حجاب ایرانی , حجاب شایسته

در این مقاله نویسنده به بررسی حجاب او پوشش ایرانیان در زمان باستان پرداخته است

منیژه منم دخت افراسیاب

برهنه ندیدی رخم آفتاب

اگر به لغت نامه دهخدا مراجعه کنیم ، در باب معنای حجاب آمده است : در پرده کردن ، حجب ، روگیری ، عفاف ، حیا ، بازداشتن

مگر حجاب چه چیزی است که استواری در آن ، موجب عفاف و حیا می شود و از بسیاری از مسائل باز می دارد ؟!

مقوله ی حجاب در دنیا ، دارای بحثی گسترده ، به گستردگی تاریخ بشریت است ؛ انسان ها در ادوار مختلف در باب چگونگی پوشاندن خود به درک مختلف و رو به رشدی رسیده اند ، و ادیان هم پرده از اسرار وجوب حجاب برای بشریت برداشته اند و البته اسلام کاملترین آن را بیان کرده .

اما نکته ای که مرا بر آن داشت که درباره حجاب ایرانی ، به تحریر این سطور بپردازم ، این است که ، مدتی است دل مشغولی این بحث را دارم که عده ای ایران باستان گرا ، که البته آگاهی کاملی هم در باب تاریخ ایران باستان ندارند ، مدعی هستند که ، اسلام آزادی ایرانیان و به ویژه زن ایرانی را گرفته ، و موجب عدم رشد زنان ایرانی شده ، و با بی توجهی به آزادی فردی ، زنان را مجبور به پوشش شدید می کند . این عده که بهره ای اندک از تاریخ ایران باستان دارند ، گمان می کنند که آنچه در عصر پهلوی در باب رفتار زنان رواج داشته ، همان است که در ایران باستان بوده !

غافل از این معنا که آنچه در عصر پهلوی درباره رفتار و پوشش زنان رخ داده ، همگی اعمالی نو بوده ، و هیچ ربطی به اصالت ایران و ایرانی ندارد ، بلکه این اعمالی که توسط حکومت پهلوی درباره پوشش زنان رخ می داده به اشاره غرب صورت می گرفته است .

از سوی دیگر ، غرب هم با ساخت فیلم هایی درباره تاریخ ایران ، که البته تاریخ تحریف شده ای می باشد ، به رشد این باور غلط ( که در ایران باستان زنان در پوشش آزاد بودند و حجابی وجود نداشته ، که این باور غلط هم اینک در اذهان افرادی از جامعه ما ایجاد شده ) دامن می زند . در فیلم شاهزاده ایرانی ، شاهد آن هستیم که شاهزاده خانم قلعه الموت ، با لباسی نیمه برهنه به تصویر کشیده شده است و رفتاری کاملا آزادانه و به دور از حیا دارد .

این فیلم و امثال آن ، ضمن ارائه تاریخی جعلی از ایران ، که البته هدفمند هم می باشد ، با توجه دادن بیننده به آزادی زن در پوشش و رفتار ، قصد آن را دارد که این مدعا را در اذهان مخاطبین به اثبات برساند که : زن ایرانی در ایران پیش از اسلام آزاد بوده و خود را نه در رفتار و نه در پوشش ، مقید به هیچ قیدی نمی کرده .

قصد من از تحریر این نوشتار ، بیان واقعیت حجاب در ایران پیش از اسلام است ، آن هم به صورت کوتاه و مختصر و البته با بیان شواهدی دقیق و محکم ، تا به امید خدا روزنه روشنی برای محققین دیگر ایجاد کنم ، تا آنها به خلق آثاری مفصل تر درباره حجاب ایرانی بپردازند .

ویل دورانت معتقد است ، پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته است که می توان ایران را منشا اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست .

▪ چرا حجاب ؟

ابتدا باید به این سوال پاسخی مناسب داد و سپس به بیان شواهد موجود در متون تاریخی درباره حجاب زنان ایرانی پرداخت .

حجاب و پوشش ، تدبیری است که هم موجب گرانبها تر شدن زن در نزد مرد به نحو اخص و در نزد جامعه به نحو اعم می شود ، و هم موجبات دفع بسیاری از فسادهای اجتماعی را فراهم می کند .

یک مثال برای این مطلب کفایت می کند : در طلا فروشی ها ، سرویس های طلای گران قیمت ، در گاو صندوق نگهداری می شود و به مشتری هایی که خریدار واقعی هستند ، عرضه می شود ، و طلاهایی که قیمت پایین تری دارند در ویترین عرضه می شود ، و البته طلاهای بدلی هم در کنار خیابان و در دست دستفروشان دست به دست می گردد !!!

اینک زنان خود تامل کنند ، که می خواهند همچون طلایی گران قیمت در پوشش و حفاظ باشند و یا مانند طلایی بدلی و بی ارزش در دست مردمان پست ، دست به دست شوند ؟!!

متون تاریخی موجود درباره ایران باستان ، به جهت آنکه از روی سنگ نگاره ها ، کتیبه ها ، مهر ها ، سکه ها و یافته های دیگر باستانشناسی گرد آمده ،و اقسام دیگر منابع مثل روایات و خاطره ها و ... بسیار اندک می باشد ، از اینرو آنچه که بدست می آید ، بیشتر به مسائل موجود در دربار ها پرداخته و تاریخ شاهان را بیان می کند و کمتر از زندگی روزمره مردم چیزی بدست می آید .

اما آنچه که در این باره موجود است ، قابل تامل و توجه می باشد و این مسئله را اثبات می کند که در ایران پیش از اسلام هم ، حجاب مورد توجه بوده است .

▪ دوره ماد و هخامنشیان

بناهای شناخته شده ی ایرانی در این ادوار ، تصویری را از زنان ارائه نمی دهند ، که این خود مسئله ای قابل تامل و تفکر است !اگر چه این مسئله باعث بدست آمدن اطلاعات اندک ما از پوشش زنان این دو دوره شده ، اما تصاویر کمی از زنان در وسایلی ماننده ، پارچه ، مهر ها ، اشیای زینتی و ... به چشم می خورد .

بعضی از اشارات ، پیرامون حجاب زنان ایرانی ، از سوی نویسندگان عهد کهن صورت گرفته ، از جمله اشارات کتزیاس درباره ملکه ایران و یا نوشته های هرودت .

آنچه مسلم می باشد ، این است که ، در نقوشی که از زنان بر روی وسایل یاد شده و امثال آنها بدست آمده و یا اشارات نویسندگان یونانی ، زنان درباری : لباس چین دار و کیتون پر حجم « ایونی » تن می کردند . گاهی هم دیده شده ، زنان بالاپوشی چون چادر امروزی که سر و گردن را می پوشاند به سر می کردند .

از شواهد تاریخی دیگر در باب حجاب زنان ایرانی عصر ماد و هخامنشیان می توان به موارد زیر اشاره کرد :

۱) سرپوشی زنانه تکه دوزی شده با چرم که از منطقه پازیریک بدست آمده ، این سرپوش به نحوی است که فقط صورت دیده می شود و دیگر نواحی سر به طور کامل پوشیده می شود ؛ این سرپوش به قدری بلند است که اطراف گلو را می پوشاند .

۲) نقش مهری ، که در آن خانمی به همراه ملازمانش حضور دارد . جالب آنکه هم این زن سرشناس و هم ملازمانش ( که مسلما از نظر جایگاه اجتماعی ، پایین تر از وی بوده اند ) دارای پوششی کامل ، شامل: سر پوش بلند ، و لباس بلند و پرحجم و غیر بدن نما هستند .

۳) و یا حجاری که بر روی سنگی در ارگیلی ((ERGILI واقع در شمال غربی آناتولی می باشد . در این حجاری زنی ایرانی با پوششی چادر مانند بر مرکبی سوار است .

البته باید توجه داشت که این پوشیدگی از روی حیا و عفت ، به هیچ عنوان مانع فعالیت های اجتماعی زنان این عصر نمی شده ، و همان طور که خانم پروفسور ماری کخ بیان می کند : در عصر هخامنشیان ، زنانی بودند که در کارهای تولیدی و بیرون از خانه فعالیت می کرده اند و حتی برخی هم« سرکارگر» بودند .

همان طور که اینک در عصر حاضر بیگانگان ، فرهنگ ما را نمی شناسند و در مورد آن هر آنچه که بخواهند می گویند ، در اعصار گذشته هم همین طور بوده ، مثلا پلوتارک ( تمیستوکلس ، بند ۲۶ ) می نویسد : « اغلب بربر ها ، مخصوصا ایرانی ها ، درباره ی زنان شان طبعی بسیار حسود دارند . مرد های ایرانی نه تنها به شدت مواظب اند تا چشم بیگانه ای بر زنان شان نیفتد ، بلکه درباره زنان خریداری شده و برده ی خود نیز سخت پای بند حراست اند . زن ها در خانه ها پشتِ بَست و کلون زندگی می کنند و به هنگام سفر در حصار چادر ارابه قرار دارند »

پر واضح است که این سخنان به جهت عدم شناخت صحیح فرهنگ ایران زمین ، خالی از واقعیت است . اما از درون این شرح که استنباطی باطل دارد، می توان مفاهیمی صحیح برداشت کرد ؛ این نوشته نشان می دهد که: مرد غیور ایرانی حاضر نیست که زنان خانه اش بی واسطه و حجاب در جامعه حاضر شوند، چرا که برای او ارزش غائل است و به فکر سلامت جامعه و خانه ی خود است . این همان نگاهی است که اسلام بر آن مهر تایید زده است .

و از سوی دیگر همانطور که گفته شد ، برخی از زنان به تناسب نیاز ، در بیرون منزل شاغل بوده اند .

از مسائل قابل توجه برای زنان شاغل عصر هخامنشیان می توان به : مرخصی های بارداری ، خدمت در شهر محل سکونت و افزون بودن حقوق زنان سرپرست خانواده اشاره کرد .

پس جامعه ی ایرانی عصر هخامنشیان ، علاوه بر حفظ ارزش زن و کرامت و عفت وی ، در صورت نیاز به کار برخی زنان ، وسایل راحتی را برای آنان فراهم می کرده است ، و این امری قابل توجه است .

▪ اشکانیان

در باب اشکانیان ، به طور کل ، آثار تاریخی و حجاری های کمتری نسبت به دیگر اعصار تاریخ باستان ایران وجود دارد ، چرا که بسیاری از آثار و ابنیه و حجاری های این عصر به مرور زمان و یا به دست سلسله های بعدی ویران شده است . اما از آنچه که از آثار این عصر مانده باید ، این مطلب را بیان کرد که: زنان به ندرت در حجاریهای پارتی به تصویر کشیده شده اند .

و مطالب ما در خصوص حجاب زنان اشکانی از روی همین معدود حجاری ها و پیکره هایی می باشد ، که از آن عصر بجا مانده .

لباس اصلی زنان پارتی ، مرکب از تن پوشی است پرچین و بلند با کمربندی ، که این تن پوش روی قوزک پا ها همراه با چینهای ظریف و فراوان می افتاده .

پر واضح است که این لباس ، دارای پوشیدگی کامل بدن می باشد و علاوه بر زیبایی و ظرافت لازم ، بدن نما نیز نمی باشد . نمونه این لباس و طرح ها مذکور ، در دو تندیس سنگی ملکه اشکانی که در عراق وجود دارد ، قابل ملاحظه است( ۱ : عراق- کاخ هترا ، ۲: عراق – موزه آثار باستانی شهر بغداد )

از دیگر اجزا جامه زنانه ، پوششی بوده که سر را به طور کامل می پوشانده . پای افزار آنان هم به احتمال قوی ، مشابه مردان بوده ، اما آثار شناخته شده چنان اندک و مختصرند ، که امکان استنتاجات بیشتر را فراهم نمی سازد .

اما از آنچه که به دست ما رسیده و بیان شد ، در می یابیم که پوشش زنان این عصر هم ، مانند عصر ماد و هخامنشیان ، پوششی کامل ، زیبا ، ظریف و شایسته بوده است .

▪ ساسانیان

لباس مورد استفاده توسط زنان غیر دَرباری ، شامل تونیک بلندی بوده که اقتباسی از کیتون یونانی بوده است .

این تونیک یا بدون کمربند بود و آستینهای بلندی داشت ، یا اینکه بی آستین بود و با کمربندی بسته می شد . این جامه در آغاز پادشاهی شاپور اول ، در موزائیک های بیشاپور ظاهر گشت . پوششی که بر روی تونیک پوشیده می شد ، روی اعضای پایین بدن انداخته شده و از روی شانه چپ ، رد می شد و در واقع خلف جامة چهارگوش یونانی بود که بعدا توسط زنان متشخص رومی پوشیده شد .

این پوشش در شانه گره خورده یا با عبور سر از داخل آن پوشیده می شد . این پوشش در قسمت فوقانی ران ها نیز با حلقه هایی از نقش گل ، در حاشیه ای مزین به زیور آلات آراسته می شد .

این پوشش غالب در عصر ساسانی است ، که البته اطلاعات کمی در مورد پوشش سر وجود دارد و شواهد موجود ، دلالت بر استفاده از سربند هایی دارد ، که کلاهی مستطیلی شکل بوده . در طبقه سلطنتی هم از سربند های ظریف تر استفاده می شده است .

منابع اطلاعاتی برای شناخت پوشش عصر ساسانی ، حجاریهای مختلف از جمله طاق بستان و یا نقش کاشی ها و سکه ها و ... می باشد .

در پایان باید بیان کرد که زنان ایران زمین ، در پی تدبیری عاقلانه و در سایه غیرت مردان ایرانی ، پوششی را انتخاب کرده اند،که ضمن حفظ ارزش و منزلتشان و حفظ حیا و عفتشان ، موجب سلامت اخلاقی جامعه نیز می شود ، و البته این پوشش که واقعا پوشش شایسته است ، مانعی بر سر راه حضور زنان در عرصه ی فعالیت های مفید اجتماعی(آن هم به شرط ضرورت ) نمی باشد .

سید علیرضا واعظ موسوی

کارشناس تاریخ