه از ثبات فکری و مردانگی زایدالوصفی برخوردارند و البته ثبات رفتار و عملکرد اجتماعی آنها نیز در خیلی زمینه ها قابل تحسین است . از عوامل دیگر در رشد و فرهنگ یکسان این منطقه و آگاهی اجتماعی آنها تعامل فرهنگی و اجتماعی آنها با مسا فرین مختلفی است که از قزوین و دیگر شهر های شمال کشور وارد این منطقه می شوند. ضمن اینکه برقراری زبان و فرهنگ مناسب به صورت زنجیره وار از میدان کرج گرفته تا منطقه حصارک بالا از دلایل عمده ی این مقوله به شمار می آیند. تقریبا می توان گفت منطقه ی حصارک بالا در دامنه ی کوه های البرز قرار گرفته و طبعاً نوعی فرهنگ تاثیر و تاثر را ایجاد کرده است. حصارک بالا نسبت به حصارک پایین از جامعه ای باز بهره می جوید. جامعه ی باز بدین گونه که دگردیسی فرهنگی و تعادل اجتماعی از دو عامل مثبت و در خور توجه این منطقه به شمار می آیند. جامعه ی باز بدین سان که نوعی تاثیر و تاثر فرهنگی را در خود جای داده است. و یا می توان گفت قابلیت و زمینه ای شگرف را در جهت پویایی فرهنگ خود و ارتقاء فرهنگ مناطق دیگر را تا حدودی پذیرفته است. اگرچه منطقه ی حصارک در اذهان عموم دیگر مناطق کرج خوب تعریف نشده و ذهنیت ها در ابعادی منفی است , ولی این را هم نباید فراموش کرد که همیشه عتیقه را باید در مکان های اصیل پیدا کرد و یا به بیانی شاعرانه : "عتیقه را باید در ویرانه ها جست ." با این تفاسیر برای هیچ منطقه ای نمی توان تفاسیری چون با فرهنگ بودن و یا بی فرهنگی را برشمرد. چه اینکه از دیدگاه علوم اجتماعی و جامعه شناسی چیزی به نام این دو وجود ندارد , بلکه مشکل اصلی مقوله ی بد فرهنگی است که بالطبع نیاز به اصلاح دارد. لذا همانطور که مقوله ی بد فرهنگی از عواملی خاص سرچشمه می گیرد و رشد و نمو خود را در بطن جامعه ظاهر می سازد , طبعاً راهکارهای لازم نیزجهت جایگزینی و بهبود و رفع این نوع بد فرهنگی نیز وجود دارد. دیگر مورد حصارک پایین است . حصارک پایین از تیپ و روحیه ای کاملاً متفاوتی چه از حیث اجتماعی و چه از لحاظ محیط با منطقه ی حصارک بالا دارد . این منطقه که تقریباً از لحاظ تعامل اجتماعی با حصارک بالا یکسان است ولی با توجه به عدم امکانات بهداشتی عدم نهادینه کردن بستر های لازم آموزشی و خدماتی از ضعف فرهنگی بیشتری بهره می جوید. منطقه حصارک پایین اگر چه در شمال به حصارک بالا وصل می شود ولی در شرق تحت تاثیر محلات و روستاها و شهر و شهرک های اقماری شهرستان کرج قرار گرفته و این مناطق طبعاً در فرهنگ مردم مؤثر افتاده اند. مضاف بر این که در جنوب نیز زیر تاثیر فرهنگ های حومه ای است. مهاجرت پذیر بودن منطقه با توجه به شرایط باز اقلیمی آن از دیگر عوامل اساسی در شکل گیری فرهنگ منطقه است. چه اینکه مهاجرت مردم پیرامون این منطقه به داخل حصارک پایین با فرهنگ های متفاوت امری است مشهود . دیگر عامل بافت فرسوده و موقعیت بد نظام مهندسی این منطقه و بی رویه بودن ساخت وسازها و خیابان ها و کوچه های این منطقه است. به بیانی این منطقه با این نوع بافت جغرافیایی بازتاب فرهنگی خوبی را به نمایش نگذاشته است. بیکاری و شغل های کاذب و وجود قومیت های مختلف با فرهنگ های خاص موجب یک نوع تشتت فرهنگی و اختلاط روحی و روانی گردیده اند. در این منطقه می توان تیپ های شخصیتی مختلف و متفاوتی را دید . تیپ هایی که دارای ساختمان شخصیتی و شخصیت مبنایی خاص خودند. اگر چه بر روی منطقه حصارک پایین نمی توان مقوله ی بی فرهنگی را گذاشت , ولی براثر رشد و نمو ناهنجاری ها و بزهکاری های متفاوت در این منطقه یک نوع بد فرهنگی پیچیده را می توان مشاهده کرد . رشد بی رویه جمعیت که ریشه در عدم امکانات بهداشتی و پزشکی و بیکاری و فقر را دارد در این منطقه از دیگر مناطق کرج بیشتر است. نکته مهمتر تعامل فرهنگی و تبادل زبان و گویشی است که در چهار جهت اصلی این منطقه با مناطق دیگر برقرار می شود و بی گمان این نوع شرایط اقلیمی و جغرافیای انسانی در شکل گیری فرهنگ این منطقه تاثیر شگرف گذاشته است . از دیگر عوامل در جهت ایجاد تشتت فرهنگی بی رویه در این منطقه شغل های کاذب و مخرب است , بطوری که اغلب جوانان این منطقه دارای کاروکاسبی نیستند و به ناچار به شغل های کاذب و عقیم روی آورده اند. از لحاظ امنیت و فرهنگ منطقه نیز در خیلی زمینه ها نیاز به بستر سازی و فرهنگ آموزشی است. شاید بتوان گفت جهت برون رفت از این چالش ها بهترین راهکار نوعی باز اندیشی فکری ومناسبات فرهنگی و و دسته بندی قومی باشد. با این کار می توان سره را از ناسره جدا کرد و منبعد برنامه های مؤثری را تنظیم نمود. دیگر راهکار می تواند ایجاد نوسازی عمرانی و نوسازی فرهنگی در این منطقه باشد . اگرچه امروزه حصارک پایین دارای بافت اقلیمی خوبی نیست ولی با ایجاد ساخت و ساز جدید و رفع فقر و بیکاری و ایجاد کانون های آموزشی و فرهنگی بخش عمده ای از چالش های اجتماعی این منطقه رابر طرف خواهد ساخت. مضاف بر اینکه تیپ و موقعیت مناسب منطقه دو عامل و زمینه ی سازنده در جهت توجه به این محیط اند. از دیگر عوامل که نیاز به اصلاح دارد, عدم بومی بودن منطقه می باشد , چه اینکه اکثر جمعت این منطقه را غیر بومی تشکیل می دهند. و نکته ی دیگر مناطقی است که بصورت زنجیره وار از منطقه ی مصباح تا خود حصارک پایین در این منطقه تاثیر فرهنگی و اجتماعی گذاشته اند. مردمان حصارک پایین گرچه از فقر و بیکاری رنج می برند و شاید بتوان گفت همین دو عامل باعث تشدید مشکلات اجتماعی آنها شده , ولی بر اساس تحقیق و تفحصی که در بطن مردمان این منطقه به انجام رسیده , اغلب از رفتار ها و عملکردهایی مردانه و انسان دوستانه نیز بهره می جویند. ضمن اینکه مهمترین مشکل مردمان این منطقه و طبعاً هر منطقه ی دیگری می تواند همین دو عامل ( فقر و بیکاری ) باشد. با توجه به تعامل و گفتگو های مختلفی که با مردمان این منطقه داشته ام , اکثراً خوش مشرب , خوش صحبت و لحن و دارای پیشینه ای درست و فطرتی پاک هستند و با این که در زوایایی به مسائل بزهکاری مشغولند ولی در عوض از محسنات اجتماعی فراوانی چون مهمان نوازی , مردانگی و مقوله ای بنام خوش رفتاری بهره مند شده اند. عدم تعادل در تعامل از دیگر معضلات این منطقه به شمار می آید و عامل اصلی این مهم نیز با توجه به تجاربی که این قلم بدست آورده , بیشتر برمی گردد به حضور بد فرهنگی هایی چون بزهکاری , اعتیاد , قمار , دزدی , فساد اجتماعی و... که بی گمان این نوع بد فرهنگی ها نیز قابل اصلاح اند. تاثیر محیط زیست بر مردمان منطقه و تاثیر مردمان منطقه در محیط زیست نیز از دیگر بد فرهنگی های منطقه به شمار می رود.