در اولين مرحلهٔ يادگيري، تکليف براى فراگيرنده کاملاً تازه است. بنابراين، فرآيندهاى کلامى - شناختى بر اجراء غلبه دارند، برخى از اصولى که تمرين را در اين مرحله هدايت مى‌کنند، در زير آمده است:

ساخت تمرين

حال مى‌توانيد با گام‌هائى که تا اين مرحله برداشته‌ايد به فراگيرنده اجازه دهيد حرکتى را که آموزش داده‌ايد، حداقل به‌طور ناشيانه انجام دهد. اصولى که در اينجا حاکم هستند، عملکرد را در طول تمرين به‌طور موقت بهبود مى‌بخشند. بعدها در مرحلهٔ حرکتى مى‌توانيد بر فرآيندهائى تمرکز کنيد که اين بهبود را نسبتاً پايدار مى‌کنند؛ ولى در حال حاضر، بايد تأکيد اصلى شما بر اين باشد که اجراءکننده برآوردى معمولى از مهارت مورد نظر به‌دست آورد.


تمرين اوليه. يک روش مفيد در تمرين اوليه اين است که بگوئيد اين کار را بکنيد و سپس حرکت را بدون هرگونه توضيحى نمايش دهيد. فراگيرندگان اغلب در اولين کوشش مى‌توانند حرکت را تقليد کنند. پس از آن مى‌توانيد جنبه‌هاى جزئى‌تر را آموزش دهيد. اگر شاگردان شما نتوانند حرکت را انجام دهند، روش‌هاى ديگرى را امتحان کنيد. مهارت را به چند قسمت تقسيم کنيد (در صورتى که تعامل بين قسمت‌ها کم باشد) تا بتوانيد آنها را به‌طور بخش بخش تمرين کنيد. از فنون راهنمائى نيز مى‌توانيد به‌طور مؤثرى استفاده کنيد، مانند کمک بدنى به شاگرد در انجام حرکت، راهنمائى کلامى در مهارت‌هاى زنجيره‌اي، استفاده از وسايل مصنوعى براى جلوگيرى از خطا (مانند وسيلهٔ غوطه‌ورى در شنا يا چرخ‌هاى کمکى در دوچرخه‌ٔ کودکان). با وجود اين، معمولاً در اين روش‌ها بيش از حد استفاده مى‌شود، حال آنکه بايد هوشيارانه مورد استفاده قرار گيرند.


تمرين مسدود و تصادفي. در مرحلهٔ اول يادگيري، تمرين مسدود - يعنى کوشش‌هاى متوالى براى يک مهارت - مؤثرترين روش تمرين است. تمرين تصادفى در مرحلهٔ بعد، يعنى مرحلهٔ حرکتى اهميت مى‌يابد، اما در حال حاضر هدف اين است که فراگيرنده انجام حرکت را بياموزد. اگر فراگيرنده بايد چند مهارت اساسى را ياد بگيرد، آنها را بين مهارت‌هاى جزئى‌ترى جاى دهيد و به‌طور مخلوط، يکى در ميان تمرين دهيد. اين کار قابليت شاگرد شما را براى انجام تعديلات لازم به‌منظور انجام حرکت به حداکثر مى‌رساند.


تمرين ثابت و متغير. در مهارت‌هائى که الگوى حرکتى بايد براى رسيدن به هدف محيطى تغيير يابد (مانند شوت توپ فوتبال به مسافت‌هاى گوناگون) براى يادگيرى الگوى پايه از تمرين ثابت استفاده کنيد. همين که شاگرد شما توانائى انجام حرکت را به‌طور قابل قبولى به‌دست آورد، از تمرين متغير (در مرحلهٔ حرکتي) استفاده کنيد.


بازخورد. اولين مرحلهٔ يادگيرى بيش از ساير مراحل به بازخورد نياز دارد. هدف اين است که خطاهاى بزرگ در الگوى حرکتى را اصلاح کرد. اگر امکان بازخورد دادن پس از هر کوشش فراهم شود، فراگيرنده به سوى هدف راهنمائى مى‌شود. دربارهٔ الگوى عمل بازخورد بدهيد (آگاهى از اجراء، KP) نه دربارهٔ پى‌آمد عمل و رسيدن به هدف محيطى (آگاهى از نتيجه، KR) تا به اين ترتيب فراگيرنده بتواند برنامهٔ حرکتى تعميم يافتهٔ حرکت را بياموزد. بازخورد تجويزى بدهيد به‌طورى که فراگيرنده بداند دفعهٔ بعد براى بهبود الگوى حرکت چه بايد کند. بازخورد بايد ساده باشد و فقط به يک تغيير در الگو اشاره کند. به روش تشويقى و مثبت بازخورد بدهيد و اگر ممکن است از کلمات انگيزاننده استفاده کنيد، مانند: عالى بود، ولى دفعهٔ بعد سرت را بالاتر بگير. هر زمان که ممکن است، چند نفر را به‌کار بگيريد تا به گروه‌هاى مختلفى که مهارت‌هاى مختلفى را تمرين مى‌کنند، بازخورد بدهند.


به‌طور کلى در مرحلهٔ کلامى - شناختى نکاتى وجود دارد که به خاطر سپردن آنها موفقيت را به حداکثر مى‌رساند:


- هدف، تقريب خام چند مهارت ساده است؟


- از روش‌هاى انگيزشى استفاده کنيد؛


- از دستورالعمل‌ها و نمايش مهارت‌هاى ساده استفاده کنيد؛


- اول از روش ارائه حرکت به‌طور مستقيم (اين کار را بکن) استفاده کنيد و اگر موفق نشديد، به تمرين بخش بخش و راهنمائى بپردازيد؛


-از تمرين مسدود و ثابت استفاده کنيد؛


- دربارهٔ خطاهاى مربوط به طرح‌يابى حرکت مکرراً بازخورد دهيد (KP).

آماده‌سازى‌هاى تمرين

اگر پيش از آغاز تمرين بدنى پيش‌بينى‌هاى لازم را به‌عمل آوريد، امور با سهولت پيش خواهند رفت. اگر تمام مهارت‌هائى را که بايد آموزش دهيد - چه ساده و چه مشکل - شناسائى کنيد، طرح‌ريزى تمرين ساده‌تر خواهد شد. چند مهارت اساسى ساده، شامل حرکت‌هاى مفصلى معدود با حداقل هماهنگى بين اعضاء را براى نمايش انتخاب کنيد. در اين مرحله، هدف اصلى شما به‌عنوان مربى اين است که شاگرد شما توانائى انجام حرکتى را تقريباً شبيه به آنچه شما نشان داده‌ايد، به‌دست آوريد.


انگيزش. معمولاً اولين گام در تدريس اين است که براى يادگيرى انگيزش ايجاد کنيم. فراگيرندگان براى يادگيرى مهارت به‌ دليل نياز دارند. انگيزش مى‌تواند به شکل فيلم، نوار ويدئو، عکس يا نمايش دادن چند حرکت باشد. در تدريس ژيمناستيک اغلب مى‌توان از يک عضو تيم ژيمناستيک خواست که چند مهارت ساده و چند مهارت پيشرفته را نشان دهد. اين عمل نه فقط فراگيرندگان را با آنچه بايد بياموزند آشنا مى‌کند، بلکه تمايل آنها را براى يادگيرى افزايش مى‌دهد.


دستورالعمل‌ها. پس از اين، مى‌توان با تکيه بر يادگيرى مشاهده‌اى از دستورالعمل‌ها، نمايش و الگودهى هر مهارت استفاده کرد. اين فرآيند هم انگيزاننده است و هم به منزلهٔ گام‌هاى اوليه به سوى اجرا است. در اين مرحله تمرکز بر اين است که فراگيرنده براى چه کارى تلاش مى‌کند، اجراء چگونه ارزشيابى شود، فراگيرنده چگونه بايستد و وسيله را بگيرد، به چه نگاه کند و چه کارى را انجام ندهد. نکتهٔ اصلى اين است که دستورالعمل‌ها بايد ساده و کوتاه باشند و فقط به چند ويژگى اصلى اشاره کنند؛ زيرا تبديل توصيفات کلامى به‌عمل بسيار مشکل است.