چگونه تحت تأثیر قرار نگیرم؟

در نشست و برخاست و رفت و آمد با دیگران، مانند خویشاوندان از طرفی باید با هم خوشرو باشیم و هم برخورد خوبی داشته و از طرف دیگر، هر چه باشد، بالاخره انسان تحت اثر محیط و شرایط و تحت تأثیر اخلاق و رفتار هم‌صحبت خود قرار خواهد گرفت و اگر چه در ابتدا بتواند از این امر جلوگیری کند، ولی به تدریج، آثار آن را می‏توان مشاهده کرد؛ یک راهنمایی کلی جهت نشست و برخاست و رفت و آمد، برای من بیان کنید.

در نشست و برخاست و رفت و آمد با دیگران، مانند خویشاوندان از طرفی باید با هم خوشرو باشیم و هم برخورد خوبی داشته و از طرف دیگر، هر چه باشد، بالاخره انسان تحت اثر محیط و شرایط و تحت تأثیر اخلاق و رفتار هم‌صحبت خود قرار خواهد گرفت و اگر چه در ابتدا بتواند از این امر جلوگیری کند، ولی به تدریج، آثار آن را می‏توان مشاهده کرد؛ یک راهنمایی کلی جهت نشست و برخاست و رفت و آمد، برای من بیان کنید.
انسان، موجودی کمال‌جو و تعالی‏پذیر است. کمال آدمی، بر اثر حسن انجام وظایفی به دست می‏آید که به علت روابط گوناگون او با خود، خداوند و همنوعان، ایجاد شده است. این روابط به ترتیب، عبارتند از: رابطة انسان با خود، رابطة انسان با خدا و رابطة انسان با همنوعان. انسان، موجودی اجتماعی است و نیازمند معاشرت، تبادل افکار و ایجاد روابط نیکو با همنوعان است و بر اثر همین معاشرت‌ها و تبادل افکار، روابط انسانی شکل می‏گیرد و فرهنگ انسانی، هویت خود را آشکار می‏سازد، از دیدگاه اسلامی، جامعه و روابط انسانی آن، رنگ الهی و عبادی به خود می‏گیرد و همة جنبه‏های گوناگون رفتار آدمی، در جهت نیل به هدف نهایی که انسان کامل شدن است، معنا و مفهوم می‏یابد.
آداب معاشرت را از نظر اسلام می‏توان در دو مرحلة «اندیشه» و «عمل» خلاصه کرد. مرحلة اندیشه به این معناست که مسلمانان باید صفحة اندیشه و نیت خود را نه تنها نسبت به برادران دینی خود، بلکه نسبت به تمام انسان‌ها و موجودات خدا، نیکو و زیبا گردانند و اندیشة خیرخواهی، نصیحت، دوستی و سعادت آنها را در سر بپرورانند و از توطئه بر ضرر آنان بپرهیزند. امام علی‌علیه‌السلام در این مورد می‏فرماید: «خدای سبحان دوست دارد که نیت انسان دربارة همنوعانش نیکو و زیبا باشد»۱.
اسلام در مرحله عمل نیز برای تنظیم روابط اجتماعی انسان‌ها، آداب و وظایفی قرار داده و پایة آن را بر اساس ایمان به خدا و تقویت روح فضیلت و انسانیت، بنا نهاده است. بسیاری دوست دارند که در ارتباط با همنوعان خویش، زندگی موفقی داشته باشند؛ ولی به جهت ناآگاهی از چگونگی معاشرت و آداب آن و نیز رعایت نکردن آن آداب، توانایی برقراری روابط مناسب و اسلامی را از دست می‏دهند و به ناچار، منزوی می‏شوند. بنابراین، شناخت این آداب در مرحلة عمل و توانایی ایجاد ارتباط مناسب با قشرهای مختلف جامعه، از اهمیت بسیاری برخوردار است. امیرمؤمنان در یک دستور، خطوط کلی آداب معاشرت در مرحلة عمل را این چنین بیان می‏کند: «خویشتن را میان خود و دیگران میزان قرار ده؛ آن چه را برای خود می‏خواهی، برای دیگران بخواه و آن چه را برای خود خوش نمی‏داری، برای دیگران نیز خوش مدار؛ به کسی ستم نکن؛ چنان که دوست نداری به تو ستم شود و به دیگران نیکی کن؛ همان‏گونه که دوست‏ داری به تو نیکی شود»۲.
آداب معاشرت در مرحله عمل، بحث بسیار گسترده‏ای است که ما به طور خلاصه مواردی از آن را در این جا ذکر می‏کنیم:
۱) احترام به دیگران؛ احترام به معنی عدم تجاوز به حقوق آنان است که شامل احترام به جان، مال، ناموس و آبروی آنها می‏شود. پیامبر اسلام‌صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: «مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او در آسایش باشند»؛ یعنی در رفتار و گفتار خود، هیچ زیانی به دیگران نرساند و حقوق چهارگانة آنان را حفظ کند.
۲) سلام و احوالپرسی؛ شایسته است یک مسلمان هنگام دیدار برادران دینی خود، با سلامی آرامش‌بخش و شادی‌آفرین، آنان را شاد و مسرور سازد و به این وسیله، روابط اجتماعی خود را تحکیم بخشد.
۳) زیبایی کلام؛ ما در سخن گفتن با دیگران، دو وظیفه داریم؛
الف) سخنان خوب بگوییم و از سخنان زشت و خلاف ادب، پرهیز کنیم.
ب) خوب و زیبا سخن گفتن؛ گاهی انسان سخنان خوبی دارد؛ ولی آنها را درست بیان نمی‏کند.
در روایات بسیاری سفارش شده که قبل از سخن گفتن، کاملاً فکر کنید؛ تا نسنجیده سخنی نگویید؛ زیرا چه بسا سخن حقی که در محل نامناسبی بیان شود و باعث بروز مشکلات فراوانی گردد.
۴) مزاح و شوخی؛ اسلام برای مزاح و شوخی هم آداب خاصی دارد. مزاح و شوخی، چون باعث خنده و شادی می‏شود، یکی از بهترین عوامل آرامش روانی و رفع خستگی روحی محسوب می‏شود و سبب ایجاد دوستی بین افراد می‏گردد. پیامبر خدا‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل بیت‌علیهم‌السلام او نیز اهل مزاح و شوخی بوده‏اند و برای رفع خستگی و کسالت افراد، از مزاح استفاده می‏کردند؛ ولی همان طور که گفتیم، شوخی، آداب و قوانین خاصی دارد که برخی عبارتند از: باعث آزار و اذیت طرف مقابل نشود، غیبت یا تمسخر مسلمانی در آن نباشد و زیاده‏روی و افراط در آن نباشد؛ زیرا باعث می‏شود که هیبت و وقار شخص از بین برود و ارزش او در بین مردم پایین بیاید.
۵) رعایت شئون اجتماعی؛ مانند پاکیزگی، وقار، احترام به بزرگ‌ترها، نظم و انضباط، وفای به عهد، رازداری، مهربانی و گذشت که میزان نفوذ انسان را بر دیگران بالا می‏برد.
۶) موارد ویژه؛ در آداب معاشرت، گرچه بر ما لازم است که نسبت به همة انسان‌ها و بلکه همة موجودات، خیرخواه و مهربان باشیم؛ ولی دین اسلام در بعضی از موارد، تأکید بیشتری کرده که عبارتند از:
الف) صلة رحم و رسیدگی به اقوام و آشنایان و از همه مهم‌تر، اعضای خانواده.
ب) همسایه‏داری و رعایت حقوق آنان.
ج) میهمان‌داری و آداب پذیرایی از آنان.
د) عیادت مریض و رسیدگی به مشکلات او.
و) تشییع جنازه و تسلی دادن به بازماندگان و رسیدگی به مشکلات آنان.
هر کدام از موارد فوق، دارای مطالب و فروع فراوانی است که احتیاج به توضیح و مطالعه وسیعی دارد؛ ولی از مجموع آنها می‏توان نمایی کلی از آداب معاشرت اسلامی را به دست آورد.
۷) آفات معاشرت؛ مطلب دیگر این که معاشرت با دیگران، اگر در قالب رفت و آمد صورت گیرد - مانند صلة رحم و رفت و آمد بستگان و نیز معاشرت با دوستان و آشنایان - ممکن است دارای آفات و زیان‌هایی هم باشد که بی‏توجهی به آنها، آثار زیان‌باری به دنبال دارد. بنابراین، لازم است این معاشرت‏ها دقیق و حساب شده باشند. ما در این جا به بعضی از نکات مهم در این زمینه اشاره می‏کنیم:
۱) پرهیز از گناه؛ رفت و آمدها و معاشرت‏ها، زمانی مفید، مؤثر و موجب خشنودی خداوند خواهد بود که سبب گناه نباشد؛ چه بسا میهمانی‌هایی که در آنها شئون اسلامی رعایت نمی‏شود؛ به طور مثال، حریم بین زن و مرد از بین می‏رود. شرکت در این جلسات، برای خانواده‏ها و به ویژه بچه‏ها، بسیار خطرناک خواهد بود.
۲) پرهیز از مزاحمت و تشکیل جلسات پر هزینه؛ چه بسا افرادی به بهانة صلة رحم و رفت و آمد، سبب تحمل زحمت و مخارج زیادی به خویشان می‏شوند. این گونه معاشرت‏ها، نه تنها جلب محبت نمی‏کند، بلکه باعث دشمنی و کینه می‏شود.
۳) پرهیز از خوشرویی و خوش اخلاقی بی‌جا؛ یکی از آداب معاشرت، خوش اخلاقی و خنده‌رو بودن است؛ به شرطی که به جا باشد؛ اما در مواردی که خوش اخلاقی و خنده‏رو بودن، سبب سوء استفاده افراد ‏شود و آنان را در انجام وظایف خود سست ‏کند، این کار پسندیده نیست؛ به طور مثال، اگر معلم همیشه با بچه‏ها شوخی کند و سخت‌گیری را به بهانة خوش اخلاقی، کنار بگذارد، بچه‏ها دست از درس برمی‏دارند و هیچ کدام به آن اهمیت نمی‏دهند. بنابراین، حسن معاشرت، همیشه به معنای خوشرویی و خنده‌رویی نیست و به همین جهت، در روایتی آمده که با گناهکاران، با چهره‏ای عبوس روبه رو شوید؛ تا از کارهایشان دست بکشند۳.