مى‌توان به مدل مفهومى به‌عنوان يک سيستم کنترل حلقه باز نظر کرد. در صورتى که بازخورد نيز به آن اضافه شود (بخش بدون سايه) ممکن است اصلاحات لازم براى حرکت را از طريق ساير حلقه‌ها ايجاد کند. اين مدلِ مفهوميِ کامل براى عملکرد خود برحسب نوع کار، دو روش مختلف را اتخاذ مى‌کند. اگر حرکت بسيار آهسته باشد، کنترل به‌وسيلهٔ فرآيندهاى بازخوردى اعمال مى‌شود و اگر حرکت بسيار سريع باشد، در اين‌صورت بخش کنترل حلقه باز بر آن مسلط است. رفتار حرکتى تنها به‌وسيلهٔ حلقه باز يا بسته کنترل نمى‌شود بلکه امتزاجى پيچيده از هر دو جريان در آن دخالت دارد.


براى اعمال بسيار سريع، نظريهٔ برنامه‌هاى حرکتى مفيد است؛ زيرا ايده‌ها و کلماتى را به ما مى‌دهد که مى‌توانيم در مورد سازمان عملکرد سيستم حرکت صحبت مى‌کنيم. اگر گفته مى‌شود که يک حرکت معين عمل برنامه‌ريزى شده است، به‌نظر مى‌رسد که آن حرکت از پيش برنامه‌ريزى و کم و بيش به‌طور واحد شروع و بدون تغيير زياد ناشى از بازخورد انجام مى‌شود. اين کلام نوعى کنترل حرکتى را توصيف مى‌کند که داراى سازمان مرکزى حرکت است، در جائى که جزئيات آن حرکت در سيستم عصبى مرکزى تعيين شده، سپس به طرف عضلات فرستاده شده است، نه اينکه کنترل محيطى بوده و در آن بازخورد به‌کار رفته باشد. هر دو شيوهٔ کنترل ممکن است به ماهيت حرکت و زمان اجراء آن و ساير عوامل ديگر بستگى داشته باشد.