کتابخانه خانه شعر

کتابخانه و ادبیات دو یار دیرین

نقش و جایگاه مهم کتابخانه در پیشرفت و توسعه همه جانبه جوامع امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار شده و به تناسب درک این موضوع، مفهوم کتابخانه نیز به نحو قابل ملاحظه ای گسترش یافته و دامنه انتظارات جامعه از آ ن بیشتر شده است.

برخلاف گذشته ها هم اکنون کتابخانه تنها محلی برای نگهداری کتاب های متعدد، امانت دادن و باز ستاندن کتاب نیست، بلکه در کنار این مهم کتابخانه ها نقش و رسالتی عظیم تر را برعهده گرفته اند و با ارائه خدمات متعدد و متنوع در ارتقای فرهنگی اجتماع، تاثیر چشمگیری را برجا گذاشته و می گذارند.

در سرزمینی که از دیرباز مهدکتاب و کتابخانه های بزرگ بوده و اندیشوران بلندآوازه آن دلبستگی اعجاب انگیزی به این امر داشته اند واز این رهگذر منشاء تحولات شگرف و شگفتی شده اند، بدیهی است که توقعات در این خصوص بسیار بالاتر و ژرف نگرانه تر باشد.

در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به شکل فزاینده ای بر تعداد کتابخانه های کشور افزوده شده است و در کنار این موضوع در امر تعریف و کارکرد کتابخانه ها نیز شاهد تحولات امید آفرینی بوده ایم که اگرچه تا رسیدن به نقطه مطلوب هنوز هم راه درازی در پیش است، اما آنچه به ثمر رسیده از چشم تیزبین اصحاب اندیشه و ادب و هنر دور نمانده و امید آنها را برای حرکت به سمت آینده ای روشن فزونی بخشیده است.

کتابخانه و ادبیات بی گمان دو یار دیرین هستند که هیچ گاه دمی از یکدیگر جدا نبوده اند و شاعران و نویسندگان همواره کتابخانه را مامن و خانه خویش دانسته و چه بسیار اوقات خویش را در این مکان مقدس به سر برده اند.

اگرچه استفاده از منابع فراوان کتابخانه ها فرصتی ناب و ارزنده برای اهل قلم- خصوصا آ نان که استطاعت مادی چندانی ندارند- بوده است و این امکان را در اختیار آنان قرار داده تا به سهولت به کتاب های مورد نیاز خویش دسترسی داشته باشند و هم اینک نیز کتابخانه ها با نیاز سنجی از اعضا و مراجعان دائما در این طریق می کوشند تا مخزنشان هرچه بیشتر پاسخگوی نیازهای مطالعاتی علاقه مندان باشد، لیکن امر استفاده بهینه از فضای کتابخانه برای برگزاری نشست های ادبی و نیز تاسیس کانون ادبی، رویداد مبارکی است که یقینا ثمرات و برکات نیکویی به همراه دارد و در رونق و شکوفایی ادبیات و ارتقای سطح فرهنگی جامعه بی تاثیر نخواهد بود.

به گواه تذکره های به یادگار مانده از دوران کهن، از دیرباز در این سامان انجمن های ادبی به همت دوستداران شعر و ادب شکل گرفته و به همین واسطه این انجمن ها پایگاهی برای همفکری و نقد ادبی به شمار می رفته اند که همین امر خدمت بزرگی بوده است در جهت تعاطی افکار، تضارب آراء و وفاق و همدلی در جامعه سخن سرایان، بویژه اشخاص جوان و مستعدی که در آغاز راه سخنوری نیاز به آموزش و نقد داشتند و همین اشخاص پس از گذشت چندی، به سبب تلمذ و بهره جستن از چنین جلساتی در شمار ناموران و مفاخر شعر و ادب پارسی درآمدند و کوشیدند تا خود نیز در این مسیر خدمتگزار جوانان دیگر باشند که با سری پرشور و دلی پرامید، تازه در این راه قدم گذاشته اند.

بی تردید اگر این دیار خاستگاه سخنوران نامداری بوده است این مهم با انجمن های ادبی و حمایت هایی که از این شخصیت ها صورت گرفته، بی ارتباط نیست، زیرا ظهور شخصیت های بزرگ همواره نیازمند فراهم آمدن مقدمات و تمهیداتی است که نمی توان نقش جامعه را در سلب یا پیدایش آن منکر شد. لذا جای آن دارد که جامعه با نگرشی ژرف اندیشانه و آینده نگرانه، بستر مساعدی را در این خصوص فراهم آورد و با سرمایه گذاری و برنامه ریزی هوشمندانه امکان تحقق آرزوهای بزرگ را مهیا کند که به قول شاعر «خرمنی می بایدت، تخمی بکار»

در روزگار ما بی شک تاسیس کانون های ادبی در کتابخانه های تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی کشور، حرکتی پرثمر و ستودنی است هرچند که این فعالیت در مجموعه کتابخانه های استان تهران جلوه افزونتری دارد و شاید علت آن حضور موثر رضا عبداللهی شاعر و ادیب نام آشنای زمانه ما باشد که همواره در این عرصه حضوری متعهدانه و با انگیزه داشته و پیگیری های مجدانه او همواره امیدبخش و حرکت آفرین بوده است.

تاسیس کانون های ادبی در سطح کتابخانه های عمومی استان تهران و برگزاری جلسات ادبی منظم هفتگی در این کتابخانه ها حرکت شایسته ای است که جای آن دارد به عنوان الگویی ارزنده و تحرک آفرین در سطح تمامی کتابخانه های کشور مورد توجه قرار گرفته و چنین امکانی در اختیار مردم ادب دوست شهرستان نیز قرار گیرد.

تاسیس کانون ادبی در کتابخانه های عمومی و برپایی جلسات آن به طور مرتب و منظم دارای نتایج پربار و فرخنده ای است که بر فرهیختگان و صاحبدلان پوشیده نیست و البته چنین کانون هایی با موضوعات دیگر نیز می تواند در رونق بیش از پیش کتابخانه ها نقش پررنگی ایفا نماید و بر شمار اعضا و مخاطبان کتابخانه به نحو قابل ملاحظه ای بیفزاید.

تاسیس کانون های ادبی در کتابخانه ها علاوه بر فراهم آ وردن امکان آ موزش و نقد آثار این فرصت را فراهم می آورد تا اشخاص از نزدیک بتوانند با شاعران و نویسندگان روزگار خویش آشنا شوند در واقع این کانون ها پلی بین اهل قلم و دوستداران ادبیات است و از این رهگذر در نتیجه حضور اهل قلم در جلسات، دوستی های پایدار و موثری بین اشخاص و کسانی که دارای ذوق و قریحه و اشتراکات فکری هستند پدید می آید و به همین لحاظ کتابخانه ها به محلی برای شکل گیری پاتوق های فرهنگی که یکی از نیازهای نخبگان جامعه است مبدل می شود که همین تبادل افکار و دیدارها می تواند نقش مهم و سازنده ای داشته باشد.

مخاطبان کانون ها را غالبا دو گروه تشکیل می دهند؛ نخست کسانی که دارای استعداد و ذوق ادبی هستند که این گروه با حضور در جلسات و بهره مندی از راهنمایی های استاد و نقد دیگر اعضای جلسه به تدریج رشد نموده و پله های ترقی را می پیمایند.

گروه دوم مخاطبان کانون ها، معمولا کسانی هستند که از استعداد چندانی در این زمینه بهره مند نیستند اما از آنجا که علاقه مند به ادبیات هستند گمان می برند که دارای استعداد و قریحه ادبی می باشند. اهمیت کانون ها برای این اشخاص در آن است که این گروه پس از چندین جلسه حضور خود را محک زده و شخصا در مقایسه با دیگران در می یابند که در چه رتبه ای قرار دارند و لذا به جای حضور بی مورد دراین عرصه با درک واقعیات درصدد بر می آیند تا استعداد حقیقی خویش را کشف کرده و در آن عرصه به تلاش و تکاپو بپردازند.

تلاش نهاد کتابخانه های عمومی برای دعوت از اساتید آگاه و متعهد و نظارت مستمر بر فضای جلسات این مزیت بزرگ را دارد که خانواده ها با اطمینان از محیط سالم و بهره مند از ادب و اخلاق می توانند از حضور نزدیکان خویش در این جلسات آرامش خاطر داشته باشند زیرا متاسفانه گاه فضای برخی از انجمن های خصوصی به انحرافاتی آلوده بوده است که طبعا نگران کننده است. از این زاویه نیز شکل گیری چنین کانون هایی را می توان پاسخ به یکی از نیازهای اساسی برخی از اقشار جامعه به شمار آورد و گامی در مسیر امنیت فرهنگی که به نوبه خود نکته ای حساس و شایان توجه است. حضور در جلسات کانون ادبی را تنها نمی بایست به فراگیری و نقد ادبی محدود و منحصر کرد.

حضور در این جلسات در شکل گیری شخصیت اجتماعی، باورمندی و رشد اخلاقی و ارتقای فرهنگی نیز نقش شگرف و غیرقابل انکاری دارد این تغییر و تحول شخصیت و منش هنرجویان را که آرام آرام به وقوع می پیوندد استادان با مرور زمان به تدریج و عینه مشاهده و ملاحظه می کنند و از آن لذت می برند. به عبارت دیگر اشخاصی که به این کانون ها روی می آورند رفته رفته تحت تاثیر شخصیت استاد و فضای فرهنگی حاکم بر جلسه، علاوه بر آ موختن قواعد و صنایع ادبی، با آموزه های دیگری نیز آشنا می شوند که چه بسا در صورت عدم حضور در محیط کانون، چنین مجالی هرگز برای آ نان فراهم نمی شد و از درک چنین معنویتی بی بهره می ماندند.

در حال حاضر تنها چندین کتابخانه عمومی شهر تهران از سالن آمفی تئاتر برای برگزاری همایش های گسترده ادبی برخوردارند که می توان به کتابخانه های پارک شهر و کتابخانه محقق حلی اشاره کرد که این نکته نیز بیانگر آن است که در طراحی و ساخت کتابخانه ها می بایست به این موضوع نیز به عنوان یکی از نیازهای رو به رشد جامعه توجه بیشتری نشان داده شود زیرا چنین سالن هایی امکان برگزاری جشنواره ها و سوگواری های ادبی یا همایش های علمی و پژوهشی را در جنب فعالیت های کتابخانه فراهم می آورد که این فعالیت ها نیز به نوبه خود دارای نقش و جایگاه ویژه ای می تواند باشد.

یکی از نکات قابل ذکر دیگر در این باره موازی کاری ها و وجود کتابخانه های متعددی است که تحت پوشش سازمان های دیگری در گوشه و کنار شهر دیده می شود جای تاثر دارد که گفته می شود این کتابخانه ها از ضعف مدیریت و برنامه ریزی هدفمند و کارشناسانه بی بهره اند و از این رو به نفع جامعه است تا این قبیل کتابخانه های پراکنده نیز تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی کشور

در آیند تا این امر سر و سامانی یافته و سپردن کار به جماعت کاردان، امکان بهره مندی تمامی اقشار از امکانات موجود به نحو احسن فراهم آمده از اتلاف امکانات و ایجاد هزینه های بی مورد و اسراف و تبذیرهایی که در این زمینه وجود دارد جلوگیری شود. این نکته به راستی جای تعجب و تامل است که با وجود نهاد کتابخانه های عمومی کشور و با حضور و تجربه فراوان در این وادی چرا برنامه ریزی و هدایت تمامی کتابخانه ها هنوز به این نهاد سپرده نشده است؟!

کامران شرفشاهی