از آنجا که در هر کوشش مى‌توانيد در مورد جنبه‌هاى بى‌شمارى از حرکت بازخورد دهيد، اين امکان به‌طور جدى وجود دارد که حجم زيادى از اطلاعات را در اختيار فراگيرنده قرار دهيد. قابليت خبرپردازى و حافظهٔ فراگيرنده - به‌ويژه اگر کودک باشد - محدود است؛ بنابراين جاى ترديد است که آيا وى مى‌تواند همهٔ اطلاعاتى را که در يک بازخورد به او داده مى‌شود، دريابد و نگه دارد. همچنين در توانائى وى براى اصلاح چند جانبهٔ حرکت بعدى - به‌ويژه اگر بارخورد دريافت شده دربارهٔ طرح‌‌يابى حرکت باشد - نيز بايد ترديد کرد. بازخوردى مانند ”حرکت بازو را قوى‌تر از چرخش تهيگاه انجام بده، و حرکت تهيگاه را زودتر آغاز کن“ به سختى به يک اصلاح مؤثر تبديل مى‌شود. آيا شما مى‌توانيد به توصيه‌هاى شکل زير عمل کنيد؟ در چنين موردي، بهتر است که ابتدا، مهمترين خطا را شناسائى کنيد و دربارهٔ آن بازخورد دهيد. زمانى که فراگيرنده در اين جنبه تبحر پيدا کرد، بازخورد بعدى را بدهيد.


بازخورد بايد به آسانى فهميده شود و مربوط به يک جنبه از حرکت باشد
بازخورد بايد به آسانى فهميده شود و مربوط به يک جنبه از حرکت باشد

بازويت را زودتر تاب بده، پس از آن کمرت را بچرخان، به دقت توپ را نگاه کن و در انتهاى ضربه راکت را نچرخان. متوجه شدي؟


به‌طور کلي، بازخوردهاى متعدد را يکجا ارائه نکنيد؛ زيرا اطلاعات بسيار زياد، مفيد نيستند. با اين حال، اگر بازخورد شما دربارهٔ يک متغير پارامتري، که آسانتر به‌کار مى‌آيد، مى‌توانيد در يک زمان بيش از يک بازخورد دهيد؛ براى مثال فراگيرنده‌اى که برنامهٔ حرکتى مناسبى را به‌خوبى آموخته است، اين بازخورد شما را، ”دفعهٔ بعد دامنهٔ حرکت را بيشتر کن و آن را سريعتر انجام بده“، تقريباً به آسانى انجام مى‌دهد.