عمان و انگليس

اولين دولتى که با مسقط و عمان قراردادى بسته و روابطى برقرار کرده، انگلستان مى‌باشد. در اواخر قرن هيجدهم و اوائل قرن نوزدهم که ناپلئون به هر طريقى مى‌خواست راهى به هندوستان بيابد تا آن را از چنگ انگليس بربايد، درصدد برآمد که با سلطان مسقط رابطه برقرار نمايد به همين خاطر نامه‌اى توسط يک نماينده به اين کشور فرستاد. ولى کمپانى هند شرقى انگليس که در آن ايام اعمال سياست خارجى انگلستان را در هند و کشورهاى هم‌جوار آن در دست داشت در اواخر قرن هيجدهم درصد برآمد که هم براى جلوگيرى از نفوذ فرانسه در اين منطقه و هم توسعه نفوذ خود در منطقه خليج‌فارس و درياى عمان با مسقط و عمان که متشکل‌ترين و قدرتمندترين دولت آن روز در شبه جزيره عربستان بود، ارتباط برقرار نمايد. اولين قرارداد بين کمپانى هند شرقى انگليس و سلطان مسقط در سال ۱۷۹۸ به امضاء رسيد و در سال بعد از امضاء قرارداد مذکور اولين نماينده سياسى انگليس وارد مسقط شد.


اين قرارداد که اولين قرارداد بين‌المللى مسقط و نخستين عهدنامه امضاء شده بين کمپانى هند شرقى انگليس و يکى از حکام شبه حزيره عربستان است، نه تنها موجب برقرارى نفوذ انگليس در عمان و مسقط گرديد بلکه راه را براى گسترش نفوذ انگلستان در تمام شبه جزيره عربستان و سواحل خليج‌فارس باز کرد. به همين علت کوشش فرانسه جهت نفوذ در اين کشور با شکست مواجه شد و سيدسلطان حاکم مسقط وقعى به نام ناپلئون نگذاشت. به هر حال رابطه قديمى انگلستان با سلطان عمان همچنان ادامه دارد و عمان يک کشور تابع سياست‌هاى لندن شناخته مى‌شود و حضور و نفوذ انگليس در اين کشور بيش از هر کشور ديگر در حوزه خليج‌فارس مى‌باشد.

عمان و فرانسه

فرانسه از سال ۱۸۴۰ اقداماتى براى توسعه سياسى در کشورهاى آسيائى هم‌جوار هند در خليج‌فارس و از آن جمله در مسقط آغاز کرد و مسقط و عمان چندين سال ميدان مبارزه فرانسه و انگليس بود. زيرا در تمام کشورهاى اطراف شبه قاره هند نفوذ دامنه‌دار انگلستان مثل يک خط زنجيرى کشيده شده بود و انگلستان به هيچ دولتى اجازه نمى‌داد که اين زنجير را در هم بشکند. با مرگ سلطان سعيد اختلافات شديدى بين دو فرزند او مجيد و گويني بر سر اداره سرزمين‌هاى وسيع تحت سلطه مسقط که تا آفريقا گسترش مى‌يافت در گرفت و اين اختلاف فرصتى براى مبارزه با انگليس به‌دست فرانسوى‌ها داد. انگليس‌ها نيز به فرزندان سلطان فشار آوردند که اختلافات خود را هر چه زودتر حل کنند.سرانجام دو فرزند سيد سعيد موافقت کردند که رفع اختلافات و تقسيم سرزمين‌هاى سلطان به حکميت (کانتيک) نايب‌السلطنه واگذار شود.


براساس رأى حکميتى که در سال ۱۸۶۱ صادر شد زنگبار و ساير متصرفات سلطان در آفريقا به مجيد داده شد و سرزمين مسقط و عمان از آن فرزند دوم سلطان سعيد شد. بدين ترتيب انگلستان ضمن تثبيت نفوذ خود در مسقط مانع نفوذ فرانسه در اين منطقه شد. در مقابل آزادى عملى که در متصرفات آفريقائي، سلطان سعيد به فرانسه داد از اين دولت قول گرفت که در سرزمين مسقط و عمان و در خليج‌فارس مداخله ننمايد و اين تقسيم نفوذ جزئى از تفاهم کلى فرانسه و انگلستان در سال ۱۹۰۵ نيز بود. در سال ۱۸۶۲ سفير انگلستان در دربار فرانسه و وزير خارجه فرانسه اعلاميه دو جانبه‌اى امضاء کردند که به‌موجب آن دو دولت فرانسه و انگليس استقلال سلطان مسقط و سلطان زنگبار را متفقاً تضمين نمودند و هر يک از اين دو دولت در برابر يکديگر متعهد شدند که استقلال اين دو سلطان را محترم بدارند. رقابت فرانسه و انگليس در کشور عمان بيشتر به نفع انگليس‌ها تمام شد. در ژانويه ۱۹۹۲ رئيس جمهور وقت فرانسه، فرانسوا ميتران به مدت سه روز از عمان ديدار به‌عمل آورد و طى آن بر همکارى‌هاى دو جانبه‌ در زمينه‌هاى دفاعي، انرژى و مسائل بانکى تأکيد گرديد.

عمان و آمريکا

قدرت و شهرت مسقط در سال‌هاى اوليه نوزدهم به اندازه‌اى بود که توجه کشور آمريکا را که يک کشور کاملاً دور دست بود، به‌خود جلب کرد و در دسامبر ۱۸۳۳ يک عهدنامه مودت و تجارت بين دولت آمريکا و سلطان وقت مسقط سعيد بن سلطان امضاء شد. اين عهدنامه امتبازى به بازرگانان آمريکائى در مسقط و زنگبار و ساير متصرفات سلطان مسقط داد، دولت آمريکا را مجاز داشت که يک کنسول مقيم در مسقط داشته باشد و از مزاياى قرارداد کاپيتولاسيون بهره‌مند گردد. اين عهدنامه در واقع اولين قراردادى است که آمريکا با يکى از کشورهاى خاورميانه منعقد کرده است.در سال ۱۸۲۲ نيز انگلستان با سلطان مسقط پيمانى منعقد ساخت که به‌موجب آن تجارت برده را بين قلمرو مسقط و عمان و کشورهاى مسيحى ممنوع کرد. دولت آمريکا در ادامه روابط سياسى و بازرگانى خود با سلطان عمان در اوائل قرن بيستم کنسول خود را از مسقط به‌عنوان اين که کار مهمى ندارد که انجام دهد فراخواند. در سال ۱۹۵۸ قرارداد جديدى که تحت‌عنوان عهدنامه مودت (روابط اقتصادى و حقوقى کنسولى است و جانشين عهدنامه قديمى سال ۱۸۳۳ شد) با سلطان مسقط و عمان امضاء کرد.


پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران و سقوط شاه معدوم که بزرگ‌ترين حامى سلطان قابوس در منطقه بود، دولت عمان که از ابعاد مختلف داراى ضعف بود رو به‌سوى ديگر قدرت‌ها براى تأمين امنيت خود آورده از جمله از آمريکا درخواست کمک نمود. واشنگتن نيز که از يک طرف سياست گسترش حضور نظامى خود را در خاورميانه و خليج‌فارس براساس دکترين‌کارتر تعقيب مى‌کرد و از طرف ديگر پايگاه‌هاى خود را در ايران براى کنترل شوروى از دست داده بود و روس‌ها وارد افغانستان شده بودند از اين موضوع استقبال کرده در فوريه ۱۹۸۰ عمان با آمريکا مشغول مذاکراتى به‌منظور انعقاد يک قرارداد دفاعى گشت. در ژوئن همان سال به‌موجب قراردادى ده ساله، تسهيلات بندرى و پايگاه هوائى در نقاط مختلف عمان به‌ويژه جزاير استراتژيک آن کشور در اختيار آمريکا قرارداد. بدين ترتيب پايگاه‌هاى آمريکا در جزاير ام‌الغنم در خصب، نزديک تنگه هرمز، سيب در مسقط،ثمريت در استان ظفار در نزديکى يمن به وجود آمد. جزيره استراتژيک مصيره در زمان رياست جمهورى فورد (۱۹۷۴) به آمريکا واگذار شده بود و نيروهاى دريائى و هوائى واکنش سريع آمريکا موقعيت خاصى در عمان پيدا کردند در مقابل عمان از کمک‌‌هاى مالى و نظامى آمريکا بهره‌مند شد.