عمل جراحی ,زیباتر شدن یا گرفتن تایید اجتماعی

امروزه در جوامع مدرن با رشد روز افزون رسانه و تاثیر تبلیغات همه جانبه آن بر تمام شئونات زندگی مواجه هستیم رسانه و به وجود آمدن مد و سلبریتها نیازهای کاذبی را در انسان عصر مدرن به وجود می آورد انسانی که خواستار تمایز و منزلت است و خود را به شکل های گوناگون می آراید تا به مطلوبش دست یابد

مدیریت بدن یکی از مواردی است که به تازگی و با پیشرفت علم طب به شدت رواج پیدا کرده است. در سال های اخیر بدن انسان به عنوان یک موضوع مهم مورد مطالعه جامعه شناسان معاصر قرار گرفته است. اهمیت بدن نه تنها در تحقیقات تجربی، بلکه در تئوری پردازی های جامعه شناختی آشکار شده در میان جامعه شناسان پیشین، تنها «زیمل» و «وبلن» و بعدها «مارسل موس» و «مید» به میزان زیادی علاقه مند به بررسی این موضوع بودند. این دغدغهٔ خاطر, امروزه در حوزه «جامعه شناسی بدن» قابل پیگیری است. زیبایی و صورت تا آن جا که تجربه و تحقیقات علمی نشان می دهد نماد و نشانه قدرتمندی «خود» هستند «برایان ترنر» بر این باور است که بدن در نظام های اجتماعی مدرن زمینه اصلی فعالیت فرهنگی و سیاسی گردیده است. صنعت زیبایی، ضمن ارائه دانش و مهارت های ویژه به کارفرمایان و اشخاص به اهـــمیت رو به رشد آن دسته از اشکال اجتماعی هویت بدنی که از نظر اجتماعی پذیرفته شده هستند، دامن می زند

وضع بدن در جامعه مصرفی متضمن نوعی علاقه تجاری، نمایشی و آرایشی به آن است. در این جامعه، وضع بدن باید متناسب، لاغر وجوان نگاه داشته شود. در جامعه ما، فراگیرشدن پدیده آرایش دختران و زنان در عرصه زیست اجتماعی و استفاده از لباس هایی که در آن ها سه خصوصیت چسبان، کوتاه و بدن نما بودن به وضوح قابل مشاهده است با آموزه های دینی و بافت اجتماعی، هنجاری، عرفی و قانونی جامعه که هر نوع کامجویی زن و مرد از یکدیگر را در چارچوب تشکیل خانواده تعریف می¬کند در تعارض آشکار است.

گافمن

از مکاتب جامعه شناسی که بدن را به عنوان موضوع مباحث خود قرار داده اند می توان از مکتب کنش متقابل نمادین و آثار جامعه شناس کانادایی تبار، اروینگ گافمن یاد کرد. گافمن بر این نکته تأکید می کند که بین «خود اجتماعی» و یا هویت اجتماعی با «خودِ واقعی» فاصله وجود دارد. وی برداشت از «خود» را با رهیافت نمایشی تشریح می کند. گافمن با رویکرد نمایشی خود، نقش های اجتماعی و موقعیت های اجتماعی را تنها نمایش هایی می بیند که در زندگی روزمره اجرا می شوند. به عقیده او، «خودِ» افراد به وسیله نقش هایی که در این موقعیت ها اجرا می کنند، شکل می گیرد و معنا می یابد. گافمن ضمن استفاده از مفهوم «خود» تا اندازه زیادی به بدن فرد اشاره دارد. از دید او، عاملان بدنی یا جسمی نیز رأی جمع کن هایی هستند که با توسل به همه روش های علامت دهی اجتماعی، سعی دارند نظر دیگران را به خود جلب کنند. این عاملان بدنی، «معرف های تجسدیافته منش و منزلت اند» که می توانند توسط دیگر کنشگران مورد تفسیر قرار گیرند.

گافمن، «خودی» را که باید در کنش‏های متقابل زندگی روزمره در نقش‏های گوناگون خلق شود، بسیار آسیب پذیر می‏داند؛ بنابراین برای محافظت از «خود» و اجراهای آن در زندگی روزمره مفهوم «مدیریت تأثیرگذاری»[16] را مطرح می‏کند. وی در پرداخت این مفهوم چنین ادعا می‏کند که افراد در هنگام کنش متقابل می‏کوشند جنبه‏ای از «خود» را نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران باشد؛ اما کنش‏گران حتی در حین انجام این عمل می‏دانند که تماشاچیان شان ممکن است در اجرای نقش آن‏ها اختلال ایجاد کنند. به همین دلیل، کنش‏گران نیاز به نظارت بر تماشاچیان را احساس می‏کنند، به ویژه مراقبت از عناصری که ممکن است اخلال‏گر باشند. کنش‏گران امیدوارند «خودی» را که به ایشان نشان می‏دهند به اندازه‏ای قدرتمند باشد که خودشان می خواهند نشان دهند. کنش‏گران همچنین امیدوارند که نمایش آن‏ها تماشاچیان شان را وادار سازد تا داوطلبانه به دلخواه آن‏ها عمل کنند. گافمن این علاقه اصلی را به عنوان «مدیریت تأثیرگذاری» مطرح نمود .

نادیده گرفتن صورت از نظر اجتماعی امری بسیار مشکل به نظر می رسد. صورت نشان‏دهنده سن، جنسیت، موقعیت اقتصادی- اجتماعی، سلامتی و حتی شخصیت افراد است. صورت منبع ارتباطات شفاهی و نیز روابط غیرکلامی است . از نظر گافمن، صورت در تعامل چهره به چهره و نیز در عملکردهای اجتماعی از اهمیت زیادی برخوردار است. صورت اجتماعی یک صـورت عمومی است و نیازمند تغییر دائمی نقاب موجود بر آن است. آرایش، وسیله ای برای بدست آوردن این نقاب است. تنها در شرایط احساسی شدید، تـــنهایـــی یا در حضور دوستان است که نقاب (آرایش) صورت کنار می رود و صورت خصوصی یا همان شخص واقعی ظاهر می گردد .

بوردیو

بوردیو، هدف مدیریت بدن را اکتساب منزلت، تمایز و پایگاه می داند. وی در تحلیل خود از بدن به کالایی شدن بدن در جوامع مدرن اشاره می کند که به صورت سرمایه فیزیکی ظاهر می گردد. بوردیو تولید این سرمایه فیزیکی را در گرو رشد و گسترش بدن می¬داند؛ به گونه‏ای که بدن حامل ارزش در زمینه های اجتماعی گردد. از نظر بوردیو، بدن به عنوان شکل جامعی از سرمایه فیزیکی، در بردارنده منزلت اجتماعی و اشکال نمادین متمایز است. تبدیل سرمایه فیزیکی در واقع به معنای ترجمه و تفسیر حضور بدنی بر حسب اشکال گوناگون سرمایه (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) در میدان کار، فراغت و ... می باشد. بوردیـو با در نظر گرفتن بـدن به عـنوان یک سـرمایه فیزیکی، هویت های افـراد را با ارزش هـای اجتماعی منطبق با اندازه، شکل و ظاهـر بـدنی مـرتـبط مـی سـازد .-گیدنز

از نظر گیدنز: «خودآرایی و تزئین خویشتن با پویایی شخصیت مرتبط است. در این معنا پوشاک علاوه بر آن که وسیله مهمی برای پنهان‏سازی یا آشکارسازی وجوه مختلف زندگی شخصی است، نوعی وسیله خودنمایی نیز محسوب میشود؛ چرا که لباس آداب و اصول رایج را به هویت شخصی پیوند می زند»

به اعتقاد گیدنز، حالات چهره و دیگر حرکات بدن فراهم‏آورنده قرائن و نشانه هایی است که ارتباطات روزمره ما مشروط به آن‏هاست. به عبارت دیگر، برای اینکه بتوانیم به طور مساوی با دیگران در تولید و بازتولید روابط اجتماعی شریک شویم، باید قادر باشیم نظارتی مداوم و موفقیت‏آمیز بر چهره و بدن خویش اعمال کنیم. هم‏چنین از نگاه وی: «واقعیت این است که ما بیش از پیش مسئول طراحی بدن خویش می شویم و هرچه محیط فعالیت های اجتماعی ما از جامعه سنتی بیشتر فاصله گرفته باشد، فشار این مسئولیت را بیشتر احساس می کنیم» (همان: ص149).

نظریه مبادله

بنا بر نظریه مبادله، پاسخ های فرد بر حسب اصل پاداش و مجازات صورت می گیرد؛ یعنی فرد به آن جنبه هایی که پاداش دربردارد، پاسخ مساعد می دهد و از جنبه هایی که به مجازات می انجامد، اجتناب می ورزد. یکی از اصول کلی در نظریه مبادله، وجود سود در انجام کنش است. در این معنا، کنش فرد در خلأ صورت نمی گیرد و هرکسی در ازای آنچه می گیرد چیزی باید بدهد. هزینه نیز کوششی است که در نتیجهٔ یک انتخاب معین و کنار گذاشتن انتخاب های دیگر از دست رفته و به عبارت دیگر صرف حصول رضایت و پاداش های بالقوه شده است .

در نظریه مبادله، تأیید اجتماعی عنوانی کلی است که می تواند وجه اشتراک همه پاداش هایی باشد که از یک کنش ناشی می شوند. مردم در زندگی خود در جستجوی مطلوب واقع شدن هستند و از آن در روابط اجتماعی خود لذت می برند. تأیید می تواند صورت های ملموس زیادی به خود بگیرد. به عبارت دیگر، موجودات در هر وضعیتی، رفتاری از خود بروز می دهند که بیشترین پاداش ها و کمترین مجازات ها را در بر داشته باشد. بر اساس نظریات مطرح شده به خوبی میتوان فهمید که چرا روی آوردن به عمل جراحی در به این پایه در بین زنان و دختران زیاد شده است. میل به مطلوب واقع شدن. دیده شدن و تحسین شدن باعث میشود تا برای زیباتر شدن شبیه به کسانی شوند که مورد محبوبیت و توجه هستند و حال این افراد چه کسانی هستند؟ سلبریتی ها، انسان هایی که در معرض توجه و دیده شدن هستند و ارزش های سلبریتی ها چه کسانی و چگونه تعیین میکنند؟ دنیا سرمایه داری و مصرف رو به جنون، دنیای مد، برند هایی با قیمت های سر به فلک کشیده، زنان به شدت لاغر اندامی که از مادر شدن و بچه شیر دادن در هراسند تا مبادا بدن و هیکلشان از شکل مطلوب خارج شود. صنعتی که خود را اندام سلبریتی ها پنهان میکند و خود را به مخاطب عام عرضه میکند تا هر چه بیشتر و بیشتر خود را تولید و باز تکثیر کند تا در این میان سود و سود و سود بر زوی هم انباشته کند. این منطق دنیای مدرن و دنیای سرمایه داری است. انسان ها نیز دست به مدیریت بدن میزنند تا روز به روز بیشتر و بیشتر شبیه سلبرتی ها شوند و کسب منزلت پیدا کنند. خودشان را میکشند تا حتما فلان برند گوشی موبایل در دستانشان باشد و اندامشان و لبهایشان شبیه به خانم آنچلینا جولی شود. آنها از خود واقعیشان در گریزند. ان را دوست ندارند. طردش میکنند. و برای همین حاضرند خطرات و درد و هزینه عمل جراحی را بپذریند تا باسنشان شبیه به خانم جنفیر لوپز و لبهایشان به آنجلینا جولی شبیه شود. اینگونه گویا تسکین میابند!

کافی است در خیابان راه بروید یا حتی سلفی های اینستاگرام را مرور کنید تا متوجه شوید چقدر جراحی های زیبایی در سال های اخیر، همه گیر شده است. اگر پیش از این جراحی زیبایی بیشتر برای اصلاح بدشکلی ها مطرح بود، الان دیگر مدت هاست که جراحی زیبایی دقیقا برای شبیه شدن چهره ها به ستاره ها و مشاهیر مد و زیبایی صورت می گیرد.

اگر زمانی خانم ها تمایل نداشتند که کسی متوجه جراحی زیبایی آن ها بشود، الان دیگر با مادی شدن جامعه، کسی دلش نمی آید که دیگران با دیدن چهره او، متوجه ثروت خانواده اش نشوند و به صورت متاقض دوست دارند که به دیگران نشان بدهند که چقدر پول برای تغییر چهره شان صرف کرده اند؛ و در این میان اگر این جراحی های زیبایی، منجر به ایجاد چهره های واقعا دلنشین تر و آرامش بخش تری می شد، باز هم جای سپاس داشت.

حاصل کار، گاهی شبیه یک شوخی می ماند و ما با چهره هایی مواجه می شویم که متعاقب جراحی واقعا بدشکل و هراس انگیز شده اند. با این همه مثلا در قسمت کامنت های اینستاگرام می خوانیم که عده ای، همین چهره های بی روح دفرمه را می ستایند.

گاهی فکر می کنیم که نکند همه اوج گیری چنین روندی، مختص ایران باشد، اما راست اش را بخواهید فرنگی ها هم در حال حاضر همین مسیر را طی می کنند.

به تازگی یک ستاره مشهور غربی های به نام خانم کایلی جنر، با تزریق، لب خود را بسیار بزرگ شد. لب او به اندازه ای ناهنجار شده است که در اینترنت و نشریات، بلاگر ها و روزنامه نویس ها، او را دست می اندازند.

انجمن جراحان زیبایی آمریکا، سال پیش اعلام کرد که میزان جراحی های زیبایی در خانم های بین ۲۰ تا۲۹ سال، در حال افزایش است. برای مثال درخواست تزریق پرکننده ها و حجم دهنده های هیالورونیک اسید یا بوتاکس و حلال های شیمیایی، ۱۰ درصد بیشتر شده است.

جالب است که متقاضیان چنین اعمالی دیگر نمی خواهند که مثلا کمی لب یا انحنا های بدنشان واضح تر و بزرگ تر باشد، آن ها می خواهند که تغیرات ظاهری شان کاملا واضح شود و به زبان عامیانه، کاملا تابلو باشد!

یکی از اعضای انجمن جراحان زیبایی کانادا به نام خانم کتی ریتا هم اشاره می کند که در دو سال اخیر، بیشتر گروه درخواست کننده برای جراحی های زیبایی خانم ها بین ۲۸ تا ۳۳ سال بوده اند. این در حالی است که سابق بر این، بیشتر خانم ها بالای ۵۰ سال یا نوجوان هایی که خواستار درمان آکنه بودند، به آن ها مراجعه می کردند. کار به جایی رسیده ست که خانم های ۲۰ ساله هم درخواست بوتاکس می کنند!

حالا دیگر کسانی که جراحی زیبایی انجام می دهند در شبکه های اجتماعی اشاره می کنند که جراحی انجام داده اند و این امر را زشت یا ناقض زیبایی خدادادی شان نمی دانند!

چرا که نه! وقتی در امریکا بوتاکس صورت بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ دلار هزینه برمی دارد و وقتی یک سرنگ حجم دهنده های صورت و لب مثل Restylane یا Juvederm حدود ۵۰۰ دلار قیمت دارد، یا وقتی که گاهی قیمت یک جلسه لیزر صورت به هزار دلار می رسد، چرا این هزینه زیبایی فخرفروشانه اعلام نشود!

زیبا شدن یا زیبا ماندن حق هر کسی است و ما از انجا که مالک بدن خود هستیم، حق داریم که در جهت خشنودی روحی و جسمی خود، تغییراتی در آن اعمال کنیم. اما سؤال این است که ملاک خشنودی، خوشبختی یا زیبایی چیست؟

زمانی بیشتر ستاره های سینما، مد یا مانکن های نیاز به جراحی های زیبایی داشتند، اما حالا دیگر در کشور های غربی بلاگرها، ستاره های یوتیوب و اینستاگرام هم به این عده پیوسته اند. آن ها هم دیگر نیاز به تغییر چهره دارند!

محبوب شدن عکس از خود، یا سلفی هم اوضاع را بدتر کرده است. شیفتگان سلفی به صورت نارسیستیک، عکس هایی از خود منتشر می کنند که پیداست ساعت ها برای گرفتن آن وقت صرف می کنند، هر چند که اگر از خودشان بگیرید، کتمان می کنند! در حالی که معمولا پزشکان توصیه می کنند که جراحی های زیبایی تا زمان فرم گرفتن کامل صورت، یعنی تا ۱۸ سالگی، به تأخیر انداخته شود، شکیبایی نوجوان ها برای اعمال زیبایی در حال کاهش است و آن ها نمی توانند تا این سن برای جراحی زیبایی بینی یا گونه و لب ساختن، صبر کنند.

چیز های نگران کننده دیگر؟

یکی از چیز های نگران کننده، هزاران ویدئوی یوتیوب برای آرایش و گریم که بعضی از آن ها به صورت نگران کننده ای می خواهند لایه برداری و یا تزریق خانگی ژل را آموزش بدهند؛ و چیز نگران کننده دیگر سوء استفاده هوشمندانه شرکت های ساخت مواد و ابزار های زیبایی است. آیا واقعا فکر می کنید که این همه وسایل گران قیمت که می خواهند مدرن هم نمایانده شوند، می توانند صورت شما را زیباتر کنند؟

شبکه های ماهواره ای، نشریات و کاتالوگ ها پر هستند از انواع قرص، دم کرده ها، دستگاه های لاغری موضعی، ابزار های تناسب اندام. اما آیا این ها می توانند معجزه کنند و در حالی که کسی ورزش مرتب نمی کند و جمع جبری کالری های دریافتی اش از کالری های مصرفی، بیشتر است، به او اندام متناسب و یا شکم سیکس پک بدهند؟!

و چیز نگران کننده دیگر، تغییر معیار های زیبایی شناسانه همه ماست؟

ما وارد عصری شده ایم که گوناگونی صورت ها، در حال کاهش یافتن است. تلویزیون، ویدئوکلیپ ها، نشریات و رسانه های اجتماعی، در حال یکسان کردن مفهوم زیبایی هستند و جراحی های زیبایی هم به مردم کمک می کنند که واقعا، صورت های خود را تغییر بدهند و به ایده آل کذایی، نزدیک کنند.

آیا محدود کردن زیبایی به یک نوع لب، گونه، رنگ چهره یا انحنای بدن، کار درستی است؟

مطلب دیگر، جذابیت عرصه زیبایی برای پزشکان، چه در ایران و چه در غرب است.

چرا باید این همه پزشکان ما، مشتاقانه این قسمت را دنبال کنند؟

ملامتشان نکنید، در حالی که در جامعه عملا پزشکانی که بیشترین تلاش را برای سلامتی عمومی می کنند، نادیده گرفته می شوند و در مقام «عمل»، به پزشکان توانگر بیشتر توجه می شود، تا تلاشگران عرصه سلامت، طبیعی است که پزشکان به جای درگیر کردن خود با عرصه های پردردسر، به میدان های کم دردسرتری روی بیاورند که در آن به جای آه و ناله ها، با مشتریانی روبرو شوند که با پول نقد، تنها در پی زیباتر کردن هستند.

منابع: پورتال جامع علوم انسانی، بیتوته