ويتنام يکى از پيچيده‌ترين الگوهاى نژادى آسيا را دارد. از ۵۴ گروه نژادى موجود، گروه Viet يا Kinh، حدود ۱/۸۷ درصد جمعيت را تشکيل مى‌دهند. ويتنامى‌ها هر چند که به‌شدت تحت تأثير تمدن سنتى چينى‌ها قرار گرفتند ولى تلاش آنها براى استقلال سياسى از چين و نيز توسعه هويت ملى هيچ‌گاه قطع نشد. هرچند که دوران سلطه استعمارى فرانسه موجبات جذب بخشى از عناصر اروپائى را فراهم ساخت ولى ويتنامى‌ها هنوز اهميت خاصى به مسائل قومى و حقوقى خود داده و مراسم و تشريفات باستانى خود را حفظ کرده‌اند که نشانگر استقامت و ايستادگى آنهاست. ۵۳ گروه مختلف قومى ۹/۱۲ درصد بقيه جمعيت را تشکيل مى‌دهد که ۳% آنها چينى بوده و در نواحى جنوبى کشور زندگى مى‌کنند و بزرگترين اقليت کشور را تشکيل مى‌دهند، اين گروه نقش مهمى را در اقتصاد ويتنام ايفاء کرده‌اند. آنها در تجارت برنج، اموال غيرمنقول و بانکدارى در جنوب و همچنين مغازه‌دارى و فعاليت‌هاى معدنى در شمال کشور اشتغال دارند. دولت ويتنام در بهار ۱۹۷۸ فرمانى را صادر کرد که به موجب آن تجارت خصوصى در سراسر کشور ممنوع مى‌شد، اين فرمان به‌شدت جامعه تجار چينى را که در چولون (Cholon) نزديک شهر هوشى‌مين (Ho Chi Minh) يعنى بزرگترين و پرجمعيت‌ترين شهر کشور واقع است تحت تأثير قرار داد. تيرگى روابط سياسى ميان جمهورى خلق چين و جمهورى سوسياليستى ويتنام تأثيرات منفى بر روابط ميان دولت ويتنام و اقليت‌هاى چينى برجاى گذاشت، و لذا در فاصله سال‌هاى ۷۹-۱۹۷۸ حدود ۴۵۰،۰۰۰ نفر چينى يا به نواحى مرزى چين تبعيد شدند، و يا با قايق ويتنام را ترک کرده و به کشورها ديگر پناهنده شدند.


دومين اقليت مهم ويتنامى را اقليت تاى (Tay) که در شمال ويتنام ساکن هستند و حدود ۲ ميليون نفر از کل جمعيت را تشکيل مى‌دهند. سومين اقليت مهم که بالغ بر ۶۰ گروه اقليت را شامل مى‌شود در اراضى مرتفع زندگى مى‌کنند که فرانسويان به آنها مونتاگنارد (Montagnard) مى‌گفتند. اينها کمتر از مردمى که در دشت‌هاى پست زندگى مى‌کنند پيشرفته‌ هستند ولى فرهنگ خاص قابل توجه خود را دارند. و به مشخصه هاوسنن نشأت گرفته از روش زندگى گروه‌هاى خويشاوندى پايبند هستند، مهم‌ترين اين اقوام که شامل گروه‌هاى جارائي(Jarai)، چرو (Chru)، روگلاى (Roglai)، برو (Bru)، کاتو (Katu)، سدانگ (Sedang) و مائو (Mao) هستند برخلاف ساکنين نواحى پست از نقطه نظر تاريخى از نفوذ چينى‌ها و نيز نفوذ فرهنگ هندى دور ماندند؛ ولى از پايان قرن ۱۹ تا ۱۹۵۴ تحت نفوذ فرانسويان بودند.


تا قبل از نفوذ فرانسويان بر اقوام مناطق مرتفع، آنها همچنان تضادى ديرينه با دولت‌ها داشتند. دليل اين تضاد هم انديشه دولت‌ها بود، که معتقد به تبعيت مطلق آنها از خود بودند، و به حقوق اين اقوام در تشکيل دولت توجهى نمى‌کردند. سلطه فرانسه موجبات اتحاد اين اقوام و مبارزه بى‌امان آنها را فراهم ساخت و سرانجام با عمليات طولانى و خسته‌کننده، ويت مينه (Viet Minh) در نبرد دين بين فو (Dien Bien Phu) آنها را به پيروزى رساند. تضاد ديرينه ميان اين اقوام با دولت‌ها و بعد با اشغالگران فرانسوى و همچنين آنها شده است، و به‌همين ايدئولوژى است که جبهه متحد مبارزه (United Struggle Front) را که از ۱۹۶۰ تاکنون فعال بوده است مقاوم نگه داشته است.


اين اقوام حدود يک ميليون نفر را تشکيل مى‌دهند. ديگر اقليت‌هاى قومى خمرها (Khmer) با ۲/۱ درصد، مونگ (Muong) با ۲/۱ درصد و تاآى (Thai) با ۲/۱ و نانگ (Mung) با ۹/۰ درصد مى‌باشند . قبل از ايجاد اتحاد و تأسيس جمهورى سوسياليستى ويتنام در ۱۹۷۵، اکثر اقليت‌هاى قومى ساکن اراضى مرتفع يعنى مناطق تاى‌بک (Tay bac)، ويت بک (Viet bac) خودمختارى نسبى داشتند و سياست هانوي، جذب آنها در حوزه فرهنگى ويتنام بود. ولى با تأسيس جمهورى سوسياليستى ويتنام خودمختارى آن مناطق لغو شد. در عين حال برنامه‌هاى وسيعى براى انتقال و جابه‌جائى ديگر گروه‌ها به ”نواحى جديد اقتصادى“ در مناطق کوهستانى به اجراء درآمد.