متن مجری نیمه شعبان | متن نیمه شعبان ۹۷

متن مجری نیمه شعبان | 12 اردیبهشت 97 مصادف است با 15 شعبان که ولادت امام زمان (ع) می باشد. در این مقاله تعدادی شعر نیمه شعبان و متن جشن نیمه شعبان برای مجری گری نیمه شعبان گردآوری شده است که امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد.

متن مجری نیمه شعبان
میرسد روزی که بی چون و چرا می بینمت
میرسد روزی که ای شاه وفا می بینمت
عامل وصل من و تو ذوق بارانی بود
میرسد روزی که با حال بکا می بینمت
میرسد روزی که تکیه میدهی بر کعبه و
در کنار خانه ی امن خدا می بینمت
من امید وصل دیدار تو را دادم به دل
یوسف گمگشته ی خیرالنسا می بینمت
یابن طاها یابن یاسین یابن طور آقای من
شاه دین حبل المتین کهف الوری می بینمت
امپراطور زمین و آسمان بالانشین
در کنار سفره ی بیچاره ها می بینمت
در میان خلق و خوی آدمی شایسته ی
مهربانی های قلب مصطفی می بینمت
سجده های ناب طولانی برایت ارثیه ست
من تو را سجاد بر سجاده ها می بینمت
حجت اللهی و بس علم لدنی نزد توست
باقرالعلم بدون انتها می بینمت
مکتب شیعه نشان بیرقش دست شما
صادقی و صادق آل عبا می بینمت
کظم غیظ آدابی از رفتار هر روزت بود
در مقام بندگی آقا، رضا می بینمت
دست خالی آمدم ردم نکردی یا جواد
شاه جود و بخشش و اهل سخا می بینمت
گوشه چشمی کن شبی تاکه مسلمانم کنی
هادی بیگانگان و رهنما می بینمت
العجل الساعه و الغوث یابن العسگری
منجی زندانی دام بلا می بینمت
وعده ای داده ای و میدانم هرجا میشود
ذکر وخیر ساقی لب تشنه ها می بینمت
ماه پیروزی خون بر تیغ و تیر و نیزه ها
غرق حزن و ماتم و شور ونوا می بینمت
بانی غم های عاشورایی شیب الخضیب
هر شب ماه عزا در روضه ها می بینمت
پابه پای عمه جانت آمدی تا نینوا
زائر سرهای روی نیزه ها می بینمت
کودکی وصل فراق یار یادم داده است
بر دلم افتاده امشب یا ابا می بینمت
کار و باری با من عاصی نداری نازنین ؟
اربعین، صحن و سرای کربلا می بینمت

متن مجری گری برای نیمه شعبان
ریسه ها را محکم می بندیم،
و از رنگین کمان چراغ ها،روزنه امید در دلهامان سوسو می زند.
همه شاد کام و شیرین کام.دلهایمان روشن است،چون این چند روز باورمان شده به یادمان هستید.
این چند روز با هم مهربان تر شدیم .بابا ها کمتر به سر بچه ها داد می زنند.دل همه می خواهد کار خیر بکند.دل بدست بیاورند،نه اینکه دلی بشکنند.
بوی شما می آید((آقا جان))
هم در خانه،هم محله و هم کوچه و بازار
همیشه به یادمان هستید،
اما؛این چند روز باور کرده ایم که شما به یادمان هستید

متن مجری برای ولادت امام زمان
روزی که می آیی و جهان را عوض می کنی، قوانین دنیا هم عوض می شوند. تو با خودت کلمات جدید و ادبیات جدید و قوانین جدید می آوری. قوانین جدید تو را در کتاب ها نمی نویسند. آن قوانین، روح جهان را عوض می کنند و صورت دنیا زیبا می شود. آدم ها به آن قوانین عمل نمی کنند. بلکه خودشان روح آن قوانین اند. این قوانین ساده و فراموش شده آدم ها را نجات خواهد داد. دنیا را نجات خواهد داد. و به ما خواهد گفت که امیدمان به آمدن روزهای بهتر، واقعی بوده است!
آن روز
بی چشمداشت بودن لبخند
قانون مهربانی است
روزی که روی قیمت احساس
مثل لباس
صحبت نمی کنند
پروازهای خشک شده ، آن روز
از لای برگ های کتاب شعر
پرواز می کنند
و خواب در دهان مسلسل ها
خمیازه می کشد
روزی که سبز، زرد نباشد
گل ها اجازه داشته باشند
هرجا که دوست داشته باشند
بشکفند
دل ها اجازه داشته باشند
هرجا نیاز داشته باشند
بشکفند
آیینه حق نداشته باشد
با چشم ها دروغ بگوید
دیوار حق نداشته باشد
بی پنجره بروید
آن روز، دیوار باغ و مدرسه کوتاه است
تنها، پرچینی از خیال
در دوردست حاشیۀ باغ می کشند
که می توان به سادگی از روی آن پرید
روز طلوع خورشید
از جیب کودکان دبستانی
روزی که باغ سبز الفبا
روزی که عشق آب ، عمومی است
دریا و آفتاب
در انحصار چشم کسی نیست
روزی که آسمان
در حسرت ستاره نباشد
روزی که آرزوی چنین روزی
محتاج استعاره نباشد

متن مجری گری ولادت امام زمان
زمان گذشت و قلبم گواهی می دهد که به یقین تو می آیی.
تو می آیی و آیینه های زنگار گرفته قرن ها جهالت و سکوت و روزمرگی را دوباره جلا خواهی داد.
تو می آیی و قلب های سیاه شده از تنهایی را دوباره با حضور روشنی بخش خود نورانی خواهی کرد.
تو می آیی و دلم را خویشاوند تمام پنجره های جهان می کنی.
تو می آیی و چشمان جهان را به آبشاران زلال معنویت پیوند می زنی.
تو می آیی و فریادهای فرو خفته ستمدیدگان جهان را معنا می بخشی.
تو می آیی و گوش جهان را که از فریادهای گوشخراش شیاطین کفر و الحاد کر شده است، با زمزمه روح بخش محبتت نوازش می کنی.
تو می آیی و من خوب می دانم که روزی از همین دریچه که سال هاست بسته مانده است، جوانه ای خواهد رویید؛ جوانه ای سبز که از خیال همیشه منتظر من به سمت آسمان های آبی حضور تو سر بر خواهد آورد.
تو می آیی و زمین در زیر پای تو از شادی می شکفد.
تو می آیی و رودهای احساس، از دستان پر مهر نسیم، بر منتظران واقعی ات جاری می شوند.
ای تجلی مهر خداوند در زمین! شوره زار خشک دل های خسته مان در انتظار نوازش نرم نگاه پر مهر توست!
سوار سبزپوش آرزوهای ما! روایت گر فتح و پیروزی مسلمانان! وارث بدر و حنین! ذوالفقار حیدر در دستان توست و نرمی کلام مصطفی از زبان تو جاری می شود.
یا حُجّهُٔ اللّه علی خلقه!
هلا نگاه تو باران ترین باران ها
ببار بر در دل تبدار این بیابان ها
بگو که پنجره بر دوش، تا کجا آخر
سکوت و صبر تو و پرسش خیابان ها
چه قدر این دل بر باد رفته ام خوانده است
تو را زحنجره زخمی نیستان ها