آریایی , پارسی , ایرانی

ای سرزمین اساطیری , ای آبرومند سربلند که سربلندیت ساخته از سیم و زر مادی نیست از آن چیزیست که قابل ستایش است و آن برتری اندیشه , نبوغ , دانش و هوش , راست اندیشی , راست کرداری و راست گفتاری مردمان توست و آن ریشه مستحکم متکی بر فرهنگ غنی به قدمت تاریخ توست

ای سرزمین اساطیری ، ای آبرومند سربلند که سربلندیت ساخته از سیم و زر مادی نیست از آن چیزیست که قابل ستایش است و آن برتری اندیشه ، نبوغ ، دانش و هوش ، راست اندیشی ، راست کرداری و راست گفتاری مردمان توست و آن ریشه مستحکم متکی بر فرهنگ غنی به قدمت تاریخ توست .

اگرچه که چراغ روشنگر تاریخ نورش توان روشن نمودن گذشته دیرین مه آلود سرزمین ایران را ندارد ، اما می بالم به منش بلند و پاکی سرشت و شجاعت آزادگان سرافرازش همچنان درفش استقلال بر توسن مراد به همت و بازوی پرتوان آرش هایش در اهتزاز مانده است . مردمانی که با باور های پاک و هنر و موفقیت های چشمگیر خود موجبات افتخار ایرانیان به بیش از دو هزار و ششصد سال پیشینه تاریخی را فراهم آورده اند ، می بالم به مردمانی که در کسب دانش و هنر های جدید پیشتاز و در آفرینش آثار هنری از نخستین ها بودند و می بالم به سرزمین زرخیز ی که مهاجمین هرچندگاه به طمع دست یازی به ذخایر و غنایمش خون مردمان پاکش را ریخته اند .

باید بر گذشته خود بالید که روزگار کهن سرآمد اقوام و از برترین مردمان بوده ایم ، بالیدن به گذشته اگرچه افتخار است اما کافی نیست ، پس به گذشته درخشان سرزمین خود بنگریم و با بهره جویی از نیکی ها و موفقیت ها به سوی آینده خجسته حرکت کنیم و استمرار دهنده موفقیت های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، هنری و سیاسی با استفاده از امکانات پیشرفته امروزی باشیم و به شیوه گذشتگان در میان مردمان و ملل دیگر " جهان داری " نماییم که فرق است بین جهان داری و جهان گیری ، تا باز جهانیان مبهوت و شگفت زده استعداد ، تدبیر ، ابتکار و کارایی تحسین برانگیز ایرانی نماییم .

موفقیت گذشتگان ادعا نیست و شاهد آن آثار و نوشته های مورخان یونانی چون هردوت ، کنزیاس ، گزنفون ، سیسلی ، پمپه ، استرابون ، پلی بیوس ، پلوتارک ، پلینیوس ، آثار مورخان بابلی ، مصر ، عبرانی ، یهودی ، رومی ، عربی و چینی در دوران باستان و در دوران جدید تر سفرنامه هایی از مارکوپولو در دوران مغول ، شاردن در عهد صفویه ، کشیش دانمارکی نیبور در عهد زندیه و نتایج بررسی کتیبه ها و سنگ نوشته ها ، تندیس ها ، لوح های گلی و سنگی ، نوشته های روی چرم ، نقوش روی زیورآلات ، اشیاء زینتی و جنگی ، اسباب زندگی مانند گلدان ها ، کوزه ها ، ظروف و آثار پژوهشگران و تحقیقات متاخرینی چون گریشمن ، آرنولد ، دیاکونف ، اومستد ، نولدکه ، دارمستتر ، هرتسفلد ، راندا ، ایلرز ، هانز ، کاری ، ماری کخ و ... است .

آریایی کیست ؟ در چه زمانی می زیسته است ؟ به چه علت مهاجرت نموده است ؟

مفهوم آریایی به معنی مهمان نواز ، آزاده و اصیل است ، آریایی به مردمانی اطلاق می شده که روزگاران کهن به سرزمین هند و ایران مهاجرت کرده و با اقوام یونانی ، رومی ، اسلاوی ، ژرمن و کلت ( هند و ژرمن ) خویشاوند بوده اند .

ایرانیان به خاطر اشتراک نژاد با هندی ها دارای مشترکات قومی و فرهنگی دیرینه هستند .

بر سر زیستگاه اولیه آریاییان اختلاف نظر وجود دارد ، برخی محل زندگی اولیه آنان را کوه های هندوکش یا اندکی فراتر در روسیه ، حوالی دریاچه آرال و اطراف رودخانه جیحون و سیحون تا امتداد شمال خاوری افغانستان امروزی می دانند . پژوهشگران زمان مهاجرت آریاییان را هزاره دوم پیش از میلاد می دانند که شاخه ای از این اقوام به هندوستان امروزی و شاخه ای وارد فلات آریانا یا سرزمین آریا ها و به ایران امروز شدند و گروه هایی نیز به سرزمین هایی که قومیت و زبان آنها را هند و ژرمن می گویند مهاجرت نمودند .

با ورود آریا ها به فلات ایران مردمان بومی ساکن ( حوریان و کاسیان ) از فلات ایران بیرون رانده شدند و آریایی بودن یکی از شروط حاکمیت و صلاحیت زیستن در این منطقه شد ، در هندوستان نیز چنین تفکری در جامعه وجود داشته و آریایی ها به صورت طبقه ای ممتاز در هند بوده اند .

پژوهشگران زمان درازی را به عنوان وقفه در امر ادامه حرکت آریایی ها و ادامه مسیر آنان می دانند ، آثار و شواهد تاریخی ورود آریا ها به آسیای غربی را حدود ۱۴۰۰ پیش از میلاد نشان می دهد این امر نمایانگر عدم ورود همزمان اقوام آریایی به آسیای غربی است .

باستان شناسان با بررسی مشترکات فرهنگی و اجتماعی و پیشینه کهن این مردمان و بسیاری از واژه های همسان در کتیبه ها های میخی یافته شده در آسیای صغیر و نواحی مجاور آن به نام های زیادی از خدایان و واژه ها در زبان هندی باستان انطباق پیدا می کند دست یافته اند . در سروده های ودایی هندیان نام خدایانی چون میترا و ایندرا با قدیمی ترین اسناد تاریخی متعلق به پادشاه میتانی شاخه ای از آریایی ها مشترک است این اختلاف در قلمرو دستور زبان نیز بسیار ناچیز است .

سرزمین های دیگر غیر از ایران که نشانه حضور آریایی ها را دارند شامل افغانستان ، جنوب غربی پاکستان ( بلوچستان ) ترکستان روس تا سیر دریا در امتداد قلمرو آرال – کاسپی در دریای مازندران ، جنوب روسیه تا کرانه های دریای سیاه می گردند .

ایرانیان به آمیختگی فرهنگی با اقوام دیگر نیز تن در داده اند اما چنین نشانه ای در مورد هندیان صدق نمی کند ، ارتباط ایرانیان با تمدن های دیگر مانند تمدن ساکنین بین النهرین و یونان و اقتباس مکرر خط از اقوام سامی و آرامی نژاد موجب ورود عناصر غیر ایرانی به فرهنگ ایرانی و دگرگونی گویش های ایرانی و دستور زبان آنها شده است .

قوم شناسان و زبان شناسان بسیاری از ملل اروپایی به ویژه ساکنان شمال اروپا ( اسکاندیناوی ، آلمان ، روس ، یونان ) را ملل برادر با آریایی می دانند .

نخستین مظهر حاکمیت آریا ها دولت ماد است که در بر گیرنده قبایل شمالی و غربی ایران که در " رگا " و " اکباتان " ( احتمالا ً ری و همدان امروزی ) سکنی داشته اند البته همزمان با آنها اقوام و قبایلی در خاور ایران ( سکا ها ) نیز زندگی می کرده اند . ماد ها در سده هشتم پیش از میلاد به رهبری دیااکو متحد شدند ، دولت ماد دارای شاهک های متعدد بود . یکی از قبایل ماد ها ، مغان بودند . هردوت گزارش می کند که اکباتان و بقیه سرزمین مادها تشکیل ده ساتراپی ( ایالت ) را می داده است .

ماد ها از حملات آشوریان و سکیت ها زیان و آسیب دیدند و در سال ۵۵۳ ق م بر اثر حمله کورش از گروه دیگری از اقوام آریایی به نام پارس ار سلسله هخامنشیان سرنگون شدند .

این واقعیت وجود دارد که نجد ایران پذیرنده اقوام و قبایل گوناگون بوده است و بدان معناست که محل اسکان و اطراق این قبایل متعلق به خود آنها نبوده است . ورود اقوام و خروج اجباری بومیان یا در آمیختن با فاتحان ، نژاد دو رگه و آمیخته را به وجود آورده است . به عنوان نمونه نشانه ورود معیار های فرهنگی سامی در حریم هنر ، خط زبان ، معماری و معتقدات و سایر موارد را می توان در نفوذ تمدن سومر بر عیلام به شکل بارز و چشمگیر دید اما با توجه به همه تحولات و دگرگونی هایی که ایران تجربه کرده ، اساس و جوهر فرهنگ ایرانی در بسیاری از مناطق حفظ شده است .

به رغم حضور و زندگی اقوام و قبایل گوناگون در فلات ایران در طی هزاره ها همه آنها تحت عنوان و در قالب " ایران و ایرانی " در تاریخ شناخته و ثبت شده اند ، یک عنصر موثر در حفظ این قالب " زبان " است که اقوام با آن معرفی می شوند ( مانند کردی ، لری ، گیلکی ، ترکی ، عربی ، ... ) در حقیقت زبان است که ارتباط این اقوام و ملت ها را با یکدیگر بیان می کند و با توجه به ارتباط مستقیم زبان و نژاد با یکدیگر زبان آنها از یک خانواده و از یک نژاد محسوب می گردند .

رومان گریشمن بر این باور است که با توجه به اصول مطرح شده توسط زبانشناسان پیوندی میان زبان ها و گویش های ایتالیایی ، سلتی ، هند و ایرانی وجود دارد که این می تواند حکایت از مشترکات نژادی و خویشاوندی های قومی هند و اروپاییانی که به آسیا مهاجرت کردند و دسته ای که به اروپای شمالی ، غربی و جنوبی رفته اند باشد .

در طول تاریخ زبان آریایی ها جای خود را به هیچ زبان دیگری نداده ولی میزبان واژه های بسیاری از زبان های بیگانه بوده است و به بیان های گوناگون ولی کاملا ً واحد به صورت هند و اروپایی ، هند و آریایی و هند و ژرمن ظاهر شده است .

ایرانیان در طول تاریخ هیچگاه مبتکر خطی که بتوان آن را خط آریایی یا ایرانی نامید نبوده اند ، هخامنشیان خط میخی را از خطوط میخی عیلامی ، بابلی و اکدی ( سومری ) اقتباس کرده اند ، پس از سقوط ساسانیان خط عربی که از خطوط اقوام سامی و آرامی است جای خط پهلوی را گرفت ، به طور کلی ایرانیان همه خطوط خویش در طول تاریخ را از اقوام سامی و آرامی اقتباس کرده اند .

منابع تاریخی ، گزارش از برخورد و اختلاف در جهان بینی و دیانت آریا ها در فلات ایران و همسایگان غربی آنها در بین النهرین و ناسازگاری با فرهنگ آریا ها در هند می کنند و بر این باورند که ثمره این برخورد فرهنگی پیدایش ادیان قدیم آریایی است .

براساس منابع یونانی دیانت ایرانیان بنابر اعتقادات آریاییان که بخش قابل توجهی از آن بین آریا های هند و آریا های ایرانی مشترک بوده ، پایه گذاری شده اما بتدریج بسیاری از خدایان آریایی ، مراسم قربانی و اجرای آداب و رسوم و سنن ایرانیان دگرگونی اساسی را تجربه کرده و برخی از خدایان از گردونه خدایان بیرون رانده شدند .

بنابرین آریایی ها ( ایرانیان ، هندی ها ، ژرمن ها ) و اسلاف آنها نه تنها از طریق زبان هایشان با هم خویشاوند و از یک تبارند بلکه دیانت و خدایان آنها نیز با یکدیگر نزدیک و خویشاوند است ، دینی که ساده و ابتدایی نبوده و دارای ضوابط و قوانین دقیق و حساس بوده و می توانسته پاسخگوی اساسی ترین مسایل خانوادگی ، اجتماعی و فرهنگی جامعه باشد و به این علت برای نژاد آریایی امتیاز به شمار آید .

معیشت این اقوام شبانی و دامپروری بوده و همگی آنها را پرورش دهنده اسب می دانند ، در فنون رزمی ، شیوه های جنگی مشترکات زیادی داشته اند ، مقابر کشف شده در اروپا همانند مقابر ایرانیان باستان شناخته شده و نشان از مشترک بودن خاستگاه ، خصوصیات نژادی و معیشت و فرهنگ سنتی دارد .

قوم شناسان و باستان شناسان انگیزه های متفاوت و متعددی را موجب مهاجرت آریایی ها از خاستگاه هایشان می دانند که شامل انگیزه اقتصادی و معیشتی ، بروز قحطی و خشکسالی ، ناتوانی اقوام در برابر حملات و تجاوزات اقوام دیگر ، شرایط نامساعد اقلیمی ، بدی آب و هوا ، برودت و یخبندان است .

در نهایت باید توجه داشت که برخورد های نظامی و نزاع های میان اقوام و قبایل در عین تحمیل زیان ها ، خرابی ها و تلفات انسانی ، فرهنگ ها را نیز مبادله کرده و مظاهر آن را از جایی به جایی دیگر منتقل می نماید.

بهروز سروش نیا

یادداشت

هخامنش از ریشه hakhay یعنی دوست و به معنای دوست منش است .

مغان جمع مغ و در یونانی ماگوس یا ماغوس به طبقه روحانی که حامل و ناقل تفکرات دینی و آداب و عاداتی مانند شیوه دفن مردگان ، آیین تطهیر ، از بین بردن جانوران موذی ، قربانی کردن ، ازدواج های خانوادگی و ... بودند ، آنها دارای قدرت سیاسی بوده و محل سکونتی موضعی ، مقطعی ، نامشخص و غیر ثابت داشته اند ، قدرت این افراد در عصر ساسانی به قدری بوده که تاج را بر سر شاهان گذاشته و در صورت خطای او تاج را برداشته و از سلطنت خلع نموده و حتی به زندان می انداخته اند .

منابع

تاریخ ایران باستان (جلد اول) - دکتر اردشیر خدادادیان - تهران - سخن - ۱۳۸۳

تاریخ ایران باستان (مجموعه جیبی) - حسن پیرنیا - خیام - ۱۳۱۳