مواردى که تا کنون ذکر شد، نشان مى‌دهد معلم يا مربى بايد براى اصلاح مؤثر حرکات، بازخوردى تجويزى (Prescriptive feedback) را فراهم کند (نيوول و مک گينس - Mcginnis، سال ۱۹۸۵). تجويز مربى بايد راه حلى براى خطاى حرکت تجويز کند، همان‌گونه که پزشک داروئى را تجويز مى‌کند. برخى از بازخوردهاى مختلف داراى اين ويژگى هستند، مانند اين بار دستت را بيش از حد لازم تاب دادي. بديهى است گفتن اين واقعيت که تاب دادن دست ۸۸ سانتى‌متر بوده، در زمانى که وى نداند هدف ۱۰۰ سانتى‌متر است، بى‌فايده است. همچنين بازخوردى مانند زياد خوب نبود، براى ايجاد تغيير مطلوب در حرکت، اطلاعات مفيدى ندارد، پس بايد از آن پرهيز شود. سعى کنيد تا فراگيرنده را به سوى راه حل مؤثر راهنمائى کنيد.


خلاصه:


بعضى از مهمترين اصول بازخورد، در زير خلاصه شده‌اند:


- در يادگيري، بازخورد دربارهٔ جهت خطا از هر بازخوردى مفيدتر است.


- معمولاً بازخوردى که دربارهٔ مقدار خطا است، زمانى مفيد است که به جهت خطا نيز اشاره شود.


- بازخورد دقيق تا حدى مفيد است، اما افزودن دقت بازخورد، بهرهٔ يادگيرى را افزايش نمى‌دهد.


- بازخورد بايد ماهيتى تجويزى داشته باشد، طورى که فراگيرنده بداند در تلاش بعدى حرکت را چگونه اصلاح کند.


فيلم، ويدئو و ساير تجهيزات بازخوردي. استفاده از وسايل ثبت‌کننده که اساس حرکات فراگيرنده را ضبط مى‌کند، يکى از راه‌هاى مؤثر فراهم آوردن، بازخورد دربارهٔ اجراء او مى‌باشد. اطلاعاتى را که به‌وسيلهٔ اين دستگاه‌ها ثبت مى‌شود مى‌توان به‌عنوان بازخورد استفاده کرد.


ترسيم نمودار روى کاغذ شطرنجي. پيشگامان اين روش، حرکات اجراءکننده را روى کاغذ شطرنجى به‌صورت نمودارهائى رسم مى‌نمودند، مانند نمودار مربوط به استارت دوِ سرعت که اجزاء آن زمان و نيرو بودند (هاول -Howell سال ۱۹۵۶) يا نمودارهاى مشابهى که به تکليف‌هاى صنعتى مربوط مى‌شد (تيفين - Tifin و راجرز - Rogers سال ۱۹۴۳). سپس با انطباق نمودار حرکت فراگيرنده، آنها را به او نشان مى‌دادند. اخيراً، محققان از تجهيزات کامپيوترى استفاده مى‌کنند که در آن بازخورد مربوط به ويژگى‌ مورد نظر حرکت، بلافاصله بر روى صفحهٔ کامپيوتر نمايش داده مى‌شود و فراگيرنده را به سوى عملى مؤثرتر راهنمائى مى‌کند.


فيلم. فيلم‌برداى از اجراء، مخصوصاً از بازى‌هاى فوتبال آمريکائى سال‌ها است که معمول است. واضح است که يک تيم با مشاهدهٔ فيلم حريف خود مى‌تواند نقشه‌اى را براى بازى بعدى طراحى کند؛ اما اين فرآيند ممکن است به‌عنوان بازخورد براى تيم خودى نيز مورد استفاده قرار گيرد. با استفاده از فيلم بازيکن مى‌تواند خودش را در حين عمل ببيند، اشتباهات خود را تحليل کند و مؤثرترين الگوهاى حرکتى خود را براى استفادهٔ بعدى شناسائى کند. فيلم انگيزاننده است؛ زيرا اجراءکننده از ديدن خود در حين انجام عمل و خنديدن به خطاهاى خود، لذت مى‌برد.


فيلم به‌عنوان يک ابزار يادگيرى محدوديت‌هائى دارد؛ زيرا مستلزم زمانى طولانى براى ظهور است و ممکن است در فاصلهٔ بين انجام عمل و نمايش فيلم (بازخورد) اتفاقات مختلفى رخ دهد. براى فراگيرنده مشکل است که به ياد آورد چگونه خطاى به‌خصوصى را مرتکب شده است و چگونه از رخ دادن مجدد آن جلوگيرى کند.


نوار ويدئو. نوار ويدئو وسيلهٔ رايجى براى بازخورد دادن است. در دههٔ ۱۹۶۰ پس از اينکه دستگاه ويدئو به‌طور تجارى در اختيار عموم قرار گرفت، مربيان ژيمناستيک از آن براى بازخورد دادن در حين تمرين و ضبط مسابقات استفاده کردند. نوارهاى ويدئوئى بسيارى از مشکلات فيلم‌ها را حل کردند. با استفاده از نوار ويدئويى مى‌توان پس از چند لحظه، اجرا را به‌طور رنگى همراه با صدا و تصوير مناسب مشاهده کرد.


با وجود اين، روث اشتاين (Rothstein) و آرنولد (Arnold) در سال ۱۹۷۶ با بررسى شواهد مربوط به مشاهدهٔ نوارهاى ويدئويى با کمال تعجب دريافتند که چنين بازخوردى هميشه براى يادگيرى مناسب نيست. احتمالاً نوارهاى ويدئويى اطلاعات بيش از حدى را نشان مى‌دهند و فراگيرنده دقيقاً نمى‌داند کدام يک از آنها را بايد به عنوان بازخورد استخراج کند. همان‌گونه که قبلاً بحث شد، ارائه منابع متعدد بازخوردى در يک زمان مؤثر نيست؛ زيرا فراگيرنده هر بار فقط مى‌تواند يک يا دو ويژگى حرکت را تغيير دهد. بنابراين مى‌توان نتيجه گرفت که در مشاهدهٔ نوارهاى ويدئويي، اشاره کردن مربى يا معلم به نکات مهم بسيار بااهميت است. اين دو محقق دريافتند که تماشاى نوارهاى ويدئويى همراه با تذکر مربى نسبت به نکات مهم به نوعى ديگر، بسيار سودمندتر از زمانى است که فراگيرنده بدون اشاره به اين نکات نوار را تماشا کند. نوارهاى ويدئويى ممکن است ابزار يادگيرى به حساب آيند، اما براى درک چگونگى استفادهٔ مؤثر از آنها بايد تحقيقات ديگرى انجام شود.