جمعيت

جمعيت قطر براساس آمار اعلام شده در سال ۱۹۹۰ بالغ بر ۴۸۶،۰۰۰ نفر بود. اين جمعيت بر اساس اعلام منابع رسمى و منتشره در اين کشور در سال ۱۹۹۳ حدود ۵۰۰،۰۰۰ نفر تخمين شد. يک سوم اين جمعيت را مردمان قطرى‌الاصل تشکيل مى‌دهند. حدود ۶۰% جمعيت قطر يعنى نزديک به ۳۰۰،۰۰۰ نفر در دوحه، پايتخت، واقع در ساحل شرقى اين کشور و ۹۵ هزار نفر در الرايان که از توابع دوحه محسوب مى‌شود، سکونت داشته و مابقى نيز در ديگر شهرها و ساير روستاهاى آن از جمله دخان، ام‌سعيد، الوکره، الخور، مدينة‌الشمل (Madinat o-Shmal) و مراکز مدرن مسکونى زندگى مى‌کنند. دو سوم بقيه جمعيت را مهاجران کشورهاى عربى و آسيايى تشکيل مى‌دهند که به منظور اشتغال وارد اين کشور شده‌اند. اين مهاجران را فلسطينيان، لبنانى‌ها، مصرى‌ها و فيليپينى‌ها تشکيل مى‌دهند. قشر فعال اقتصادى قطر شامل افراد بزرگتر از ۱۵ سال، در ۱۶ مارس ۱۹۸۶ حدود ۲۰۰،۲۳۸ نفر ذکر شده که در بخش‌هاى مختلف اقتصاد شامل کشاورزى و شيلات، معدن، صنايع مونتاژ، برق، گاز و آب، ساختمان، رستوران و هتل‌ها، ارتباطات و حمل و نقل، مالي، بيمه، مسکن و خدمات اجتماعى به کار مشغول بوده‌اند. ميزان تراکم جمعيت در قطر در اواسط ۱۹۹۰ بالغ بر ۵/۴۲ نفر در هر کيلومتر مربع بوده است.

رشد جمعيت

ميزان رشد جمعيت در سال ۱۹۹۰ در حدود ۳/۲ درصد بوده است. نرخ رشد جمعيت در سال ۱۹۸۵ به ميزان ۹/۶ درصد بوده است. اين نرخ بين سال‌هاى ۷۰-۱۹۵۰ تقريباً ۸ درصد بود. بدين ترتيب سالانه بر تعداد قطرى‌ها به‌طور متوسط ۳ درصد و بر تعداد خارجيان مقيم اين کشور به‌طور متوسط ۵ درصد افزوده شده است. رشد جمعيت ظرف سال‌هاى ۸۲-۱۹۷۸ به ميزان ۱۲ درصد، يعنى سالانه به طور متوسط ۳ درصد بوده است. ميزان متولدين بالغ بر ۱۱،۰۲۲ نفر بوده که نرخى معادل ۸/۱ در هزار را نشان مى‌دهد. به‌طورکلى عامل جمعيت در قطر با توجه به اختلاف ارضى آن با بحرين که جمعيتى بيش از قطر دارد از جايگاهى مهم در استراتژى منطقه‌اى اين کشور برخوردار مى‌باشد.

وضعيت مهاجران در کشورهاى منطقه

وابستگى کشورهاى عربى حوزه خليج‌فارس به مهاجران به صورتى يکنواخت گسترش نيافته است. با اين حال الگوى مهاجرپذيرى در اين کشورها مشابه هم بوده است.


شمار بسيارى مستشار غربى در بخش‌هاى خصوصى حضور دارند؛ ولى عملاً در خدمت حکام اين جوامع نيمه فئودالى قرار دارند و در همان زمان بعنوان کارمندان دولتى خدمت مى‌کنند. اين امر بويژه در مورد عمان که تعداد زيادى مستشار بريتانيايى در کليه سطوح آن بچشم مى‌خورد، صدق مى‌کند. در قطر حدود ۱۵،۰۰۰ مهاجر غربى حضور دارد. سهم مهاجرين غربى در کل نيروى کار عربستان حدود ۳۰،۰۰۰ آمريکايى و ۲۵۰۰ انگليسى مى‌باشد. دومين گروه از مهاجران که موقعيت‌هاى بالايى در حکومت داشته و ستون فقرات وزارتخانه‌هاى در حال توسعه را تشکيل مى‌دهند، اعراب هستند. تا قبل از تجاوز دوم اوت ۱۹۹۰ عراق به کويت، فلسطينيان و مصرى‌ها بسيارى از پست‌هاى کليدى و حساس را در دست داشتند. اين حقيقت بويژه در قطر و امارت متحده تبلور داشت. در اين ميان سودانى‌ها در سطوح شهردارى‌ها در امارات متحده خدمت مى‌کنند. بلوچ‌ها نيز در سطوح پائين ارتش عمان حضور دارند. با اينحال تعدادى عمانى نيز در نيروهاى نظامى امارات به خدمت اشتغال دارند. پليس قطر و بحرين تعداد زيادى از اتباع يمن را به‌کار گرفته است. فلسطينيان در سطح مطبوعات و نظام آموزشى در کشورهاى خليج‌فارس حضور داشته‌اند. تعداد زيادى معلم مصرى نيز در اين کشورها حضور دارند؛ ولى حضورشان به صورت سنتى در بخش تجارت ضعيف بوده است. در بخش تجارت اين کشورها اتباع فلسطيني، سوريه، لبنان و يمن و تعداد زيادى پاکستانى و هندى فعال مى‌باشند. در سال‌هاى اخير تعداد اتباع کشورهاى آسياى دور در کشورهاى منطقه رو به افزايش بوده است.


گروه سوم مهاجران به کشورهاى منطقه، اتباع ايران هستند که به دنبال پيروزى انقلاب اسلامى و بروز جنگ تحميلى عراق عليه ايران تحت شرايط سختى قرار گرفتند ولى بعداً بتدريج از فشار اين کشورها عليه آنها کاسته شد.

مهاجرت در قطر

اکتشاف نفت در سال ۱۹۳۹ در قطر و بهره‌بردارى از آن در سال ۱۹۴۹ موجب رونق اقتصادى اين سرزمين و در نتيجه مهاجرت کارگران خارجى به آن شد. با توجه به اين امر اتباع خارجى بويژه کشورهاى خاورميانه و آسيايى از جمله هند، پاکستان، ايران، مصر، عمان، يمن، فلسطين و فيليپين به منظور اشتغال و مشارکت در برنامه دگرگون‌سازى اوضاع اقتصادى قطر و تأمين نيازهاى روزافزون آن به اين کشور سرازير شدند به‌گونه‌اى که هم‌اکنون خارجى‌ها ۸۰ درصد نيروى کار موجود در آن کشور را تشکيل مى‌دهند.


کاهش درآمدهاى نفتى طى دهه ۸۰ و در نتيجه بروز رکود اقتصادى در کشورهاى منطقه از جمله قطر، در کنار تحوّلات سياسى و ملاحظات امنيتى همگى منجر به عدم مهاجرپذيرى يا سخت کردن شرايط آن و اعمال فشار جهت اخراج برخى اتباع خارجى از قطر گردد. مسائلى نظير جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تبليغات منفى کشورهاى غربي، اثراتى منفى بر حضور و موقعيت ايرانيان در اين کشور گذاشت. با اين حال طى ۵ سال اخير مجدداً ايرانى‌ها از موقعيت مساعدى برخوردار شده‌اند. اين امر با توجه به فصل جديدى بود که به دنبال پايان يافتن جنگ تحميلي، در روابط ايران و کشورهاى منطقه آغاز گرديد. جمعيت کم که تقريباً مشکل مشترک کشورهاى عربى حوزهٔ خليج‌فارس است، براى قطر اثراتى منفى در زمينه امنيت داخلى و ملى ايجاد کرده است. اکثريت غير قطرى‌ها نسبت به قطرى‌ها، بويژه در سال‌هاى اوليه دهه ۸۰ ميلادى که منطقه در شرايط خاصى به سر مى‌برد، موجب نگرانى مقامات اين کشور و تصميم آنها جهت تعديل پذيرش افراد خارجى و اخراج بسيارى از آنان از جمله تعدادى از اتباع ايران گرديد. هر چند که ايرانيان طى ۵ سال گذشته مجدداً موقعيت مناسب و شايسته خود را بدست آورده‌اند.


موضع‌گيرى و نقشى که فلسطينيان ساکن کويت در جريان حمله عراق به کويت در دوم اوت ۱۹۹۰ داشتند تجربه‌اى منفى براى کشورهاى عربى منطقه بود که با کم و بيش اختلافى اقدام به اخراج بسيارى از فلسطينيان مقيم، عدم تمديد اقامت آنها و يا عدم اعطاى ويزا به آنان بنمايند. از سوى ديگر مقررات اجتماعى حکومت که براساس اصول مذهبى وهابيت وضع شده، جامعه‌اى بسته را بوجود آورده است و تلاش قطر براى حل مشکلات پيش آمده از نظر جمعيتى ادامه يافت تا اينکه در سال ۱۹۷۶ کميسيون ويژه‌اى براى رسيدگى به مسأله نيروى انسانى و اصلاح وضع کارگران تشکيل شد. اين کميسيون خيلى زود پى برد که به طور کلى شمار مهاجران در قطر تا حدود دو کارگر خارجى در مقابل هر يک کارگر بومى بالا رفته و در بخش‌هاى صنعتي، ساختمانى و يا عمرانى اين رقم از ۸۰ درصد تجاوز کرده است. چنين وضعيتى دامنه نگرانى‌ها را در ميان مردم بومى که خود را در اقليت شديد مى‌ديدند گسترش داده و بر شمار مخالفان توسعه سريع صنعتى افزود. اين گروه معتقدند که دليلى براى چنين شتاب‌زدگى در امر پيشرفت صنعتى و ساختمانى وجود ندارد و مى‌توان با گام‌هايى آهسته‌تر ثبات اجتماعى و شرايط جمعيتى بهترى را تضمين کرد. در اين ميان وضعيت مهاجرت از قطر به خارج از کشور، در زمينه تحصيلات دانشگاهى نيز امرى مهم و قابل ذکر است. سالانه تعدادى (حدود ۱۰۰ نفر) ترجيح مى‌دهند که تحصيلات خود را در مصر و يا کشورهاى غربى ادامه دهند. اين افراد پس از بازگشت از غرب معمولاً حامل فرهنگ غربى در زمينه‌هاى مختلف زندگى يعنى تفکر سياسي، معاشرت، اقتصاد و مديريت مى‌باشند. فارغ‌التحصيلان مزبور بعضاً فرهنگ منفى اخلاقى غرب را نيز به جامعه قطرى منتقل کرده و موجب بروز مشکلاتى براى جامعه سنتى و مذهبى اين کشور مى‌شوند.

سابقه تاريخى تشکيل جمعيت

از ديدگاه قطرى‌ها با توجه به اشياى بدست آمده نظير کتيبه‌ها و سنگ‌هاى حکاکى شده و نمونه‌هاى سفالين که توسط دانمارکى‌ها (۱۹۶۵)، بريتانيايى‌ها (۱۹۷۳) و فرانسوى‌ها (۱۹۷۶) در نتيجه عمليات کاوشگرى و باستان‌شناسى در خاک قطر کشف شده است، سابقه سکونت اوليه در اين کشور حتى به ۴ قرن قبل از ميلاد نيز مى‌رسد. اما آنچه که مسلم است شبه‌جزيره قطر به دليل موقعيت آن به عنوان يک بندر تجارى در منطقه خليج‌فارس و نيز به دنبال گسترش اسلام در آن، در اواسط قرن هفتم هجري، موجب جذب اقوامى از جزيرةالعرب گرديد. اولين ساکنان مشهور اين سرزمين و نسل‌هاى قديمى مردم کنونى قطر را اعراب تشکيل مى‌دهند. پس از اين، قطر براى قرن‌ها تحت سيطره خلفاى عباسى و سپس امپراطورى عثمانى قرار داشت تا اينکه بعد از جنگ جهانى اول و متعاقب فروپاشى امپراتورى عثماني، حکومت ترک‌ها در اين سرزمين نيز پايان يافت.