متن لوح تقدیر روز معلم متن مجری روز معلم

متن لوح تقدیر روز معلم دوازده اردیبهشت روز شهادت استاد معلم شهید مرتضی مطهری می باشد این روز را به مناسبت یادبود ایشان روز معلم نام نهاده اند در ادامه این مطلب تعدادی متن لوح تقدیر و همینطور متن مجری برای روز معلم گرداوری شده است که با هم می خوانیم

به نام اولین معلم

او که در اولین کلام فرمود: بخوان

اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم. (علق: 1ـ 5

استادان، راهبران، فرهنگیان، معلمان و مربیان ، درود و سلام صمیمانه ی ما را پذیرا باشید.

سلامی برگرفته از آیه شریفه ی (سلام قول من رب الرحیم)

مهر دل ما مدام تقدیم شما

عمری که شود به کام تقدیم شما

پیدا نشد آن هدیه که در شان شماست

یک باغ گل سلام تقدیم شما

سلام و عرض شاد باش داریم خدمت شما عزیزانی که با دستان مهربانتان مأمنی می سازید سر شار از اخلاص ، شما استادانی که در کلاس ایثار درس سخاوت می دهید ، شما نازنینانی که سعادتمندان دنیا و آخرتید ، شما خوبانی که انسانیت را تفسیر می کنید و در صحیفه ی دلهایتان وفاداری و از خود گذشتگی را رقم زده اید.

درودی پر آفرین بر شما که با یاری سبزتان اندیشه ها را بارور می سازید ; دستان گرمتان را می فشاریم و حضور ارزشمندتان را گرامی می داریم .

گام های استوار و با صفایتان را ارج می نهیم و عرض شادباش داریم خدمت شما صاحبان علم و طالبان عمل در محفل انس و دوستی و مودت و محبت.

بسی مفتخریم که میزبان اندیشه های لطیف و پر لطفتان باشیم و از رهنمودهای ارزنده و سازنده ی شما توشه ها برگیریم.

به نام آن علیمی که شعله ی عشق به تدریس و تعلیم و تربیت را در فانوس سینه ی پر مهر آموزگاران و معلمان روشن نمود و ستایش و سپاس، کردگاری را سزاست که بر پیوستگی ذرات، بنیاد هستی نهاد و با پیوند جان ها بوستان زندگی را از علم و دانش و پژوهش بارور ساخت.

صمیمانه ترین سپاس ها را به شما فرزانگان عاشقی که شمع وجود گرانقدر خویش را در طبق اخلاص نهاده ونهال نوپای امروز را به امید فردایی شکوفاتر با عصاره ی جان آبیاری می نمایید ، تقدیم می داریم

و به راستی !؟ آیا کلامی هست که تاب ثنای ایثار شما آسمانیان رابیاورد؟ کدامین روز ، روز تونیست و کدامین لحظه است که از شمیم تو سکر آور یا عطر آگین نباشد.

به راستی !؟ آیا قلمی را می شناسید که با کِلک خیال ، شکوه ایثار خاموش معلم را که در بستر رویش های مکرر آدمی ودرگسترده ی تاریخ مکتوب بشریت هماره چون نگینی زرین درخشیده است به تصویرآورد؟

بهترین شادباش ها و صمیمانه ترین خوش آمدها را که از اعماق قلب و دل و جانمان بر می خیزد، پذیرا باشید. با قلبی سرشار از نور، اندیشه ای آکنده از مهر و ذهنی انباشته از برترین ها روز سترگ و شکوهمند مقام معلم را گرامی می داریم.

با تو گر خواهی سخن گوید خدا قرآن بخوان

تا شود روح تو با حق آشنا، قرآن بخوان

ای بشر یاد خدا آرامش دل میدهد.

دردمندان را بود قرآن دوا، قرآن بخوان.

دامها گسترد شیطان در مسیر عمر،

تا که ایمن باشی-ز این دامها قرآن بخوان

معلم عزیز چشمان پرفروغت همیشه روشن باد که دیدگان بسته و تاریک مرا به سوی روشنایی خواندن و نوشتن هدایت کردی.

سجده ی ایثارت گل محبت را در وجودم پروراند و دامان گهر بار لبخندت لحظه های مهربانی را به من آموخت. مهربان ترین قلب ها از آن تو باد که با مهربانی دریچه های علم را به رویم باز نمودی.

برایت از طلا تختی، مسیری رو به خوشبختی، برایت عمر نوحی را، وقاری همچو کوهی را، برایت صبر ایوبی، حیاتی مملو از خوبی، برایت شادبودن را، فقط آزاد بودن را، رفاقت را، صداقت را، اگر خواهی محبت را؛ دعا کردم.

ای معلم :

ای روشنی بخش دلها . براستی که تو بعد از خداوند (علم الانسان ما

لم یعلم ) هستی.چگونه می توان تو را ستود و تو را سرود که تو خود

سرود قافله ی تمدن هستی .

عشق با تو آغاز شد.

کلاس خاطره ها با یاد تو جان گرفت.

تو در سپیدی برگ های دفتر دلمان جریان داری.

تو بودی و کوله باری از مهر؛

ما بودیم و تشنگی در وادی محبّت تو ما بودیم

و خانه های دلمان در آستانه چلچراغی از مهربانی ات.

بر لبت باران نور بود و دل ما کویر تاریکی؛

قطره قطره بر سطح ترک خورده زمین دلمان باریدی

و علم در ما جوانه زد.

نگاهت، مکتب عشق بود و ما مکتب نشین چشم هایت بودیم.

ما دست در دست تو نهادیم تا راه پرپیچ و خم زندگی

را با تو گام برداریم.

دل به دل ما سپردی و گرمای وجودت را در سرمای تمام فرازها و نشیب ها همراهمان کردی تا در یخ بندان جهالت، در جا نزنیم.

چراغ دانشی که در دست ماست،

روشنایی از تو دارد، معلّم!

آن زمان ها برایم از دانایی می گفتی و محبت را به من می آموختی.

من در سایه سار وجودت پیش می رفتم و قدم از قدم برمی داشتم، تو بودی که دست مرا گرفتی تا در پرتگاه و لغزش گاه های زندگی نیفتم.

من امروز به احترام نامت قیام می کنم و در زلال کلماتت رها می شوم و حدیث زندگی را با تو مرور می کنم.

می خواهم به آسمان بال بگشایم و نامت را بر صحیفه آبی اش حک کنم.

اردیبهشت، با نفس های پیامبرانه ات جوانه می زند و تو می آیی تا خورشید آگاهی را در قلب های حاصلخیز فرزندان سرزمینت بکاری.

دستان سپیدت بر پیکر تخته سیاه، نور می پاشد و الفبای روشنی، در اذهان تاریکمان حک می شود.

وارد که می شوی، چشم های شوقمان چون پنجره هایی آفتابی، به سویت گشوده می شوند.

می آیی و عطر حضورت فضای کلاس را پر می کند. ای رازدار دل های کوچک و معصوم و سنگ صبور غم های پروانه ها! تو آمده ای تا روح حقیقت را پاسداری کنی و از چهره جاهل زمین، گرد و غبار این همه ندانستن را بزدایی.

آمده ای تا نهال های سبز را باد هرزه گرد پاییز، به داس زردش نچیند.

لب که به سخن می گشایی، صدها پرنده سپید بال در آسمان معرفت به پرواز می آیند و من لبریز این همه آبی، پریدن را تجربه می کنم.

نگاهم که می کنی، تار و پود جانم لبخند می زند. دست هایت، ریشه های کنجکاوی ام را محکم می کند و صدای فرشته سانت، سایه غول های نادانی را از کوچه های جانم می تاراند.

ای آسمانی زمینی رخسار! اینگونه که عاشقانه به رویشمان کمر بسته ای، دیر نیست که از هر گوشه این خاک، صنوبرانی سربلند، با انگشتان سبزشان، گیسوان خورشید دانش و فن آوری را شانه بزنند و ستاره های فروزان پژوهش، از چشمان آگاه همین نوباوه گان بزرگ اندیشه، روشنی بخش رصد خانه های تاریک جهان گردد.

تو را چه نامم ای عصاره مهربانی و ایثار و عشق؟ از شیره جانت می نوشانی و رگ های کبودمان را از خون کاوش و تفکر می انباری، تا نفس های زندگی مان، با نبض آینه ها هماهنگ شود.

دوستت داریم. می ستاییمت و خاطر خستگی ناپذیرت را به واحه های خرم ایمان و عشق می سپاریم.

تویی که بند جهل را گشوده ای ز دست من منم که نقد عمر را فکنده ام به پای تو

تویی که گر جفا کنی به روی دیده جای تو تویی که گر وفا کنی، سرای دل سرای تو

تویی که نور معرفت دمیده از فروغ تو تویی که دیو جهل و کین رمیده از صفای تو

تویی که گر به پاس تو قلم به جنبش آورم یقین فرو بماند از نگارش ثنای تو

به لوح دل چه می نهد؟ به غیر نقش مهر تو کسی که همچو من شود، زمانی آشنای تو

هنوز در دو چشم من هزار جلوه می کند کلاس درس و محفل صفای بی ریای تو

هنوز در دو گوش من، نوید زندگی دهد چه نغمه ی فرشتگان، کلام جانفزای تو

هنوز در سرای دل به یادگار می برم نشاط خنده های تو، شرار خشم های تو

اوراق زرین تاریخ تربیت سیمای درخشان مربیان نام آوری چون ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد (ص) ، علی (ع) و فاطمه (س) و زینب (س) را بر خود نقش ابدی زده است آنان که با پیکار مقدس خویش حماسه های شکوهمند و جاوید در سازندگی انسان متعهد به وجود آوردند و با تزکیه و تعلم کاخ بلند پایه ی علم و فضیلت را بنا نهاده و پرچم توحید رابرافراشتند و امروز شما عزیز گرامی ادامه ی این نهضت عظیم را بر عهده گرفته ای.

ضمن بزرگداشت خاطره استاد مطهری و گرامیداشت روز معلم از ..........................

پس مثل همیشه « روز معلم » را بهانه می کنیم و آنچه را در کلام نمی گنجد از دل می نویسیم

با همه بلندی مقامتان و همه کوتاهی مرتبه مان در برابر شما، قدردان زحمات همیشگی تان هستیم

و دعا می کنیم آنچه را که ما از جبرانش عاجزیم و در ظرف زمان و مکان نمی گنجد، قادر مطلق در هر دو جهان برایتان جبران فرماید

روزتان مبارک

تعلیم و تعلم از شئون الهی است و خداوند، این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و چنین شد که تعلیم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرینش درآمد.

انسان نیز با پذیرش این مسئولیت، نام خویش را در این گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت کرده است. معلم، ایمان را بر لوح جان و ضمیرهای پاک حک می کند و ندای فطرت را به گوش همه می رساند. همچنین سیاهی جهل را از دل ها می زداید و زلال دانایی را در روان بشر جاری می سازد.

دغدغه معلم همیشه این است که حیات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انسانی بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دین، همت اساسی آدمی باشد و هیچ بیگانه ای را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشی دین و میهن فراهم نیاید

شهید مرتضی مطهری یکی از آن معلمان راستین است که با نگاه ترکیبی به همه معارف بشری نظر می کند و تمامی تلاشهای علمی و عملی را مقدمه ای برای عبادت می داند و با شهادت، عبادت عملی و علمی خود را کامل می سازد . به همین مناسبت روز شهادت این بزرگ مرد فرزانه را روز معلم نامیدند .

ای معلم : ای روشنی بخش دلها . براستی که تو بعد از خداوند (علم الانسان ما لم یعلم

هستی.چگونه می توان تو را ستود و تو را سرود که تو خود سرود قافله ی تمدن هستی

شرافت و مرتبت معلم زمانی اهمیت دارد که بتواند شان خداوند و پیامبران را در وجود خود محقق سازد و پیوند انسان به هدف متعالی خلقت یعنی عبادت را برقرار سازد. لذا در این تعریف شهید مرتضی مطهری یکی از آن معلمان راستین است که اولاً با نگاه ترکیبی به همه معارف بشری نظر می کند و ثانیا تمامی تلاشهای علمی و عملی را مقدمه ای برای عبادت می داند و در این راه به مرحله سوم دینداری راه می یابد و با شهادت، عبادت عملی و علمی خود را کامل می سازد. خداوند را می خوانیم که او رابا سالار و سرور شهیدان امام حسین (ع) محشور سازد.

معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی است معلمی در قرآن به عنوان جلوه ای از قدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی است. در نخستین آیات قرآن که بر قلب مبارک پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است:

اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم. (علق: 1ـ 5

در بــزم عشق شمــع فـروزان معلم است مـــردم چو پیکرند اگر ، جان معلم است

هرگز گزافه نیست که گویم پس از خدای آنکس که خلـــق می کند انسـان معلم است

شب بود و تو ماه را نشانم دادی

هم طرز نگاه را نشانم دادی

در چاه به دنبال خودم می گشتم

تا اینکه تو راه را نشانم دادی

عاقبت او ظهور خواهـــــــــــد کرد

خاک را غرق نور خواهد کرد

روزی از این کویر،این برهـــــــــوت

ابر رحمت عبور خواهــد کرد

دل مارا که خشک و پژمرده است

همــــچو باغ بلور خواهد کرد

آه می آید او که لبخنــــــــــــــدش

عاشقان را صبـــور خواهد کرد

سینه ها را ز کینه خواهد شست

غصه ها را بدور خواهـــــد کرد

آه سوگند میـــــــــــــــخورم ایدل

عاقبت او ظهور خواهــــــد کرد

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات / بر جان و دل صبور مهدی صلوات

تا امر فرج شود مهیا بفرست / بهر فرج و ظهور مهدی صلوات . . .

منبع: serat-aftab.mihanblog.com