هدف تمرين: مهارت ملاک. احتمالاً مهمترين تصميمى که بايد گرفت، دربارهٔ هدف کلى تمرين يا مهارت ملاک است. مهارتى که تدريس مى‌کنيد بايد به چه شکل يا در چه موقعيتى ارائه شود؟ از شاگردان مى‌خواهيد در نتيجهٔ تدريس، توانائى انجام چه کارهائى را داشته باشند؟ بديهى است اغلب مربيان از شاگردان خود مى‌خواهند طى تمرين به خوبى عمل کنند و اين يک ملاک است. با وجود اين، يادگيرى چندين ملاک مهم ديگر نيز دارد و تصميم دربارهٔ اينکه کدام يک از آنها مهمتر هستند، بستگى به نحوهٔ سازماندهى تمرين دارد. اساساً ملاک ديگر وجود دارد:


ياددارى دراز مدت. گاهى اوقات ملاک اين است که مهارت تمرين شدهٔ به‌خصوصى را براى اجراء آتى حفظ کرد؛ براى مثال، مهارتى که در رشته‌هاى کمان‌کشي، شيرجه، شنا، پرش طول و مانند آن تمرين مى‌شود، کم و بيش به مهارت مسابقه شباهت دارد؛ زيرا تکليف به خوبى استاندارد شده است. در اينجا، تمرکز بر اين است که تمرين چگونه قابليت ياددارى درازمدت مهارت را به‌وجود آورد تا مهارت بتواند در موقعيت‌هاى آتى به‌کار آيد. برخى از متغيرهائى که ياددارى درازمدت را افزايش مى‌‌دهند، آموخته‌ايد مانند آرايش تصادفى تمرين، پرهيز از بازخورد دادن در هر کوشش و تسهيل خودکار شدن به‌وسيلهٔ نقشه‌ريزى تصادفي. اگر مهارت ملاک با آنچه تمرين مى‌شود، يکسان باشد (مانند مثال قبل) ارزش تمرين متغير مورد سؤال قرار خواهد گرفت. تمرين بايد تا سر حد ممکن به شرايط واقعى انجام تکليف شباهت داشته باشد.


تعميم. با وجود اين، در اکثر مهارت‌هائى که مردم تمرين مى‌کنند، هدف اين است که يادگيرى انجام شده را با ايجاد تغييراتي، در زمينه يا مهارتى ديگر به‌کار ببرند، يعنى آن را به موقعيتى جديد تعميم دهند. اين تغييرات، گاهى مانند تغيير در سرعت يا نيروى انجام حرکت است، مانند پرتاب به پايگاه اول (در بيسبال) از فاصله و جهتى متفاوت. در موقعيت‌هاى ديگر، مشکل اين است که رفتار تازه‌اى را انجام دهيم، مانند تصميم‌گيرى يک فوتباليست براى اينکه به کدام جهت بدود، البته پس از اينکه بخش طرح‌ريزى شدهٔ بازى به پايان رسيد. گاهى فرد بايد در محيط تازه‌اى عمل کند، مانند صخره‌نوردى که هرگز دوبار دست خود را به نقطهٔ يکسانى از يک سنگ نگرفته است. در هر کدام از موقعيت‌هاى ذکر شده، مهارت ملاک با آنچه در تمرين تجربه شده، متفاوت است.


در اينجا تمرين بايد براى رسيدن به اين ملاک طرح‌ريزى شود، به‌ويژه با ايجاد انتقال نزديک از تمرين به مهارت هدف. تمريناتى که نسبتاً کليشه‌اى هستند (مانند تمريناتى که با هدف ياددارى انجام مى‌شوند) براى منظور فوق کفايت لازم را ندارند؛ زيرا اين‌گونه تمرينات به اندازهٔ کافى تعميم‌پذير نيستند. در چنين مواردى بايد از تمرينات متغير استفاده کرد تا فراگيرنده قابليت تغيير در پارامترهاى حرکت براى برآورده کردن نياز محيطى را به‌دست بياورد. همچنين تمرين کردن در محيط تغييرپذير به‌دليل تصميم‌گيرى در موقعيت‌هاى جديد بسيار اهميت دارد؛ در صورتى که در تمرين براى خودکار شدن و يکنواختى حرکت، به محيط تغييرپذير نيازى نيست. در اينجا تمرين تصادفى نيز اهميت ويژه‌اى دارد؛ زيرا به فراگيرنده تجربهٔ ايجاد راه‌حل‌هاى تازهٔ مشکلات حرکتى را مى‌دهد، تمرين تصادفى نوعى تمرين بازيابى است.


قابليت عمومى حرکت. گاهى اوقات تمرينات انجام شده، با هدف فاصلهٔ بسيار دارند؛ براى مثال يکى از اهداف عمومى برنامه‌هاى ورزشى در کودکان کم سن و سال اين است که قابليت حرکت مؤثر آنها افزايش يابد، از نظر حرکتى کارآمد باشند، براى حرکت استعداد و آمادگى يابند، در موقعيت‌هاى تازه اعتماد به نفس داشته باشند و مانند آن. در تدريس حرکات موزون، قصد مربى اين است که شاگردان او حرکات تازه‌اى را که بعداً ابداع مى‌شود نيز به راحتى انجام دهند. بنابراين، برخى از فوائد تمرين در موقعيت‌هاى جديد شکوفا مى‌شوند و مهارت‌هاى تمرين با ملاکى که در آينده وجود دارد بسيار متفاوت است. اغلب اوقات هدف تمرين تسهيل يادگيرى آينده است، به‌طورى که تجربيات به‌دست آمده براى يادگيرى مهارت جديد به‌کار رود. تمام موارد فوق متضمن مفهوم انتقال دور است؛ انتقال به تکليف‌ها و موقعيت‌هائى که از آنچه تمرين مى‌شود، بسيار بعيد است. بنابراين، تمرين بايد متغير باشد و در آن بر تبحر يک مهارت ويژهٔ انفرادى تأکيد نشود.