فروید و انگیزه های مهمتر از عمل

انگیزه در انجام هرکار نقش مهمّی دارد از اینروست که دادگاه ها می کوشند انگیزه یک متهم را از ارتکاب جرم دریابند

انگیزه در انجام هرکار نقش مهمّی دارد؛ از اینروست که دادگاه ها می کوشند انگیزه یک متهم را از ارتکاب جرم دریابند. اهمیت انگیزه ها از آنجایی مضاعف خواهد شد که ما هیچگاه نمی توانیم عمل انجام شده را تغییر دهیم امّا

می توان انگیزه انجام آن عمل را تغییر دارد. تغییر پذیری انگیزه ها موضوعی است که در مقاله حاضر مطالعه می شود.

" در ۱۸۷۳ در دانشگاه وین ثبت نام کرد و پس از بررسی رشته های متعدد، به علم پزشکی روی آورد. انتخاب او تنها به منظور درمان بیماران نبود. زیکمونت فروید جستجوگری کنجکاو و درصدد حل پاره ای از معماهای طبیعت بود. در هنگامی که فروید تحقیقات پزشکی خود را دنبال می کرد، به این نتیجه دست یافت که بسیاری از پدیده های اسرارآمیز، از جریانهای پیچیده ذهن ناشی می شوند. "

زیگموند فروید بنیانگذار روانکاوی، برای القای مقصودش نیازمند آن بود که به وضع واژگانی بپردازد. وی بدین منظور واژگانی را ازادبیات محاوره و یا از نویسنده و حوزه فکری خاصی وام می گرفت:

" علیرغم این که این اصطلاحات همگی به عنوان لغات فنی روان کاوی شناخته شده اند و جزو زبان خاص این علم هستند و غالباً مورد تقلید قرار گرفته اند، مع الوصف فروید آن ها را با توجه به کاربرد طبیعی شان در زبان رایج اخذ کرده است؛ البته با تعریفی مجدد از آن ها که با کاربردشان در علم ماوراء النفس همخوانی داشته باشد.

به کرّات پیش می آید که فروید کلمه ای رایج را از زبان می گیرد و بدان جهتی می بخشد که به صورت اصطلاحی خاص برای او درمی آید. از آن جمله است اصطلاح < آشناغریبی > که در زبان آلمانی تعبیری رایج و متعلق به زبان معمولی است. "

گاه نیز با نوآوری به وضع واژه هایی نوین می پرداخت؛ بدین ترتیب بود که زبان جارگِن روانکاوی با نوآوری و گاه مصادره به مطلوب پدید آمد.

نشر نی، کوشیده است با انتشار مجموعه کتابهای واژگان ... به تعریف واژگان زبده فروید و دیگر اندیشمندان بپردازد. ضمن تأکید بر ضرورت انجام این کار باید گفت بر خلاف عباراتی که بر پشت جلد این مجلدات آمده است:

" مجموعه واژگان ... اصطلاحات اصلی هر فیلسوف را به ترتیب حروف الفبا ارائه می دهد و کار را بر مبنای این اصل می آغازد که هر فیلسوفی فقط در زبان و واژگان خاص خود یا واژگان مشترکی که از آنِ خود کرده است، قابل فهم است.

رویکرد این مجموعه به هر مفهوم سه سطح را در بر می گیرد که در متن با ستاره (*) مشخص می شوند:

نخست تعریفی پایه ای و قابل فهم برای دانشجویان مبتدی؛ دوم رویکردی علمی برای دانشجویان پیشرفته تا مدرسان؛ و سرانجام رویکردی آزاد تر که تأویلی وسیع تر امکان پذیر می کند، مثلاً مطالعه بازتاب این مفهوم در بطن نظام فلسفی."

این مجموعه کتابها چندان برای دانشجویان مبتدی غامض و پیچیده است که برای فهم آنها نیاز به تعریف دوباره می باشد!

یکی از واژگان فروید اصطلاح <دلیل تراشی > می باشد.دلیل تراشی عبارت است از منسوب کردن رفتار خود به انگیزه های غیرواقعی. از آنجایی که در قضاوت درباره هرکاری، انگیزه نقش بسیاری دارد گاه افراد می کوشند انگیزه هایی برتر به خود نسبت دهند. برای فهم تاثیر انگیزه ها می بایست به تفتیش دادگاه ها برای دریافت انگیزه متهم ازارتکاب جرم توجه داشت. انگیزه یک مجرم گاه می تواند مشمول < علل مخفّفه > گردد و از شدت مجازات وی بکاهد.

ویکتورهوگو نویسنده نامدار فرانسوی، در داستان کلود ولگرد ضمن انتقاد از قوانین کیفری فرانسه به موضوع انگیزه ها پرداخته است. در بخشی از این داستان، کلود که گویی از سر اضطرار به دزدی پرداخته و بازداشت شده است در دفاع یکی از زندانیان به نام آلبن می گوید: این دزدی است که نان خود را با گرسنگان تقسیم می کند. و آنگاه که انگیزه کلود و آلبن را از ارتکاب دزدی می یابیم از حالشان به رقّت می افتیم. در جای دیگر، دادستان می کوشد با اسناد انگیزه ایی دروغین به کلود، او را از شمول علل مخفّفه محروم کند.

برای مفهوم دلیل تراشی، نمونه های رایجی را می توان برشمرد. یکی از این نمونه ها که در جوامع مذهبی به آن برمی خوریم اینست که افراد می کوشند برای کارهای گاه ناصواب خود انگیزه های دینی دست و پا کنند تا مگر خود را تسکین دهند و یا دیگرانی را که دغدغه های مذهبی دارند بفریبند. ممکن است چنین کسانی از سر خودخواهی و شهرت طلبی به انجام کاری دست زنند اما انجام این کار را انجام وظیفه بخواند! و یا چنانچه مرسوم است به این و آن دروغ بگویند و آنرا < دروغ مصلحتی > بخوانند!

< حسن تعلیل > در صنایع ادبی، آرایه ایست که تقریباً به مفهوم دلیل تراشی در اصطلاح روانکاوی می ماند. حسن تعلیل به معنای اسناد علّتی غیرواقعی به پدیده ها، و رفتار آدمیان می باشد؛کاربرد این صنعت در متون ادبی به زیبایی و تاثیرگذاری کلام می افزاید. در زیر نمونه هایی از کاربرد این صنعت را در غزلیات سعدی می خوانید؛ شاید بتوان گفت در ادب فارسی سعدی به بهترین شیوه این آرایه را به کار گرفته است:

خاک پایش خواستم شد بازگفتم زینهار

من بر آن دامن نمیخواهم غبار خویش را

***

نی که می نالد همی در مجلس آزادگان

زان همی نالد که بر وی زخم بسیار آمدست

***

قیام خواستمت کرد عقل میگوید

مکن که شرط ادب نیست پیش سرو قیام

در پایان یادآور می شوم که حسن تعلیل و یا دلیل تراشی، از محاسن شعر می باشد زیرا درباره شعر گفته اند زیباترین شعر، خیالی ترین و دروغین ترین آنهاست:

کاملان چو در سخن سُفتند

اَعذَبُ الشّعر الکِذبُهُ گفتند

امّا دلیل تراشی در زندگی واقعی، نه تنها پسندیده نیست بلکه مشمئزکننده، زشت و انزجارآور است.

جواد برخوردار

کارشناس ادبیات فارسی و پژوهشگر تاریخ علم

مقاله منتشر شده ای از جواد برخوردار در شماره ۵۷۲ نشریه دانشمند، خردادماه ۱۳۹۰. این مقاله به تغییرپذیری انگیزه ها و مطالعه آن در آثار زیگموند فروید بنیانگذار روانکاوی می پردازد.

فهرست مآخذ:

۱. هوگو، ویکتور، کلود ولگرد، ترجمه محمد قاضی، موسسه انتشارات نگاه، تهران، ۱۳۸۷، چاپ دوّم.

۲. کلیات سعدی، به اهتمام محمدعلی فروغی، موسسه انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۳، چاپ چهارم.

۳. جامی، عبدالرّحمان بن احمد، مثنوی هفت اورنگ، به تصحیح مرتضی مدرّس گیلانی، انتشارات اهورا و مهتاب، تهران، ۱۳۸۶، چاپ دوّم.

۴. مشاهیر قرن بیستم ، ترجمه منیژه شیخ جوادی، ویراستار فهیمه محبی زنگنه، نشر پیکان، تهران، ۱۳۸۴، چاپ اوّل.

۵. اَسون، پل لوران، واژگان فروید، ترجمه دکتر کرامت اله مولّلی، نشر نی، تهران، ۱۳۸۶، چاپ اوّل.

۱. مشاهیر قرن بیستم ، ص ۱۱.

۲. Sigmund Freud (۱۹۳۹_۱۸۵۶)

۳ . واژگان فروید، صص۱۸ و ۱۹.

۴. Rationalisation

۵. Victor Hugo (۱۸۸۵_۱۸۰۲)

۶. کلود ولگرد، ص۳۳.

۷. همان، صص ۳۵ و ۳۶.

۸. غزل ۱۳.

۹. غزل ۵۹.

۱۰. غزل ۳۵۸.

۱۱. مثنوی هفت اورنگ، ص ۶۴. (ترجمه: شیرین ترین شعر، دروغین ترین آنست.)