پس از دو روز، وقتى يادگيرى به‌وسيلهٔ آزمون ياددارى ارزيابى شد، کاهش بازخورد با افزايش يادگيرى همراه بود و برخلاف ديدگاه ثورندايک يادگيرى را تضعيف نکرد. خطاى کمتر گروه ۵۰ درصد در شکل (کاهش تواتر نسبى يادگيرى را تسهيل مى‌کند)، نمونه‌اى از اين تأثير است. يادگيرى بيشتر به‌وسيلهٔ بازخورد کمتر، در ديدگاه ثورندايک چگونه توجيه مى‌شود؟ يک پاسخ اين است که چشم‌پوشى از بازخورد در برخى از کوشش‌ها، فرآيندهاى خبرپردازى متفاوتى را در تمرين به‌وجود مى‌آورد که به روش‌هاى مختلفى يادگيرى را افزايش مى‌دهند. اين فرآيندها برخلاف تأثيرات وابستگى‌آور بازخورد عمل مى‌کنند و در نتيجه باعث ياددارى درازمدت مؤثرى مى‌شوند. اين نظر، در همين مبحث به‌طور گسترده‌ترى مورد بحث قرار خواهد گرفت.


بازخورد حذف شده. يکى از راه‌هاى کاهش فرآيندهاى درونى وابستگى‌آور بازخورد، استفاده از بازخورد حذف شده (Faded feedback) است. در اين روش به فراگيرنده با تواتر نسبى زيادى (مثلاً ۱۰۰ درصد) بازخورد مى‌دهند. فراوانى بازخورد در ابتداى يادگيري، حرکت را به سوى الگوى هدف هدايت مى‌کند و تا زمانى که بازخورد وجود دارد، حرکت به هدف نزديک خواهد بود. مربى براى جلوگيرى از وابستگى فراگيرنده به بازخورد همگام با تکامل مهارت، تواتر نسبى آن را کاهش مى‌دهد. اين همان فرآيندى است که در شکل (کاهش تواتر نسبى يادگيرى را تسهيل مى‌کند) روى گروه ۵۰ درصد انجام شده است. اجراء فراگيرنده با حذف بازخورد در چند کوشش به شرطى که وى مهارت را نسبتاً خوب آموخته باشد، خيلى ضعيف نخواهد شد. اگر اجراء به‌طور جدى افت کند، مربى مى‌تواند مجدداً در يک يا دو کوشش بازخورد بدهد تا حرکت را بار ديگر به هدف نزديک کند تا جائى که باز هم بتواند بازخورد را حذف کند. مربى مى‌تواند برنامه‌ريزى بازخورد را به‌طور جداگانه، با سطح تبحر و ميزان پيشرفت هر فراگيرنده هماهنگ کند و به اين ترتيب آن را با تفاوت‌هاى فردى در قابليت‌هاى هر فرد مطابق سازد. هدف مطلوب اين است که فراگيرنده، توانائى انجام حرکت مستقل را بدون اتکاء به بازخورد به‌دست بياورد. عليرغم اهميت بازخورد در تبديل حرکت به الگوى ماهرانه، به‌نظر مى‌رسد که براى يادگيرى پايدار مهارت، نهايتاً بايد بازخورد را حذف کرد.


بازخورد دامنه‌اي. روش ديگر براى جلوگيرى از تأثيرات وابستگى‌آور بازخورد متواتر، استفاده از شيوهٔ بازخورد دامنه‌اى (Bandwidth feedback) است (شروود، ۱۹۸۸). مربى براساس دامنهٔ از پيش تعيين شدهٔ صحت به بازيکن گلف بازخورد مى‌دهد. اين دامنه ممکن است يک فاصلهٔ ۲۰ سانتى‌مترى از موقعيت قابل قبول سر باتون گلف در انتهاى تاب دادن آن باشد. اگر حرکت در دامنهٔ صحيح انجام گرفت، بازخوردى داده نمى‌شود، اما اگر حرکت در خارج از دامنه صورت پذيرفت، بازخوردى که نشان‌دهندهٔ مقدار و جهت خطا است داده مى‌شود. اين روش، در شکل (بازخورد دامنه‌اى به يادگيرى کمک مى‌کند) به تصوير کشيده شده است. اين شکل نشان‌دهندهٔ ۱۰ کوشش فرضى براى ضربه زدن به توپ است. ناحيهٔ سايه‌دار، نشان‌دهندهٔ دامنهٔ صحت است. در اين مثال، فراگيرنده در کوشش‌هاى ۱، ۲، ۶ و ۹ بازخورد دامنه‌اى دريافت مى‌کند و در کوشش‌هاى ديگر هيچ بازخوردى نمى‌گيرد.


بازخورد دامنه‌اى به يادگيرى کمک مى‌کند. بازخورد فقط زمانى داده مى‌شود که حرکت در خارج از دامنهٔ صحت انجام پذيرد.
بازخورد دامنه‌اى به يادگيرى کمک مى‌کند. بازخورد فقط زمانى داده مى‌شود که حرکت در خارج از دامنهٔ صحت انجام پذيرد.

اين روش چندين مزيت دارد. اول اينکه در اين روش بازخورد حذفى به‌عنوان يک پى‌آمد جانبى داده مى‌شود. معمولاً در ابتداى يادگيري، حرکت بيشتر در خارج از دامنه انجام مى‌شود، اين امر باعث مى‌شود که مربى به تواتر بازخورد بدهد؛ با افزايش مهارت، حرکت بيشتر در داخل دامنه انجام مى‌پذيرد و به همين نسبت از بازخورد چشم‌پوشى مى‌شود، اين روند به بازخورد حذفى شباهت دارد. دوم، فراگيرنده براى حرکاتى که در داخل دامنه انجام مى‌دهد تقويت مثبت مى‌شود يا پاداش دريافت مى‌دارد؛ حتى اگر بازخوردى هم نگيرد، مى‌داند که حرکت او نسبتاً خوب بوده است و آن را تکرار مى‌کند. نهايتاً صرف‌نظر کردن از بازخورد در کوشش‌هاى صحيح، حرکت يکنواخت را تسهيل مى‌کند، بنابراين فراگيرنده در هر کوشش به تغيير دادن حرکت ترغيب نمى‌شود. حذف اصلاح کوشش به کوشش اجراء را استوار مى‌کند و حافظهٔ پايدار مؤثرترى را به‌وجود مى‌آورد.