اگر بخواهيد براى يک کوشش به‌خصوص بازخورد بدهيد، با چه فاصله‌اى پس از انجام حرکت اين کار را انجام مى‌دهيد؟ معمولاً گفته مى‌شود که بازخورد فورى مطلوب و مفيد است. اين باور باعث شده است که مربى تلاش کند تا براى افزايش يادگيري، پس از اجراء هرچه سريع‌تر بازخورد بدهد. اگر زمان بازخورد در يادگيرى نقشى دارد، اين نقش چيست؟


زمانبندى بازخورد به‌وسيلهٔ دو فاصلهٔ تأخير در شکل (بعضى از فاصله‌هاى مهم، زمانبندى خبرهاى بازخوردى را در طول تمرين مشخص مى‌کنند) نشان داده شده است. فاصلهٔ بين انجام يک عمل تا زمان ارائهٔ بازخورد را تأخير بازخورد (Feedback) مى‌گويند، در حالى که فاصلهٔ بين ارائهٔ بازخورد تا کوشش بعد را تأخير پس از بازخورد (Postfeedback delay) مى‌نامند. جمع اين دو تأخير، فاصلهٔ بين دو کوشش را به‌وجود مى‌آورد. در محدودهٔ عملي، اين مقادير ممکن است براساس تمايل مربي، کم يا زياد باشند.


بعضى از فاصله‌هاى مهم، زمانبندى خبرهاى بازخوردى را در طول تمرين مشخص مى‌کنند.
بعضى از فاصله‌هاى مهم، زمانبندى خبرهاى بازخوردى را در طول تمرين مشخص مى‌کنند.

تأخير بازخورد و يادگيرى حرکتي. بنابر ديدگاه خبرپردازى بازخورد، فراگيرنده از بازخورد براى اصلاح خطا استفاده مى‌کند. اگر زمان بازخورد دادن از زمان انجام عمل فاصله داشته باشد و تا آن زمان فراگيرنده ويژگى‌هاى عمل را فراموش کند، آيا سودمندى بازخورد کم نخواهد شد؟ ممکن است شما اين‌گونه فکر کنيد، اما ببينيم شواهد چه مى‌گويند.


تأخير بازخوردى تهى (Empty feedback delays). فرض کنيد فاصلهٔ زمانى بين يک حرکت و بازخورد مربوط به آن افزايش يابد؛ به‌طورى که اين فاصله از رويدادهاى معنى‌دار تهى باشد (مکالمه، کوشش ديگر و مانند آن؛ البته بديهى است که اين فاصله هرگز به‌طور حقيقى تهى نخواهد بود). دانشمندان در تحقيقات يادگيرى حرکتى انسان دريافتند که تأخير تهى اثر منظمى بر يادگيرى ندارد (سالمونى - Salmoni، اشميت و والتر؛ ۱۹۸۴). مدت تأخير در تحقيقات آنها از چند ثانيه تا چند دقيقه متغير بود. فقدان هر گونه اثر کاهندهٔ يادگيرى اکثر دانشمندان را متعجب کرد؛ زيرا طبق پيش‌بينى براساس ديدگاه خبرپردازي، فاصله‌هاى طولانى باعث دخالت در يادگيرى خواهد شد. به هر حال، زمانى که بين يک حرکت و بازخورد آن عملى انجام نشود، لازم نيست مربى نگران ارائه هرچه سريع‌تر بازخورد باشد.


بازخورد آنى (Instaneous feedback). اين برداشت کلي، يک استثناء دارد و آن زمانى است که بازخورد بلافاصله پس از انجام حرکت داده شود. بسيارى از مربيان با اين باور که بازخورد سريع براى يادگيرى مفيد است، سعى در به حداقل رساندن تأخير بازخورد داشته‌اند. به‌طورى که اساساً بازخورد آنى مى‌دهند. اين پديده در شبيه‌سازهاى پيچيده ديده مى‌شود، يعنى هنگامى که کامپيوتر، بازخورد مربوط به خطا را فورى ارائه مى‌کند. بازى‌هاى ويدئويى نيز اين پديده را به خوبى نشان مى‌دهند؛ وقتى متجاوز فضائى با شليک اسلحهٔ شما فورى نابود مى‌شود، در مى‌يابيد که هدف‌گيرى و زمانبندى شليک کامل بوده است. بازخورد آني، پى‌آمد طبيعى بسيارى از حرکات در زندگى روزمره است که در آن بازخورد درونى بلافاصله در دسترس است و فرد را از نتيجهٔ حرکتش آگاه مى‌کند (مانند ديدن پرواز توپ گلف).


هرچند به‌نظر مى‌رسد که بازخورد آنى به سود يادگيرى است، برخى از تحقيقات اخير نشان مى‌دهد که ارائهٔ آنى بازخورد نسبت به ارائهٔ آن با چند ثانيه تأخير، عملاً براى يادگيرى زيان‌بخش است (سوينن - Swinnen، اشميت، نيکلسون و شاپيرو، ۱۹۹۰). اين پديده در شکل (بازخورد آني، يادگيرى مهارت زمانبندى تصادفى را تضعيف کرده است - برگرفته شده از سوينن، اشميت، نيکلسون و شاپيرو، ۱۹۹۰) نشان داده شده است. در اين شکل مى‌بينيد که گروه بازخورد آني، تکليف کامپيوترى ضربه زدن به توپ بيسبال را در روز دوم تمرين و در چندمين آزمون ياددارى که تا ۴ ماه بعد برگزار شد، از گروه بازخورد درنگيده ضعيف‌تر انجام داد. اين پديده را مى‌توان اين‌گونه تفسير کرد که بازخورد آني، فراگيرنده را از پردازش بازخورد حاصل از پاسخ باز مى‌دارد (مانند اينکه حرکت چه احساسى را به‌وجود آورد، چگونه صدا کرد، يا چگونه به‌نظر آمد). توجه به بازخورد تصنعى مربي، همان‌گونه که در مباحث قبلى ذکر شد، توانائى شناسائى خطا را کاهش مى‌دهد.


بازخورد آني، يادگيرى مهارت زمانبندى تصادفى را تضعيف کرده است (برگرفته شده از سوينن، اشميت، نيکلسون و شاپيرو، ۱۹۹۰).
بازخورد آني، يادگيرى مهارت زمانبندى تصادفى را تضعيف کرده است (برگرفته شده از سوينن، اشميت، نيکلسون و شاپيرو، ۱۹۹۰).

روش بسيار جالب گسترش اين يافته‌ها چنين است که مسدود کردن بازخورد آنى درونى به مدت چند ثانيه پس از انجام حرکت نيز بر يادگيرى تأثير مثبتى دارد. مى‌توان در پرتاب آزاد توپ بسکتبال، پس از اينکه توپ از دست‌هاى بازيکن رها شد، ديدِ وى را به‌وسيلهٔ پرده‌اى مسدود کرد. مسدود کردن ديدِ گلف‌باز به اين منظور که پرتاب توپ خود را نبيند يا بستن چشم‌هاى فوتباليستى که دريبل مى‌کند نمونه‌هاى ديگرى از مسدود نمودن بازخورد آنى درونى است. از آنجا که اين روش‌ها به‌طور کامل مطالعه نشده‌اند، در گسترش اين يافته‌ها بايد بسيار احتياط کرد.